گزارش یک شاهد عینی
نمیدانم چند نفر هنوز زندهاند نوزدهم دیماه ساعت شش بعدازظهر به محض این که پایم را از در بیرون گذاشتم بازداشتشدم. درآن خیابان هرکه را دیدند بازداشت کردند. هرکه ازسرکوچه رد میشد هرکه ازماشین
نمیدانم چند نفر هنوز زندهاند نوزدهم دیماه ساعت شش بعدازظهر به محض این که پایم را از در بیرون گذاشتم بازداشتشدم. درآن خیابان هرکه را دیدند بازداشت کردند. هرکه ازسرکوچه رد میشد هرکه ازماشین
ازلحظه ورود متوجه شلوغی خاص مترو شدم. قطار از جلوی چشمم رد شد و در واگنهای زنانه تعدادی زن چادری دیده میشدند. قطارایستاد وما سوار شدیم. تاکنون این تعداد زن چادری یک شکل را باهم وهمزمان در مترو
سطحی نگاه کردن به اتفاقات آذربایجان یک اشتباه بزرگ ملی است این اتفاقات و رویدادها نه خودجوش و نه تصادفی و نه سهوی است بلکه فرایندی است از یک شبکه برنامهریزیشده که از سالهای بسیار بیش که از سوی
آن قدر دور اطاق میچرخیدیم تا سرمان گیج برود. صورتمان از خنده سرخ شود و آخر سرهم دعوا بشنویم و آرام بگیریم. تازه یادمان بیفتد که مشق داریم. گرداگرد اطاق روی زمین دراز بکشیم. دفتر کتابمان را
شیوع بیماری آنفولانزا که به آن بیماری تنفسی نیز میگویند، از مدتی پیش در ایران آغازشده و بسیار سریع گسترش یافتهاست. بهطوریکه اکنون مردم بسیاری مبتلا و بیمار گشتهاند. شهرهای سیستان وبلوچستان،
تعطیلی مدارس، هوای آلوده و قربانیان خاموش هوای بسیاری از شهرهای ایران، دیگر آلوده نیست بلکه مسموم است سمی بسیار قوی که به خورد مردم میدهند. لایهٔ ضخیمی از دود سقف آسمان را پوشانده و هیچ راه نفسی
تمام شد. خانه خالی شد. تمام تلاشم را کردم که هرچه دیرتر این اتفاق رخدهد ولی امروزخالیشد. الان ساعت نه شب است. هوا دم کرده و خفقانآوراست. میخواستم بیشتربمانم، اما منظره غمانگیزخانه
رنگ زرد پائیز بر دیدگان درختان آفتزده نشسته است. برفراز آسمان، بر کوهسار، بر زمین حتی بر عقربههای ساعت. برگهای خشک زرد هر شب در تلهٔ باد آوارهتر از قبل پیش میروند. آسمان هزاران تکه ابر سرخ
با کمال تأسف مطلع شدم رفیق هادی رسولی یکی از زندانیان سیاسی سابق و مقاوم در دهه ۶۰، بر اثر بیماری در یکی از بیمارستانهای شهر چالوس در شهریورماه ۱۴۰۴ از میان ما رفت و چشم بر جهان فروبست. رفیق
صدای نوک زدن پرنده به پنجره چوبی گوشنواز است. مانند شنیدن صدای بال کبوتری که گاهی به شیشه تکیه میدهد گاهی نوکی به زمین میزند. مثل صدای بوسیدن آب از لبان ماهیان تشنه که صبورانه درانتظار پرشدن
نظرات شما