درمانگاه شلوغ بود. همه گرم گفتگو بودند. برای حرف زدن، هم درد داشتند، هم دل پر. مردم عصبانی از اتفاقات اخیر بهصورت آهسته با بغلدستی خود صحبت میکردند. هرکس به نحوی از شنیدهها و دیدههای خود تعریف میکرد. طی دو روز کشتاری صورت گرفت که تا سالها این درد را باید حکایت کرد. دستم روی دندانم بود و از شدت درد نمیتوانستم نفس بکشم چه برسد حرفی بزنم اما شنوندهای بودم که باتکان سر همدلیام را میرساندم. مردم بهدرستی و دقیق از مشکلات حرف میزنند و بهجز سرنگونی حاکمیت به چیز دیگری راضی نیستند و موفقیت را در این میدانند که همه باید باهم به خیابان برویم، گفتم؛ دقیقاً باید متحد باشیم و خیابان را خالی نگذاریم. نوبت به من رسید. دکتر مشغول کار دندانم بود که درب اطاق ناگهان و با صدا باز شد. دکتر برگشت به سمت درب ورودی اطاق. مردی بود که با شدت درب را بازکرده و خودش را به داخل رسانده بود. منشی آمد و از دکتر عذرخواهی کرد و گفت به ایشان گفتم وارد نشوند ولی تا مشغول نوشتن پروندهای بودم پریدند داخل اطاق شما. دکتر چند لحظه نگاه کرد و سپس پرسید بیمه شما چیست؟ مرد ورقهای را که در دستش بود نشان داد و دکتر سریع گفت ما بیمه شما را نداریم بروید درمانگاه دیگری. کنجکاو بودم این مرد را ببینم. به هر ترتیب بود کمی سرم را چرخاندم و دیدم مردی بهظاهر آرام کنار دکتر و بالای سر من ایستاده و به ابزار کار دکتر روی میز مخصوص دندانپزشکی و سراسر اطاق نگاهی انداخت و بیرون رفت.
چند سال است که به این درمانگاه مراجعه میکنم و با دکتر آشنا شدهام پزشکی بسیار مردمی و دلسوز. دکتر گفت آمده بود ببیند مجروح یا زخمی در این مطب داریم. تا حالا این دومین نفراست که برای خبرچینی فرستادهاند. من اصلاً ورقه دستش راندیدم ولی چون میدانستم برای چیآمده گفتم بیمه شما را نداریم که زودتر برود. شما دیدی که چطور وارد شد. نه به حرف منشی من گوش کرده نه برای وارد شدن اجازه گرفت. ناگهان خودش را داخل اطاق رساند تا ببیند من چه میکنم. پرسیدم مگر در این درمانگاه شلوغ، میشود کاری برای فرد زخمی کرد؟ دکتر گفت بله میشود. به بهانه درد دندان میآیند و بعد کمک میخواهند ما هم اگر کسی مراجعه کند حتماً کمک میکنیم. در حد اقدامات اولیه، پانسمان یا تزریق مسکن و یا نوشتن نسخهای که مسکن و آنتیبیوتیک را تهیه کنند. و اینها هم میدانند و دنبال مجروحان حتی با زخم اندک میگردند چون میدانند این زخم نشان بودن در اعتراضات است و قصد دارند تمام کسانی را که در اعتراضات بودند بازداشت کنند. از مطب بیرون آمدم در خیابان هم ممکن است برای دیدن عکسها و بررسی مطالب ردوبدل شده گوشیها را ببینند. بهویژه در برخی مناطق که جمعیت بیشتری در اعتراضات شرکت کرده بودند.
مزدوران حکومتی میخواهند با اینگونه برخوردها و سر زدنهای گاه و بیگاه به مطب پزشکان و محل کسب کاسبکاران وحشت و رعب ایجاد کنند، غافل از اینکه اکثریت مردم داغدارند، دلشان مملو از کینه و نفرت است برای ترس دیگر جایی در دلشان باقی نماندهاست. برعکس، شواهد جاری نشاندهنده وحشت و ترس خودشان از مردم است. مزدوران و قاتلان، از انتقام مردم بهشدت وحشت دارند.
بهمن ۱۴۰۴
یک رفیق هوادار از داخل کشور





نظرات شما