بیش از دو ماه از آغاز جنگ ارتجاعی و نزدیک به یک ماه از آتشبس غیررسمی سپری شد. آنچه اکنون با آن روبهرو هستیم بنبستی است که هر دو طرف نزاع در آن گرفتار آمدهاند.
روزی که دولت آمریکا و رژیم اسرائیل عملیات نظامی خود را علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند، هدفشان این بود که تحولات سیاسی دو سال گذشته خاورمیانه را که به نفع اسرائیل و آمریکا رخداده بود، با این حمله نظامی و به تسلیم واداشتن جمهوری اسلامی یا سرنگونی آنکه بیشتر سیاست اسرائیل بود، به فرجام برسانند. اما پس از گذشت ۴۰ روز از بمبارانهای پیدرپی ، کشتن گروهی از سران و مقامات سیاسی و نظامی رژیم و انهدام تعداد زیادی از مراکز و تأسیسات نظامی و غیرنظامی، دریافتند که از طریق بمباران و حملات نظامی هوائی، هدفشان دستنیافتنی است. آنها به هیچیک از اهداف سیاسی خود دست نیافتند. جمهوری اسلامی، تضعیف شده به حیات خود ادامه داد و حاضر به پذیرش خواستههای آمریکا نشد. نزاع هستهای، موشکی و نیابتیهای رژیم بهجای خود باقی ماند و معضل جدیدی هم بر آنها افزوده شد. بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی که دیگر عواقب آن به دولت آمریکا، کشورهای عربی نفتخیز حاشیه خلیجفارس، محدود نمیشد، بلکه اقتصاد تمام جهان را تحت تأثیر قرار میداد.
بنابراین درحالیکه جمهوری اسلامی زیر شدیدترین بمبارانها در ضعیفترین وضعیت قرارگرفته بود، دولت آمریکا از سر ناگزیری، آتشبس را اعلام کرد. جنگ آنگونه که ترامپ میخواست به نتیجه نرسیده بود.
به نظر میرسد که ترامپ با آغاز این جنگ بهویژه سه نکته را نادیده گرفته بود. تصوری دقیق از قدرت نظامی و توان مقاومت جمهوری اسلامی نداشت و احتمالاً تصورش این بود که زیر فشار بمبارانهای شدید فرومیپاشد و وادار به تسلیم خواهد شد. گرچه خامنهای پیش از مرگش تهدید کرده بود که اگر جنگی رخ دهد آن را منطقهای خواهد کرد، ترامپ تصور نمیکرد که جمهوری اسلامی کشورهای حاشیه خلیجفارس را که پایگاههای نظامی آمریکا در آنها قرار دارد، موردحمله موشکی قرار دهد و خسارات سنگینی به بار آورد. نهفقط تأسیسات اقتصادی این کشورها ، بلکه مراکز نظامی آمریکا نیز هدف قرار گرفتند. عامل سوم، تأثیرات وسیعی است که بسته شدن تنگه هرمز برای کشورهای منطقه و جهان بر جای میگذاشت. تحت یک چنین شرایطی ادامه این جنگ مشکلات جدیتری برای ترامپ پدید میآورد. از دیدگاه برخی جنگطلبان توسل به اقدامات گستردهتر نظامی ازجمله ورود نیروی زمینی به داخل ایران میتوانست ترامپ را از مخمصه نجات دهد که آنهم عواقب وخیمی در پی داشت که ترامپ تمایلی به پذیرش آنها نداشت. چراکه وارد شدن در چنین ماجرایی میتوانست آمریکا را با وضعیتی بدتر از عراق و افغانستان روبهرو سازد و سرانجام آن نیز حتی با سرنگونی جمهوری اسلامی معلوم نبود. در همین حال، اکثریت مردم آمریکا مخالف جنگ بودند و با ادامه جنگ این مخالفت افزایش یافته بود. وضعیت اقتصادی آمریکا تحت تأثیر این جنگ وخیمتر میشد، جناح رقیب ترامپ در کنگره بر فشارهای خود افزوده بود و خواهان پایان دادن به جنگ بود. متحدان اروپائی آمریکا نیز با ترامپ هم راهی نکردند. بنابراین ترامپ زیر فشارهای مختلف، ناگزیر به اعلام آتشبس شد. چیزی که جمهوری اسلامی هم بیش از ترامپ به آن نیاز داشت.
تنها کاری که در این شرایط برای مقابله با بسته شدن تنگه هرمز از عهده آمریکا ساخته بود، محاصره دریایی جمهوری اسلامی بود که با داشتن چندین ناو هواپیمابر و تعدادی ناوشکن با هزاران نیروی نظامی، امکان عملی کردن آن را داشت.
دولت آمریکا، علاوه بر محاصره دریایی ، تحریمها را نیز تشدید کرد و جمهوری اسلامی را زیر بیسابقهترین فشار اقتصادی و مالی قرار داد تا شاید از این طریق بتواند لااقل مسئله هستهای را به نفع خود حل کند.
در همین رابطه، وزیر دارایی دولت آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز گفت : دونالد ترامپ، از وی خواسته است تا فشار بر ایران افزایش داده شود.
این محاصره دریائی و تشدید تحریمها شدیداً جمهوری اسلامی را تحتفشار قرار داده است. گرچه جمهوری اسلامی میتواند از طریق کشورهای همسایه در محدودهای نیازهای فوری خود را وارد و یا برخی کالاها را صادر کند، اما بسته شدن مسیر انتقال نفت بهویژه از طریق جزیره خارک، ضربه سنگینی به جمهوری اسلامی وارد آورده است. چند روز پیش، پزشکیان در پیامی که در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی منتشر کرد به آن اعتراف کرد. او بر نیاز به شکسته شدن محاصره دریایی تأکید کرد و گفت: تداوم این رویکرد ظالمانه غیرقابلتحمل است.
با اعلام آتشبس، برخی کشورهای منطقهای نظیر ترکیه، مصر و پاکستان نقش واسطه را برای ازسرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا بر عهده گرفتند که نقش اصلی بر عهده پاکستان گذاشته شد که رهبران آن، مناسبات حسنهای بهویژه با ترامپ دارند. گرچه دولت آمریکا اکنون تنها بر روی مسئله هستهای متمرکز است و تأکیدی روی خواستهای دیگر ندارد، اما حتی مذاکره مستقیم مقامات ردهبالای جمهوری اسلامی با معاون ترامپ نیز نتوانست به توافقی بر سر همین مسئله بیانجامد. درحالیکه ترامپ خواهان برچیدن کامل تأسیسات غنیسازی اورانیوم و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به آمریکاست، جمهوری اسلامی خواستار ادامه غنیسازی در سطحی پائین و یا ازسرگیری آن پس از ۴ یا ۵ سال بعد از توقف است. پسازآن اجلاس، گفتگوهای غیرمستقیم این دو دولت از طریق پاکستان نیز به نتیجهای نینجامیده است.
جمهوری اسلامی یک هفته پیش، با طرح جدیدی که برای مذاکرات ارائه داد، ازسرگیری گفتگو بر سر مسئله هستهای را موکول به برچیده شدن محاصره دریایی دولت آمریکا و باز شدن تنگه هرمز و حتی توافق بر سرپایان جنگ و سپس مذاکره بر سر مسائل هستهای کرد،دولت آمریکا آن را نپذیرفت. در طرح گویا تعدیلشده اخیر جمهوری اسلامی برای آغاز مذاکرات، بازهم مذاکره بر سر مسئله هستهای به مرحله دوم مذاکرات موکول شد که آن هم مورد تائید دولت آمریکا قرار نگرفت. ترامپ تأکید دارد که قبل از هر چیز باید مسئله هستهای موردبحث و تصمیمگیری قرار گیرد. وی در آخرین موضعگیری خود نیز تهدید کرده است که اگر توافقی بر سر این مسئله نشود، بمبارانهای شدید و کوتاهمدت را از سر خواهد گرفت.
تردیدی در این مسئله نیست که نیروی نظامی آمریکا میتواند در کشوری که فاقد امکانات دفاع هوائی است، حتی در طول یک هفته صدها مرکز نظامی و زیر بنائی را هدف قرار دهد. اما به نظر میرسد که این اظهارنظر ترامپ بیشتر تهدید برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی است و نه اقدام عملی . ازسرگیری جنگ نهفقط معضلی را برای ترامپ حل نخواهد کرد، بلکه چنین اقدام نظامی با توجه به اختلافات درونی جناحهای رقیب هیئت حاکمه ایران، عملاً راهحل مذاکره و دیپلماسی را خواهد بست. از همین روست که ترامپ ، روز چهارشنبه هفته گذشته در یک گفتوگوی تلفنی با وبسایت اکسیوس گفت که محاصره را تا حدی مؤثرتر از بمباران میبیند. درعینحال وی مکرر تأکید کرده است که محاصره دریایی را تا رسیدن به توافق بر سربرنامه هستهای جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد. اما نه ادامه محاصره دریایی جمهوری اسلامی در درازمدت ممکن است و نه بسته ماندن تنگه هرمز.
در این شرایط هر دو دولت آمریکا و جمهوری اسلامی نیازمند نوعی توافقاند که به این حالت بنبست جنگ و آتشبس، خاتمه دهد.
اما نتیجه هر چه باشد، درهرحال، هم ازسرگیری جنگ و هم ادامه محاصره و تشدید تحریمها علیه مردم ایران است و بیشترین آسیب را تودههای مردم ایران از جنگ، محاصره و تحریم دیدهاند. تعداد زیادی از مردم غیرنظامی در طول جنگ کشته شدند. خانههای آنها ویران شد. میلیونها کارگر در این دو ماه اخراج و بیکار شدهاند.میلیونها تن از مردم ایران فقیرتر شدهاند. تورم، سرعت بیسابقهای به خود گرفته است. کالاهای موردنیاز روزمره مردم بیوقفه گران شدهاند. گرانی و کمبود دارو به یکی از معضلات جدی مردم ایران تبدیلشده است. جنگ و آتشبس ناپایدار، بهانهای شده است در دست رژیم استبدادی و آدم کش جمهوری اسلامی که اختناق و سرکوب، دستگیری و اعدام را تشدید کند. هزاران نفر در طول دو ماه اخیر تحت عنوان جعلی همکاری با دشمن دستگیر و دهها نفر به جوخه اعدام سپردهشدهاند. جنگ و ادامه آن تأثیر وخیمی بر مبارزات کارگران گذاشته است.از تعداد و وسعت مبارزات کارگری شدیداً کاسته شده است. مردم ایران زمانی از شر مصائب متعددی که با آن مواجهاند رها میشوند که بساط جمهوری اسلامی از ایران جمع شود. به جز خود مردم ایران نیز، کسی نجات بخش آنها نیست. برانداختن جمهوری اسلامی به دست خود مردم ایران و از طریق مبارزات آنها، ممکن خواهد بود.





نظرات شما