جنگ ارتجاعی و طبقه کارگر

جنگ ارتجاعی و ویرانگر میان دولت امپریالیستی آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با رژیم ارتجاعی و آدم‌کش جمهوری اسلامی که نهم اسفند آغاز شد،آخرین روزهای چهارمین هفته خود را نیز پشت سرگذاشته است. این جنگ که بر زمینه جاه طلبی‌ها، ماجراجویی‌ها و توسعه طلبی‌های پان اسلامیستی رژیم جمهوری اسلامی و اهداف راهزنانه امپریالیسم آمریکا و همدست صهیونیست آن، رژیم اشغال‌گر و نسل‌کش اسراییل برافروخته شد، پیامد‌های فوق‌العاده وخامت‌باری را برای کارگران وعموم مردم ایران و کل منطقه به‌بار آورده است.اهداف و مراکز مورد حمله طرفین جز در همان روزهای نخست، ازمحدوده تأسیسات نظامی و جنگی فراتر رفت. این جنگ ارتجاعی تا جایی که به ایران و مردم ایران مربوط می‌شود، خسارت‌های جبران ناپذیری را درپی داشته است. تا کنون بیش از ۹۳ هزار واحدمسکونی و تجاری هدف حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل قرار گرفته اند. تنها در استان تهران این واحدهای مسکونی و تجاری آسیب دیده از ۲۵ هزار فراتر رفته است. صدها مرکزدرمانی و دارویی، بیمارستان و صدها مدرسه، ساختمان اداری، فرودگاه، جاده، ورزشگاه و دانشگاه دراثر این حملات آسیب جدی دیده یا تخریب شده اند. زیرساخت‌های اقتصادی، مراکز نفت و گاز و پتروشیمی، پالایشگاه‌ها، مخازن سوخت و ده‌ها شهرک صنعتی،کارخانه و واحد تولیدی و خدماتی مورد اصابت بمب و موشک قرار گرفته‌اند. طرفین جنگ درهمان حال که پیوسته از پیروزی‌های خود و شکست طرف مقابل سخن می‌گویند، اما در مورد پیامدها و عواقب وخیم این جنگ و تأثیرات به غایت مخرب آن بر زندگی کارگران و توده‌های مردم سکوت می‌کنند. جمهوری اسلامی، آمار و اطلاعات دقیقی در این مورد به ویژه میزان تلفات جانی و خسارات مربوطه انتشار نمی‌دهد، چنانکه طرف مقابل نیز در ارتباط با میزان تلفات جانی و خسارات ناشی از شلیک موشک‌های جمهوری اسلامی اطلاع رسانی نمی‌کند. در حملات هوایی و بمباران‌های شبانه روزی ومکرر نیروهای آمریکایی و اسراییلی، شمار زیادی از کارگران و توده‌های مردمی که هیچ نقشی در این جنگ ویرانگر نداشته کشته شده‌اند. آمارهای انتشار یافته حاکی از آن است که در حملات هوایی و موشکی اسراییل و آمریکا، تا کنون بیش از ۱۵۲۷ نفر(غیرنظامی) از جمله ۲۲۸ کودک، ۱۱۶۷ نفر (نظامی) و ۶۹۵ نفر (نامشخص، نظامی یا غیر نظامی) کشته و هزاران تن دیگر زخمی شده‌اند. شمار کشته ها و زخمی‌ها روزانه در حال افزایش است.

هزینه ها‌ی جانی جنگ

جنگ ارتجاعی جاری اگرچه اقشار گوناگون زحمتکش جامعه را در چنبره خود گرفتار و روزگارشان را سیاه کرده است، اما تبعات این جنگ، بیش از همه و قبل از همه به جهات گوناگونی طبقه کارگر را زیر ضربات نابود کننده خود قرارداده است. در عملیات جنگی دولت‌های امپریالیستی و صهیونیستی آمریکا و اسراییل، ده‌ها شهرک صنعتی و ده‌ها کارخانه و مؤسسه تولیدی و خدماتی مورد اصابت بمب و موشک قرار گرفته که بر اثر آن، ده‌ها کارگر کشته و ده ها تن دیگر به سختی مجروح شده اند. در این بمباران‌ها وعملیات نظامی و هوایی، برخی کارخانه‌ها و واحد‌های تولیدی به کلی تخریب و تعطیل شده و برخی دیگر نیز به شدت آسیب دیده‌اند. شمار کارخانه‌ها ومراکز صنعتی و تولیدی که مورد حملات هوایی آمریکا و اسراییل قرار گرفته بسیار زیاد هستند.آخرین نمونه آن تا این لحظه (یکشنبه ۹ فروردین) بمباران مجتمع فولاد مبارکه در ساعت سه و نیم بعد ازظهر روز جمعه ۷ فروردین است که دربخش های مختلف آن مجموعاً ۱۵ هزار نفر مشغول به کارهستند.این حمله دست کم یک کشته و چند زخمی برجای گذاشت. به فاصله پانزده دقیقه، مجتمع فولاد خوزستان نیز مورد حملات موشکی و هوایی قرار گرفت و خطوط تولید در چندین کارخانه این مجتمع متوقف شد.آماری از کشته‌شدگان و مصدومین این حملات انتشار نیافته است.

پیش از آن نیز کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و صنعتی متعددی در شهرهای مختلف مورد حملات هوایی اسراییل و آمریکا قرار گرفته که به کشته و زخمی شدن شماری از کارگران و تخریب برخی از واحدها و تعطیل تولید منجر شده بود که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

کارخانه تولیدی باطری در جاده آوران به شهریار، کارخانه تولید کاغذ در ملایر، کارخانه تک نخ در نوشهر، صنایع دفاع، پالایشگاه نفت تهران در شهر ری که منجر به کشته شدن یک راننده، یک نگهبان و دوتن دیگر شد،واحدهای تولیدی آبگینه در قزوین که منجر به مجروح شدن ۱۲ کارگر شد، مجتمع صنایع هواپیمایی، کارخانه آب شیرین کن در قشم، آلومینیوم کاوه در مسجدسلیمان، کارخانه تولید آرد و نشاسته پایارد در نقده که ۱۱ کشته درپی داشت، کارخانه آسفالت در همدان، میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه، صنایع الکترونیک شیراز، مجتمع صنایع دریایی تمجیدی در بندرانزلی، یک مجتمع صنعتی در بندر دیر، یک اسکله مجتمع تولید متانول، یک کارخانه تولید لوازم سرمایشی و گرمایشی درشهرک صنعتی جی، حمله به این کارخانه زمانی صورت گرفت که کارگران مشغول به کار بودند و ۱۵ تن از کارگران کشته شدند، کارخانه سیمان فیروزآباد فارس که منجر به کشته شدن دوکارگر و مجروح شدن دوکارگر دیگر شد، صنایع صدر در شیراز و موارد دیگری از این دست.

اما ماجرا به همین جا و همین محدوده ختم نمی‌شود.دولت اسراییل اعلام کرده تنها در تهران ۳۶۰۰ بمب و درسراسر کشور بیش از ۱۲ هزار بمب بر سر شهرها و مردم آن فرو ریخته است.

طی چند دهه اخیر، در اطراف تقریباً تمام شهرهای بزرگ از نمونه اصفهان، تبریز، شیراز، تهران، کرج،اراک، قزوین و امثال آن، ده‌ها شهرک صنعتی برپا شده که در برگیرنده صد‌ها واحد تولیدی و صنعتی هستند و ده‌ها هزار کارگر را درخود جای داده‌اند. طی چند هفته ای که از آغاز این جنگ ارتجاعی گذشته است، دولت نژادپرست اسراییل و دولت امریکا به رهبری ترامپ فاشیست، چندین شهرک صنعتی را مورد حملات هوایی و موشکی خود قرارداده و یا بمباران کرده اند. در اثر این حملات ده‌ها واحد تولیدی و صنعتی تخریب و صدها کارگر نیز بیکار شده اند. به چند نمونه اشاره کنیم:

شهرک صنعتی البرز قزوین با بیش از ۵۰۰ واحد صنعتی و خدماتی در ۲۵ اسفند و ۵ فروردین مورد حمله قرار گرفت.شهرک صنعتی خیرآباد اراک، ۷ فروردین بمباران شد. در همدان بیش از ۳۲ شهرک و ناحیه صنعتی با ۱۴ هزار کارگر وجود دارد.شهرک صنعتی بوعلی همدان روز جمعه ۲۲ اسفند مورد حملات هوایی قرارگرفت. در این حملات علاوه بر یک انبار دارو و شیرخشک، ۱۵ واحد تولیدی دیگر نیز به کلی تخریب شد و آسیب‌های جدی به شبکه برق و تأسیسات زیربنایی وارد شد. شهرک صنعتی لیا در قزوین سه بار مورد حملات هوایی قرار گرفته است. در این شهرک بیش از ۴۰۰ واحد صنعتی و تولیدی از جمله در زمینه تولیدات مواد غذایی فعالیت دارند. در حملات هوایی و موشکی ۵ فروردین به این شهرک،خسارت های زیادی به این واحد ها وارد شد.در حمله به شهرک صنعتی البرز نیز علاوه بر خسارت وارده بر واحد های تولیدی، ۶ کارگر مجروج شدند. افزون بر این‌ها یک شهرک صنعتی در غرب تبریز، یک منطقه صنعتی در سیرجان، چند شهرک صنعتی در اطراف تهران مانند حکیمیه، پرند، عباس آباد، شهرک صنعتی حیدرآباد سولدوز، و چند شهرک صنعتی دیگر در اطراف قزوین، اصفهان، همدان و کرج مورد حملات هوایی قرار گرفته و آسیب دیده اند. در اصفهان علاوه بر شهرک صنعتی جی که بیش از ۵۰۰ واحد صنعتی در آن فعال است و در حملات هوایی به کارخانه تولید لوازم سرمایشی و گرمایشی واقع در این شهرک ۱۵ کارگر کشته شدند، چندین شهرک صنعتی دیگر مانند مبارکه، سجزی، مورچه خورت، نجف آباد، اسفندواجان، شهرک صنعتی بزرگ، و شهرک صنعتی علویجه وجود دارد که از گزند حملات هوای اسراییل و آمریکا بر کنار نماندند. استاندار اصفهان اخیراً اعلام کرد تنها در استان اصفهان از آغاز جنگ تا کنون ۲۵ کارگر در اثر حملات هوایی جان خود را ازدست داده‌اند.

اخراج و بیکارسازی ناشی از جنگ

جنگ ارتجاعی جاری اما فقط از ناحیه تحمیل هزینه‌های جانی برکارگران، به زیان طبقه کارگر نبوده است.تخریب مراکز تولیدی و صنعتی، تعطیل کار و تحمیل بیکاری نیز نابودی زندگی بسیاری از کارگران و خانواده‌های کارگری را درپی داشته است.با تخریب محل کار و تعطیل آن، زندگی صدها کارگر که ادامه حیات خود و خانواده‌‌شان در گرو ادامه کاری و دریافت مزد است به‌طور جدی به مخاطره افتاده و درمعرض تباهی قرار گرفته است.

اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که اکثریت بسیار بزرگ کارگران ایران با قرارداد های موقت ۸۹ روزه، یک ماهه و حتی کمتر ازآن کار می‌کنند و اگر این واقعیت را نیز در نظر بگیریم که مهلت تمام قراردادهای موقت در آخرین روز اسفند(۲۹ اسفند) به پایان می‌رسد و کارفرمایان معمولاً در اول هرسال فرصت را برای تصفیه و اخراج کارگران معترض و پیشرو غنیمت شمرده و از تجدید قرارداد آن‌ها سرباز می‌زنند، بنابراین در روزپایانی سال ۱۴۰۴ مهلت تمام قراردادهای موقت به سر رسیده و اگر این قراردادها تجدید نشود، معنایش تعدیل و اخراج وسیع کارگران است. ازیاد نبریم که صرف نظر از واحدهای تولیدی و صنعتی که در اثر جنگ و بمباران تخریب و تعطیل شده یا خواهند شد، بخش‌هایی از سرمایه‌داران  و کارفرمایان نیز با سوء استفاده از شرایط جنگی، کارخانه و تولید را تعطیل نموده و کارگران آگاه و معترض را تصفیه می‌کنند. اخراج وبیکاری گسترده، تعرض دیگری است که فشارها و عواقب آن بر گرده طبقه کارگر آوارشده است. درچنین شرایطی در بهترین حالت تنها بخش‌هایی از این کارگران به بیمه بیکاری معرفی می‌شوند که در واقع اگر بموقع این کار صورت گیرد، تامدتی می‌توانند مبلغ ناچیزی تحت عنوان حقوق بیمه بیکاری دریافت کنند که البته به هیچوجه برای هزینه‌ها کافی نیست.

جنگ و فضای جنگی که مستقل از خواست و اراده کارگران بر شرایط کار و تولید مستولی شده، به این باور در میان کارگران دامن زد که قراردادهای کاری خود بخود یک ماه “تمدید” شده است. اما “کارشناسان حقوق و روابط کار” به سرعت وارد ماجرا شدند و این برداشت را منتفی اعلام کردند. اعلام شد که اولاً از نظر فنی و حقوقی چیزی به نام “تمدید” قرارداد وجود ندارد آنچه در این حوزه وجود دارد “تجدید” قرارداد است.سپس با استناد به بند “د” ماده ۲۱ قانون کار چنین اعلام شد” انقضاء مدت در قراردادهای کار موقت و عدم تجدید ضمنی آن، باعث خاتمه قرارداد کار می‌شود” و گفته شد تعلیق قرار داد،خود نمی‌تواند موجب تجدید قرارداد شود. چنین کارگرانی البته بعد از بازسازی و احیای کارگاه می‌توانند به سر کار بازگردند. “کارشناس حقوق کار” در ادامه توضیح داد در کارگاه هایی که دچار تخریب شده باشند کارگران بعد از بازسازی می‌توانند به سر کار بازگردند. وی گفت ممکن است کارگاهی در ۶ ماه بازسازی و احیا شود،ممکن است نیاز به چند سال باشد یا امکان بازسازی نداشته باشد در چنین شرایطی کارگر دارای قرارداد تعلیق شده از مزایای حقوق بیمه بیکاری بهره مند می‌شود، یعنی اخراج می‌شود.

بازدارندگی جنگ

جنگ ارتجاعی کنونی اما فقط از این جنبه ها به جنبش طبقه کارگر لطمه نزده است. مهم‌تر از موارد یاد شده، جنگ، اعتصابات و مبارزات کارگری را به محاق برد. جنگ اولویت‌های جدیدی را بر کارگران و زندگی آن‌ها تحمیل کرده است.درست در روزهای قبل از آغاز جنبش سیاسی توده‌ای دی‌ماه و یا حتا در همان روزهای آغازین این جنبش، ما با اعتصابات کارگری متعددی روبرو بودیم. در صنعت نفت مناطقی چون کنگان، پارس جنوبی شرکت نفت فلات قاره،پالایشگاه گاز فجرجم، راه آهن، کارخانجات تراورس اندیمشک، کارخانه قند خاورمیانه شوش، معدن طلای زرشوران و امثال آن، ده‌ها هزار کارگردرگیر اعتصاب و مبارزه بودند. کارگران پیمانی و ارکان ثالث در اعتصابات و تجمعات خود، بارها شعار هایی علیه پیمانکاران و استثمارگران سردادند.تجمعات روتین در بخشی از صنایع نفت با دوساعت تعطیل کار یا نوعی اعتصاب همراه شده بود. سرکوب خشن و کشتار جنبش توده‌ای دی‌ماه، این مبارزات را به پشت صحنه فرستاد و با آغاز جنگ در ۹ اسفند این مبارزات به کلی خاموش شد. جنگ ارتجاعی، مبارزات و اعتصابات کارگری را با وقفه روبرو ساخت و آن‌را به تعویق انداخت.جنگ، در آن روند مثبت و رو به رشدی که جنبش طبقه کارگر داشت خصوصاً در صنعت نفت که تجمع‌های پراکنده اعتراضی، به تجمعات هماهنگ چند واحدی و سراسری و به آرامی به شکل اعتصاب در حال گذار بود وقفه انداخت و این روند را قطع کرد. جنگ و شرایط جنگی به امر سازمان‌یابی و تشکل‌یابی کارگران لطمات جدی وارد ساخت. جنگ، نه فقط مانع جدی بزرگی بر سر راه ارتقای خواست‌ها و مبارزات کارگری ایجاد کرد و روند سیاسی شدن این خواست ها و مبارزات را بازهم به تأخیر انداخت، بلکه حتی خواست‌ها و مبارزات اقتصادی و صنفی کارگران را هم از دستور کار خارج ساخت. مبارزه حول افزایش حداقل دستمزد که هرسال در اسفند ماه تشدید می‌شد، امسال حرفی از ان به میان نیامد. جنگ، روی خواست حداقل مزد ۶۰ میلیونی که فعالین و تشکل‌های کارگری خواهان آن شده بودند، به کلی پرده کشید و آن را محو کرد. تأثیرات بازدارندگی جنگ کمتر از تأثیر بازدارندگی سرکوب ها نبود و نیست.

کلام آخر

افزون بر موارد یاد شده، جنگ، افزایش تورم و جهش قیمت‌ها و گرانی به‌ویژه ارزاق عمومی را در پی داشته، تنگناهای اقتصادی و معیشتی طبقه کارگر را دو چندان ساخته و فقر و تنگدستی و گرسنگی را در صفوف کارگران گسترش داده است. جنگ در عین حال فضای سرکوب و خفقان را بیش از پیش تشدید نموده، روند عمومی پیگردها، بازداشت‌ها، زندان و شکنجه و اعدام و امثال آن نیز در دوره جنگ شدت گرفته است. مطابق آمارهای انتشار یافته بیش از ۵۰۰ نفر در رابطه با جنگ بازداشت و زندانی شده‌اند. جنگ جز نکبت و بد بختی، جز کشتار و تخریب و بیکاری و آوارگی، ثمر دیگری برای کارگران و توده‌های زحمتکش مردم نداشته است.جنگ تمام نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی را تشدید نموده است.جنگ و شرایط جنگی، عواقب فوق‌العاده وخامت باری رابرای کارگران و زحمتکشان در پی داشته است.  کارگران و توده های مردم نه فقط خواهان جنگ نبوده و نیستند، بلکه با آن مخالف بوده‌اند و هستند و از همین رو خواهان پایان بی‌درنگ جنگ‌اند.

مخالفت با جنگ اما در همه حال باید هوشیار و مراقب بود که به دفاع‌طلبی آلوده نشود. این جنگ ارتجاعی بدون تردید نمی‌تواند تا بینهایت ادامه یابد و خاتمه خواهد یافت. چه به دلیل رشد بروز نارضایتی مردم کشورهای درگیر نسبت به عواقب وحشتناکی که جنگ به‌بار آورده است، چه از جنبه فرسوده سازی انسانی جنگ و چه به لحاظ تحلیل رفتن توانایی‌ها و امکانات و تجهیزات جنگی، جنگ باید پایان یابد و پایان خواهد یافت. طبقه کارگر در همه حال مخالف جدی این جنگ ارتجاعی و برافروزندگان آتش آن بوده و هست. بیش از همه، طبقه کارگر و جنبش کارگری- و همچنین دیگر جنبش‌های اجتماعی – از این جنگ و عوارض آن زیان دیده اند، با این‌همه نباید این واقعیت را از نظر دورداشت که بدون به زیر کشیدن نظم موجود و استقرار یک دولت شورایی و کارگری حتی اگر این جنگ – به هر شکلی – تمام شود، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که دوباره جنگ دیگری شروع نشود.افزون بر این مشکلات اساسی کارگران و سایر زحمتکشان سر جایشان خواهند بود، مشکلاتی که قبل از آغاز این جنگ وجود داشت. بازداشت‌ها، دستگیری‌ها، اعدام‌ها، زندان و شکنجه، تبعیضات طبقاتی، جنسیتی و بحران های چند لایه  ۴۷ ساله ادامه خواهد یافت.

درشرایط کنونی بسیار مهم است که کمونیست‌ها بر راه حل انقلابی و سوسیالیستی مسئله جنگ و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی تأکید و آن را تبلیغ و ترویج کنند و گرایشاتی  را که پوشیده یا آشکار تلاش می‌کنند جنگ رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی با دولت امپریالیستی آمریکا را یک مبارزه ضد امپریالیستی قلمداد کنند، افشاکنند.امروز هرکس این را می‌داند که هیچ ضد امپریالیستی نمی تواند ضد ارتجاع و ضد سرمایه نباشد. نوفاشیست‌های سلطنت طلب و جریان هایی که به بهانه آزادی، جنگ ارتجاعی کنونی و کشتار مردم ایران را تأیید و از آن حمایت می‌کنند، در این یکماه جنگ به شدت ایزوله شدند. برخلاف این جنگ طلبان، برخی دم از “صلح” می‌زنند.اینان در وحشت از رویکرد انقلابی احتمالی کارگران و زحمتکشان یا در وحشت ازبرپایی انقلاب، موضوع فروپاشی و هرج و مرج احتمالی جامعه را بزرگ می‌کنند وزپی ان دم از “صلح” و مذاکره می‌زنند. گرچه نباید خطر احتمال فروپاشی و هرج و مرج جامعه و نیات نتانیاهو را ندیده گرفت اما روشن است که دم زدن از “صلح” هنگامی‌که طبقات ارتجاعی زمام امور دیپلماسی را در دست دارند و زمانی که از طبقه سرمایه دار درگیر در جنگ خلع ید نشده باشد، جز خیال‌پردازی نیست.

درشرایط حساس کنونی همچنین بسیار مهم و حیاتی است که کارگران آگاه و پیشروان طبقه کارگر تا آنجا که می‌توانند، تشکل های مستقل خود را سازمان دهند. ایجاد تشکل های مستقل کارگری تحت هر شرایطی، جنگ یا غیر جنگ از اولویت های مبارزه طبقاتی کارگران است.ایجاد کمیته های همیاری و محلات به منظور کمک و همیاری کارگران و سایر زحمتکشان آسیب دیده از جنگ، از دیگر وظایف عملی این لحظه کمونیست ها و فعالان کارگری داخل کشور است. کمونیست ها و کارگران آگاه، مستقل از اینکه این جنگ ارتجاعی به کجا منتهی و سرانجام آن چگونه رقم زده شود، باید صفوف خود را متمرکز و تقویت کنند، فعالیت های عملی خود را در ارتباط با کارگران وجنبش طبقه کارگر گسترش دهند و برای مداخله فعال و تأثیر گذار در اوضاع و شرایط سیاسی خود را تجهیز و آماده کنند. همین سیاست به طریق اولی باید در میان کارگران تبلیغ و ترویج شود.سرانجام یکبار دیگر بر این واقعیت انکار ناپذیر باید تأکید نمود که هیچ اتفاق و دگرگونی مهم و بنیادی در ساختارهای جامعه ایجاد نخواهد شد و هیچ بحثی از آزادی‌های سیاسی در ایران درمیان نخواهد بود مگر آنکه طبقه کارگر وارد ماجرا شود، نظم موجود را براندازد و خود، قدرت سیاسی را به چنگ آوَرَد.

کمونیست‌ها جنگ ارتجاعی کنونی و هر جنگ دیگری را از زاویه منافع طبقه کارگر تجزیه و تحلیل و درمورد ماهیت آن موضع گیری و اظهار نظر می‌کنند. کمونیست ها نباید از گفتن این واقعیت خسته شوند که حل قطعی معضل جنگ و پاک کردن شرایط بروز آن و حل تمام نابسامانی های موجود چه اکنون و چه قبل از آغاز جنگ، در گرو یک انقلاب کارگری و اجتماعی است. راه رهایی و راه رسیدن به آسایش و آرامش و رفاه نسبی  و راه رسیدن به یک صلح واقعی درگرو براندازی نظم موجود و استقرار حکومت شوراهاست.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۲ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.