باگذشت یک ماه از آغاز جنگ ارتجاعی دولتهای آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، بنبست جنگ آشکارشده و هیچیک از طرفین نتوانستهاند آن را به نفع خود خاتمه دهند. جمهوری اسلامی بهرغم ضربات سنگین نظامی همچنان برجایمانده و حاضر به پذیرش شکست نیست. رژیم اسرائیل و دولت آمریکا نیز با تمام قدرت نظامیشان به هیچیک از اهداف خود نرسیدهاند. خواست سرنگونی جمهوری اسلامی که بهویژه از سوی اسرائیل پیگیری میشود، تحقق نیافت. نزاع هستهای ،اختلاف بر سر برد موشکی و نیابتیهای جمهوری اسلامی ،همچنان لاینحل مانده است. آنچه بر آن افزودهشده ، کشیده شدن درگیریهای نظامی به دیگر کشورهای منطقه و از آن مهمتر، بسته شدن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی است که تا همینجا، عواقب اقتصادی وخیمی برای عموم کشورهای جهان سرمایهداری در پی داشته است.
در این میان، ادامه جنگ به معضل جدیدی برای دولت آمریکا تبدیلشده است. گسیل ناوهای جنگی و بمبافکنهای پیشرفته به منطقه توسط ترامپ، ازآنرو انجام گرفت که تکلیف را با جمهوری اسلامی یکسره کند و پایانی باشد بر شکلگیری قطعی خاورمیانه جدید موردنظر آمریکا و اسرائیل. اکنون اما همین گسیل نیرو بدون دستیابی به اهداف مدّنظر، تبدیل به اختلافات جدی در درون خود آمریکا، میان طبقه حاکم و فراتر از آن، تشدید اختلاف با دولتهای دیگر بهویژه کشورهای همپیمان آمریکا در اروپا شده است. ترامپ که در ظاهر خود را مخالف لشکرکشیهای نظامی گذشته امپریالیسم آمریکا معرفی میکرد و وعده میداد بین ۴ تا ۶ هفته تکلیف جمهوری اسلامی را روشن خواهد کرد، اکنون مانده است که بدون هرگونه دستاورد، چگونه میتواند خود را از مخمصه بنبست جنگ رها سازد.
او که حالا با بسته شدن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی نیز روبهرو شده است، به تهدیدات جدیتر روی آورده و در دوم فروردین، اعلام کرد در صورت باز نشدن تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت، نیروگاههای برق ایران را بمباران و ویران خواهد کرد. جمهوری اسلامی نیز متقابلاً تهدید کرد نیروگاههای کشورهای عربی متحد آمریکا و اسرائیل را با موشکهای خود موردحمله قرار خواهد داد. ترامپ اما پیش از آنکه مهلت ۴۸ ساعتهاش به پایان برسد، عقبنشینی کرد. از مذاکرات “سازنده” با تهران و هدیه بزرگی خبر داد که جمهوری اسلامی به وی داده است. “هدیهای ارزشمند باارزش مالی فوقالعاده”. بعداً مشخص شد که این هدیه بزرگ به وی، چیزی جز این نبود که جمهوری اسلامی با وساطت پاکستان، اجازه داد ۱۰ کشتی نفتکش با پرچم پاکستان از تنگه هرمز عبور کنند. در همان حال افزود: هرگونه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روزبه تعویق خواهد افتاد.
ترامپ، به یاوهسرائی خود ادامه داد و شامگاه سهشنبه چهارم فروردین حتی اعلام کرد: رژیم ایران تغییر کرده است ! و “ما اکنون گروه جدیدی از رهبران در ایران داریم. بنابراین باید ببینیم که آنها چگونه عمل میکنند.”
وی افزود: در حال حاضر در حال مذاکره با ایران برای پایان دادن به درگیری جاری بین دو کشور است.” تهران موافقت کرده است که هرگز سلاح هستهای نداشته باشد.” البته حرف جدیدی نبود . جمهوری اسلامی سالهاست که اعلام کرده قصد داشتن سلاح هستهای را ندارد.
پی آمد آن، ارسال طرح صلح ۱۵ مادهای بود که علاوه بر خواستههای پیشین در مورد اختلافات هستهای، موشکی و نیابتیها، باز شدن تنگه هرمز نیز به آنها افزودهشده است. مفاد این طرح شبیه اولتیماتوم برای تسلیم بود. پوشیده نبود که جمهوری اسلامی آن را نخواهد پذیرفت. همینطور هم شد. جمهوری اسلامی آن را نپذیرفت و پنج شرط خود را برای پایان جنگ ارائه داد.
“تجاوز و ترور توسط دشمن باید پایان یابد، شرایط عینی ایجاد شود که جنگ بار دیگر تکرار نخواهد شد، پرداخت خسارتها و غرامت جنگ تضمین شود و بهروشنی تعیین تکلیف شود و خاتمه جنگ در همه جبههها و در مورد همه گروههای مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.”
همچنین آمده بود که اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حق طبیعی و قانونی ایران بوده و خواهد بود و نیز تضمین اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل است و باید به رسمیت شناخته شود. این شروط ایران، غیر از مطالباتی است که در دور دوم مذاکرات در ژنو (چند روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در اسفندماه) بهطرف مقابل ارائهشده است.روشن بود که این طرح هم برای طرف آمریکائی پذیرفتنی نیست.
بااینهمه، بده و بستانهای پشت پرده با وساطت پاکستان و احتمالاً ترکیه و مصر ادامه یافت و پنجشنبه ششم فروردین، ترامپ در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت:
“بنا به درخواست دولت ایران، این بیانیه را بهعنوان اعلام توقف زمان تخریب نیروگاههای انرژی به مدت ۱۰ روز، تا دوشنبه ۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۸ شب بهوقت شرقی،( بامداد روز سهشنبه ۱۸ فروردین) در نظر بگیرید.”
او افزود: مذاکرات در جریان است و بسیار خوب پیش میرود. اعلام در جریان بودن مذاکرات در حالی بود که رژیم حاکم بر ایران هرگونه درخواست و مذاکرهای را انکار میکرد و تنها ردوبدل شدن پیشنهادها طرفین توسط دولت پاکستان را پذیرفت. ترامپ در همان حال تهدید کرد که جمهوری اسلامی باید پیشنهادهای دولت آمریکا را بپذیرد. اما رژیم حاکم بر ایران، هم مذاکره و هم اولتیماتوم را رد کرد.ادعاهای هر دو طرف فاقد اهمیت است. هر دو دروغ میگویند و حقیقت را به مردم کشورهای خود نمیگویند. باید دید واقعیت عینی و میدانی چیست؟
واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی هر آنچه هم که هنوز موشک و پهپاد داشته باشد و خود را برای جنگ زمینی درازمدت هم آماده کرده باشد، در غیاب حمایت تودهای گسترده نمیتواند برای مدتی طولانی زیر ضربات نظامی سنگین آمریکا و رژیم اسرائیل مقاومت کند. لذا خواستار نوعی توافق برای توقف جنگ است و آمادگی دارد برای دستیابی به آتشبس، بر سر نزاع هستهای، کاملاً کوتاه بیاید. تنگه هرمز را باز و نیابتیها را هم به نحوی توجیه کند. تنها موردی که حاضر به دادن امتیاز نخواهد شد، موشکی است.
در مقابل، ترامپ نیز که هماکنون زیر فشارهای داخلی و خارجی قرار دارد، نمیتواند برای مدتی طولانی درگیر جنگی باشد که عواقب وخیمی برای دولت آمریکا، ازنظر اقتصادی و سیاسی، داخلی و بینالمللی و نیز خود ترامپ ازنظر سیاسی با وعدههای کذائیاش به مردم آمریکا دارد. بنابراین در تلاش است به نحوی این جنگ را متوقف سازد. نکته اما اینجاست حالا که نتوانسته اهداف اصلی خود را عملی کند و نهتنها بعید، بلکه قطعی است که اولتیماتوم او پذیرفته نخواهد شد، چگونه میتواند از این مخمصه نجات یابد. بهترین حالت برای وی این است که در جریان مذاکرات با جمهوری اسلامی به توافقی دست یابد و مسئله موشکها را فعلاً لاینحل بگذارد . این همان چیزی است که اسرائیل را نگران کرده است. یک چنین توافقی را در وضعیت کنونی نمیتوان منتفی دانست. اما چنانچه این توافق صورت نگیرد، ترامپ بههرحال برای اینکه خود را از مخمصه جنگ نجات دهد، باید دست به اقدامی بزند که لااقل از طریق آن بتواند خود را پیروز میدان معرفی کند. یک چنین اقدامی البته نمیتواند فقط عملی کردن تهدیدات در مورد بمباران نیروگاههای برق، مراکز صدور نفت، ازجمله در جزیره خارک باشد. مهمتر از همه اینها باز کردن تنگه هرمز با اشغال جزیره خارک و مهمتر و استراتژیک تر از آن، اشغال جزایر سهگانه است. این را میتواند یک پیروزی بزرگ برای خودش و تمام جهان قلمداد کند.
از همین رو درحالیکه مذاکرات در جریان است، نشریات آمریکائی از احتمال گسیل نیروهای نظامی ویژه جدید برای مقابله با جمهوری اسلامی خبر دادهاند تا در صورت شکست مذاکرات، بتواند اهداف نظامی خود را عملی کند.
البته تصرف جزایر و استقرار نظامیان آمریکائی در این جزایر میتواند به کشتار آنها و فرورفتن بیشتر ترامپ در منجلاب جنگ منجر شود، اما بعید است که حتی با فرض اشغال این جزایر، بخواهد سربازان آمریکائی را در این جزایر مستقر سازد. او از هماکنون در تلاش است از نیروهای نظامی شیخنشینهای حاشیه خلیجفارس استفاده کند و بهجای سربازان آمریکائی، آنها را به گوشت دم توپ تبدیل کند. این بیشترین احتمال برای کنار کشیدن آمریکا از جنگ است.
رژیم اسرائیل هم که بیشترین لطمات نظامی را در طول تمام دوران موجودیتش در طی این جنگ یکماهه متحمل شده است، بدون آمریکا قادر به ادامه جنگ نیست. بنابراین بدون اینکه جنگ به نتیجهای بیانجامد، به نحوی متوقف خواهد شد. بااینهمه هنوز نمیتوان بهطور قطعی گفت که دولت آمریکا و احتمالاً به همراه متحدانش پس از شکست مذاکرات چه خواهند کرد و تا کجا حاضرند به این جنگ ادامه دهند.
در جریان این جنگ ، مردم ایران و تا حدودی مردم اسرائیل و لبنان نیز، متحمل خسارات و صدمات جانی، مالی و اقتصادی سنگینی شدهاند. هزاران انسان غیرنظامی کشته و مصدوم شدند. مساکن مردم، مراکز عمومی ، کارخانهها و تأسیسات زیر بنائی دیگر زیر بمبارانها ویران شدند ، بدون اینکه جنگ تا این لحظه برندهای داشته باشد. اما درهرحال جنگ نمیتواند برای مدتی طولانی دوام آورد. درجایی، به نحوی متوقف خواهد شد تا جنگطلبان بار دیگر میلیاردها دلار صرف تهیه سلاحهای جدید کنند، انبارهای تسلیحاتی را مجدداً پر کنند و خود را برای جنگ بعدی آماده نمایند. اخیراً قالیباف عضو شورای عالی امنیت ملی رژیم در پی تهدید ترامپ در تویتی نوشت: “هیچکس نمیتواند برای ایران و ایرانی اولتیماتوم تعیین کند.فرزندان شما این موقعیت را تا تحقق کامل پیروزی و شکستن چرخهٔ شوم «جنگ-آتشبس-جنگ» از دست نخواهند داد.” اما وی یاوهسرائی میکند. این جنگ نهفقط پیروزی نخواهد داشت و “چرخهٔ شوم ” درهم نخواهد شکست، بلکه تا وقتی که بهویژه دو دولت ارتجاعی- مذهبی اسرائیل و جمهوری اسلامی در این منطقه موجودیت داشته باشند، تا وقتیکه نزاع بر سر هژمونی به نتیجه قطعی نیانجامیده، تا وقتیکه رقابت قدرتهای امپریالیست در منطقه خاورمیانه به نفع یک گروه قطعی نشده است، چیزی به نام صلح در همان معنای محدود بورژوائی آن وجود نخواهد داشت.آنچه میتواند وجود داشته باشد آتشبسهای کوتاه و بلندمدت است. صلح واقعی روزی به دست خواهد آمد که کارگران و زحمتکشان در این کشورها به انقلاب رویآورند و با سرنگونی ارتجاع طبقاتی و مذهبی حاکمیت خود را برقرار سازند.





نظرات شما