شکافها و تضادهای درونی در رأس حاکمیت وارد مرحلهای تازه و عمیقتر شده است. این اختلافات که پیشتر عمدتاً میان جناحهای مختلف سیاسی و اقتصادی درون رژیم جریان داشت، اکنون به سطحی رسیده که حتی در درون نهادهای امنیتی و نظامی نیز خودنمایی میکند. پس از کشته شدن علی خامنهای، توازن نیروها در ساختار قدرت به شکل محسوسی تغییر کرده و سپاه پاسداران نقش تعیینکنندهتری در معادلات داخلی پیدا کرده است. اما برخلاف تصور رایج که تمرکز قدرت میتواند به انسجام بیشتر منجر شود، آنچه اکنون مشاهده میشود، سرباز کردن تضادها در درون همین بلوک مسلط است.
تضاد میان جناحهای مختلف بورژوازی حاکم بارها خود را در قالبهای گوناگون از قبیل رقابتهای انتخاباتی، کشمکشهای پارلمانی یا اختلاف بر سر سیاست خارجی نشان داده بود. اما بحرانهای انباشته اقتصادی، تحریمهای گسترده، افزایش نارضایتی اجتماعی و فشارهای منطقهای و بینالمللی، تعادل شکننده میان این جناحها را از میان برده است.
در پی مرگ خامنهای و وقایع حین جنگ ۴۰ روزه، سپاه پاسداران به عنوان نیرویی که هم ابزار نظامی در اختیار دارد، هم نفوذ اقتصادی گسترده، و هم شبکه سیاسی و امنیتی مستحکم، دست بالا را در معادلات قدرت پیدا کرده است. اما اکنون تضادها حتی در درون این نهاد نیز آشکار شدهاند. یکی از نمونههای روشن این شکاف، در شکل رسانهای آن، جدال میان خبرگزاریهای تسنیم و رجانیوز است، رسانههایی که هر کدام عملاً نمایندگی بخشی از جریانهای نظامی و امنیتی و اصولگرای نزدیک به ساختار سرکوب را برعهده دارند. محور اصلی درگیری، پرونده مذاکرات پس از جنگ و ریاست قالیباف بر تیم مذاکرهکننده است که با اسم رمز «خطوط قرمز رهبری» بیان میشود.
اولین نشانههای علنی این شکاف در روزهای ابتدایی اردیبهشت ۱۴۰۵ زمانی ظاهر شد که محمود نبویان، نماینده نزدیک به جبهه پایداری، در یک برنامه تلویزیونی به روند مذاکرات میان آمریکا و حکومت اسلامی در اسلامآباد حمله کرد. او صراحتاً ورود پرونده هستهای به دستور کار مذاکرات را «خطای راهبردی» تیم مذاکرهکننده دانست که عملاً تحت ریاست قالیباف قرار داشت.
روز ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، وبسایت مشرق نیوز یادداشتی با عنوان «قدرتسازی مردم در خیابان؛ گزینهای خارج از مذاکره که خواستههای ایران را محقق میکند» منتشر کرد که در سایت تسنیم بازنشر شد. در این یادداشت درباره انتظارات جبهه پایداری از مذاکرات آمده بود:
«درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل پس از ۴۰ روز به آتش بس رسید و به صحنه مذاکره وارد شد. صحنه ای البته دلفریب که عده ای مطالباتی شبیه به لوبیای سحرآمیز را برای آن مطرح می کنند. از لغو تمام تحریم ها تا آتش بس کلی در تمامیت جبهه مقاومت، تضمین صلح تا ده ها سال برای ایران، شکوفایی اقتصادی و…این در حالی است که مذاکره در پس یک جنگ یا درگیری صرفا اپیزودی دیگر از همان جنگ است. طرفین به صحنه می آیند تا هریک به فراخور توان خود بتوانند مطلوبیت بیشتری را در قبال مطالباتش به دست بیاورند. مطلوبیتی که البته فعلا قرار نیست در جبهه جنگ و با درگیری به دست بیاید! لذاست که اشتباهترین کار ممکن در یک مذاکره این است که عده ای با عینک “لوبیای سحرآمیز” به آن بنگرند و درباره آن به خیال پردازی و تصور تحقق آرزو بپردازند».
در واکنش، رجانیوز مدعی شد تسنیم و مشرق در اقدامی هماهنگ «خطوط قرمز رهبری» درباره مذاکرات را با تعبیر «لوبیای سحرآمیز» تحقیر کردهاند. در همین روز، در شبکههای نزدیک به پایداری تصاویر شعارنویسی علیه تسنیم روی دیوار ساختمان این خبرگزاری نیز منتشر شد.
خبرگزاری تسنیم هم، با انتقاد از سایت رجانیوز، از حامیان سعید جلیلی، نوشت که در هفتههای اخیر «تحرکات مشکوکی برای تخریب اتحاد در ایران» شکل گرفته، ردپاهای جدی از «نفوذ و تحرکات مشکوک» دیده میشود و «حتی اخیرا برخی نیز در این زمینه دستگیر شدهاند». سپس تسنیم در جوابیهای با تیتر «راه رجایی یا روش کشمیری؟» عملاً رجانیوز را با مسعود کشمیری، عامل انفجار دفتر نخستوزیری در شهریور ۱۳۶۰، مقایسه کرد. و رجانیوز با انتشار بیانیهای اعلام کرد که اتهامات تسنیم درباره «جریان مشکوک» و «روش کشمیری» را از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهد کرد.
۲۶۱ نماینده مجلس بیانیهای در حمایت از تیم مذاکرهکننده منتشر کردند. اما همینجا شکاف علنی شد. نبویان رئیس فراکسیون پایداری به همراه شش نماینده نزدیک به جلیلی از امضای این بیانیه خودداری کردند.
در میانه این تنشها، در ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، غلامعلی جعفرزاده ایمانآبادی از اصولگرایان در مصاحبهای به شدت به حملات علیه قالیباف واکنش نشان داد. او با اشاره به شعارهایی مانند «عمر عاص» و «خائن» علیه قالیباف در برخی تجمعات، گفت: «هر کسی امروز پرچمداران ایران و رئیس تیم مذاکرات را تخریب کند، دانسته یا نادانسته مهره دشمن است.» روزنامه اصولگرای قدس نیز به حمایت از جناح قالیباف و تسنیم برخاست و سایت جبهه پایداری را به دادن خوراک به تلویزیون ایران اینترنشنال متهم کرد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پیامی صوتی، با اشاره به آنچه «طراحی جدید دشمن» برای ایجاد فشار اقتصادی و اختلاف داخلی خواند، تأکید کرد که دشمن پس از ناکامی در عرصههای مختلف، اکنون بر ایجاد شکاف در داخل کشور تمرکز کرده است. وی راه مقابله با این وضعیت را «حفظ انسجام ملی» دانست
کشمکش و رقابت صرفاً به نهادهای رسمی محدود نماند و تلاش برای اعمال فشار از پایین نیز وارد میدان شد. جدالها در سطح رسانه باقی نماند، بلکه به خیابان و «پویش جانفدا» نیز کشیده شد؛ نمایشهای خیابانی شبانه طرفداران حکومت که با بهرهگیری از احساسات ناسیونالیستی بخشی از مردم و از طریق توزیع غذا و امکانات دیگر سازماندهی شده بودند. هدف از این اقدامات، با قُرق خیابانها، هم ایجاد فضای رعب در میان معترضان و هم نمایش وحدت حکومت با «مردم» عنوان شد. با این حال، همین پویش نیز خود به عرصهای برای نزاع تبدیل شد. از یک سو، طرفداران دو جناح از طریق مداحی و دیگر ابزارهای تبلیغاتی در پی تخریب چهره جناح مقابل برآمدند. از سوی دیگر، افشا شد که در یک دستکاری آماری، تعداد ثبتنامکنندگان این پویش تا ۱۰ برابر بیشتر از رقم واقعی نمایش داده شده است. رسانههای رسمی و برخی نهادهای حکومتی مدعی بودند شمار ثبتنامکنندگان از مرز ۳۰ میلیون نفر عبور کرده و این رقم را نشانه حمایت گسترده اجتماعی معرفی میکردند. اما بررسی دادههای فنی سایت نشان داد شناسههای کاربری ثبتنامکنندگان، که بهصورت عمومی در بخشی از ساختار سایت قابل مشاهده بود، همگی زیر ۴ میلیون قرار داشتهاند.
هر دو طرف، مواضع و اقدامات طرف مقابل را وحدتشکن و در راستای منافع دشمن، و خود را مدافع و پایبند به مواضع «رهبر» معرفی کرده و جریان مقابل را متهم به حرکت در مسیر دشمن میکنند.
اما در پس حملات رسانهای و خیابانی چه نیروهایی قرار دارند؟
سایت “اصلاحطلب” «رویداد ۲۴»، در توصیف صفبندی میان اصولگرایان و دعوای جاری نوشت: «اصلاحطلبان در ماههای گذشته عملاً دیگر هیچ نقشی در بازیهای قدرت ندارند. بازی حالا یکپارچه در قبضه اصولگرایان و نیروهای منتسببه منتهیالیه جناح راست است. اما حتی حذف تمامی رقبای سیاسی _از اصلاحطلبان واقعی دهه ۷۰ و ۸۰ و اصلاحطلبان معتدل دهه ۹۰ و اعتدالیون آن سالها تا اصولگرایانی که زمانی اطراف علی لاریجانی در مجلس شورای اسلامی برو و بیایی داشتند_ باعث نشده رویای «خالصسازی» تندروهای جناح راست، به واقعیت بدل شود. اتفاقاً هرچه عرصه رقابت از رقبای واقعی خالیتر شده، رقابت و تضاد منافع میان خودیهای نظام و انقلابیونی که خود را همهکاره مملکت میدانند، بیشترهم شده است. این جنگ رسانهای در واقع ادامه همان شکاف سیاسی است که از انتخابات تیر ۱۴۰۳ میان جلیلی و قالیباف آغاز شد. اکنون یکسو جبهه پایداری، رجانیوز، بخشی از نمایندگان نزدیک به جلیلی و شبکهای از مداحان قرار دارند که مخالف مذاکرات و مخالف نقش قالیباف هستند. در سوی مقابل، قالیباف، بخشی از فرماندهان سپاه، تسنیم، مشرق و بخشی از ساختار رسمی مجلس قرار گرفتهاند که معتقدند در شرایط فعلی باید تیم مذاکره حفظ شود.»
سایت «رویداد نیوز» هم نوشت این رقابتها فراتر از رقابتهای مقطعی است و در بخش رسانهای این جریان، چهار بازیگر اصلی شامل رجانیوز، خبرگزاری فارس، خبرگزاری تسنیم و وبسایت مشرقنیوز قرار دارند که هر یک به نوعی بخشی از بدنه فکری و سیاسی اصولگرایان تندرو و نهادهای نزدیک به سپاه را نمایندگی میکنند. رجانیوز بهعنوان رسانه نزدیک به جبهه پایداری شناخته میشود و در سالهای گذشته به تریبونی برای انتشار دیدگاههای تندروترین بخش این جریان تبدیل شده است. در مقابل، فارس، تسنیم و مشرقنیوز هرچند همگی بهعنوان رسانههای نزدیک به سپاه شناخته میشوند، اما بهدلیل عدم یکدستی ساختار سیاسی و رسانهای درون سپاه، هر یک به بخش متفاوتی از بدنه قدرت و جریانهای فرهنگی–امنیتی نزدیک هستند. فارس عمدتاً به ساختار بسیج و بخشهای فرهنگی سپاه نزدیک دانسته میشود، تسنیم بیشتر در ارتباط با نهادهای سیاسی و تبلیغاتی مرتبط با سپاه معرفی میشود و مشرقنیوز نیز به بخشهایی از بدنه رسانهای و امنیتی نزدیک به سپاه و نهادهایی مانند سازمان اوج منتسب است، هرچند ارتباط رسمی و یکپارچهای برای آنها قابل تأیید نیست.
واقعیت این است که دعوای میان تسنیم و رجانیوز صرفاً یک منازعه رسانهای، و اختلافات درون حاکمیت صرفاً نتیجه جاهطلبی افراد یا رقابت شخصی نیست، بلکه بازتاب تضادهای عینی اقتصادی و طبقاتی و اختلافات عمیقتر بر سر جهتگیریهای کلان نظام است. یکی از محورهای اصلی این اختلاف، مسئله مذاکره با آمریکا و نحوه پیشبرد آن است. بخشی از جریان حاکم به این نتیجه رسیده که برای خروج از بنبست اقتصادی و کاهش فشارهای خارجی، مذاکره و حتی نوعی مصالحه با آمریکا اجتنابناپذیر است. در مقابل، بخشی دیگر چنین مسیری را عقبنشینی سیاسی میداند و آن را تهدیدی برای موقعیت خود تلقی میکند.
روشن است که آنچه امروز به شکل اختلاف میان چهرهها، رسانهها یا نهادهای درون حکومت از همپاشیده ظاهر میشود، در واقع بازتاب شکافهای عمیقتر در ساختار اقتصادی و طبقاتی است. در درون حاکمیت، گروههایی وجود دارند که هر یک بر منابع متفاوتی تکیه زدهاند، از اقتصاد دولتی و رانتی، تا شبکههای نظامی و امنیتی، و مدیریت تکنوکراتیک که خواستار پیوند با اقتصاد جهانی است.
جمهوری اسلامی در وضعیت دشواری گرفتار شده و برای ادامه بقا ناچار است راهی برای حل بحرانهای انباشته پیدا کند. اما معضل رژیم این است که جناحهای مختلف نه تنها بر سر راهحل توافق ندارند، بلکه هر راهحل پیشنهادی به معنای جابهجایی قدرت و تغییر در توازن نیروهاست. به همین دلیل، حتی حمایت از یک چهره مانند قالیباف میتواند واکنشهای تند ایجاد کند، تا جایی که علیه حامیان او از ادبیاتی مانند «باید شما را به توپ بست» استفاده میشود.
اما حتی اگر جناح طرفدار مذاکره بتواند در این کشمکش رقبای خود را کنار بزند، مسئله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود. بحران اقتصادی ایران ریشههایی بسیار عمیقتر از اختلاف بر سر مذاکره دارد. ساختار رانتی اقتصاد، فساد گسترده، وابستگی به درآمدهای نفتی، فرسودگی زیرساختها و نفرت عمومی مردم از حکومت، مسائلی نیستند که صرفاً با توافق خارجی حل شوند. به همین دلیل، حتی تغییر آرایش سیاسی در رأس قدرت نیز به معنای خروج از بحران نخواهد بود. آینده تحولات در ایران باز به تعمیق شکافهای درونی و لذا بحران حاکمیت میانجامند و سرانجام، با برآمد مبارزه تودهی مردم و جنبشهای اجتماعی، جامعه از شر نظام حاکم و تضادها و تناقضات آن رهایی خواهد یافت.





نظرات شما