پاسخ به سؤالات – سوسیالیسم

یکی از رفقا از نشریه کار خواسته است که به دو سؤال وی پاسخ داده شود. سؤال اول این است که آیا از دیدگاه سازمان، امکان سوسیالیسم  در یک کشور وجود دارد؟ سؤال دوم هم به این مضمون است که اگر دولت پرولتری دولتی زوال پاینده است. در شرایطی که توازون قوا در سطح جهانی چنین امکانی را نمی‌دهد و ما مجبوریم که دولت قوی با تمام تجهیزات نظامی داشته باشیم، سازمان شما چه پاسخ و راه‌حلی در قبال این تناقضات ارائه می‌دهد؟

ج – در پاسخ به سؤال نخست باید بحث را از این نقطه آغاز کنیم که ناموزونی رشد اقتصادی و سیاسی کشورهای سرمایه‌داری واقعیتی است انکارناپذیر یا به گفته لنین ناموزونی رشد اقتصادی و سیاسی قانون بی‌چون‌وچرای سرمایه‌داری است. از این واقعیت چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟ این نتیجه که به علت همین ناموزونی ممکن است ابتدا در چند کشور سرمایه‌داری و یا حتی یک کشور واحد، تضادها به درجه‌ای تشدید شوند که موقعیت انقلابی پدید آید. طبقه کارگر به قیام علیه بورژوازی برخیزد. بورژوازی را سرنگون کند و انقلاب پرولتری به پیروزی برسد. حال‌آنکه پرولتاریای اغلب کشورها هنوز در موقعیتی نباشند که دست به انقلاب بزنند تجربه نیز همین واقعیت را نشان داده است. حتی در دوران سرمایه‌داری رقابت آزاد انقلاب کارگری فرانسه به وقوع پیوست و کمون پاریس ایجاد شد، بدون اینکه هم‌زمان با آن انقلاب کارگری در دیگر کشورهای سرمایه‌داری به وقوع بپیوندد. در دوران سرمایه‌داری انحصاری و بین‌المللی شدن هرچه بیشتر سرمایه نیز وقوع انقلاب پرولتری روسیه، همین واقعیت را نشان داد حالا سؤال این است که اگر طبقه کارگر در یک کشور واحد قدرت را به دست گرفت و انقلابی در دیگر کشورهای سرمایه‌داری رخ نداد چه باید بکند؟ آیا باید دست روی دست بگذارد و منتظر انقلاب در مقیاس جهانی یا لااقل در پیشرفته‌ترین کشورها باشد یا در همان حال که با حمایت و پشتیبانی از پرولترهای کشورهای دیگر برای وقوع انقلاب در دیگر کشورها تلاش کند، باید دگرگونی‌های سوسیالیستی را آغاز نماید و دست به تجدید سازمان‌دهی سوسیالیستی جامعه بزند؟

ازآنجایی‌که انقلاب پرولتری مضمونا” یک انقلاب جهانی است و تنها در مقیاس جهانی می‌توان سرمایه‌داری را به شکلی قطعی برانداخت، برخی ادعا می‌کنند که طبقه کارگر نه می‌تواند و نه باید در یک کشور واحد دست به تجدید سازمان‌دهی سوسیالیستی بزند و ساختمان سوسیالیسم را آغاز کند بحث آن‌ها نیز این است که طبقه کارگر در چنین حالتی باید بکوشد در چارچوب مناسبات موجود، همچنان قدرت سیاسی را حفظ کند و ضمن کمک به پرولتاریای کشورهای دیگر برای سرنگونی بورژوازی به انتظار وقوع انقلابات پرولتری لااقل در مهم‌ترین کشورهای سرمایه‌داری بنشیند. حال اگر بهر علتی وقوع انقلابات پرولتری در کشورهای سرمایه‌داری به تأخیر افتاد و پس از گذشت نزدیک به یک قرن از وقوع انقلاب سوسیالیستی اکتبر در روسیه، حتی در یکی از کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری انقلابی به وقوع نپیوست طبقه کارگری که قدرت را به دست گرفت است. چگونه می‌تواند، بدون دست بردن به بنیان‌های جامعه موجود، قدرت را حفظ کند، پاسخی در میان نخواهد بود. در حقیقت این نحوه برخورد به انقلاب جهانی پرولتری در عمل به اینجا ختم خواهد شد که عجالتاً” انقلاب و سوسیالیسم از دستور کار خارج شود و همه به انتظار روزی باید بنشینند که پرولتاریای جهانی به قیام جمعی علیه بورژوازی برخیزد و انقلاب جهانی پرولتری را متعلق سازد. اما در واقعیت اوضاع بدین گونه پیش نمی‌رود. مبارزه طبقاتی در جریان است. تضادها تشدید می‌شوند و در این با آن کشوری که در یک‌لحظه معین به کانون تضادها تبدیل‌شده است. انقلاب به وقوع می‌پیوندد. انقلاب پرولتری هم درواقع. عالی‌ترین بیان و تجلی مبارزه طبقاتی در مرحله‌ای معین است. وقتی‌که مبارزه طبقاتی به این مرحله می‌رسد که پرولتاریا بورژوازی را سرنگون و قدرت را به دست می‌گیرد، پرولتاریا برای این‌که بتواند قدرت سیاسی را حفظ کند. چاره‌ای جز این ندارد که مبارزه علیه بورژوازی سرمایه‌داری را تشدید کند. راه دیگری جز این ندارد که در همان حال که با تمام قوا برای برپایی انقلاب پرولتری به یاری پرولتاریای دیگر کشورهای سرمایه‌داری می‌شتابد، از بورژوازی خودی خلع بد کند و انقلاب اقتصادی را آغاز نماید. اما انقلاب اقتصادی معنائی جز دگرگونی بنیادی مناسبات تولیدی موجود و الغاء مالکیت خصوصی ندارد این انقلاب اقتصادی که می‌خواهد مناسبات موجود را دگرگون سازد، می‌باید مناسبات تولیدی نوینی را جایگزین مناسبات سرمایه‌داری سازد. اقدام در این جهت، هیچ معنای دیگر جز اقدام به ساختمان سوسیالیسم نیست بنابراین روشن است که طبقه کارگر که در یک کشور واحد قدرت را به دست می‌گیرد. اگر نخواهد قدرت را سریعاً از دست بدهد. راهی جز دست زدن به انقلاب اقتصادی و آغاز ساختمان در پیش ندارد. اما آیا وقتی‌که پرولتاریا در یک کشور واحد سوسیالیسم را بنا می‌کند این به معنای پیروزی قطعی سوسیالیسم و برگشت‌ناپذیری است؟ خیر. این تلاش هنگامی قطعی و برگشت‌ناپذیر خواهد بود که طبقات به‌کلی محوشده باشند. اما محو طبقات مادام که سرمایه‌داری بر جهان حاکم است. ممکن نیست لذا پیروزی قطعی ساختمان سوسیالیسم در گرو وقوع انقلاب پرولتری و سرنگونی بورژوازی لااقل در مهم‌ترین کشورهای سرمایه‌داری است.

اما در مورد سؤال دیگر هم باید بگوییم که دولت پرولتری ذاتاً” دولت زوال یابنده است. دیگر دولت به معنای اخص کلمه با ارتش مجزا از مردم و بوروکراسی ممتاز و مافوق مردم نیست. وقتی‌که خلق مسلح جای ارتش مجزا از مردم را می‌گیرد وقتی‌که مردم مستقیماً به اعمال حاکمیت سیاسی و کشورداری می‌پردازند و بوروکراسی را نابود می‌کنند، ما با دولت زوال پاینده‌ای روبرو هستیم که تدریجاً کارکردهای سیاسی خود را از دست می‌دهد. این‌که خلق مسلح برای مقابله با دشمنان طبقاتی خود در مقیاس جهانی و دفاع از انقلاب و سوسیالیسم باید از تجهیزات پیشرفته نظامی هم برخوردار باشد. به‌هیچ‌وجه تغییری در این واقعیت به وجود نمی‌آورد که دولت پرولتری دولت زوال یابنده است. طبیعتاً دولت هم هنگامی کاملاً زوال خواهد یافت و محو خواهد شد که طبقات محوشده باشند و انقلاب در مقیاس جهانی به پیروزی رسیده باشد. اما در حال با هر پیشرفت انقلاب، دولت پرولتری باید بیش‌ازپیش زوال یابد. هیچ توازون قوایی در سطح جهانی نمی‌تواند بهانه و توجیهی برای جایگزینی دولتی دیگر به‌جای دولت زوال یابنده گردد. اگر در جریان یک انقلاب پرولتری، دولت تدریجاً” زوال پیدا نکند و بالعکس بیش‌ازپیش به دولت معمولی تبدیل گردد، قطعاً در چنین حالتی جای خلق مسلح را ارتش حرفه‌ای مجزا از مردم و جای مردمی که خود باید مستقیماً” اداره امور کشور را بر عهده داشته باشند. بوروکراسی ممتاز و مافوق مردم گرفته است. اینجا دیگر با دولت پرولتری روبرو نیستیم. بنا بر این روشن است که هیچ تناقضی میان این‌که دولت پرولتری زوال یابنده است و درعین‌حال این دولت باید قدرت سرکوب دشمنان داخلی و بین‌المللی خود را داشته باشد. وجود ندارد.

متن کامل نشریه کار شماره ۳۳۱ در فرمت پی دی اف

POST A COMMENT.