سؤالی که از جانب چند تن از رفقا و خوانندگان نشریه کار مطرحشده این است که چرا سازمان در قبال اقدامات اخیر جریان موسوم به کمیته خارج از کشور سابق هیچ موضعی اتخاذ نکرده است و چرا به کسانی که میخواهند از این مسائل بهرهبرداری کنند پاسخ داده نمیشود.
ج – قبل از اینکه به این سؤالات پاسخ داده شود، لازم میدانیم که برای آن عده از خوانندگان نشریه کار که در جریان این مساله قرار ندارند مختصراً توضیح دهیم که در سال ۶۶ در نتیجه بروز یکرشته اختلافات در سازمان ما که عمدتاً حول مسائل تشکیلاتی و سبککار شکلگرفته بودند، انشعابی به وقوع پیوست و کمیته خارج از کشور سازمان که مبلغ و مدافع شیوه عمل و سبککار غیر کارگری بود و از همین زاویه نیز با اقدامات ماجراجویانه در خارج از کشور، از نظر سیاسی لطمات جدی به سازمان وارد آورده بود، از سازمان جدا شد و ازآنپس در سطح جنبش بنام “کمیته خارج از کشور” معروف گردید. این جریان در ادامه همان خطمشی ماجراجویانه و اقدامات غیرسیاسی سرانجام به مرحلهای سقوط کرد که از تمام مواضع و سنتهای کمونیستی و فدائی گسست. لذا کنفرانس دوم سازمان ما که در خردادماه ۱۳۶۸ تشکیل گردید، با ارزیابی انحطاط سیاسی این جریان اعلام نمود که این جریان “فاقد اهداف و انگیزههای سالم سیاسی است” و آن را یک “جریان غیرسیاسی” معرفی نمود. از همین رو هرگونه مناسبات با آن را نیز ممنوع اعلام کرد. صحت این ارزیابی را گذشت زمان بر همگان آشکار ساخت تا بدان جا که اغلب نیروهایی که در مقطعی با آن کار میکردند تدریجاً به ماهیت آن پی بردند و جدا شدند و نیروهای سیاسی جنبش نیز به طرد این جریان پرداختند. ایضاً برای کسانی که در جریان وقایع اخیر مربوط به این جریان قرار ندارند لازم ست که توضیح دهیم چند ماه پیش تعدادی از افرادی که از این جریان جداشده بودند، جزوهای در افشاء ماهیت غیرسیاسی آن منتشر ساختند که در پی آن چماقداران این باند کسانی را که از آنها جداشده، کتک زدند و آنها را به مرگ تهدید نمودند. در گیرودار این مساله، ماجرای دیگری پیش آمد و باندی که دیگر مدتها نام و نشانی از آن باقی نمانده بود اطلاعیهای با نام و آرم سازمان چریکهای فدائی خلق ایران منتشر ساخت و ادعا کرد که ۱۵ میلیون دلار از مراکز بانکی و مالی رژیم را در داخل و خارج مصادره کرده است.
موضعگیریهایی از سوی برخی جریانات در مورد این مسائل صورت گرفت و برخیها کوشیدند از این مسائل علیه جنبش کمونیستی و چپ بهرهبرداری کنند. این توضیح مختصر برای کسانی که در جریان امر قرار ندارند لازم بود تا بدانند که این سؤالات در چه رابطهای مطرحشدهاند.
حال بپردازیم به اصل مطلب. در پاسخ به سؤالاتی که رفقا مطرح کردهاند نخست باید این مساله را توضیح دهیم که سازمان ما خود را موظف نمیداند که در مورد هر مساله کوچک و بیاهمیت، و مسائلی که به زندگی و مبارزه تودههای مردم طبقه کارگر مربوط نیست، موضعگیری کند یا فراتر از آن اطلاعیهای منتشر سازد. بهویژه وقتیکه این مسائل مربوط به یک باند غیرسیاسی است که تا بدان حد بیاعتبار و رسوا است که حتی موضعگیری را از زاویه افشاگری بیمعنا میسازد. موضعی که سازمان ما چند سال پیش در مورد این گروه، بهعنوان جریانی غیرسیاسی اتخاذ نمود، خود توضیحدهنده این سؤال است که چرا پسازآن سازمان ما از هرگونه موضعگیری و برخورد سیاسی با آن خودداری نمود. یک باند غیرسیاسی میتواند دست به هر اقدام کثیفی بزند. با چماق به جان مخالفین خود بیافتد افرادی را تهدید به مرگ کند. برای ساکت کردن و مرغوب ساختن عدهای، به آنها تهمت و برچسب همکاری با رژیم را بزند. مراکز مالی و دلالی ایجاد نماید. با محافل و مراکز مالی حکومت زدودند داشته باشد، با دولتها مناسبات ویژهای به خاطر دلالی و جاسوسی داشته باشد و غیره و ذلک. همه این اقدامات و دهها و صدها چیز دیگر میتواند توسط یک جریان غیرسیاسی انجام بگیرد. وظیفه ما بود که یکبار برای همیشه ماهیت این جریان را در سطح جنبش افشاء کنیم و از آنجائی که ماهیت آن امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست، لذا دلیلی نمیبینیم که بر سر هر اقدام این جریان موضعگیری و یا افشاگری کنیم. طبیعی است که از نظر سازمان ما و با تحلیلی که از این جریان ارائه شد. نهفقط، چماقداری سرکوب و تهدید، انگ و اتهام زدن بیاساس به این و یا آن، بلکه تمام اعمال آن محکوم است. بدیهی است که جاروجنجالی که این جریان “مصادره ۱۵ میلیون دلار”، به راه انداخته است. این هم ماهیتی غیرسیاسی دارد. ما همه این اقدامات را محکوم و مردود میدانیم، معهذا همانگونه که توضیح داده شد این بدان معنا نیست که ما بر سر هر اقدام جریانی که ماهیتی غیرسیاسی دارد موضعگیری کنیم ما از نظر اصولی درست نمیدانیم که وارد بحث مسائل شویم که ربطی به مسائلی سیاسی جنبش ما ندارد.
اگر میبینیم جریاناتی هستند که با دامن زدن به این مسائل میخواهند آنها را مهم و مساله جنبش قلمداد کنند اهداف و مقاصد خاصی دارند. این جریانات عمدتاً میخواهند با مستمسک قرار دادن اقدامات و اعمال کثیف یک جریان غیرسیاسی، به نیروهای چپ جامعه حمله کنند و یا به تبرئه خود بپردازند. از این نمونه، جریانات سلطنتطلب هستند که اخیراً در نشریات خود تلاش نمودهاند، اقدامات این جریان غیرسیاسی را برجسته کنند، مسائل غیرواقعی را هم قاطی آن کنند و جریانات چپ و کمونیست را موردحمله قرار دهند.
اما واقعیت امر این است که جریانات سلطنتطلب رسواتر و بیاعتبارتر از آن هستند که بتوانند از این مسائل به نفع خود و بیاعتبار کردن چپ بهرهبرداری کنند. مجاهدین خلق یک نمونه دیگراند که بر سر این مساله جاروجنجال به راه انداختهاند و در تلاشی عبثاند که با این مستمسک ماهیت ارتجاعی خود را بپوشانند. به اینان باید پاسخ داد که هر اندازه هم اعمال و اقدامات فرد یا گروهی که سابقه چپ داشته باشد، ننگین باشد در این واقعیت تغییری پدید نخواهد آورد که سازمان مجاهدین یک جریان ضدانقلابی ضد دمکراتیک ارتجاعی و سرکوبگر است. سازمانی که تمام موجودیت امروزش بر حمایت و پشتیبانی قدرتهای امپریالیست و مرتجعترین دول منطقه متکی است. این سازمان به خیال خود فرصت مناسبی یافته است تا با درج اطلاعیهها و نوشته هانی در ارکان شورای ملی مقاومتش علیه یک جریان غیرسیاسی خود را توجیه و تبرئه کند. بدین منظور به همان شیوههای کثیف و شناختهشده مجاهدین و دارو دسته دوروبرشان متوسل میگردند و مساله بهگونهای مطرح میشود که گویا در سال ۶۵ تشکیلات خارج از کشور سازمان در ارتباط با رژیم و دولتهای دیگر با مجاهدین درگیری داشته است. این ادعاها فقط میتواند مایه خنده و مضحکه باشد و این حقیقت را بیشتر روشن میسازد که شیوههای برخورد و رفتار مجاهد و مجاهد زدهها بهمراتب کثیفتر از اعمال یک جریان غیرسیاسی است.
از این گذشته باید به کسانی که در خدمت مجاهدین قرارگرفتهاند گفت که به همان اندازه که اعمال و رفتار یک جریان غیرسیاسی محکوم است، دلالی و فروش آرم و نام سازمان چریکهای فدائی خلق ایران به سازمان مجاهدین و نان خوردن در بساط مجاهد محکوم و ننگین است.
در همین اوضاعواحوال اکثریتی و نیمه اکثریتیهای سابق هم کوشیدهاند از اقدامات این جریان غیرسیاسی به نفع خود بهرهبرداری کنند و البته حملاتشان را نیز متوجه سازمان ما و مبارزه آن کردهاند. به اینان نیز باید پاسخ داد که هراندازه اقدامات این جریان ننگین و غیرسیاسی باشد. ننگینتر از امسال کسانی نیست که دست در دست جمهوری اسلامی در سرکوب و قتلعام مردم شرکت کردند.
و سرانجام اینکه ما اقدامات کسانی را نیز که میکوشند در این میان مسائل را به تسویهحسابهای شخصی بکشانند و با طرح اتهامات بدون دلیل و مدرک به شیوههای متقابلی علیه جریان غیرسیاسی متوسل میگردند و موجب رواج بی پرنسیبی در سطح جنبش میشوند، محکوم میکنیم.
بیش از این ضروری نیست که پیرامون این مسائل بحث کنیم چراکه هدر رفتن وقت و امکانات سازمان بر سر مسائلی است که ربطی به مسائل سیاسی جنبش ندارد.





نظرات شما