پاسخ به سئوالات – مشی چریکی

سؤالی مطرح‌شده است از سوی برخی رفقای هوادار که خلاصه آن به شرح زیر است:

در شرایطی که اختناق شدید بر کشور حاکم است و جریانات چپ در داخل فعال نیستند و بوق‌های تبلیغاتی رژیم از نابودی جریانات چپ و یا سازش و تغییر جهت برنامه آن‌ها سخن میگویند، در شرایطی که حتی آگاه‌ترین نیروهای داخل از موجودیت جریانات سیاسی آگاه نمی‌باشند و شرایط اجازه نمی‌دهد، ما با این تعداد اندک نیرویی که داریم از طریق کار معمول سیاسی حتی موجودیت خود را به مردم نشان دهیم در شرایطی که جنبش خودبه‌خودی توده‌ها رو به اعتلاست و تمام جریانات بورژوائی و اپورتونیستی جهت مهار زدن آن تلاش می‌کنند. در شرایطی که در صورت دست روی دست گذاشتن جریانات قدیمی شاهد شکل‌گیری جنبش نوینی در میان نسل جوان هستیم “(همان‌سان که فدائی بود در مقابل جریانات سنتی)”، به نظر ما نتایج یک حرکت مسلحانه متمرکز و سازمان‌دهی شده با تعداد بسیار اندکی نیرو، بسیار مؤثر و مثبت خواهد بود. از جمله ترور سران رژیم این اقدامات گذشته از تهییج جنبش توده‌ای و پا به میدان کشیدن طیف وسیعی از روشنفکران فعلاً خاموش به صحنه عمل، زمینه بسیار مساعدی جهت پیشبرد وظائف درازمدت و سازمان‌گرانه ما در میان توده‌ها و طبقه کارگر نیز فراهم خواهد ساخت. بر بستر این شرایط حتی می‌توان به نتایج حاصل از فعالیت یک هسته کارگری در فلان کارخانه نیز چشم امید بست. حال نظر سازمان چیست؟ آیا اساساً نفس موضوع مورد تائید است یا خیر و اگرنه مایلیم چرایی آن را بدانیم، البته رفقا در پایان مطرح کرده‌اند که صورت عدم امکان و توانائی چنین حرکات نظامی، می‌توان به وسایل تبلیغ سیاسی در اشکال خاص روی آورد.

قبل از اینکه سؤال پاسخ داده شود باید اضافه کنیم که نظیر سؤالی رفقا مطرح کرده‌اند در چند مورد دیگر نیز این شکل مطرح‌شده است که آیا جنبش ما بار دیگر به یاد سیاهکل نیاز ندارد و منظور از سیاهکل دیگر هم همانا روی‌آوری به عمل چریکی است. با این توضیح بپردازیم به اصل مطلب:

ج – رفقای موضع سازمان سر مسائل مطرح‌شده روشن است و حتماً آگاهید که سازمان در گذشته یک کنگره و پنج کنفرانس داشته که مصوبات و قطعنامه‌های آن‌ها خط‌مشی تاکتیکی و استراتژیک سازمان را روشن کرده است. شما اگر به این قطعنامه‌ها مراجعه کنید، می‌بینید تمامی آن‌ها تحت هر شرایطی بر مسئله سازمان‌دهی طبقه کارگر، شکل آگاهانه دادن به این جنبش از طریق کار سیاسی، تبلیغ و ترویج تأکید شده و بالاخره بر مسئله سازمان‌دهی طبقه کارگر برای کسب قدرت سیاسی از طریق اعتصاب سیاسی و قیام مسلحانه تأکید شده است. این خط‌مشی آنچه که شما مطرح کرده‌اید، مغایرت دارد. در واقع آنچه شما مطرح کردید بازگشت به مشی چریکی است که نه‌تنها دوران و شرایط آن در ایران سال‌هاست که به پایان رسیده بلکه سازمان از دوران قیام به بعد رسماً آن را رد کرده و حتی گذشته را به‌نقد کشیده است. در اینجا وارد این بحث نمی‌شویم که آنچه شما تحت عنوان ترور تهییج کننده یا به گفته خودتان تروری که “تهییج جنبش توده‌ای” را در برداشته باشد، عنوان کرده‌اید، به این صورت حتی از مواضع سازمان در مراحل اولیه شکل‌گیری‌اش عقب‌تر است. چراکه در سازمان ما هیچ‌گاه کسی مدافع ترور تهییج کننده نبوده و یا لااقل به این صورت مورد تائید نبوده است. در اینجا فرصت بحث در مورد این مسئله نیست و پیشنهاد می‌کنیم که برای پی بردن به نادرستی این ایده به کتاب چه باید کرد؟ اثر لنین مراجعه کنید.

گفتیم که سازمان از دوران قیام مشی چریکی را رد کرد و گذشته سازمان به‌نقد کشیده شد. اگر شما به اثری که در آن ایام تحت عنوان “دیکتاتوری و تبلیغ مسلحانه” تدوین و سپس انتشار بیرونی یافت مراجعه کنید خواهید دید که در این نوشته مشی چریکی به‌نقد کشیده شده و انحرافات سازمان نشان داده‌شده است. این اثر در همان ایام بطلان ادعای اکثریتی‌ها را که چنین شایعه کرده بودند، اختلاف در سازمان بر سر این مسئله است که اکثریت بر کار سیاسی و ملی توده‌ای و سازمان‌دهی طبقه کارگر تأکید دارد و مشی چریکی را رد می‌کند، و اقلیت مدافع مشی چریکی است، نشان داد. چراکه اولاً اختلاف اصلی بر سر مسئله گذشته نبود، و ثانیاً اقلیت در برابر اکثریت که از موضعی اپورتونیستی به نفی تمام مبارزات و دست‌آوردهای سازمان می‌پرداخت. از نقد دیالکتیکی گذشته دفاع کرد و نه از مبارزه چریکی، در همان نوشته مفصلاً توضیح داده شد. که اشتباه بزرگ سازمان این بود که پس از شکل‌گیری و انسجام اولیه خود، عمدة انرژی خود را در زمینه کار سیاسی و سازمان‌دهی طبقه کارگر به کار نگرفت. بدون اینکه این امر نافی به‌کارگیری تاکتیک مسلحانه به‌عنوان یاد تاکتیک فرعی باشد. بهر حال اقلیت ضمن آنکه مشی چریکی را رد کرد بر دست‌آوردهای مثبت و مبارزات سازمان ارج نهاد. اینکه در کجا و به چه علت این مشی نادرست بود انحرافات چه بودند و دست آوردها کدام؟ بازهم در اینجا فرصت پرداختن به آن‌ها نیست و اگر حتی در حد مواضع سازمان در ۱۳۵۸ خواسته باشید، می‌توانید به همان کتاب “دیکتاتوری و تبلیغ مسلحانه” مراجعه کنید. البته بررسی و نقد دقیق‌تر انحرافات گذشته سازمان که بیشتر از جنبه تنوری و ایدئولوژیک است، در نشریات سازمان، در سال‌های پس از انشعاب نیز صورت گرفته است. از جمله در مورد دیدگاه عموم خلقی که خود را در مسائل مختلف نشان داد.

در همین‌جا لازم به توضیح است که نفی مشی چریکی، به معنای نفی مبارزه مسلحانه، حتی نفی مبارزه چریکی بر بستر یاد جنبش توده‌ای و مبارزه توده‌ای و از این گذشته حتی نفی ترور به‌طورکلی نیست. اینکه در دوران پس از قیام به‌رغم نفی مشی چریکی مثلاً در کردستان یا بلوچستان مبارزه چریکی را تائید کردیم و خود در آن مشارکت داشتیم، با در جریان وقایع سال ۶۰ جوخه‌های رزمی را به‌منظور تدارک قیام مسلحانه توده‌ای سازمان‌دهی کردیم و امروز هم معتقدیم که جمهوری اسلامی را باید با یک قیام مسلحانه توده‌ای سرنگون کرد، همگی نشان می‌دهند که ما به مبارزه قهرآمیز و مسلحانه برای سرنگونی بورژوازی و حتی اشکال مختلف این مبارزه بنا به شرایط مختلف جنبش اعتقادداریم، اما به مشی چریکی، ترور تهییج کننده، به ترور سیستم شده و عملیات نظامی جدا از توده معتقد نیستیم. شما سؤال خود به مسئله ترور فلان و بهمان عنصر رژیم اشاره می‌کنید و در مورد تأثیر تبلیغی آن سخن میگونید. از نظر سازمان، مسئله به این شکل نیست با حذف عناصر چیزی را نمی‌توان تغییر داد، شما دیدید که محمدرضا شاه ترور نشد بلکه اساساً حکومتش سرنگون گردید. اما درست به‌این‌علت که طبقه کارگر سازمان‌یافته و متشکل و آگاه نبود، به‌این‌علت که نتوانست رهبری جنبش را به دست بگیرد، رژیمی ارتجاعی‌تر از رژیم شاه بر سر کارآمد. بنابراین آنچه ما باید انجام دهیم، تلاش برای سازمان‌دهی طبقه کارگر و آگاه کردن طبقه کارگر است. البته ما این مسئله را هم انکار نمی‌کنیم که تحت شرایط معینی حتی ترور نیز می‌تواند مبارزه مردم را چند گام پیش ببرد، مع‌هذا باید دید کی، کجا و تحت چه شرایطی. از این گذشته از تأثیر تبلیغی و تهییجی این امر در شرایط امروز سخن میگونید، که بقول شما مثل توپ صدا خواهد کرد و سازمان را در سطحی گسترده مطرح خواهد ساخت. رفقا! ما به شما قول می‌دهیم که اگر امکانات مالی آن را داشتیم، دست به چنان اقدامات تبلیغی گسترده‌ای علیه رژیم می‌زدیم که تأثیراتی به‌مراتب مهم‌تر داشت و ما می‌توانستیم در زمینه سازمان‌دهی‌مان هم موفق‌تر عمل کنیم. اگر می‌گفتید ما باید در شرایطی که سازمان به علت مشکلات مالی مجبور است مدام حیطه فعالیت خود را محدود کند. باید اقدامی نظامی برای مصادره از یکی از مراکز مالی رژیم سازمان‌دهی کنیم، یک‌میلیون بار منطقی‌تر از پیشنهاد ترور تهییج کننده بود.

رفقا از همه مسائل هم که بگذریم باید در نظر داشت که شرایط امروز به‌کلی متفاوت از دورانی است که سیاهکل پدید آمد و سازمان با مشی چریکی قدم به عرصه مبارزه نهاد. کارگران و زحمتکشان ایران یاد انقلاب را از سر گذرانده‌اند، هزاران نیروی کمونیست و آگاه هم‌اکنون در ایران هرچند نامتشکل مشغول فعالیت‌اند. سازمان‌های چپ و کمونیست هم به درجات مختلف فعالیت می‌کنند. خود شما نیز اشاره‌کرده‌اید که مبارزات توده مردم دانما اعتلاء می‌یابد، پس تنها یک وظیفه باقی است و آن‌هم تلاش برای سازمان‌دهی توده کارگر. مشکل امروز این نیست که توده‌ها در خواباند و صدانی از کسی بلند نمی‌شود، سراسر جامعه را مبارزه فراگرفته است. مشکل این نیست که نیروهای پیشرو، آگاه و فداکار کم‌اند بالعکس فراوان‌اند نیروهایی که خواهان کار متشکل و سازمان‌یافته‌اند. مشکل این است که توان کمی و کیفی ما تاکنون اجازه نداده است وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهیم. نیازی به ترور تهییجی نیست. توده‌های کارگر و زحمتکش خود در عرصه مبارزه حی و حاضرند. مگر مبارزات روزمره کارگران را در کارخانه‌ها نمی‌بینیم؟ مگر جنبش توده‌ای اعتراضی علنی را در ابعاد شهرهای مختلف که گاه شکل تظاهرات و قیام به خود می‌گیرد نمی‌بینیم؟ باید برای سازمان‌دهی، هدایت و رهبری همین مبارزات و همین جنبش‌های حی و حاضر تلاش کرد و دست‌ها را بالا زد. بنابراین نه نیازی به ترور تهییجی است، نه نیازی به احیاء مشی چریکی و نه نیازی به یاد سیاهکل دیگر، سیاهکل در دوران خود نقش خود را ایفا کرد و دیگر تکرار نمی‌گردد. البته ناگفته نماند تا آنجایی که ما اطلاع داریم در داخل بحثی از سیاهکل دیگر نیست. این بحث خارج از کشور است و بنابراین زیاد هم نباید آن را جدی گرفت. درعین‌حال این نکته را هم متذکر شویم که ما هیچ جریانی را که در جهت سازمان‌دهی طبقه کارگر و پیشبرد امر مبارزه این طبقه شکل بگیرد، نه‌تنها تهدیدی برای سازمانمان نمی‌بینیم، بلکه از آن حمایت هم می‌کنیم، حال خواه بقول شما در میان نسل جوان باشد و یا نسل پیر. مع‌هذا بازهم تا آنجایی که ما اطلاع داریم همین نسل جوانی که به مبارزه روی می‌آورد، به دنبال گرایشات طبقاتی و سیاسی خود در پی همین سازمان‌های موجود است و ارتباط خود را نیز با همین سازمان‌ها برقرار می‌کند. چون به‌قدر کافی آن‌قدر سازمان و گروه و خط‌مشی چپ و راست وجود دارد، که هر کسی به‌راحتی جایگاه خود را پیدا می‌کند. نکته دیگری را هم باید در همین‌جا تذکر دهیم که شکل‌گیری فدائی در ارتباط با تقابل جدید و سنتی نبود. فدائی به‌عنوان یک جریان انقلابی، در برابر جریانات اپورتونیست و خط‌مشی‌های رفرمیستی قدم به عرصه مبارزه نهاد. نه بر این اساس که مثلاً حزب توده سنتی بود و فدائی جدید. در همان دوران که فدائی پا به عرصه حیات نهاد، جریانات دیگری هم بودند که جدید و تازه شکل‌گرفته بودند، اما فاقد خط‌مشی انقلابی و پاسخگویی به شرایط خاص جامعه بودند. لذا از این بابت هم شرایط امروز با سال ۴۹ متفاوت است. امروز خط‌مشی انقلابی کمونیستی در جنبش وجود دارد و تا دلتان بخواهد چپ و راست آن‌هم موجود است. کسی که حقیقتاً بخواهد مبارزه کند، در چارچوب همین سازمان‌های موجود مبارزه خواهد کرد. کسی هم که نخواهد مبارزه کند و بخواهد دنبال سراب برود، به همان جانی خواهد رفت که ۴-۵ سال است عده‌ای دنبال آن رفته‌اند و تازه آن‌هایی که صادق بودند فهمیدند که سرایی بیش نبود و بیشتر سرگرمی برای کسانی بود که خود را مشغول کنند و یا به دیگران بگویند ما هم بالاخره داریم کاری می‌کنیم.

در پایان نیز در مورد اشکال مختلف تبلیغ که مطرح کرده بودید، سازمان معتقد است که از هر وسیله تبلیغی ممکن باید برای تبلیغ ایده‌های سوسیالیستی و دمکراتیک استفاده کرد، همان‌گونه که در زمینه ترویج است. بسته به شرایط باید اشکال و وسایل مناسب و جدیدی بکار گرفت.

متن کامل نشریه کار شماره ۲۸۸ در فرمت پی دی اف

POST A COMMENT.