وحشت رژیم از اعتلای مجدد اعتراضات خیابانی

«اینجا دیگه اگر کسی به خواست دشمن [به خیابان] بیاد، ما آنرا معترض و غیره نمی‌بینیم. آنی می‌کنیم که با دشمن می‌کنیم. برخوردی می‌کنیم که با دشمن می‌کنیم. همه بچه‌های ما هم دست به ماشه‌اند». جملات بالا بخشی از سخنان تهدید‌آمیز احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی‌ست که روز سه‌شنبه ۱۹ اسفند در گفتگو با شبکۀ خبر صدا و سیمای رژیم پخش شد. سخنانی که توده‌های مردم ایران را دشمن خطاب کرد و با زبان تهدید به آنان گفت: اگر برای اعتراض به خیابان بیایید بی‌کمترین درنگی به روی‌تان شلیک خواهیم کرد.

سه روز بعد، سازمان اطلاعات سپاه نیز به تبعیت از سخنان مرگبار رادان، با صدور بیانیه‌ای خطاب به مردم ایران نوشت: در صورت وقوع اعتراض خیابانی «ضربه‌ای محکم‌تر از ۱۸ دی» در انتظارتان خواهد بود.

سخنان رادان و بیانیه سپاه پاسداران، ترجمان بدون روتوش تهدیدات رهبر کشته شدۀ جمهوری اسلامی در دیماه گذشته است. رهبری که در واکنش به  دور جدید اعتراضات خیابانی توده‌های مردم ایران اعلام کرد: «اعتراض به جاست، اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف می‌زنیم. اما با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند». تهدیدات خامنه‌ای در ۱۳ دیماه – یک هفته پس از شروع اعتراضات سراسری – به کشتار  هزاران تن از مردم معترض طی دو روز منجر شد. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی علاوه بر قتلعام معترضان خیابانی، هزاران نفر دیگر زخمی و ده‌ها هزار نفر نیز دستگیر شدند. دستگیر شدگانی که در این شرایط جنگی در بازداشتگاه‌های مخوف جمهوری اسلامی محبوسند و جانشان در خطر است.

در تظاهرات سراسری دیماه امسال، خامنه‌ای ابتدا به دروغ اعلام ‌کرد: اعتراض به جاست. اما متعاقب آن با «اغتشاش» خواندن هر نوع اعتراض، تظاهرات خیابانی توده‌های مردم ایران را به وحشیانه‌ترین شکل ممکن سرکوب کرد. به سوی معترضان اسلحه کشید. کودکان را کشت. عابران را در پیاده روها به رگبار بست. به بیمارستان‌ها یورش برد. زخمی‌ها را تیر خلاص زد. معترضان مجروح را از خیابان‌ها و اماکن درمانی دزدید و به قتل رساند. دامنۀ کشتار دیماه ۱۴۰۴ به حدی وسیع بود که طی دو روز از کُشته‌ها پُشته ساخت و ایران را به دریایی از خون تبدیل کرد. دریای خونی که در تاریخ صد سالۀ ایران بی سابقه بوده است.

حال دو ماه پس از انجام چنین کشتاری هولناک که رهبر جانی و کشته شدۀ جمهوری اسلامی به راه انداخت، اکنون احمدرضا رادان و پس از او سازمان اطلاعات سپاه به نیابت از آن رهبر قاتل و به دَرَک واصل شده‌‌شان پا را از آن جنایت خوفناک فراتر گذاشته‌اند و اینچنین وقیحانه با اعلان جنگ به توده‌های مردم ایران آنان را به کشتاری وسیع‌تر از دیماه تهدید کرده‌اند. رادان همانند فرماندهان فاشیست‌ هیتلری آشکارا به مردم گفته است، اعتراض بی اعتراض! هیچ اعتراضی را نمی پذیرد. هر آن کس که از خانه بیرون بیاید، راهی خیابان شود و دست به اعتراض بزند، ما او را در مقام «دشمن» می‌بینیم و نیروهای تحت فرمانش برای کشتن آنان «انگشت به ماشه» هستند. با هر کسی که به خیابان بیاید با او همان رفتاری را خواهیم داشت که با سربازان آمریکا و اسراییل خواهیم کرد.

به راستی چرا این فرماندۀ جلاد و فاشیست نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و سازمان اطلاعات سپاه رژیم اینچنین با زبان مرگ با توده‌های مردم ایران سخن گفته‌اند؟ دلیل این اعلان جنگ آشکار آنان به مردم  برای چیست؟ آیا این زبان تهدید، زبان قدرت است؟ یا زبان وحشت؟ بیان اقتدار است؟ یا بیان وحشت‌ رژیم از  فوران دریای خشم توده‌های مردم ایران؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها، قبل از هر چیز باید نظری گذرا به نحوۀ نگاه حاکمان اسلامی به توده‌های مردم ایران داشته باشیم. جمهوری اسلامی نه اکنون، که در تمامی دوران حاکمیت‌ مرگبارش با مردم ایران به مثابۀ «دشمن» برخورد کرده است. در تمامی سال‌های حاکمیت ارتجاع اسلامی، دشمنی این رژیم با کارگران و زنان و عموم توده‌های مردم ایران همواره بیشتر از دشمنی‌اش با آمریکا و اسراییل بوده است. دلیلش هم روشن است. آمریکا در خصومت‌اش با جمهوری اسلامی هرگز در صدد سرنگونی آن نبوده است. سیاست کلی دولت آمریکا در مواجهه با سیاست‌های جمهوری اسلامی نه سرنگونی که همواره برای تغییر سیاست خارجی رژیم نسبت به آمریکا و متحدانش در منطقه بوده است. در عوض طی ۴۷ سال گذشه، دشمنی‌ جمهوری اسلامی با مردم ایران یک دشمنی واقعی و آشتی ناپذیر برای بقاء و استمرارش بوده است. عمق دشمنی جمهوری اسلامی با مردم ایران را باید در تداوم مبارزات آنان برای سرنگونی رژیم دید. به این دلیل ساده که توده‌های مردم ایران راه نجات خود از فلاکت و بدبختی موجود را فقط در سرنگونی انقلابی این رژیم می‌بینند. توده‌های زحمتکش ایران در تمامی این سال‌های سپری شده به تجربه دریافته‌اند که با تداوم جمهوری اسلامی، هیچ شانسی برای رهایی از فقر و بیکاری و گرسنگی برایشان باقی نمانده است. هیچ چشم‌اندازی برای رسیدن به رفاه و آسایش و امنیت برایشان متصور نیست. آنان به خوبی می‌دانند که با استمرار این نظام فاسد و مستبد و تبهکار همۀ روزنه‌های نجات از وضعیت مرگبار کنونی به‌روی‌‌شان بسته است. حتا رهایی از جنگ نیز برایشان مقدور نیست.

لذا، به همان اندازه که جمهوری اسلامی با مردم ایران در ستیز و جنگ است، توده‌های مردم ایران نیز با جمهوری اسلامی در ستیز و جنگند. اینکه احمد رضا رادان مردم ایران را تهدید می‌کند، اگر به خیابان بیایند به رگبارشان می‌بندد، اینکه سپاه پاسداران تهدید می‌کند: در صورت وقوع اعتراض خیابانی «ضربه‌ای محکم‌تر از ۱۸ دی» در انتظارتان خواهد بود؛ صرفا ناشی از دشمنی کور آنان با مردم نیست، بلکه بر گرفته از میزان آگاهی سرکوبگران رژیم به تداوم مبارزات توده‌های مردم ایران است که در پس هر شکست دوباره قدرتمندتر از پیش برای سرنگونی جمهوری اسلامی به میدان آمده‌اند. تمامی وحشت و هراس رادان و سازمان اطلاعات سپاه که مردم را به کشتار تهدید کرده‌اند، ناشی از وقوع  انفجار خشم نهادینه شدۀ توده‌های مردم ایران است. توده‌های معترضی که با بازسازی مجدد نیروی مبارزاتی خود برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی لحظه شماری می‌کنند. وقوف به این امر، موضوعی نیست که از چشم رادان و دیگر سرکوبگران جمهوری اسلامی دور مانده باشد. چرا که رادان‌ها و کل حاکمیت به خوبی می‌دانند جنگ نهایی، نه جنگ رژیم با آمریکا و اسراییل، که جنگ با کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان، بیکاران، بازنشستگان و عموم توده‌های مردم ایران است. توده‌های مبارزی که با هر شکست دوباره برخاسته‌اند، با هر سرکوب، بلندتر از پیش قامت کشیده‌اند، از پس هر کشتار، دوباره قدرتمندتر میدان آمده‌اند. توده‌های زحمتکشی که با تجربه آموزی از مبارزات تاکنونی‌شان، خود را برای نبرد نهایی با آدمکُشان جمهوری اسلامی آماده می‌کنند. لذا، ارتجاع اسلامی تمامی ترسش از عروج مجدد و قدرتمند توده‌های زخم خوردۀ مردم ایران است. همۀ هراس‌شان از شکل‌گیری اعتصابات سراسری کارگران و معلمان و دیگر گروه‌های اجتماعی‌ ا‌ست. جمهوری اسلامی و تمامی فرماندهان سرکوبگرش نظیر احمدرضا رادان به خوبی می‌دانند اگر قرار باشد روزی این نظام ارتجاعی و آدمُکش از قدرت ساقط شود، این عمل نه توسط آمریکا و اسراییل که فقط و فقط با ارادۀ طبقۀ کارگر و قدرت لایزال توده‌های مردم ایران صورت خواهد گرفت.

احمدرضا رادان، سازمان اطلاعات سپاه و به طریق اولی هیئت حاکمه ایران به خوبی می‌دانند در مسیر دشمنی با آمریکا و در روند این جنگ ارتجاعی هر آن که رهبران نظام بخواهند و اراده کنند، با نوشیدن یک جام زهر می‌توانند با آمریکا و غرب به سازش برسند. اما رسیدن به چنین سازشی با توده‌های مردم ایران هرگز ممکن نیست. ۴۷ سال سرکوب، ۴۷ سال تباهی و ویرانی، ۴۷ سال کشتارهای پی‌درپی، چنان دریای خونی را میان جمهوری اسلامی و توده‌های مردم ایران ایجاد کرده است، که این دریای خون بجز با سرنگونی انقلابی این نظام فاسد و تبهکار برطرف شدنی نیست. جمهوری اسلامی بیش از آنکه از حملات آمریکا و اسراییل در هراس باشد، بیش از آنکه از ناوهای جنگی و بمب‌افکن‌های غول‌پیکر بی ۵۲ آمریکا واهمه داشته باشد، از عروج دوباره توده‌های مردم ایران بیمناک است. نگرانی عمیق‌اش از شکل‌گیری جنگی طبقاتی‌ست که کارگران و زحمتکشان علیه‌اش برپا خواهند کرد. جنگی که در آن هیچ فرصتی برای رژیم جهت سازش باقی نخواهد ماند. جنگی به وسعت تمامی کشور که کارگران و عموم توده‌های مردم ایران با سازماندهی اعتصابات عمومی و تشکیل شوراهای سراسری‌شان برای کسب قدرت سیاسی تا سرنگونی جمهوری اسلامی پیش خواهند رفت.

بیهوده نیست که سرکوبگران فاشیست این نظام در هراس از فرا رسیدن این موقعیت تاریخی و در ممانعت از شکل‌گیری نبرد نهایی مردم با رژیم همواره بر شیپور تشدید سرکوب و کشتار مردم  می‌دمند. اینکه ارتجاع حاکم طی سال‌های متمادی هرگز به کمترین سازشی با کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و عموم توده‌های مردم ایران  تن نداده است، ناشی از همین هراس و دشمنی‌اش با مردم است. چرا که به خوبی می‌داند مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم راضی نیستند. اما ترامپ و دولت آمریکا چه؟ آیا آمریکا نیز در صدد سرنگونی جمهوری اسلامی‌ست؟

تجربه تاکنونی خلاف این امر را ثابت کرده است. در تمامی سال‌های گذشته، درگیری‌ و نزاع آمریکا با حاکمان اسلامی نه برای سرنگونی که همواره برای تغییر رویکرد جمهوری اسلامی جهت  حفظ منافع آمریکا و متحدانش در منطقه بوده است. حتا در شرایط کنونی که آمریکا و جمهوری اسلامی‌ درگیر جنگی ویرانگر با یکدیگرند،  باز هم هدف ترامپ سرنگونی ارتجاع حاکم نیست. ترامپ کماکان به دنبال تحقق استراتژی تسلیم جمهوری اسلامی به منظور تغییر رویکرد رفتارش با آمریکا و متحدانش است.

کارگران و عموم توده‌های مردم ایران در مواجهه با این جنگ ارتجاعی روزهای سختی را می‌گذرانند. روزگاران پُر از وحشت و نگرانی و درد را تجربه می‌کنند. این روزها توده‌های ستمدیده‌ ایران از سه طرف در محاصره دشمنان خود قرار دارند. از یک طرف آمریکا و اسراییل به بهانۀ «کمک به مردم» با بمباران و حملات موشکی و  پهپادی، آنان را به کام مرگ می‌فرستند، با زدن مراکز تولیدی، کارگران را از کار بی‌کار می‌کنند، با شلیک موشک به مدارس، دانش‌آموزان را می‌کشند، بیمارستان‌ها را مورد هدف قرار می‌دهند، انبارهای سوخت و زیرساخت‌های صنعتی کشور را نابود می‌کنند؛ از طرف دیگر، جمهوری اسلامی نیز در هراس از عروج اعتراضی مردم، به روی آنان اسلحه می‌کشد، به مرگ تهدیدشان می‌کند. با گذاشتن ایستگاه‌های کنترل و بازرسی بذر وحشت و مرگ را در جای‌جای جامعه می‌افشاند. با وقاحت تمام مردم خسته و آواره از جنگ را «دشمن» خطاب می‌کند. اما این توده‌های ستمدیده، این مردم محاصره شده در میان سه دشمن، این مردم زخم‌خورده از کشتارهای خیزش ۹۶، قیام ۹۸، جنبش ۱۴۰۱ و اعتراضات توده‌ای دیماه ۱۴۰۴، با خشمی نهفته در درون بر سر رادان و دیگر آدمکُشان جمهوری اسلامی فریاد می‌کشند: ما هنوز زنده‌ایم. ما را به مرگ تهدید نکنید. ما تا روز موعود سرنگونی‌تان استوار ایستاده‌ایم. ما با شما دشمنیم. آنگونه که شما با ما دشمنید. ما با شما در جنگیم، آنگونه که شما با ما در جنگید. از ایستادگی‌مان بترسید. از طغیان خشم‌مان بهراسید، همانگونه که اکنون در بیم و هراسید. انگشت به ماشه در انتظار بمانید. از فروپاشی‌تان بلرزید. چرا که زمان سرنگونی‌تان فرا رسیده است. دور نیست که کارگران با اعتصابات‌شان چرخۀ تولید را به خوابانند، دور نیست که امواج جنبش  توده‌های مردم ایران با گُل مشت‌های انتقام و مبارزه در خیابان‌ها جاری گردد، دور نیست آن روزی که زنان دلاور ما دوباره «زن، زندگی، آزادی» را در هر کوی و برزن این سرزمین کهن آواز دهند. آشفته بخوابید و هراس امروزتان را تا فرا رسیدن آن روز موعود در عمق وجودتان نگه دارید. وحشت امروزتان را که ناشی از وقوع آن نبرد بزرگ طبقاتی‌ست، هراس‌تان را که تماماً بر گرفته از شروع اعتصابات سراسری کارگران است و آشفتگی‌تان را که یکسره مُلهم از وقوع آن قیام بزرگ توده‌های مردم ایران است در لوله‌های تفنگ‌تان پنهان کنید. انگشت به ماشه بخوابید که اعلان جنگ‌تان به مردم، نه از روی اقتدار و قدرت، که تماماً بر گرفته از استیصال و کابوس سرنگونی‌تان است. کابوسی که اینچنین خواب‌تان را آشفته کرده است.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۶۱ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.