سلطنت‌طلبان بازندگان اصلی جنگ

در جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسراییل و جمهوری اسلامی، علاوه بر سه طرف‌ اصلی درگیر در این جنگ ارتجاعی‌، طرف چهارمی هم – دست‌کم در عرصۀ تبلیغاتی – وجود داشت که از جنگ و کشتار و ویرانگری‌های آن به طرز بی‌شرمانه‌ای دفاع می‌کرد. این جبهۀ چهارم که توسط رضا پهلوی و سلطنت‌طلبان فاشیست رهبری می‌شد و می‌شود، بعد از سرکوب خونین جنبش انقلابی دیماه ۱۴۰۴، با یک هجوم تبلیغاتی گسترده ذهنیت طرفداران خود و بخش‌های کوچکی از جامعه را به سمتی هدایت کرد که گویا توده‌های مردم ایران بدون دخالت نظامی آمریکا و اسراییل قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند. نظریه پردازان فاشیست رضا پهلوی با استفاده از کانال تلویزیونی ایران اینترنشنال با تبلیغاتی شبانه روزی ابتدا به القای این ایدۀ جنگ‌طلبانه پرداختند که جمهوری اسلامی بدون دخالت نیروهای امپریالیستی سرنگون نخواهد شد و آنگاه در پی چنین حجمی از تبلیغات جنگ‌طلبانه، حملۀ نظامی آمریکا و اسراییل را با توجیه «کمک به مردم ایران» به خورد هواداران خود در داخل و خارج کشور دادند.

رضا پهلوی و حامیان فاشیست او با سرمایه‌گذاری در این جنگ ارتجاعی بر این باور بودند که در پایان این جنگ، آنان با حمایت مستقیم دولت اسراییل و احیاناً با حمایت نسبی آمریکا به قدرت خواهند رسید. سلطنت‌طلبان آنچنان در این رؤیای خود فرو رفته بودند که هر کسی را که مخالف این جنگ ویرانگر و به طریق اولی مخالف حمله نظامی آمریکا و اسراییل به ایران بود با بی‌شرمی تمام «مزدور» و «وابسته به جمهوری اسلامی» معرفی ‌کردند. رضا پهلوی و حامیان جنگ‌طلب او آنچنان شیفته قدرت بودند و هستند که دیگر چگونگی راه رسیدن به این قدرت سیاسی برایشان فاقد کمترین اهمیتی‌ است‌. آنان، فقط دل‌بستۀ حکومت بر مردم ایران بودند و هستند. حتا اگر این اِعمال حاکمیت آنان بر زمین سوخته‌ای به نام ایران ایجاد گردد، باز هم دست یابی به چنین قدرتی برایشان مطلوب و دلچسب است. برای رضا پهلوی و حامیان او مهم نیست که در این جنگ ویرانگر چه تعداد از مردم ستمدیدۀ ایران زیر حملات موشکی و بمب‌های هواپیماهای جنگی آمریکا و اسراییل کشته شوند. در باور فاشیستی آنان، نابودی مراکز صنعتی، ویرانی زیرساخت‌های کشور، بمباران پل‌ها، بیمارستان‌ها، صنایع گاز و پتروشیمی، دانشگاه‌ها، ساختمان‌های مسکونی و حتا کشتار کودکان و زنان نیز محلی از اِعراب ندارد. رضا پهلوی و همدستان او فقط به کسب قدرت می‌اندیشند و با توجه به ماهیت فاشیستی‌شان، تنها راه رسیدن به چنین رؤیایی را از طریق حملات فزاینده جنگنده‌ – بمب‌افکن‌های آمریکا و اسراییل به ایران می‌دیدند و می‌بینند.

مشاوران، تحلیلگران و مفسران سیاسی طرفدار سلطنت در تلویزیون فارسی – اسراییلی ایران اینترنشنال برای تحقق رؤیای به قدرت رسیدن‌شان، تا بدانجا پیش رفتند که بقاء و موجودیت خود را به سرنوشت این جنگ ارتجاعی گره زدند. بعضی از آنان، آنچنان دل در گرو این جنگ ویرانگر بسته بودند که برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواهان استفاده از بمب اتم شدند. علی‌حسین قاضی‌زاده، یکی از سردبیران تلویزیون ایران اینترنشنال از جمله فاشیست‌های سلطنت طلبی‌ست که با نوشتن توئیتی در حساب کاربری خود، ترامپ را نسخۀ ترومن [رئیس جمهور آمریکا در جنگ جهانی دوم] خواند و خواهان «بمباران اتمی ایران» به عنوان « راه حل نهایی» برای شکست دادن جمهوری اسلامی شد.

این حد از فضاحت و بی‌آبرویی رضا پهلوی و سلطنت‌طلبان حامی او، البته تنها در بازۀ زمانی جنگ ۴۰ روزه برای توده‌های مردم ایران روشن نشد. این بی‌آبرویی آنان پیشتر نیز با فراخوان دو روزه رضاپهلوی در جنبش توده‌ای مردم ایران رقم خورده بود. فراخوانی غیر مسئولانه که طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، هزاران نفر از توده‌های میلیونی مردم معترض ایران را که طی ۱۰ روز به طور گسترده در خیابان‌ها به مبارزه علیه ارتجاع حاکم برخاسته بودند، به قتلگاه جمهوری اسلامی فرستاد. فراخوانی که در عمل به مبارزات مردمی که در ابعاد میلیونی به تظاهرات خیابانی روی آورده بودند، ضربه زد و راه کشتار آنان را برای سرکوبگران جمهوری اسلامی تسهیل نمود. در آن زمان نیز وقتی رضاپهلوی به دلیل چنین فراخوانی غیرمسئولانه به شراکت در آن کشتار وحشیانه متهم شد، باز هم همین علی‌حسین قاضی‌زاده بود که با رگ‌های برآمده از گردن، در اتاق‌ کلاپ‌هاوس و تلویزیون ایران اینترنشنال ظاهر شد و با بی‌شرمی تمام اعلام کرد: «ما از روی جنازه همه کسانی که مسئولیت اخلاقی رضا پهلوی را [در کشتار مردم طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه] مطرح می‌کنند، خواهیم گذشت».

سرکوب خونین آن جنبش توده‌ای در دیماه گذشته، افشاگری در مورد نقش رضاپهلوی در فرایند آن کشتار، واکنش سبک‌سرانه او  در مقابل خبرنگاران که جنبش بزرگ دیماه را به میدان جنگ تشبیه کرد و گفت: «جنگ است و در جنگ هم مردم کشته می‌شوند» همراه با دیگر مواضع ضد مردمی او و بقیۀ نظریه پردازان حامی‌اش، نقطه آغازی برای ریزش بدنۀ نیروهای سلطنت‌طلب از کمپ رضا پهلوی شد. ریزشی که با شروع جنگ و دفاع بی‌چون‌و‌چرای سلطنت‌طلبان از ویرانی و کشتار مردم در این جنگ ارتجاعی شتاب گرفت و اکنون با پذیرش آتش‌بس ۱۴ روزه بی‌آبرویی و فضاحت‌شان  در حمایت از این جنگ ارتجاعی بیشتر نمایان شده است.

گروه‌های رنگارنگ سلطنت‌طلب که بقاء و ماندگاری خود را به سرنوشت این جنگ ویرانگر گره زده بودند، اکنون با شکل‌گیری آتش‌بس موقت ۱۴ روزه، به شدت دچار سرگشتگی شده‌اند. ابعاد این سرگشتگی و واخوردگی در میان بدنۀ هواداران پهلوی آن چنان بالاست که مفسران  تلویزیون ایران اینترنشنال با توجیه و تفسیر آتش‌بس موقت، تمام سعی و تلاش‌شان را بر این گذاشته‌اند تا هواداران واخورده و ناامید و مستأصل رضا پهلوی را به ماندن در کمپ سلطنت ترغیب کنند.

مجریان و تحلیلگران جنگ طلب تلویزیون فارسی – اسراییلی ایران اینترنشنال که تا چند روز پیش تمام برنامه‌های خبری خود را با جمله «عملیات نظامی آمریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی برای کمک به مردم ایران» شروع می‌کردند، در واپسین روزهای پیش از آتش‌بس به ناگزیر این جملۀ جنگ‌طلبان را از سر تیتر اخبارشان حدف کردند. فاشیست‌های جنگ‌طلب که با در دست داشتن پرچم‌های آمریکا و اسراییل در شهرهای استرالیا، کانادا، آمریکا و کشورهای اروپایی به افتخار «عمو ترامپ» و «عمو بی‌بی» هورا می‌کشیدند و بر ویرانه‌های جنگ رقص و پایکوبی می‌کردند،  وقتی ترامپ تهدید به بمباران نیروگاه‌های برق و گاز و انرژی کرد، تازه یادشان آمد که نیروگاه‌های برق متعلق به مردم ایران است، نه جمهوری اسلامی. تازه به این فکر افتادند که زیر ساخت‌های کشور، مراکز صنعتی، راه‌آهن، پل‌ها، کارخانه‌ها، جاده‌ها، مراکز درمانی و دیگر اماکن عمومی از آن مردم ایران ا‌ست، نه از آن حاکمان اسلامی. تازه یادشان آمد همه این امکانات نابود‌شده متعلق به مردم رنج کشیده‌ای‌ست که در پایان این جنگ ویرانگر باید زندگی کنند. باید بیمارستانی برای درمان داشته باشند. جاده و پُل برای عبور و مرور داشته باشد. انرژی و سوخت برای روزهای سرما و گرما داشته باشند. باید مراکز تولیدی برای کار و امرار معاش داشته باشند. به واقع،  با ادامۀ جنگ وقتی همه این باید‌های زندگی برای آندسته از هواداران ناآگاه و جنگ‌طلب‌ رضا پهلوی‌ روشن شد، وقتی کوس رسوایی جنگ‌طلبی‌شان در ایران و جهان به صدا درآمد، به یکباره برای حفظ آبروی نداشته‌شان پوست عوض کردند و یادشان آمد که ایران «وطن»شان است و نمی‌خواهند با تهدید ترامپ به دوران «عصر حجر» برگردند.

اما رسوایی‌ رضاپهلوی و حامیان جنگ طلب‌اش – به عنوان بازندگان اصلی این جنگ ۴۰ روزه  – آنچنان فراگیر شده است که دیگر با هیچ ترفند و رنگ عوض‌کردنی کاهش نخواهد یافت. کسانی که بقاء و موجودیت خود را به این جنگ و حملۀ نظامی آمریکا و اسراییل گره زده بودند، نشان دادند که جان و مال و زندگی مردم کمترین ارزشی برای آنها ندارد. رضا پهلوی و هم‌پالگی‌هایش همانند حاکمان اسلامی که حاضرند همۀ مردم ایران را قربانی ماندگاری خود و نظام فاسدشان کنند، آنان نیز نشان دادند برای نشستن بر سریر قدرت، ترجیح می‌دهند ایران به کشوری سوخته تبدیل شود، اما به تاج و تخت برسند. رضا پهلوی و سلطنت‌طلبان حامی او آنچنان تشنۀ قدرت و رسیدن به تاج و تخت پادشاهی‌اند که اساساً برای‌شان مهم نیست چه تعداد از مردم در این جنگ خانمانسوز کشتار می‌‌شوند، یا چه میزان از زیرساخت‌های کشور ویران می‌گردد. برای آنان رسیدن به قدرت همه چیز است. حتی اگر این کسب قدرت به بهای کشتار و رنج بی‌پایان مردم، و به بهای خاکستر و ویران شدن ایران تمام شود.

وقتی ترامپ روز جشن سیزده‌‌بدر، پُل بیلقان – «بلندترین پل خاورمیانه» – در کرج را با هدف بردن ایران به «عصر حجر» بمباران کرد، تلویزیون ایران اینترنشنال به جای نشان دادن عمق فاجعه، به جای اینکه کشتار ۱۰ نفر از مردم عادی را در پی بمباران این پل خبر رسانی کند، با بی‌شرمی تمام فیلم و صدای کسی را پخش کرد که در میانۀ آن همه آتش و خون، داد می‌زد، “گوجه‌ها خراب شد، مواظب کباب‌ها باش». به واقع مسئولان فاشیست و جنگ‌طلب تلویزیون ایران اینترنشنال – همان‌هایی که خواهان زدن بمب اتم به ایران بودند –  با پخش اینگونه صداها در صدد القاء این فریب بزرگ بودند که مردم ایران مدافع جنگ هستند و از بمباران و تخریب پل‌ها و زیر ساخت‌های کشور خوشحالند.

اکنون اما در شرایطی که آتش‌بس موقت ۱۴ روزه برقرار شده است، مستثنی از اینکه این آتش‌بس چه نتایجی برای طرفین جنگ داشته باشد، سلطنت طلبان از شکل‌گیری این آتش‌بس موقت و اینکه توده‌های مردم ایران برای دو هفته زیر آتش موشک و بمباران آمریکا و اسراییل نخواهند بود، عزا گرفته‌اند. آنان از اینکه نتوانسته‌اند با نشستن بر بال موشک‌های ترامپ و نتانیاهو  وارد ایران شوند، غمباد گرفته‌اند. هواداران فاشیست رضا پهلوی، همانند نیروهای آتش به اختیار و مزدور حزب‌اللهی که در خیابان‌های تهران عربده می‌کشند، «زمان انتقام است، مذاکره حرام است»، آنان نیز در خارج کشور با به اهتزار درآوردن پرچم‌های آمریکا و اسراییل، ترامپ و نتانیاهو را به ادامۀ جنگ و کشتار بیشتر توده‌های مردم بی‌دفاع ایران فرا می‌خوانند.

رضا پهلوی و سلطنت‌طلبان حامی او که اکنون از ترامپ و نتانیاهو در به قدرت رساندن‌شان ناامید شده‌‌اند، با توهمی موهوم‌تر از کمک‌های نظامی آمریکا و اسراییل، دست یاری به سوی ارتش سرکوبگر جمهوری اسلامی دراز کرده‌اند و از ارتشیان می‌خواهند بیرون بیایند و به مردم بپیوندند.

بر کسی پوشیده نیست این جنگ ویرانگر با رسوایی برجای مانده برای رضا پهلوی و حامیان سلطنت‌طلب‌اش دیر یا زود تمام خواهد شد. در پایان این جنگ، آدمکُشان جمهوری اسلامی خواهند ماند و توده‌های مردم ایران. توده‌هایی که خواهان سرنگونی این رژیم فاسد و تبهکار و آدمکُش‌اند. مردم خشمگین و زخم خورده از جنگ و ویرانی و کشتارهای جمهوری اسلامی، کارگرانی با انبوه مطالبات صنفی و سیاسی، زنانی که خواهان رهایی از هرگونه تبعیض و ستم و نابرابری هستند، معلمان و دانشجویان و بازنشستگان و نویسندگان و دیگر اقشار مختلف جامعه که برای رسیدن به کار، نان، آزادی به مبارزه با جمهوری اسلامی روی آورده‌اند. دیر یا زود جنگ واقعی کارگران و توده‌های زحمتکش ایران با جمهوری اسلامی آغاز خواهد شد. مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با نظامی مستبد که اکنون شیرازه‌اش از هم گسیخته، خامنه‌ای و بسیاری از رهبران سیاسی – نظامی‌اش کشته شده، اقتصادش فرو پاشیده، شکاف‌های درونی‌اش ژرفتر و قدرت و انسجامش از هم گسیخته است. جنگی طبقاتی که با اعتلای دوباره مبارزات خیابانی مردم آغاز خواهد شد، با اعتصابات عمومی کارگران و معلمان و پرستاران و دانشجویان و دیگر گروه های اجتماعی ارتقاء خواهد یافت و آنگاه با تغییر توازن قوای طبقاتی به نفع انقلاب و نیروهای انقلاب و در پرتو یک قیام مسلحانه توده‌ای جمهوری اسلامی را با تمام نظم موجودش سرنگون و بر ویرانه‌های آن، حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان را مستقر خواهند ساخت.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۴ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.