در گرامی‌داشت پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل

در تاریخ کشورهای جهان همیشه روزهایی وجود دارند که نشان و مشخصه مهم و بزرگی را در خود دارند و بدون شک کشور ما نیز از این قاعده مستنی نیست.

این روزهای مهم خود بیانگر شرایط و اوضاعی هستند که جامعه با آن روبرو بوده است و گاه نیز این برجستگی نشان از یک روند و فرایند را به انسان‌ها نشان می‌دهد.

آن روزی که رفقای سیاهکل از پی سالیان سیاه و دیکتاتوری سلطنتی بر علیه وضع و اوضاع موجود به پا خاستند، خود آغازی برای پایانی بودند. آغازی که در سحرگاه ۱۹ بهمن ۴۹ با خون و داغ و درفش شروع می‌شود. گرچه رفقا با عشق به زندگی بار مرگ را بر دوش گرفتند، گرچه این روند خونین و خونبار بعدازآن همچنان تداوم یافت، گرچه عاشق‌ترین زندگان دسته‌دسته به‌پای آرمان انسانی خویش در خون تپیدند، گرچه تاکنون نیز جامعه نتوانست به خواست‌هایش برسد، گرچه انقلاب به پیروزی نرسید، اما این روزهای تاریخی و درخشان به تاریخ پیوستند و هنوز از لابلای لایه‌های مبارزه طبقاتی، فریاد حق‌طلبانه و فریادهای خونین منادیان آزادی و سوسیالیسم با سیمایی درخشان بر تارک تاریخ خونبار این مرزوبوم می‌درخشند.

گرچه در شرایط کنونی دیگر تکرار این روزها دور از ذهن به نظر می‌رسد، بااین‌حال چیزی از ارزش اقدام آن رفقای گرانقدر کم نشده و نخواهد شد.

برخی در همان روزها و سال‌های بعد از حماسه سیاهکل سعی در تخطئه آن داشتند (و دارند)، اما اینان قطعاً کسانی بودند که می‌خواستند بی‌عملی خویش را لاپوشانی کنند. گرچه همان روزها نام و آوازه چریک‌های فدایی، از دیوارهای بلند اختناق و سانسور گذشت و نه‌تنها در پهنای ایران که در جهان نیز طنین گام‌های چریک‌های فدایی و فریادشان طنین‌انداز گردید.

بسیاری از همان آدم‌ها که در جُرگهٔ عافیت‌طلبان جای خوش کرده بودند، همان روزها نیز توان نگاه کردن به آغاز این روند را نداشتند و به انواع شیوه‌ها و روش‌های تسلیم‌طلبانه، بر سر آخورهای خویش، حتا قادر به تکان دادن ابروهای خود نیز نبودند. همان‌هایی که هر جا نام چریک و نام فدایی برده می‌شد، مات و مبهوت با گردن‌های آویخته و پایین، تئوری‌های سازشکارانه و ضدانقلابی گذار مسالمت‌آمیز و راه رشد غیر سرمایه‌داری را نُشخوار می‌کردند. درصورتی‌که این تئوری‌های وازده را خیلی پیش از آن وقوع انقلاب‌هایی در همان زمان جواب داده بودند.

اینان اما به حرف‌شنوی از حزب برادر بزرگ سعی در کتمان واقعیات داشتند و بعد از قیام ۵۷ نیز دیدیم که چگونه و بار دیگر همان تفکر در بزنگاه دیگری دوباره سد راه انقلاب و مبارزه شد. همان‌هایی که از زمان وقوع حماسه سیاهکل به‌اصطلاح به‌نقد آن می‌پرداختند، دیدیم که چگونه سر از آستان بورژوازی و ارتجاع درآوردند و دست در دست ارتجاعی‌ترین طیف‌های بورژوازی به ماه‌عسل رفتند. اما دیری نپایید که برای‌شان ماه‌عسل به ماه فاجعه تبدیل شد.

اکنون در آستانه سالروز حماسه سیاهکل، ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره رفقای جانفشانده در این روند خونین و خونبار، باید یادآور شویم که هنوز هم خطر خط سازش وجود دارد و گاه خود را در خط اصلاحات، گاه خود را در محور مقاومت و گاه در اشکال دیگر نشان می‌دهد. آن‌هایی که روزی از حماسه سیاهکل انتقاد می‌کردند و آن را عملی جدای از توده می‌نامیدند، دیدیم که خود چگونه در گرداب مبارزه طبقاتی دچار سرگیجه شدند و چه راحت و آسان و بدون واهمه به آستان‌بوسی بورژوازی رفتنند.

دیدیم که چگونه دست در دست بازجویان پای بر استخوان‌های شکسته انقلابیون نهادند و خیلی‌های‌شان مصداق صورتک‌های خندان و گریان در مقاله شدند (مقاله انعکاس مضاعف نوشته بونیفاس ترجمه رفیق حسین اقدامی).

و ماه هم اکنون وجود منحوس این صورتک‌ها را بر سر درهای ورزشگاه‌ها، کارگاه‌ها، در کوچه‌ها و قهوه‌خانه‌ها می‌بینیم. این‌ها همان مترسک‌هایی هستند که تکان و حرکت‌شان ناشی از بادهای حادثه بوده و می‌باشد و بورژوازی از این مترسکان هنوز هم برای توجیه کشتار، اختناق و خفقان بهره می‌برد. غافل از این که روزی توفان می‌روید تا این کشتزار آکنده از خیانت و جنایت را از بیخ و بن زیرورو کند و در این صورت از فریبکاران نیز کاری ساخته نخواهد بود.

 

هسته کارگری حمید اشرف

بهمن ۱۴۰۴

 

POST A COMMENT.