آکسفام: جهان دوقطبی در چنگ الیگارشی نوظهور!

گزارش اخیر آکسفام* تصویری هشداردهنده از وضعیت نابرابری جهانی ارائه می‌دهد. جهانی که در آن ثروت در دست اقلیتی بسیار کوچک متمرکز شده، در حالی که میلیاردها انسان همچنان با فقر، بدهی، گرانی و بحران‌های چندگانه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

بر اساس این گزارش، ثروتمندترین قشر یک درصدی جهان ۴۵ درصد کل ثروت جهان را در اختیار دارند. در حالی که ۴۴ درصد جمعیت جهان، حدود ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفر، زیر خط فقر زندگی می‌کنند و مجبورند با درآمد روزانه‌ای حدود ۶ دلار زندگی کنند. از هر ده زن در جهان، یک زن در فقر مطلق قرار دارد. رشد ثروت میلیاردرها در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل از آن سه برابر شده است. گزارش تأکید کرده است که اگر روند کنونی تمرکز ثروت ادامه پیدا کند، پایان دادن به فقر جهانی بیش از یک قرن زمان خواهد برد.

برای ارائه تصویر روشن‌تری از افزایش شکاف طبقاتی، آکسفام به یک مقایسه تاریخی می‌پردازد. در سال ۱۸۲۰ یعنی قدیمی‌ترین دوره‌ای که داده‌های آماری درباره آن وجود دارد، درآمد ثروتمندترین ۱۰ درصد جمعیت جهان ۱۸ برابر درآمد فقیرترین ۵۰ درصد بود. این شکاف در سال ۱۹۸۰ به ۵۳ برابر افزایش یافت و در سال ۲۰۲۰، اگرچه نسبت به اوج خود کاهش یافت، اما همچنان ۳۸ برابر بود. گزارش متذکر شده است که کاهش نسبی این شکاف در دهه‌های اخیر عمدتاً به دلیل رشد سریع اقتصادی چین بوده که درآمد صدها میلیون نفر را افزایش داده است.

یکی دیگر از محورهای گزارش آکسفام، درهم‌تنیدگی بقایای دوران استعمار قدیم و شکاف طبقاتی امروزی است. به عبارتی دیگر، استعمار پدیده‌ای متعلق به گذشته نیست، بلکه ساختارهای اقتصادی جهانی همچنان بر همان منطق استعماری استوارند. در دوران استعمار قدیم، کشورهای اروپایی از طریق اشغال، برده‌داری و غارت منابع طبیعی، ثروت عظیمی انباشت کردند. آکسفام محاسبه کرده است که تنها بریتانیا بین سال‌های ۱۷۶۵ تا ۱۹۰۰ معادل ده‌ها تریلیون دلار امروز از هند «استخراج» یعنی غارت کرد. این ثروت‌ها پایه شکل‌گیری سرمایه‌داری صنعتی، بانک‌ها، شرکت‌های بزرگ و طبقات اشرافی اروپا شدند. امروز نیز ساختار اقتصاد جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که سود، سرمایه و قدرت تصمیم‌گیری در کشورهای شمال یعنی کشورهای پیشرفته صنعتی متمرکز باقی بماند. کشورهای جنوب جهان یعنی کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه‌یافته همچنان صادرکننده مواد خام، نیروی کار ارزان و بازار مصرف هستند، در حالی که ارزش افزوده، فناوری، سرمایه مالی و نهادهای تصمیم‌گیر در اختیار کشورهای شمال قرار دارد. قشر یک درصدی جهان یا همان اَ بَر ثروتمندان، نزدیک به نیمی از ثروت جهانی را کنترل می‌کنند.

نقش و نفوذ فزاینده میلیاردرها در سیاست بخش دیگری از این گزارش است. آکسفام می‌نویسد که جهان در حال حرکت به سوی نوعی الیگارشی مدرن است، وضعیتی که در آن قدرت اقتصادی مستقیماً به قدرت سیاسی تبدیل می‌شود. در بسیاری از کشورها، میلیاردرها دیگر فقط صاحبان شرکت‌ها نیستند. آن‌ها به بازیگران تعیین‌کننده عرصه سیاست نیز تبدیل شده‌اند. از تأمین مالی کمپین‌های انتخاباتی گرفته تا دست‌اندازی به رسانه‌ها و کنترل آن‌ها و نفوذ در دستگاه قضایی. الیگارش‌های نوظهور با تمرکز مالکیت رسانه‌ای، افکار عمومی را شکل می‌دهند و بحران‌ها را بر حسب منافع طبقاتی خود بازتعریف می‌کنند. این روند فقط به کشورهای شمال محدود نیست. در بسیاری از کشورهای جنوب نیز ائتلاف میان سرمایه‌داران بزرگ، دولت‌ها و رسانه‌ها در حال تقویت است که نتیجه بلاواسطه آن تضعیف نهادهای دموکراتیک، محدود شدن اعتراضات اجتماعی و افزایش شکاف طبقاتی است.

اگر در استعمار قدیم، الیگارشی با ارتش، اشغال سرزمین‌ها و غارت منابع و ثروت‌های طبیعی مستعمرات قدرت خود را اعمال و حفظ می‌کرد، الیگارشی جدید عمدتاً از طریق بانک‌ها، صندوق‌های مالی، شرکت‌های فناوری، رسانه‌ها و کنترل داده‌ها و اطلاعات عمل می‌کند. میلیاردرهای امروز صاحبان شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های دیجیتال و حتی زیرساخت‌های اطلاعاتی جهان‌اند. این امر به آن‌ها قدرت بی‌سابقه‌ای برای شکل دادن به افکار عمومی و تأثیر بر امور سیاسی داده است.

استعمار دیجیتال یکی از پدیده‌های امروزی استعمار است که به سلطه بر منابع دیجیتال، داده‌ها و زیرساخت‌های فناوری گفته می‌شود. وضعیتی که در آن شرکت‌های قدرتمند معمولاً از کشورهای شمال داده‌های کاربران را جمع‌آوری، تحلیل و مالکیت آن را در اختیار می‌گیرند و از آن برای سود و نفوذ در بازار استفاده می‌کنند، در حالی که سهم یا منفعت واقعی کاربران بسیار اندک است. برای نمونه، تنها یک شرکت بزرگ یعنی گوگل (آلفابت)، حدود ۹۲ درصد بازار جهانی جست‌وجو، ۷۰ درصد سیستم‌عامل‌های موبایل و ۳۹ درصد تبلیغات دیجیتال را در اختیار دارد.

شکاف درآمدی میان شمال و جنوب جهانی عمیق است. امید به زندگی در آفریقا بیش از پانزده سال کمتر از اروپا است و بسیاری از کشورهای فقیر بخش بزرگی از بودجه خود را صرف بازپرداخت بدهی به بانک‌ها و مؤسسات مالی مستقر در نیویورک و لندن می‌کنند. این همان چیزی است که آکسفام آن را استعمار میلیاردرها می‌نامد. نظمی جهانی که در آن ثروت همچنان از فقیرترین جوامع به سمت ثروتمندترین افراد جهان جریان پیدا می‌کند.

در گزارش به بازوی دیگر استعمار جدید یعنی بانک‌ها، سیستم مالیاتی و نظام مالی اشاره شده است. این سیستم به ارزهای قدرتمند کشورهای ثروتمند مانند دلار ایالات متحده به این کشورها و صاحبان سرمایه در آن‌ها امتیاز بزرگی می‌دهد. برای مثال در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۹ درصد ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی جهان به دلار آمریکا نگهداری می‌شد. این قدرت باعث می‌شود کشورهای ثروتمند بتوانند با هزینه کم وام بگیرند و سپس این سرمایه را در کشورهای جنوب سرمایه‌گذاری کنند، جایی که سود بیشتری نصیبشان می‌شود. در نتیجه این امر، سالانه نزدیک به یک تریلیون دلار ثروت از کشورهای جنوب به کشورهای شمال منتقل می‌شود. از این مقدار، ثروتمندترین قشر یک درصدی، ساعتی ۳۰ میلیون دلار سود دریافت می‌کند. کشورهای شمال همچنین مرکز قدرتمندترین بازارها و نهادهای مالی جهان‌اند، یعنی مؤسساتی که تعیین می‌کنند کدام کشورها برای سرمایه‌گذاری امن یا پرریسک هستند. تصمیمات این مؤسسات مستقیماً بر هزینه وام گرفتن کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه تأثیر می‌گذارد.

گزارش آکسفام مکثی هم بر وضعیت زنان دارد، به‌ویژه زنان در کشورهای جنوب که بیشترین فشار این نظم نابرابر را تحمل می‌کنند. میلیاردها ساعت کار مراقبتی بدون دستمزد از نگهداری کودکان تا مراقبت از سالمندان و اداره خانه بر دوش زنان قرار دارد، در حالی که بخش مهمی از اقتصاد جهانی بر پایه همین کار نامرئی بنا شده است. در عین حال، زنان نخستین قربانی سیاست‌های ریاضتی، کاهش خدمات عمومی و بحران‌های اقتصادی هستند. به این ترتیب نابرابری طبقاتی و نابرابری جنسیتی به‌طور هم‌زمان یکدیگر را بازتولید می‌کنند.

سازمان آکسفام در این گزارش تصویر روشنی از تمرکز قدرت اقتصادی و سیاسی در دست افراد محدود ارائه می‌دهد. تمرکزی که نه تنها موجب افزایش نابرابری اقتصادی شده، بلکه به بحران دموکراسی منجر گشته است. “هنگامی که ثروت افراطی به قدرت سیاسی، رسانه‌ای و نهادی تبدیل می‌شود، دموکراسی به‌تدریج از درون تهی می‌شود.” آکسفام هشدار می‌دهد که اگر این روند مهار نشود، آینده جهان بیش از پیش به سوی حاکمیت ثروتمندان حرکت خواهد کرد.

با وجود این، راه‌حل آکسفام برای جهان دوقطبی که در چنگ الیگارشی نوظهور گرفتار شده، نه انقلاب و تغییر ساختاری و برانداختن ریشه‌های ستم و استثمار و استعمار، بلکه جرح و تعدیل نابرابری‌ها و کم کردن اختلاف طبقاتی و رفرم در نظام سرمایه‌داری است به نحوی که مانع از انفجار اجتماعی- یا همان انقلاب- شود.

*آکسفام یک سازمان بین‌المللی انسان دوست است که علیه نابرابری، فقر و بی عدالتی مبارزه می‌کند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۸ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.