سال ۱۴۰۴، کارگران ایران و جنبش طبقه کارگر با چند رویداد بزرگ در مقیاس تمام کشور روبرو شدند. این رویدادهای بزرگ که مستقل از اراده کارگران بروز یافته و تا مدتی صحنه جامعه را دچار دگرگونی ساختند، بدیهیست که تأثیرات معینی بر جنبش کارگری برجای گذاشتند. جنگهای ارتجاعی و ویرانگری که خرداد و اسفند در تقابل با خواستها و مبارزات طبقه کارگر رقم خورد، تأثیرات بازدارندهای بر جنبش طبقه کارگر و مبارزات کارگری برجای گذاشت. جنبش سراسری و سیاسی تودهای که هفتم دیماه شعلهور شد، تا مقطعی با همزمانی و حضور مبارزات زندهی کارگران و سایر زحمتکشان همراه بود از رویدادهای بزرگ این سال بود. باسرکوب خونین و کشتار وحشیانه اعتراض کنندگان و بازداشتهای گسترده از ۱۸ دیماه به بعد اما اوضاع سیاسی جامعه به کلی دگرگون شد.ارزیابی از مبارزات و جنبش طبقه کارگر در سال گذشته، روشن است که نمیتواند نسبت به این رویدادها و تأثیرات آن بیاعتنا باشد. هر تحلیل یا ارزیابی از جنبش کارگری، بدون آن که این رویدادها وشرایط ناشی از آن را در مرکز توجه خود قرار دهد، یک تحلیل و ارزیابی ناقص، نادقیق و فاقد اعتبار خواهد بود. دراین نوشته سعی شده با عطف توجه به شرایط و بررسی نمونه وار برخی تجمعات و اعتصابات، یک ارزیابی واقعی از جنبش طبقه کارگر و مبارزات این طبقه ارائه شود.
نخستین شعله مبارزه و تجمع بزرگ کارگری درسال ۱۴۰۴ در صنعت نفت و گاز و در بزرگترین پالایشگاه گازی کشور، پالایشگاه گاز فجرجم واقع در جنوب استان بوشهر توسط کارگران ارکان ثالث برافروخته شد. ارکان ثالث که سال قبل از آن نیز پرچمدار مبارزه در این صنعت بود، در سال ۱۴۰۴ نیز پیشتازی و پیشگامی خود را حفظ نمود. همزمان با تجمع و اعتراض کارگران این پالایشگاه، کارگران ارکان ثالث شاغل در مناطق عملیاتی جنوب، شرکت نفت فلات قاره لاوان و برخی واحدهای دیگر نیز تجمعات اعتراضی برپا کردند. مطالبات این گروه کثیرالعده کارگران نفت و گاز در اجتماعات اعتراضی و پرشمار سال ۱۴۰۳ پاسخ نگرفته بود، لذا روحیه اعتراضی و نارضایتی در میان این کارگران بسیار بالابود و در واقع از همان روزهای آغازین پایان تعطیلات نوروزی، کارگران شاغل در بخشهای مختلف صنعت نفت بهویژه کارگران ارکان ثالث و پیمانی تجمعات اعتراضی هفتگی خود را آغاز کردند. این تجمعات تا آغاز جنگ ۱۲ روزه در مجتمع گاز پارس جنوبی، فلات قاره، نفت و گاز گچساران، پالایشگاه گاز فجرجم، سکوهای نفتی و برخی مراکز دیگر برقرار بود. افزون بر تجمعات روتین هفتگی، کارگران ارکان ثالث و پیمانی روز ۱۷ اردیبهشت از شهرها و مراکز مختلف راهی تهران شدند و همراه با شماری از خانوادهها، یک تجمع بزرگ دو هزار نفره با شعار “اسمش وزیر کاره، حامی پیمانکاره” مقابل وزارت نفت برپاکردند.
اعتراض و تجمع در صنعت نفت به کارگران ارکان ثالث و پیمانی و سایر کارگران غیر رسمی محدود نماند. کارکنان رسمی صنعت نفت نیز بعد از یک دوره خاموشی چهارماهه پایانی سال ۱۴۰۳ ، آرام آرام تجمعات اعتراضی خود را درسال ۱۴۰۴ آغاز کردند.سکوهای مختلف عملیاتی، فلات قاره،لاوان، سیری وبرخی بخشهای دیگر به مرکز تجمعات کارکنان رسمی بدل شد. افزون بر این، ورودی های آزمون سال ۹۲ نیز روز ۱۴ اردیبهشت، یک تجمع سراسری مقابل وزارت نفت برپا کردند.اعتراض در صنعت نفت، در محدوده شاغلان باقی نماند. بازنشستگان این صنعت نیز علاوه بر برپایی تجمعات محلی در اهواز و برخی شهرهای دیگر، روز ۲۷ فروردین ۱۴۰۴ از مراکز و شهرهای مختلف راهی تهران شدند و یک تجمع سراسری هزار نفره در تهران مقابل وزارت نفت برپا کردند.
گرچه تا آغاز جنگ ۱۲ روزه در ۲۳ خرداد مرکز ثقل اصلی اعتراضات کارگری، صنعت نفت و گاز بود، اما این به معنای نفی اعتراض، تجمع و اعتصاب در سایر بخشهای تولید و خدماتی مانند پتروشیمی، فولاد و خدمات شهری نبود. اما یکی از اعتصابات بسیار برجسته در این بازه زمانی، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون بود. رانندگان کامیون یکی از سازمانیافته ترین و بزرگترین اعتصابات سراسری خود را سازمان دادند. با فراخوان” اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر کشور” در تاریخ ۲۴ اردیبهشت یک اعتصاب سراسری و یکپارچه برپاشد . بهرغم حضور کمیت نسبتاً بزرگی از رانندگان مالک کامیون در صفوف اعتصابیون و بهرغم توسل رژیم به قهر و سرکوب و بازداشت دهها تن از معترضان و ارعاب و تهدید خانوادهها برای درهم شکستن اعتصاب، اما این اعتصاب سراسری مدت ۱۰ روز ادامه یافت و بیش از ۱۶۰ شهر را دربرگرفت. اعتصاب رانندگان کامیون در مقایسه با اعتصاب سراسری آنها در سال ۹۷ چندین گام جلوتر بود و این مدیون تشکل سراسری رانندگان بود که در جریان مبارزات و فعالیت های چند ساله قوام گرفته بود. این اعتصاب مهم سراسری فضایی مثبت و شوق وامید محسوسی را به جنبش اعتصابی پمپاژ کرد و ترغیبگر شعلهورشدن اعتصابات سراسری در سایر بخش ها بود که اما در جنگ و لابلای ابرهای تیره و تار و آتش و دود و بمب و موشک منجمد شد.
فریاد بلند اعتراض طبقه کارگر در هیئت مبارزات روبه رشد، تجمعات و اعتصابات مکرر کارگران در رأس اعتراضات دیگر اقشار زحمتکش جامعه همهجا شنیده میشد و ارتجاع و طبقه حاکم را بیمناک ساخته بود که جنگ به مثابه یک مائده آسمانی به مدد ارتجاع و طبقه حاکم آمد.
جنگ ارتجاعی نه فقط از این جهت که بهانه به دست ارتجاع حاکم داد که به جامعه ناراضی و نیروی پیشتاز معترض آن طبقه کارگرهجوم بَرَد به زیان طبقه کارگر بود(وهست)، نه فقط از این بابت که طبقه و رژیم حاکم سعی میکنند در سایه جنگ موقعیت متزلزل خود را پنهان سازند به زیان طبقه کارگر و به سود طبقه حاکم است، بلکه همچنین از این جهت که فریاد اعتراض کارگر و کل جامعه را در پس شلیک موشکهای پرسروصدا خاموش سازد و در انفجارات مهیب جنگ، انفجار بزرگ اجتماعی را عقب بیندازد نیز به زیان طبقه کارگر و به سود طبقه سرمایهدار حاکم است.
جنگ ۱۲ روزه صدمات جدی بر کارگران و جنبش کارگری وارد ساخت. اخراج و بیکاری چه در اثر تخریب و تعطیل محل کار چه به خاطر سوءاستفاده کارفرمایان از شرایط، تشدید شد. دنیای اقتصادی اعلام کرد ۶۵۰ هزار کارگر شغل خود را ازدست دادند. جنگ، در مبارزات طبقه کارگر وقفه انداخت. این وقفه اما بسیار کوتاه مدت بود. تنها کمتر از یک هفته بعد از اعلام آتشبس در سوم تیر، مبارزات و اعتراضات کارگری و روند رو به گسترش آن ازسرگرفته شد. اعتصاب در کارخانه آلومینیوم سازی اراک(ایرالکو، ماشینسازی اراک، گروه ملی فولاد، پارس جنوبی، فلات قاره، نفت و گاز جنوب، پتروشیمی ارغوان گستر، سرجین بافت زنجان تنها در فاصله ۱۱ تا ۱۹ تیر گویای همین واقعیت بود.یکی از دلایل اصلی در بسیاری از این اعتصابات، اعتراض به اخراج هایی بود که کارفرمایان در جریان جنگ یا کمی بعد از، به آن متوسل شده بودند.کارگران با پیگیری، خواهان بازگشت به کار رفقای اخراجی خود بودند.
اعتراضات کارگری خیلی زود روی غلتک افتاد. صنعت نفت و گاز دوباره به عنوان مرکز ثقل اصلی اعتراضات کارگری نمایان شد.شعله جنگ که خاموشی گزید، آتش مبارزه کارگری شعلهورشد. جنبش طبقه کارگر از دل دود و آتش راه خود را میگشود و مسیر تکاملی خود را میپیمود. نخستین استارت مبارزه در صنعت نفت اینبار توسط کارکنان رسمی زده شد. کارکنان رسمی پس از چند اعتراض و تجمع جداجدا، به تجمعات هماهنگ و سراسری روی آوردند. دوشنبه ۶ مرداد، صدها تن از کارگران و کارمندان رسمی شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی، نفت و گاز پارس، سکوهای چهلگانه، شرکت نفت و گاز کنگان و عسلویه، پالایشگاه گاز فجرجم، فلات قاره منطقه سیری بهطور همزمان تجمع سراسری برپا کردند. دوشنبه های اعتراضی کارکنان رسمی که تا آبان ۱۴۰۳ از پراکندگی درآمده و حالت سراسری به خود گرفته و در مواردی با توقف و تعطیل برخی کارها(نیمه اعتصاب) همراه شده و به آستانه اعتصاب پا گذاشته بود،اما با وعدههای وزیر نفت پیرامون رسیدگی به خواست های اعتراض کنندگان تعطیل شده بود، دوباره احیاشد. این تجمعات در هفتههای بعد، شمار بیشتری از مناطق و کارکنان رسمی ازجمله سکوهای نفت و گاز، خارک و لاوان را به درون خود کشید. در برخی مراکز دیگر نیز کارکنان رسمی روزهای جمعه و یکشنبه هر هفته دست به تجمع اعتراضی میزدند.
دربخش کارگران غیر رسمی از نمونه کارگران ارکان ثالث و پیمانی نیز اعتراضات با شور بیشتری ادامه یافت. اعتراض و اعتصاب در سایر صنایع نیز روبه گسترش بود. برای جلوگیری از حجیم شدن مطلب ناچاریم از ذکر اعتصابات خود داری کنیم. همینقدر اشاره کنیم که اعتصاب یکپارچه ۱۵۰۰ کارگر ارکان ثالث و پیمانی در پتروشیمی رازی ماهشهر که ۱۸ مرداد آغاز شد بیشتر از ۱۰ روز ادامه یافت. این اعتصاب به رغم شدیدترین فشارها و تهدیدات پلیسی که بعد از جنگ ۱۲ روزه در محیطهای کار و تولید آشکارا افزایش یافته بود، برپاشد.کارگران پیشرو و آگاه، تمهیدات و تهدیدات برای درهم شکستن اعتصاب را خنثی کردند. احضار ۵ کارگر به دادگاه، ۷۵ کارگر به حراست، بازداشت ۲۰ کارگر و اخراج شمار دیگری از کارگران نتوانست اعتصاب و اراده متشکل کارگران را درهم بشکنَد. اعتصاب غذا و تجمع کارگران ایرالکو در شهریور ماه، تجمع و راه پیمایی و تظاهرات خیابانی کارگران گروه ملی فولاد اهواز در مهر ماه و سلسله تجمعات و اعتراضات کارگری تا قبل از سرکوب جنبش سیاسی و سراسری تودهای ادامه داشت. درشرکت نفت فلات قاره منطقه خارک و سیری تجمعات اعتراضی با تعطیلی چند ساعته کار همراه بود. هشدار و تهدید به توقف تولید و زمزمه توسل به اعتصاب در صنعت نفت بالا میگرفت.
جنبش کارگری با حجم نسبتاً بالایی از تجمع و اعتصاب وارد دیماه شد. در هفته اول دی ماه و قبل ازآغاز جنبش وسیع تودهای ما شاهد دهها اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران و زحمتکشان بودیم . در همان روز۷ دی که جنبش اعتراضی وسیع تودهای آغازشد، کارکنان بهزیستی در چند شهر از جمله بهبهان، شیراز و رشت، کارگران پتروپالایش کنگان، کارگران جدید استخدامی در پالایشگاه هفتم پارس جنوبی و بازنشستگان مخابرات در چندین شهر دست به اعتراض و اعتصاب زده بودند. اعتصاب ۳۵۰ کارگر کارخانه قند خاورمیانه شوش، هشتمین روز خود را پشت سر میگذاشت. ۴۰۰ کارگر معدن طلای زرشوران که بزرگترین معدن طلای کشور است در پانزدهمین روز اعتصاب خود بودند و این هردو واحد در روزهای گسترش امواج توفنده مبارزات تودهای نیز به اعتصاب ادامه دادند.اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگری در صنعت نفت و گاز و سایر صنایع در هفته دوم دی ماه یا درواقع تا سرکوب خونین جنبش تودهای و کشتار گسترده معترضان ادامه داشت.معادله همیشگی که باشروع جنبش تودهای خیابانی اعتصابات و اعتراضات کارگری فروکش میکرد برهم خورد. درتمام این دوره، تجمعات اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی، فرهنگی، مخابرات، نفت، فولاد و معدن نیز عمدتاً به صورت روتین و هفتگی ادامه داشت.
ارتجاع و طبقه حاکم، بیش از آنکه از ناحیه تهدیدات جنگی آمریکا و اسرائیل احساس خطر کند، از ناحیه مبارزات طبقه کارگر و زحمتکشان در هراس بود. واکنش وحشیانه رژیم در برابر اعتصاب یکپارچه کارگران شاغل در شرکت عمران ساحل وحشت مرگبار رژیم جمهوری اسلامی از ورود طبقه کارگر به صحنه مبارزه سیاسی بود . کارگران شاغل در شرکت عمران ساحل که زیرمجموعه سپاه پاسداران در منطقه اقتصادی پارس جنوبی است، درست همزمان با آغاز مبارزات خیابانی، متحد و یکپارچه دست از کار کشیدند و به نحو آشکاری با جنبش خیابانی همراه شدند.افزون براین، مجتمع گاز پارس جنوبی در تدارک برپایی یک اعتصاب گسترده در همین راستا بود که ارتجاع حاکم و دستگاه امنیتی آن مهلت نداد و با یورش وسیع و گسترده، صدها کارگر شرکت عمران ساحل را بازداشت وبدون اطلاع خانوادهها به سولههایی متعلق به این شرکت و سپس به زندان بوشهر و شیراز منتقل کرد. شدت سرکوب و وسعت بازداشتها حاکی از ترس و هراس مرگبار رژیم از پیوند کارخانه و خیابان و ورود کارگران به صحنه مبارزه سیاسی را به نمایش گذاشت.
کشتار وسیع معترضان و سرکوب خونین و گسترده جنبش تودهای دیماه و به دنبال آن، تشدید بیش از پیش خفقان حاکم برجامعه بهویژه بر محیطهای کارگری، تأثیرات بازدارنده خود را بر مبارزات کارگری و جنبش طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی و اعتراضی برجای گذاشت.بهرغم این اما اعتراضات کارگری گرچه نه در ابعاد قبل از روزهای ۱۸ و ۱۹ دی و سرکوب جنایتکارانه جنبش اعتراضی خیابانی، اما اینجا و آن جا در بهمن ماه نیز ادامه داشت. اعتراضات کارگری برای نمونه در مجتمع گاز پارس جنوبی، نفت وگاز کنگان، پتروشیمی غدیر، گروه ملی فولاد اهواز و برخی واحد های تولیدی و خدماتی دیگر نیز حتی درفضای بعد از سرکوب و کشتار جنبش تودهای نیز تا آغاز جنگ ارتجاعی و ویرانگر ۴۰ روزه در ۹ اسفند تداوم داشت.
آنچه در کم و کیف و نوسان اعتراضات کارگران شاغل بیان شد در مورد کارگران بازنشسته و سایر بازنشستگان نیز صادق است.به این معنا که اعتراضات بازنشستگان نیز از همان اوایل سال ۱۴۰۴ جز در مقاطع کوتاهی در جنگ ۱۲ روزه و سرکوب جنبش دیماه، تا آغازجنگ ارتجاعی در ۹ اسفند ادامه داشت. در این دوره، افزون بر بازنشستگان تأمین اجتماعی، فرهنگی و مخابرات، بازنشستگان صنعت نفت، فولاد و معدن و همچنین بازنشستگان بانکها بهداشت و درمان، صدا و سیما و برخی مؤسسات دیگرنیز به این اعتراضات پیوستند.
جنگ اما بر تمام این اعتصابات و اعتراضات موقتاً نقطه پایان گذاشت. ابعاد تخریبی و کشتار جنگ ارتجاعی اسفندماه بسی بزرگتر و فاجعه بارتر از جنگ خرداد و با آن قابل مقایسه نبود. جنگ، علاوه برکشتار و مصدومسازی صدها کارگر(دست کم ۱۰۰ کشته و صدها زخمی تا آنجا که اعلام شده است)، صدها شهرک صنعتی، کارخانهها ، صنایع گوناگون و مراکز خدماتی، از جمله بسیاری از شرکتها و کارخانههایی که مرکز بزرگترین اعتصابات و تجمعات اعتراضی بودند، از نمونه پتروشیمی رازی را به کلی تخریب و نابود کرد. قطع اینترنت مانع اطلاع رسانی و روشن شدن ابعاد واقعی این تخریب و ویرانگری و صدمات است. خبرهای جسته گریخته روزانه حاکی از ابعاد بسیار گسترده تخریب و بیکاری کارگران است. همین چند روز پیش اعلام شد تنها در نساجی بروجرد ۷۰۰ کارگر و کارخانه پینک رشت ۵۰۰ کارگر اخراج شده اند. در پتروشیمی رازی بیش از ۲۰۰۰ کارگر بیکار و بلاتکلیف شدهاند. حملات هوایی آمریکا و اسراییل توقف فرایند تولید در بیش از ۵۰ پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر را درپی داشت. بمباران و تخریب شرکت مبین انرژی و فجر انرژی که تولید کننده برق،بخار،انواع آب و دیگر نیازهای جانبی ۴۵ پتروشیمی را تأمین میکردند، تمام کارگران این پتروشیمیها را بیکار کرد. در صنایع فولاد ده ها هزار کارگر مستقیماً و دهها هزار تن دیگر که با صنعت فولاد مرتبط بودند بیکار شدند. ابعاد تخریبها بسیار فاجعه بار و دهشتناک است. تنها در استان خوزستان ۳۵ واحد تولیدی و صنعتی بهکلی ازبین رفته و صد هزار کارگر اخراج و بیکار شده اند. آمارهای انتشار یافته تا کنونی حاکی از آن است که بیش از ۲۰۰۰ واحد صنعتی درجریان جنگ ۴۰ روزه آسیب دیدهاند که از این تعداد، ۴۸۰ واحد به کلی تخریب شدهاند. چند میلیون کارگر بیکار و اخراج شده و شغل خود را ازدست دادهاند.جنگ ارتجاعی و تخریب زیرساخت ها و صنایع تولیدی معضلات بزرگ و عدیدهای را برای کارگران رقم زد و اعتصابات و اعتراضات کارگری را بهطور موقت به پشت صحنه راند. بازسازی برخی از این زیرساخت ها و واحدها به سرعت ممکن نیست و درمواردی چند سال به طول میانجامد. اثرات تخریبی و بازدارندهی جنگ نیز ممکن است تا مدت ها دوام داشته باشد.
جمعبندی
مبارزات کارگری درسال ۱۴۰۴ به رغم دوجنگ ارتجاعی و پیامدهای منفی و بازدارنده آن و بهرغم کشتار و سرکوب گسترده جنبش تودهای دیماه و تشدید بیش از پیش فضای خفقان و سرکوب پلیسی در محیطهای کارگری، روندی رو به رشد را طی کرد و جز وقفه های کوتاه مدت در جنگ ۱۲ روزه و سرکوب خونین جنبش خیابانی، تا روز آغاز جنگ ۴۰ روزه در نهم اسفند ادامه داشت. روند رو به رشد مبارزات و اعتصابات کارگری به عکس موارد گذشته با آغاز جنبش تودهای و خیابانی دچار خاموشی و فروکش نشد.آمار دقیق و قابل اتکایی از تعداد اعتصابات و تجمعات کارگری انتشار نیافته اما برخی آمارها حاکی از کاهش شمار آن در مقایسه با سال قبلتراست.علیرغم کاهش کمی نسبی، اما این مبارزات به لحاظ کیفی، با رشد و ارتقا همراه بوده است. بررسی مبارزات کارگری در سال گذشته این واقعیت را اثبات میکند که جنبش کارگری در چند زمینه گامهایی به جلو برداشته است.
اعتصابات و تجمعات فراواحدی یا سراسری از رشد قابل توجهی برخوردارشد.اعتصاب سراسری و یکپارچه رانندگان کامیون،اعتصاب سراسری پرستاران، دو تجمع سراسری اپراتورهای برق،اعتصاب کارگران فنی راه آهن، دو تجمع سراسری کارگران شرکتی در تهران،تجمعات فراواحدی کارکنان رسمی صنعت نفت،تجمع سراسری ورودیهای آزمون سال ۹۲ مقابل وزارت نفت، تجمعات فراواحدی کارگران ارکان ثالث ازجمله تجمع سراسری دوهزار نفره کارگران در تهران مقابل وزارت نفت نمونههای مهمی از این اعتراضات است.سازمانیابی اعتصابات و تجمعهای سراسری حاکی از رشد و تقویت میزان تشکلیابی در میان کارگران است.
درمیان بازنشستگان نیز تجمعات سراسری از سطح بازنشستگان تأمین اجتماعی، فرهنگی و مخابرات فراتر رفت و به بازنشستگان فولاد و معدن و بازنشستگان صنعت نفت تسری یافت.از آن نمونه است تجمع هزار نفره بازنشستگان فولاد و معدن مورخ ۴ آبان در تهران که با حمایت و همراهی و همبستگی کارگران برق همراه شد. بازنشستگان صنعت نفت نیز علاوه بر برپایی تجمعات هفتگی در شهرهای مختلف دو تجمع بزرگ سراسری درتهران مقابل وزارت نفت برپا کردند. این تجمعات با فراخوان تشکلی باعنوان “کارگروه اتحاد سراسری بازنشستگان صنعت نفت” سازماندهی و برگزارشد که به روشنی حاکی از ارتقای تشکلیابی در میان این زحمتکشان است. درتجمعات بازنشستگان،افزون برشعار”فقط کف خیابون- بدست میاد حقمون” که شعار همیشگی و ثابت بازنشستگان است، شعارهای سیاسی از جمله شعارهایی در رابطه با آزادی زندانیان سیاسی و مخالفت با مجازات اعدام، زینتبخش این مبارزات بود که به روشنی نشاندهنده رشد و ارتقای آگاهی سیاسی در میان این زحمتکشان است.
تاجایی که به شکل مبارزه برمیگردد خصوصاً در صنعت نفت، گامهایی در راستای عبور از تجمعهای اعتراضی به شکل مؤثرتر مبارزه یعنی توقف تولید و اعتصاب برداشته شد.آخرین تجمعات کارکنان رسمی با تعطیل دوساعته کار و نیز توقف وتعطیل برخی کارها(نیمه اعتصاب) همراه بود. مبارزه در نفت هم در بخش رسمیها و هم کارگران غیر رسمی با تلاشهای مشخص برای گذار از شکل تجمع به اعتصاب بهعمل آمد. تجمعات اعتراضی و سراسری، همهجا با هشدار در زمینه توقف کامل فرایند تولید همراه شد.
جهتگیریهای سیاسی در مبارزات و خصوصاً بیانیهها ومواضع فعالان و تشکلهای کارگری نمود بیشتری یافت.موضع گیریهای سیاسی رادیکال و ضد سرمایهداری، در محکومیت سرکوب و کشتار دیماه،دفاع از آزادی های سیاسی،تأکید بر رهایی از ستم و استثمار و فراتر رفتن از چارچوبهای صنفی و اقتصادی چشمگیر بود. تحقق مطالبات صنفی و رهایی از معضلات موجود به تحولات بنیادی و نقش آفرینی سیاسی طبقه کارگر گره زده شد.درفراخوان “اتحادیه کامیونداران و رانندگان سراسر ایران” با عنوان “دیگر بس است” خطاب به دولت اعلام شد اعتراض اتحادیه “اعتراض برای زندگی است”!کارگران گروه ملی فولاد در فراخوانی با عنوان ” به پا خیز ای کارگر!” نوشتند” یا در تاریکی محو میشویم یا باید همچون خورشید دوباره طلوع کنیم”و وارد اعتصاب شدند.آن ها نوشتند:” زمان آن رسیده است که از حاشیه به متن بیاییم، ماکارگران ستون های استوار این جامعه ایم و تا زمانی که ستونها به لرزه درنیایند، سقف ظلم فرونخواهد ریخت”عبارات و موضعگیریهایی از این دست به وفور در بیانیه ها و مواضع کارگران وجود داشت.نیروهای شرکتی در تجمع سراسری خود به دولت هشدار دادند “منتظر طوفان خشم کارگران شرکتی باشد” و تأکید کردند”ما حقمان را از دهان اژدهابیرون خواهیم کشید”.بررسی مبارزات کارگری در سال گذشته در عین حال نشاندهنده تقویت رویکرد سیاسی بخشهایی از کارگران است.این برداشت و فهم در میان تشکلها وفعالان کارگری عمومیت بیشتری یافت که طبقه کارگر نباید صرفاً به خواست ها و مبارزه صنفی و اقتصادی اکتفا کند بلکه باید وارد مبارزه سیاسی شود. در سال ۱۴۰۴ ایدهی ضرورت مبارزه سیاسی و مستقل طبقه کارگر، جای بیشتری را نسبت به سال قبل تر، در جنبش طبقه کارگر و درمیان فعالان آن به خود اختصاص داد.
افزون براین، روحیه اتحاد و همبستگی در میان کارگران تقویت شد.این موضوع نه فقط در بیانیهها و پیام های حمایتی تجلی یافت بلکه در مواری از این محدوده نیز فراتر رفت. در همبستگی و حمایت از اعتصاب سراسری رانندگان کامیون،گروههایی از نیسان داران،رانندگان مینی بوس، رانندگان تانکرهای نفت، تراکتورداران و رانندگان ماشینهای سنگین به نشانه همبستگی با رانندگان کامیون و حمایت از اعتصاب آنها به رژه خیابانی دست زدند و یا کار را متوقف کردند.
به همهی اینها باید حضور فعال و پررنگ خانوادهها بهویژه دراعتراضات هفتگی صنعت نفت، اعتراضات تودهای اقشار گوناگون از نمونه معلمان حقالتدریسی،اعتراضات وسیع دانشجویان، اعتراض به کمبودآب وقطع برق، اعتراض متقاضیان مسکن، اعتراضات و تجمعات نانوایان و موارد مشابه آن را افزود.
علیرغم تمام پیشرفتها و جهتگیری های مثبت و امید بخش، اما جنبش طبقه کارگر کماکان از فقدان تشکلهای قوی و سرتاسری خود در رنج است. در عین حال باید اذعان کرد مبارزات و مطالبات کارگری در این سال، بهرغم جهت گیریهای محسوس سیاسی اما در کلیت خود و بهطور عمده در چارچوب مبارزات و مطالبات اقتصادی و صنفی با قیماند و این ضعف بزرگ همچنان پابرجا مانده است.
جنگی که پیامدهای آن برای طبقه کارگر وحشتناک بوده است، سرانجام تمام خواهد شد. گرچه عواقب این جنگ ممکن است به سرعت زائل نشود، اما جنگ و بلاتکلیفی درهرحال نمیتواند تا بینهایت ادامه یابد. گردش جامعه سرمایه داری بدون کارگر و بدون تولید امکان ناپذیر است. بسیاری از خسارتها و آسیبهای تحمیلی بر طبقه کارگرغیر قابل جبران است . اما بسیاری دیگراز این خسارتها و آسیبها ترمیم خواهد شد.مبارزات و اعتصابات کارگری قطعاً ازسرگرفته میشود و گسترش خواهد یافت. چرا که تمام بحرانها، عوامل و انگیزههای اعتصاب و مبارزه کارگران سر جای خودشان هستند.باید امیدوار بود که کارگران در مبارزات جاری و آتی خود، قادر باشند به صورت یک طبقه، متشکل شوند ضعف بزرگ مبارزات کارگری برطرف شود و جنبش طبقه کارگر، به یک جنبش سیاسی متشکل و سازمانیافته فراروید.





نظرات شما