در چهارمین هفتهٔ جنگ ارتجاعی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحدهٔ آمریکا، جان تودههای بیدفاع و غیرنظامی هر روز بیش از پیش در معرض حملات مرگبار قرار گرفته است. تودههای مردم ایران نهتنها از ابتداییترین امکانات و پناهگاه محروماند، بلکه عامدانه و آگاهانه از سوی جمهوری اسلامی نیز به گوشت دم توپ و سپر انسانی تبدیل میشوند.
در جنگها، بهویژه جنگهای ارتجاعی که در آن طرفین متخاصم برای نیل به اهداف و مقاصد جنگطلبانهٔ خود دست به هر جنایتی میزنند، جان انسانها بیارزش میگردد و ایجاد سپر انسانی، با بهخطر انداختن جان مردم غیرنظامی و بیدفاع، به یکی از شگردهای رایج بدل میگردد. هرچند استفاده از انسانها بهعنوان حائل در جنگها قدمتی طولانی دارد، اما با پیشرفت جوامع و تمدن بشری، این امر بهتدریج مورد تقبیح قرار گرفت و ممنوعیت آن در کنوانسیون ژنو و پروتکلهای الحاقی آن گنجانده شد که شمار قربانیان غیرنظامی تا حد امکان کاهش یابد.
با اینهمه، در سالهای اخیر و بهویژه تحت عنوان «مبارزه با تروریسم»، این موازین بهتدریج تضعیف شدهاند. از جمله، طبق دستورالعملهای قانون جنگ در ایالات متحده از سال ۲۰۱۵، دست نیروهای مسلح برای هدف قرار دادن مناطقی که بهزعم آنان دشمن از غیرنظامیان بهعنوان سپر استفاده میکند، بازتر گذاشته شده است و طرفین درگیر عملاً جان مردم بیدفاع و غیرنظامی را هدف قرار میدهند: یکی با تبدیل آنان به سپر انسانی و دیگری با حمله به همین سپرها.
کشاندن مردم بیدفاع و غیرنظامی به جنگی ارتجاعی و خانمانسوز که میان دولتهای ارتجاعی درگرفته است، اشکال گوناگونی به خود گرفته و جمهوری اسلامی برای حفظ بقای خود از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند. در هفتههای گذشته، مردم بیدفاع و غیرنظامی هم هدف بمبارانهای بیوقفهٔ ایالات متحده و اسرائیل بودهاند که شهرها، محلات مسکونی، بیمارستانها و زیرساختهای اقتصادی را نشانه گرفتهاند و هم از سوی جمهوری اسلامی به اشکال مختلف به سپر بلا تبدیل شدهاند.
در اولین هفتهٔ سال جدید، مأموران سپاه پاسداران در مشهد با ورود به مؤسسهٔ توانبخشی «همدم»، که حدود ۴۰۰ دختر جوان معلول در آن نگهداری میشوند، خواستار اسکان ۵۰ تن از نیروهای نظامی خود شدند. اما زمانی که با اعتراض و مخالفت مسئول این مؤسسه مواجه شدند، به وی حملهور شده و او را بازداشت کردند.
فاجعهٔ کشتار دانشآموزان میناب نیز گرچه در پی بمباران آمریکا صورت گرفت، اما نقش جمهوری اسلامی را نباید نادیده گرفت. مجاورت یک مدرسه با تأسیسات نظامی سپاه پاسداران امری تصادفی نیست. برعکس، استفاده از مراکز آموزشی و مناطق مسکونی پوششی است برای اماکن وابسته به نهادهای نظامی و سرکوبگر؛ امری که تودههای غیرنظامی را در معرض خطر مستقیم حملات نظامی قرار میدهد.
در روزهای آغازین جنگ نیز، زمانی که هر روز چند تن از سران جمهوری اسلامی ترور و کشته میشدند، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجهٔ جمهوری اسلامی، نشست مطبوعاتی خود را در یک کلاس درس برگزار کرد و عملاً از دانشآموزان بهعنوان سپر انسانی و از مدرسه بهعنوان پناهگاه خود بهره گرفت.
در مدرسهای دیگر نیز از دانشآموزان بهعنوان سپر انسانی و از مدرسه بهعنوان محل استتار تجهیزات و ادوات جنگی استفاده شد. این موضوع از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران علنی شد. این تشکل با انتشار تصاویری از استقرار ادوات جنگی در یکی از مدارس شاهینشهر اصفهان هشدار داد که جمهوری اسلامی کودکان را سپر تجهیزات مرگبار خود کرده است. در بیانیهای که این تشکل منتشر کرد، آمده بود: «اینجا منطقهٔ نظامی نیست، دبستان کریمیان شاهینشهر اصفهان است. کنار بچههای دبستانی لانچر و رادار گذاشتهاند».
اسکان و استقرار نیروهای نظامی در بیمارستانها نیز یکی دیگر از مصادیق سیاست غیرانسانی و جنایتکارانه است. برغم قطعی اینترنت و انسداد خبری، گزارشهای جستهوگریخته حاکی از حضور مأموران سپاه پاسداران در مراکز درمانی و بیمارستانها و استفاده از این اماکن برای برگزاری تجمعات و جلساتشان بوده است. در جریان اعتراضات دیماه سال گذشته نیز گزارشهای متعددی مبنی بر حضور مأموران سپاه پاسداران در بیمارستانها و استفاده از این اماکن برای شلیک به سوی تظاهرکنندگان منتشر شده بود.
استفاده از زندانیان سیاسی بهعنوان سپر انسانی یکی از تاکتیکهای شناختهشده و رایج حکومتهای جنایتکار است. در دوران جنگ، زندانیان در معرض خطرات مضاعف قرار دارند. از یک سو در زندان محبوساند و در معرض بمباران قرار دارند و از سوی دیگر در معرض خطر اعدام و تشدید سرکوب هستند.
جمهوری اسلامی از بدو روی کار آمدنش، همواره بر سرکوب و کشتار متکی بوده است و در دوران جنگ نیز به همین سیاست ادامه خواهد داد، بهویژه در جنگی که بقایش به آن گره خورده است. چنین حکومتی از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و نخواهد کرد. مدارس، بیمارستانها، استادیومها و سایر اماکن عمومی ـ که باید از بیشترین امنیت برخوردار باشند ـ به مراکز استقرار نیروهای نظامی و تجهیزات جنگی تبدیل شدهاند و مردم غیرنظامی به سپر انسانی بدل میشوند و حتی ابایی ندارد که با مسلح کردن کودکان، آنها را به کام مرگ بفرستد.
در یکی از این اقدامات جنایتکارانه، اخیراً سپاه پاسداران طرحی را برای جذب نیرو تحت عنوان «مدافعان میهن» اجرا کرده است که در آن حداقل سن ثبتنام ۱۲ سال اعلام شده است. طبق این طرح، کودکان جذبشده پس از ثبتنام از طریق مساجد و مراکز مشخصشده در میدانهای شهری، در فعالیتهایی از جمله گشتزنی و حضور در ایستهای بازرسی بهکار گرفته میشوند. این ایستها که با عنوان «پوستههای تلاشی» نیز از آنها نام برده شده، نقاطی برای کنترل و بازرسی تردد در سطح شهر هستند. رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه در تهران، جزئیات این طرح را در برنامهای تلویزیونی تشریح و تبلیغ کرده است. اگر در دوران جنگ ارتجاعی ۸ سالهٔ ایران و عراق، کودکان به روی مین فرستاده میشدند، این بار بر دوش کودکان ۱۲ ساله اسلحه قرار داده میشود تا در خیابانها و زیر بمبارانها در ایستهای بازرسی به سپر انسانی تبدیل شوند.
این جنگ، جنگ تودههای مردم، کارگران و زحمتکشان ایران نیست. میتوان و باید با تاکتیک ایجاد سپر انسانی مقابله کرد و از کشاندن مردم بیدفاع به جنگ جلوگیری نمود. با سازماندهی در کمیتههای محلات، امداد و خبررسانی، میتوان این اقدامات غیرانسانی را افشا کرد، به اعتراض برخاست و مانع از بهخطر افتادن جان تودههای بیدفاع و غیرنظامی شد.





نظرات شما