توقف جنگ و احتمال آتش‌بس درازمدت

درحالی‌که به پایان آتش‌بس دوهفته‌ای که از بامداد ۱۹ فروردین میان سه دولت‌ درگیر در جنگ ۴۰ روزه برقرار شد، نزدیک می‌شویم ، پی‌درپی اخبار و شواهدی از مذاکرات و توافقات پشت پرده میان دولت آمریکا و جمهوری اسلامی علنی می‌شود. گرچه مادام که دولت آمریکا نتوانسته به اهداف سیاسی و اقتصادی خود در ایران دست یابد و اختلافات اساسی میان جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل نیز همچنان پابرجاست، تضاد میان این دولت‌ها حل‌شدنی نیست و نمی‌تواند به صلح بیانجامد، اما  طرفین نزاع در لحظه کنونی به‌نوعی توافق و آتش‌بس طولانی نیاز دارند. این توافقات در پی آتش‌بس دوهفته‌ای کنونی نه‌فقط دور از انتظار نیست، بلکه یک نیاز فوری  طرف‌های درگیر در این جنگ، به‌ویژه دولت آمریکا و جمهوری اسلامی است که هریک از زاویه منافع و موقعیت کنونی خود برای تحقق آن تلاش می‌کنند.

این واقعیت بر همگان آشکار است که جمهوری اسلامی در طول چهل روز جنگ، متحمل صدمات و خسارات سنگین سیاسی، نظامی و اقتصادی شده است. تحمل ادامه جنگ حتی اگر ترامپ تهدید خود را در مورد بمباران نیروگاه‌های برق و دیگر زیر ساخت‌ها عملی نکند، برای جمهوری اسلامی اگر نگوییم ناممکن بلکه بسیار دشوار خواهد بود. سوای این‌که در جریان این جنگ، تعدادی از مهم‌ترین سران و فرماندهان سیاسی و نظامی خود را از دست داد و بسیاری از تجهیزات و امکانات نظامی‌اش نابود شدند، ازنظر مالی و اقتصادی در وخیم‌ترین شرایط قرار دارد. خساراتی که این جنگ به بار آورده به گفته سخنگوی دولت بر طبق برآورد اولیه حدود ۲۷۰ میلیارد دلار است. محاصره طولانی‌مدت هم در شرایط  ادامه جنگ، می‌تواند درآمد صادراتی ایران را سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار کاهش دهد. بنابراین پوشیده نیست که چرا جمهوری اسلامی بیش از طرف‌های دیگر این درگیری، نیاز به توقف جنگ و آتش‌بسی طولانی دارد.

به علت همین وضعیت وخیم جمهوری اسلامی از جنبه‌های مختلف است که رژیم اسرائیل، گرچه خودش متحمل خسارات سنگینی در طول جنگ شده است، برخلاف دولت آمریکا تمایلی به آتش‌بس دوهفته‌ای کنونی نداشت و درواقع به دستور ترامپ این آتش‌بس را پذیرفت.

دولت آمریکا نیز گرچه در جریان جنگ به تمام اهداف تعیین‌شده خود بر سر اختلافات هسته‌ای، موشکی و نیابتی‌های جمهوری اسلامی دست نیافت، بنا به مجموعه‌ای از علل داخلی و خارجی در وضعیتی قرارگرفته که می‌کوشد با حداقل دست آورد و گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی، عجالتاً حتی به مدت چندین ماه هم که شده، آتش‌بس برقرار شود. چراکه ادامه جنگ، تأثیر خود را بر وخامت اوضاع اقتصادی در خود آمریکا بر جای گذاشته و منجر به افزایش نارضایتی توده‌ای شده است. مخالفت مردم آمریکا با جنگ و ادامه آن افزایش‌یافته است. جناح رقیب ترامپ فشار خود را در درون کنگره و خارج از آن  تشدید کرده است. وعده دوماهه جنگ، نزدیک به پایان است. ادامه جنگ حتی در درون طرفداران ترامپ شکاف ایجاد کرده است. موقعیت خود ترامپ و حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر به خطر افتاده است.

در عرصه جهانی، بسته شدن تنگه هرمز تأثیرات منفی بسیار وخیمی بر اقتصاد کشورهای سراسر جهان بر جای نهاده و نارضایتی و اعتراض به گرانی‌ها به‌ویژه بنزین و گاز افزایش‌یافته است. جنگ، اختلاف میان دولت آمریکا و کشورهای اروپائی را عمیق‌تر کرده است. متحدان عرب منطقه‌ای ترامپ به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز که زیر حملات موشکی جمهوری اسلامی متحمل صدمات و خسارات بی‌سابقه‌ای شده‌اند و درآمدهای آن‌ها از نفت و گاز و فرآورده‌های پتروشیمی کاهش‌یافته است، خواهان توقف جنگ‌اند. به دلایل فوق است که ترامپ در شرایط کنونی نه‌فقط نیاز به توقف جنگ دارد، بلکه می‌خواهد به‌نوعی از توافق با جمهوری اسلامی دست یابد که آن را به پرچم پیروزی خود در جنگ تبدیل و آن را پایان‌یافته اعلام کند. اما، تنها موردی از اختلافات که می‌تواند این توافق و آتش‌بس را در لحظه کنونی ممکن سازد، مسئله هسته‌ای است. این عرصه‌ای است که جمهوری اسلامی همواره  آمادگی عقب‌نشینی از آن را داشته  و دارد.

در واقعیت، نزاع هسته‌ای نه‌تنها نفعی برای جمهوری اسلامی نداشته و کمکی به بقاء و اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی آن نکرده بلکه همواره نه‌فقط از سوی اسرائیل، بلکه قدرت‌های غربی به دست‌آویزی علیه آن تبدیل‌شده است. بسیاری از قطعنامه‌های تحریمی نیز در ارتباط با این مسئله بوده است. بنابراین تمایل دارد با حل این مسئله، لااقل بخشی از تحریم‌ها برافتد.

از همین رو به‌رغم این‌که ادعا می‌کرد به‌جز توقف دائمی جنگ چیزی را نمی‌پذیرد، به‌ویژه پس از تهدید ترامپ به بمباران نیروگاه‌های برق و چاه‌های نفت، ناگزیر شد  آتش‌بس پیشنهادی میانجی‌ها را بپذیرد و ترامپ نیز ظاهراً پیشنهاد ده ماده‌ای را به‌عنوان مبنایی برای مذاکرات پذیرفت. در پی آن، نمایندگان دو کشور در اجلاس اسلام‌آباد حضور یافتند که برای نخستین بار طرفین جنگ مستقیم مذاکره کردند. این اجلاس اما بدون نتیجه قطعی پایان یافت.

باوجوداین،  تمایل دو سوی نزاع این بود که دور دوم مذاکرات نیز برگزار شود. در این فاصله نمایندگان دولت پاکستان به تلاش‌های دیپلماتیک خود ادامه دادند تا بتوانند مواضع و نظرات طرفین نزاع را به یکدیگر نزدیک و اجلاس دیگری را برگزار کنند. مذاکرات پشت پرده با وساطت پاکستان ادامه یافت. در ادامه همین مذاکرات و در پی سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران بود که خبرهایی از توافقات بر سر نزاع هسته‌ای انتشار یافت. درحالی‌که مقامات جمهوری اسلامی سکوت اختیار کرده و گاه هرگونه توافقی  را انکار می‌کردند، ترامپ روز پنج‌شنبه ۲۷ فروردین اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران پذیرفته “غبار هسته‌ای” را به آمریکا بدهد،  با انتقال تمام اورانیوم غنی‌شده به دولت آمریکا موافقت کرده است. در مورد ممنوعیت غنی‌سازی توسط جمهوری اسلامی اما تاکنون اخبار متناقضی انتشاریافته است. درحالی‌که گفته می‌شود این محدودیت از سوی دولت آمریکا ۲۰ سال پیشنهادشده است، جمهوری اسلامی عدد تک‌رقمی را مطرح کرده است.

جمهوری اسلامی به‌رسم معمول، اظهارات ترامپ را بر سر این توافقات از بیخ و بن تکذیب کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ادعای ترامپ مبنی بر اینکه تهران با انتقال اورانیوم غنی‌شده خود به ایالات‌متحده موافقت کرده است را رد کرد.

او گفت: “اورانیوم غنی‌شده ایران قرار نیست به‌جایی منتقل شود؛ انتقال اورانیوم به آمریکا به‌عنوان گزینه مطرح نبوده است.”

مقامات جمهوری اسلامی معمولاً برای پنهان‌سازی زد و بندهای پشت پرده خود و آرام کردن گروهای درونی مخالف مذاکرات، توافقات را انکار می‌کنند.

درحالی‌که توافقات بر سر انتقال اورانیوم از سوی جمهوری اسلامی انکار می‌شد، عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز جمعه ۲۸ فروردین یکی دیگر از توافقات را علنی کرد و از باز شدن تنگه هرمز و آزادی تردد کشتی‌های تجاری در دوره باقی‌مانده از آتش‌بس خبر داد.

وی اما کوشید باز شدن تنگه هرمز را با آتش‌بس در لبنان مرتبط سازد و افزود: در پی اعلام آتش‌بس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقی‌مانده دوره آتش‌بس به‌طور کامل آزاد اعلام می‌شود.

ترامپ اما روایت دیگری را از باز شدن تنگه هرمز ارائه داد و گفت باز شدن تنگه هرمز ربطی به آتش‌بس در لبنان ندارد. او ادعا کرد: “ایران توافق کرده است که هرگز دوباره تنگه هرمز را نبندد. این تنگه دیگر به‌عنوان یک سلاح علیه جهان مورداستفاده قرار نخواهد گرفت”

ترامپ، همچنین گفت: محاصره دریایی ایران تا زمان دستیابی کامل به توافق میان دو کشور، ادامه پیدا خواهد کرد.

اعلام باز شدن تنگه هرمز و موضع ترامپ بر سر ادامه محاصره دریایی، غوغایی در درون باندهای حکومت برپا کرد. هیئت مذاکره‌کننده مورد حملات علنی شدید گروه‌های رقیب قرار گرفت. سپاه پاسداران برای بستن مجدد تنگه هرمز اقدام کرد.

قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء یک روز پس از باز شدن تنگه، مجدداً آن را بست و اعلام کرد: تا وقتی آمریکا آزادی کامل تردد شناورها از مبدأ و به مقصد ایران را تضمین نکند و محاصره را پایان ندهد، تنگه هرمز به حالت قبل برمی‌گردد و به‌شدت کنترل می‌شود.

در پی جنجالی که بر سر مذاکرات و باز شدن تنگه هرمز به راه افتاد، شورای عالی امنیت ملی هم ناگزیر شد بیانیه‌ای پیرامون آخرین تحولات مذاکرات صادر کند که در آن ازجمله پذیرفته‌شده که مذاکرات و توافقاتی در جریان است. در این بیانیه آمده است: “در روزهای اخیر با حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران به‌عنوان واسطه و طرف میانجی مذاکرات، پیشنهادات جدیدی از سوی آمریکایی‌ها مطرح‌شده که جمهوری اسلامی ایران در حال بررسی آن‌ها است و هنوز پاسخی به آن‌ها داده نشده است.”

درعین‌حال می‌پذیرد “مقرر شد در صورت رعایت آتش‌بس در همه جبهه‌ها توسط دشمن، تنگه هرمز به‌صورت موقت تا پایان زمان آتش‌بس، صرفاً برای عبور کشتی‌های تجاری و نه شناورهای نظامی، … گشایش مشروط داشته باشد.”

“تا زمانی که دشمن قصد اخلال در عبور و مرور شناورها و اعمال روش‌هایی همچون محاصره دریایی را داشته باشد، جمهوری اسلامی ایران آن را از موارد نقض آتش‌بس قلمداد کرده و از گشایش مشروط و محدود تنگه هرمز جلوگیری خواهد کرد.”

این‌که به‌رغم انکار مقامات جمهوری اسلامی توافقات مختلفی صورت گرفته از این واقعیت نیز آشکار است  که سازمان هواپیمایی ایران روز شنبه (۲۹ فروردین)  اعلام کرد که بعد از انجام ارزیابی‌های ایمنی و امنیتی، بخشی از فضای هوایی و تعدادی از فرودگاه‌های کشور دوباره فعال‌شده‌اند.

بنابراین، به‌رغم اختلافاتی که هنوز می‌تواند بر سر توافقات هسته‌ای میان این دو دولت وجود داشته باشد، به‌رغم تهدیدهای اخیرترامپ در مورد ازسرگیری بمباران‌ها و نیز نزاع باندهای درونی جمهوری اسلامی پیرامون مذاکرات، توافق بر سر آتش‌بس طولانی‌مدت یک احتمال قوی است و برای مدتی جنگ متوقف خواهد شد. توقف جنگ میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا به معنای توقف جنگ میان جمهوری اسلامی و اسرائیل نیز خواهد بود. پوشیده نیست که بدون آمریکا و اجازه ترامپ، اسرائیل نمی‌تواند دست به اقدامات نظامی و جنگی علیه جمهوری اسلامی بزند. آنچه هنوز باقی است، دور جدید مذاکرات و اعلام رسمی توافقات در روزها و هفته‌های آینده است.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۵ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.