بیانیه سازمان فدائیان(اقلیت)به مناسبت اول ماه مه- خجسته باد اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران

رفقای کارگر!

اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز همبستگی جهانی کارگران تمام کشورهای جهان فرارسیده است. در اول ماه مه، کارگران دست از کار می‌کشند، با گام‌های استوار و پرچم‌های سرخ، خیابان‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورند و همچون تنی واحد، به سرمایه‌داران اعلان‌جنگ می‌دهند. کارگران با این قدرت‌نمائی، همبستگی بین‌المللی خود را در مبارزه علیه نظم ستمگرانه مبتنی بر استثمار  سرمایه‌داری به نمایش می‌گذارند و نشان می‌دهند که اهداف و منافع آن‌ها در تمام کشورها یکی است: مبارزه مشترک برای سرنگونی نظام سرمایه‌داری و استقرار نظمی سوسیالیستی.

طبقه کارگر ایران نیز که گردانی از ارتش بزرگ کارگران سراسر جهان است، به‌رغم دیکتاتوری عریان سرمایه که کارگران را از ابتدایی‌ترین آزادی‌ها محروم کرده و مانع از برگزاری تجمعات و راهپیمایی‌های علنی شده است، همه‌ساله به اشکال مختلف همبستگی خود را با کارگران دیگر کشورهای جهان نشان داده است.

امسال، طبقه کارگر ایران در شرایطی به استقبال اول ماه مه می‌رود که جنگ ارتجاعی ۴۰ روزه دولت‌های سرمایه‌داری آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی بر سر توسعه‌طلبی و هژمونی طلبی منطقه‌ای، خسارات و صدمات سنگینی به مردم ایران وارد آورده  و بیش از همه، این صدمات به کارگران ایران وارد آمده است. این جنگ، برخلاف منافع کارگران هر سه کشور درگیر است و از همین رو خواهان توقف آن بوده و هستند. جنگ و بمباران‌های وحشیانه ایران، توسط رژیم نژاد پرست اسرائیل و امپریالیسم آمریکا، منجر به مرگ چندین هزار تن از مردم ایران شده و هزاران مصدوم و مجروح برجای گذاشته است. اغلب این کشته‌ها و مصدومین به خانواده‌های کارگر و زحمتکش تعلق دارند. در جریان این جنگ، علاوه بر ویرانی گسترده مساکن مردم غیرنظامی و مراکز و ساختمان‌های عمومی، تعدادی از مهم‌ترین کارخانه‌های ایران زیر بمباران‌ها ویران شدند که در نتیجه آن، گروهی از کارگران کشته و مصدوم شده‌اند. جنگ، مصائب متعددی برای کارگران به بار آورده است. نه‌فقط کارگران کارخانه‌هایی که در معرض بمباران‌ها قرارگرفته، بیکار شده‌اند، بلکه تعداد زیادی از کارخانه‌ها و مؤسسات تولیدی و خدماتی، تعطیل و نیمه تعطیل‌شده و میلیون‌ها کارگر، اخراج  و بیکار شده‌اند.

بر طبق گزارش خبرگزاری‌‌های دولتی ” پس از آغاز جنگ، حداقل ۳ تا ۴ میلیون کارگر، شامل کارگران بیمه‌شده و همچنین شاغلانِ غیررسمی و فاقد بیمه، بیکار شده‌اند؛ بیکاری حدود ۴ میلیون نان‌آور به معنای این است که حداقل ۱۲ تا ۱۵ میلیون نفر از جمعیت ۹۰ میلیونی کشور، دیگر هیچ منبعی برای امرارمعاش ندارند.” این موج اخراج و بیکارسازی در کشوری است که یک سیستم تأمین اجتماعی واقعی نیز وجود ندارد و مبلغ ناچیزی که به‌عنوان مقرری بیکاری به کارگران مشمول بیمه بیکاری  پرداخت می‌شود، حتی در مواردی کمتر از نیمی از دستمزد کارگران است که پاسخگوی یک‌چهارم هزینه‌های یک خانواده کارگری نیست. این در شرایطی است که بهای کالاهای موردنیاز روزمره کارگران نیز پیوسته در حال افزایش است. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه گروه “خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات” ۷ / ۱۱۲ درصد اعلام‌شده است. اما این هنوز پایان فاجعه و ستمی که بر کارگران اعمال می‌شود نیست. جنگ هنوز پایان نیافته و آتش‌بس کنونی به‌شدت ناپایدار است و احتمال ازسرگیری آن منتفی نیست. تحت این شرایط، فشار بر کارگران ایران که حتی در دوره پیش از جنگ، با دستمزد ناچیز و قراردادهای موقت، در معرض استثماری وحشیانه قرار داشتند، افزایش‌یافته و شرایط معیشتی آن‌ها به نحو بی‌سابقه‌ای وخیم شده است.

تجربه چندین سال اخیر به‌وضوح نشان داده است که حتی اگر یک آتش‌بس درازمدت نیز برقرار شود، وضعیت مادی و معیشتی کارگران بهبود نخواهد یافت. برکسی پوشیده نیست که در طول چند دهه اخیر، سال به سال حتی دستمزد واقعی کارگران پیوسته کاهش یافته و شرایط مادی و معیشتی کارگران وخیم‌تر شده است.

نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران که در چنگال بحران‌های عمیق و متعدد گرفتار است، قادر به حل هیچ مشکلی از کارگران و توده‌های زحمتکش نبوده و نیست. از همین روست که به‌ویژه از سال ۱۳۹۶ توده‌های زحمتکش و ستمدیده مردم ایران با مبارزات علنی و مستقیم علیه رژیم حاکم بر ایران، تظاهرات، شورش و قیام، نشان داده‌اند که دیگر نمی‌خواهند نظم ارتجاعی ، پوسیده و ضدانسانی کنونی را تحمل کنند. طبقه حاکم نیز آشکار و عیان نشان داده که راه‌حلی برای تضادها و بحران‌های جامعه ایران ندارد و نمی‌تواند به شیوه گذشته بر مردم حکومت کند. لذا تلاش کرده است با سرکوب‌های وحشیانه و کشتار و به بندکشیدن هزاران تن از مردم ایران در زندان‌های قرون وسطائی، اوضاع را تحت کنترل درآورد، اما هرگز نتوانسته و نمی‌تواند از چنگال بحران و ادامه مبارزات توده‌های مردم رهایی یابد. جامعه ایران نیاز به یک دگرگونی انقلابی دارد. از همین روست که پی آمد هر سرکوب رژیم، نه آرامش و ثبات نظم موجود، بلکه شکل‌گیری جنبش‌های سرنگونی طلب توده‌ای در ابعادی وسیع‌تر بوده است. آخرین نمونه آن چند ماه پیش، در دی‌ماه سال گذشته رخ داد که رژیم آدم کش جمهوری اسلامی، هزاران تن از مردم ایران را در خیابان‌ها به گلوله بست و حمام خون به راه انداخت. وحشت ارتجاع از سرنگونی به درجه‌ای است که هم‌اکنون نیز به بهانه جنگ، حکومت‌نظامی اعلام‌نشده‌ای را برقرار کرده، با قطع اینترنت جهانی، ارتباط مردم را با دنیای خارج گسسته، نیروهای نظامی سرکوب، خیابان‌ها را به اشغال خود درآورده و همه‌روزه گروهی از مردم ایران را با اتهامات واهی دستگیر و پی‌درپی اعدام می‌کند. بااین‌همه، راهی برای نجات طبقه حاکم و غلبه بر بحران سیاسی موجود نیست. سرنگونی جمهوری اسلامی قطعی است . به رغم وحشی‌گری رژیم وتاثیر منفی که جنگ بر مبارزات کارگران و زحمتکشان برجای نهاده، این افت موقتی است و به‌زودی موج جدیدی از مبارزات آغاز می‌گردد. مهم اما در این میان،  شکل‌گیری جنبش سیاسی طبقه کارگر است.

اگر تاکنون اعتراضات و جنبش‌های پی‌درپی مردم ایران نتوانسته به پیروزی بیانجامد، مهم‌ترین دلیل آن، عدم حضور طبقه کارگر در عرصه مبارزات سیاسی، به‌عنوان یک نیروی متشکل و رهبری کننده جنبش‌ها بوده است.

تجربه ناکام ماندن جنبش‌های چند سال اخیر به‌وضوح نشان داده است، در جامعه سرمایه‌داری ایران، یک انقلاب زمانی می‌تواند برپا گردد و به پیروزی برسد که طبقه کارگر در نقش رهبر جنبش ظاهر شود. بدون حضور و رهبری طبقه کارگر هیچ تحول انقلابی در ایران رخ نخواهد داد. این طبقه که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهد، چنان نقش تعین کننده‌ای در اقتصاد دارد که می‌تواند با مبارزه خود تمام نظم موجود را فلج کند. طبقه کارگر که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهد، تنها نیروئی است که تاب‌وتوان مقابله سیاسی با ارتجاع حاکم را داراست. شکل‌های مبارزاتی قدرتمند آن، اعتصابات سراسری، تظاهرات توده‌ای و قیام مسلحانه، توان مقابله با تاکتیک‌های سرکوب رژیم وحشی و استبدادی را داراست و مهم‌تر از همه، این طبقه بدیلی برای نظم پوسیده و ارتجاعی کنونی دارد. این در حالی است که هیچ قشر و طبقه‌ دیگری از چنین موقعیتی برخوردار نیست.  بنابراین، نقش طبقه کارگر و مبارزه سیاسی آن در سرنگونی نظم موجود، قطعی و تعیین‌کننده است.

اما برای این‌که طبقه کارگر بتواند به وظیفه انقلابی خود در بطن بحران سیاسی نظم موجودعمل کند و جامعه ایران را از بن‌بست کنونی رها سازد، باید از مبارزات اقتصادی فراتر رود و به مبارزه سیاسی روی آورد. این مبارزه سیاسی از جهات مختلف ضروری و تعیین‌کننده است. در کشوری که دیکتاتوری عریان طبقه حاکم برقرار است، طبقه کارگر حتی برای تحقق مطالبات اقتصادی خود به مبارزه سیاسی نیاز دارد. تجربه متجاوز از چهار دهه گذشته به‌وضوح نشان داده است که کارگران صرفاً از طریق مبارزه اقتصادی  حتی نمی‌توانند مطالبات اقتصادی خود را محقق سازند. نه‌تنها این مطالبات تحقق‌نیافته، بلکه وضعیت مادی و معیشتی کارگران پیوسته وخیم‌تر شده و سال‌به‌سال به اعماق خط فقر فرورفته‌اند. لذا ضروری است که کارگران آگاه، پیشروان جنبش کارگری و احزاب و سازمان‌های مدافع منافع طبقه کارگر، برای ارتقای سطح مبارزه کنونی طبقه کارگر به یک مبارزه سیاسی تلاش کنند. در شرایط دیکتاتوری عریان حاکم بر ایران، ایجاد و گسترش تشکل‌های مخفی و نیمه علنی، کمیته‌های اعتصاب و کمیته‌های کارخانه، آن شالوده‌هایی هستند که بر مبنای آن‌ها می‌توان تشکل‌های سراسری کارگری را برپا کرد. ضروری است که پیشروان کارگری در درون کارخانه‌های مجزا، برای ارتقاء این تشکل‌ها به تشکل‌های رشته‌ای و سراسری ، تلاش کنند. میلیون‌ها کارگری که بیکارند و درنتیجه جنگ و بحران اقتصادی مدام بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود، نیز راهی جز مبارزه‌ای متشکل از طریق ایجاد کمیته‌های بیکاران و اتحاد مبارزاتی با کارگران شاغل ندارند.

به‌رغم حکومت‌نظامی اعلام‌نشده کنونی در ایران، مستثنا از این‌که جنگ ادامه یابد یا به آتش‌بسی طولانی بیانجامد، بحران‌های نظم موجود عمیق‌تر و  تضادها تشدید خواهد شد و شرایط بیش از گذشته برای شکل‌گیری جنبش‌های سیاسی جدید و روی‌آوری توده‌ها به مبارزات سیاسی فراهم می‌گردد. آنچه می‌تواند روند شکل‌گیری تشکل‌های سراسری کارگری را تسریع کند، به‌ویژه از هم‌اکنون تدارک و آمادگی برای برپائی اعتصابات اقتصادی و سیاسی عمومی و سراسری با عمیق‌تر شدن بحران‌ها و تشدید تضادهاست. تنها راه نجات کارگران از فجایعی که طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران آفریده است، سرنگونی نظم سرمایه‌داری است. بدون مبارزه برای سرنگونی نظم موجود، راهی برای نجات کارگران نیست.

سازمان فدائیان(اقلیت) فرارسیدن اول ماه مه را به کارگران ایران تبریک می‌گوید و کارگران را حول شعار “کار، نان، آزادی، حکومت شورایی” به برپائی اعتصابات سیاسی سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی ، برپائی انقلاب اجتماعی کارگری  و استقرار نظمی سوسیالیستی فرامی‌خواند.

زنده‌باد همبستگی بین‌المللی کارگران سراسر جهان.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵

کار نان آزادی- حکومت شورایی

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۶ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.