دیدگاه‌ها

نام این خیابان چیست؟

عصرسرد زمستان است. آفتاب خسته و بی‌رنگ، خطی به‌سوی غروب می‌کشد. باد دربرابر نگاه من، گیج و آسیمه‌سر چرخ می‌خورد. گویی در دهلیزی ناشناخته راه می‌روم. خیابان را، کوچه را، خانه‌ام را گم کرده‌ام.

گزارشی از یک شاهد عینی از روز ۱۹ دی

جز ادامه اعتراض، راه دیگری وجود ندارد نوزدهم دی با دوستانم قرارگذاشته بودیم دراعتراضات آن روز شرکت کنیم. تصمیم گرفتیم درمحل سکونت خودمان نباشیم و به منطقه دیگری رفتیم. جمعیتی باورنکردنی خیابان را

خطاب به رفقای کارگر و به همهٔ زحمتکشان و ستمدیدگان ایران! خطاب به رفقای فعال در جنبش چپ و سوسیالیستی ایران!

از چهلمین روز کشتار رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی، چند روز گذشته است. با این وجود جامعه هنوز عزا دار است. اگر چه مردم ایران ۴۷ سال عملکرد فاشیسم مذهبی و جنایات هولناک این رژیم و تمام ددمنشیهای آنرا

در بزرگداشت ۱۹ بهمن و جنبش رهایی بخش سیاهکل

از بدو پیدایش نظام سرمایه داری و زایش خیل کارگران مزد بگیر از زهدان استبداد فئودالی ، شرایط مبارزه با ستم طبقاتی هم تغییر کرد . سطح تکامل تولید در کشورهای گوناگون ، وضعیت کشورهای متروپل ویا

گزارشی از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در اردبیل

اعتراضاتی که از بازار تهران توسط بازاریان در هفتم دی‌ماه شروع‌شده بود در روزهای بعد موجب خیزش مردمان شهرهای دیگر گردید. هر روز در فضای مجازی شاهد تظاهرات و اعتراضات در شهرهای غیر آذربایجانی بودم.

وحشت مزدوران و قاتلان

درمانگاه شلوغ بود. همه گرم گفتگو بودند. برای حرف زدن، هم درد داشتند، هم دل پر. مردم عصبانی از اتفاقات اخیر به‌صورت آهسته با بغل‌دستی خود صحبت می‌کردند. هرکس به نحوی از شنیده‌ها و دیده‌های خود

در گرامی‌داشت نوزده بهمن، پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل آخرین نبرد، آزادی و تقسیم برابر نان سفره‌هاست

امسال هم برف سرخ بر زمین نشست. فریاد گرسنگان شهرها را لرزاند. خروش تهیدستان، در پس‌کوچه‌ها، خیابان‌ها، در تمام شهرها و حتی قریه‌ها پیچید. حضور گسترده مردم، مرتجعین و سرمایه‌داران جنایتکار را

درماندگان سیاسی امروز در هراس از سیاست توده‌ای

اعظم نوری این عنوان برای توصیف کنشگران، جریان‌ها یا نیروهایی به کار می‌رود که در عرصهٔ سیاست به بن‌بست رسیده‌اند؛ نه راهبرد مؤثری دارند، نه پایگاه اجتماعی زنده، و نه افق روشنی برای تغییر.