۸ مارس و مبارزات قهرمانانه زنان ایران علیه تبعیض و نابرابری

امسال ۸ مارس روز جهانی زن در شرایطی فرارسیده است که جنگ میان دولت‌های جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا آغازشده، با مرگ خامنه‌ای جلاد، رژیم حاکم در بحرانی‌ترین شرایط به سر می‌برد و جامعه ایران آبستن حوادث بزرگ است.

جمهوری اسلامی به‌رغم کشتار هزاران زن و مرد در دی‌ماه، هرگز نمی‌تواند از بحرانی که در آن گرفتار آمده نجات یابد. نقشی که زنان در این مبارزه برای سرنگونی رژیم بر عهده‌دارند از مبارزات چندین سال اخیر به‌ویژه جنبش “زن، زندگی، آزادی” ۱۴۰۱ آشکار است.

زنان ایران که نخستین قربانیان ستمگری رژیم ارتجاعی مذهبی و زن‌ستیز جمهوری اسلامی هستند، از همان فردای به قدرت رسیدن این رژیم، با تظاهرات خیابانی، پرچم مبارزه علیه تبعیض و نابرابری را برافراشتند. این مبارزه در دوره خفقانی که پس از کشتارهای دهه شصت حاکم گردید،  به اشکال مختلفی از نافرمانی و اعتراض همچنان ادامه یافت. این نقش زنان در مبارزه به‌ویژه از سال ۹۶ به شکلی برجسته خود را نشان داد. زنان در تظاهرات و خیزش‌های خیابانی، قیام آبان ماه سال ۹۸ فعالانه حضور یافتند و گاه در پیشاپیش و در رهبری جنبش‌های سرنگونی طلب ظاهر شدند. در همین سال، در بحبوحه سنگربندی‌های خیابانی بود که برای نخستین بار با برداشتن علنی حجاب اجباری، مطالبات ویژه خود را فریاد زدند. در ادامه همین روند بود که جنبش “زن، زندگی ، آزادی” ۱۴۰۱ در ابعاد توده‌ای ظاهر شد که نیروی اصلی این جنبش را زنان تشکیل می‌دادند. زنان مبارز این جنبش، حجاب را که یکی از مقدسات ارتجاع اسلامی است، به آتش کشیدند. اقدامی که در خاورمیانه اسلامی یک زلزله بزرگ بود. در جریان این جنبش و مبارزات دلاورانه زنان، دست‌کم ۷۵ زن مبارز توسط مزدوران مسلح رژیم به قتل رسیدند. گروهی زخمی و مصدوم شدند و تعداد کثیری در زندان‌های قرون‌وسطایی دولت استبدادی به بند کشیده شدند.

رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی، ظاهراً این جنبش را مهار کرد. اما مبارزه زنان ادامه یافت تا جایی که زیر فشار همین مبارزه ناگزیر شد در محدوده‌ای بی‌حجابی را تحمل کند. اما برافتادن حجاب اجباری تنها خواست زنان نبوده و نیست. زنان ایران خواهان رفع تمام تبعیض‌ها و نابرابری جنسیتی‌اند که نخستین شرط آن سرنگونی دولت دینی است . از همین روست که بار دیگر همدوش مردان مبارز در دی‌ماه سال جاری به مبارزه برای سرنگونی رژیم روی آوردند. در جریان این مبارزه نیز که به وحشیانه‌ترین شکل ممکن توسط رژیم آدمکش جمهوری اسلامی سرکوب شد، صدها تن از زنان به قتل رسیدند و هزاران تن به بند کشیده شدند. در جریان جنبش دی‌ماه حتی بر اساس آمار رسمی رژیم، دست‌کم ۲۸۶ زن و تعدادی کودک به قتل رسیدند که اغلب کودکان نیز دختران دانش‌آموز بودند. در همین حال گزارشی از ۵۰ جسد زنان ناشناس تهرانی انتشار یافت که به‌رغم تکذیب حکومت، سرنوشت آن روشن نشد. در جریان مبارزات دی‌ماه نیز گروه کثیری از زنان درنتیجه شلیک تفنگ‌های ساچمه‌ای یا جنگی مصدوم و هزاران تن دستگیر شدند.

به‌رغم تمام وحشی‌گری رژیم ، زنان بازهم در مراسم چهلم جان‌باختگان و نیز اعتراضات دانشجوئی اسفندماه نقش فعالی بر عهده گرفتند. این پیگیری زنان در مبارزات نشان می‌دهد که آن‌ها به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی و استقرار دولتی که مطالبات برابری‌طلبانه و آزادی‌خواهانه آن‌ها را عملی کند رضایت نخواهند داد. اکنون شرایط بیش از هر زمان دیگر برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم است. درنتیجه ادامه جنگ که قطعاً اعتراضات توده‌‌ای علیه جنگ و فجایع آن را در پی خواهد داشت، جمهوری اسلامی دیگر در ایران امکان بقاء نخواهد داشت.

سرنگونی جمهوری اسلامی گرچه شرط لازم برای تحقق مطالبات عمومی زنان و رفع تبعیض و نابرابری جنسیتی است، اما کافی نیست. برای این‌که زنان بتوانند به تبعیض و نابرابری پایان بخشند، باید نظمی بر ایران حاکم گردد که برانداختن تبعیض‌ها و نابرابری‌ها در ذات و ماهیت آن باشد.

امروز گروه‌های اپوزیسیون بورژوائی مختلفی خود را بدیل جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند که به‌رغم هر ادعائی که داشته باشند، نه‌فقط برنامه‌ای برای برانداختن تبعیض‌های جنسیتی و برابری کامل و بی‌قیدوشرط زن و مرد ندارند بلکه خواهان حفظ نابرابری‌ها و سلطه مردسالاری هستند. یک نمونه کاملاً رسوای آن‌‌ها گروه فاشیست سلطنت‌طلب است که حتی شعار سال ۱۴۰۱ مبارزات زنان، “زن، زندگی آزادی” را تحمل نکرد و با تغییر این شعار به “مرد،میهن، آبادی” شعاری که برای نخستین بار از سوی رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی مطرح شد، تمایلات ارتجاعی مردسالارانه و شوونیستی خود را به نمایش گذاشته است. تبعیض و نابرابری جنسیتی جزئی جدائی‌ناپذیر از مواضع گروه‌های فاشیست در سراسر جهان است که همواره پاسدار مردسالاری و تبعیض علیه زنان بوده‌اند. از همین روست که نئوفاشیسم کنونی در اروپا و آمریکا بار دیگر بر نقش سنتی قرون وسطائی زن در خانواده و باورهای ارتجاعی مذهبی تأکید دارد و دست‌آوردهای مبارزاتی زنان ازجمله حق سقط‌جنین را نفی می‌کند. همین باورهای ارتجاعی است که به افکار امثال ترامپ در امریکا و برخی کشورهای اروپایی شکل داده است.

در ایران اما این تفکرات ارتجاعی زن‌ستیز محدود به گروه فاشیست سلطنت‌طلب نیست. تمام احزاب و جریانات بورژوائی ، پوشیده و آشکار مدافع مردسالاری و به درجات مختلف تبعیض و نابرابری جنسیتی هستند. آن‌ها همگی خواستار حفظ نظم طبقاتی و مالکیت خصوصی‌اند که ریشه و سرمنشأ تبعیض و نابرابری جنسیتی و اسارت زن محسوب می‌شوند.

علاوه بر این در جوامع عقب‌مانده خاورمیانه که مذهب در آن‌ها ریشه‌دار است، همواره رابطه پوشیده و آشکاری میان طبقه حاکم و دستگاه مذهب زن‌ستیز وجود داشته و دارد. از همین روست که حتی در رژیم سلطنتی پیشین نیز که ادعای کذب آزادی زن را داشت، این نابرابری در بندبند قوانین آن رعایت شده بود و زن را در مرتبه‌ای پایین‌تر از مرد قرار می‌داد.

لذا گروه‌های مختلف بورژوائی کنونی نیز به علت پاسداری‌شان از مالکیت خصوصی و مذهب ،هر ادعائی هم که داشته باشند به اشکال مختلف مدافع مردسالاری و تبعیض علیه زنان‌اند.  تنها نظمی می‌تواند رهائی‌بخش زنان باشد که باریشه‌های اسارت زن درگیر شود و آن سوسیالیسم است.

از همین منظر است که جنبش جهانی ‌ زن علیه ستم، تبعیض و نابرابری از همان ایام که در آمریکا شکل گرفت از درون جنبش کارگری آمریکا، زنان کارگر و جنبش سوسیالیستی برخاست. همین ۸ مارس نیز که روز جهانی زن است، حاصل مبارزه و ابتکار زنان کمونیست به‌ویژه زنان کمونیست آلمان و روسیه امثال کلارازتکین و الکساندرا کولونتای بود. دست‌آوردهای بعدی جنبش زنان نیز نتیجه مبارزه زنان کمونیست، سوسیالیست و فمینیست کشورهای اروپائی است که سرانجام زیر فشار این مبارزه دولت‌های سرمایه‌داری را واداشتند که برابری حقوقی زن و مرد را رسماً در قوانین خود بپذیرند. هرچند که در عمل موارد نقض آن برکسی پوشیده نیست. این تبعیض در عمل در عرصه‌های مختلف، دستمزد‌های پایین‌ترزنان نسبت به مردان، تبعیض در استخدام ، اخراج فوری زنان در پی هر بحران دیده می‌شود. در عرصه سیاسی نیز به‌رغم برابری حقوق در قوانین، نقش زنان بسیار محدود است. بنابراین جای تعجب نیست که اکثریت اعضای نهادها و ارگان‌های سیاسی حتی به‌اصطلاح دمکراتیک‌ترین کشورهای سرمایه‌داری و بالاترین مقامات را مردان در اختیاردارند و رسواتر این‌که در کشورهایی که خیلی هم دم از دمکراسی و برابری زده‌اند نظیر فرانسه و آمریکا تا به امروز حتی یک زن ولو از طبقه حاکم در رأس دستگاه اجرائی دولت در مقام رئیس جمهوری قرار نگرفته است.

بنابراین مبارزه زنان در ایران برای رهایی تنها می‌تواند از طریق اتحاد مبارزاتی جنبش زنان و جنبش طبقاتی کارگران در مبارزه برای استقرار نظمی سوسیالیستی تحقق یابد. نیاز به گفتن نیست که اکثریت بزرگ زنان یا خودشان کارگرند یا عضوی از خانواده‌های کارگری هستند. با وجود این،برای این‌که زنان در مبارزه برای تحقق مطالبات خود نقش تأثیرگذارتری داشته باشند، باید از هم‌اکنون در هرکجا که حضور دارند برای متشکل شدن تلاش کنند.این تلاش محدود به محیط کار نیست. زنان به‌ویژه در شرایط کنونی که جنگ در جریان است، می‌توانند در محلات حول نیازهای مشترک، در کمیته‌ها و شوراهای محلات متشکل شوند. برابری حقوقی کامل زن و مرد در ایران نیاز  به استقرار یک دولت شورایی کارگری دارد. چراکه تنها یک دولت شورایی است که بی‌قیدوشرط ، برابری کامل و همه‌جانبه زن و مرد را معمول خواهد داشت.

از همین رو سازمان فدائیان (اقلیت) که برای برپائی یک دولت شورائی کارگری مبارزه می‌کند، در برنامه خود خواهان اجرای فوری موارد زیر شده است:

هرگونه ستم و تبعیض بر پایه جنسیت باید به‌فوریت ملغا گردد و زنان از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان برخوردار گردند.

برخورداری زنان از حقوق و مزایای کامل برابر با مردان در ازای کار مساوی.

برخورداری آزاد و برابر زنان از امکان مشارکت در تمام شئون زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و دسترسی به تمام مشاغل و مناصب در همه سطوح.

تمام قوانین و مقررات ارتجاعی مربوط به تعدد زوجات، صیغه، حق طلاق یک‌جانبه، حق سرپرستی فرزندان، قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز در مورد ارث، مقررات حجاب اجباری، جداسازی زن و مرد در مؤسسات و مراکز عمومی و تمام مقررات و اقدامات سرکوبگرانه و وحشیانه نظیر شلاق، سنگسار و غیره و غیره باید به‌فوریت ملغا گردند.

برابری حقوق زن و مرد در امر طلاق، ارث و تکفل اولاد

هرگونه فشار، تحقیر، اجبار، اذیت و آزار و خشونت علیه زنان در محیط خانواده ممنوع گردد و مجازات شدیدی در مورد نقض آن‌ها اعمال گردد.

لغو حجاب اجباری و ممنوعیت هرگونه فشار و اجبار در مورد نوع پوشش زن. زنان باید از حق آزادی انتخاب پوشش برخوردار باشند.

آزادی کامل زن در انتخاب شریک زندگی خود. روابط خصوصی زن باید از هرگونه تعرض مصون باشد.

ممنوعیت ازدواج کودکان تا ۱۸ سال، ممنوعیت کودک‌آزاری و اعمال مجازات‌های شدید در مورد نقض آن‌ها.

حق سقط‌جنین، باید بدون قید و شرط به رسمیت شناخته شود.

مرخصی زنان باردار یک ماه قبل و شش ماه بعد از زایمان بدون کسر حقوق، با برخورداری از امکانات پزشکی، درمانی و داروئی رایگان.

برخورداری زنان از امکانات و تسهیلاتی نظیر شیرخوارگاه‌ها و مهدکودک‌ها در محل کار و زندگی. پدر و مادر یکسان می‌توانند از این تسهیلات برخوردار باشند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۹ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.