روحیه انقلابی پابرجاست

جنایت هولناک رژیم آدم کش جمهوری اسلامی ، قتل هزاران تن از مردم ایران طی دو روز در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و به بند کشیدن ده‌ها هزار تن نه‌فقط رژیم ستمگر حاکم را نجات نداد و مانع از ادامه مبارزات نشد، بلکه روند سرنگونی آن را تسریع کرد.

در شرایطی که جامعه با بحران انقلابی روبه‌روست و نیاز تغییر به امری مبرم تبدیل می‌شود، هر اقدام سرکوبگرانه طبقه حاکم باعث ژرف‌تر شدن بحران سیاسی و شکاف عمیق‌تر میان توده مردم و طبقه حاکم می‌گردد. درنتیجه، توده‌های وسیع‌تری به میدان مبارزه مستقیم بانظم موجود روی می‌آورند. این واقعیت در چند سال اخیر مکرر به اثبات رسیده است. از همین روست که حتی قتل‌عام مردم در جنبش دی‌ماه نه‌تنها به عقب‌نشینی توده‌ها منجر نشد و روحیه انقلابی  مردم در هم نشکست، بلکه  برعکس با جسارت و شجاعت بیشتری به مقابله با رژیم ستمگر و ضد انسانی جمهوری اسلامی برخاسته‌اند.

بهت و حیرت مردم از ابعاد وحشی‌گری رژیمی که مزدوران مسلحش زن و مرد و کودک را بی‌محابا در سراسر کشور به گلوله بستند و کشتار کردند، تنها لحظه‌ای گذرا بود. اعتراضات به‌سرعت از سر گرفته شد. دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور در این مبارزه پیشگام بودند. آن‌ها از همان فردای قتل‌عام، در اعتراض به وحشی‌گری رژیم، کلاس‌ها را تعطیل و تجمع‌های اعتراضی برپا کردند.

دانشجویان در اعتراضات دی‌ماه حضوری فعال داشتند و تعداد زیادی نیز توسط مزدوران مسلح رژیم به قتل رسیدند.

معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت رژیم اعلام کرد “نزدیک به ۱۰۰ نفر از دانشجویان کشور در حوادث اخیر جان باختند.” تعداد زیادی نیز بازداشت شدند.

اعتراضات دانشجوئی به‌رغم تهدید و سرکوب ادامه یافت. در بهمن‌ماه اغلب دانشجویان  دانشگاه‌ها در اعتراض بودند. آن‌ها ضمن گرامیداشت یاد یاران جان‌باخته ، خواستار آزادی رفقای دربند خود شدند. دانشجویان دانشگاه بهشتی گفتند:” همکلاسی‌هایمان را کشته‌اید، خیلی‌ها را نابینا و زخمی کردید، ما به زندگی عادی برنمی‌گردیم.”

دانشجویان دانشگاه تهران در جریان این مبارزات با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن وحشی‌گری رژیم، پاسخ دندان‌شکنی نیز به هوچیگری فاشیست‌های سلطنت‌طلب دادند و نوشتند: “ما هرگز اجازه نخواهیم داد دانشگاه که سنگر آگاهی، نقد و تکثر است ، به‌واسطه تبلیغات جعلی و ادعاهای بی‌پایه، به میز خطابه جریان‌های پادشاهی خواه و فرد محور تبدیل شود. تصاحب نمادین دانشگاه همان‌قدر نامشروع است که تصاحب سیاسی آن.

دانشگاه و پادشاهی، در منطق سیاسی و تاریخی ، در تقابل با یکدیگر قرار دارند. پیوند زدن این دو ، نه نشانه وحدت ، بلکه بی‌احترامی به شعور دانشجو و انکار معنای دانشگاه به‌عنوان نهادی منتقد قدرت است. دانشجویان ایران، آگاهانه و مسئولانه راه آزادی را نه در تکیه‌بر منجی، بلکه در ساختن ساختارهای دموکراتیک، نقدپذیر و کثرت‌گرا جستجو می‌کنند.”

دانشجویان همچنین نقش مهمی در برپائی مراسم چهلم جان‌باختگان بر عهده گرفتند.

حدود ۳۰ تشکل دانشجویی مهم‌ترین دانشگاه‌های سراسر کشور در یک بیانیه مشترک ، فراخوان  اعتصاب سراسری و مراسم بزرگداشت جان‌باختگان را در ۲۸ و ۲۹ بهمن در همبستگی با خانواده‌های دادخواه صادر کردند.

در این بیانیه آمده بود، نمی‌توانید عزیزانمان را بکشید و از ما بازماندگان، رعیت‌هایی فرمان‌بردار بسازید که مطابق فرمان شما «زندگی» کنند!

آنچه پیامِ واضح دی‌ماه خونین ۱۴۰۴ شد، کلمه‌ی «زندگی» است؛ پیامی در امتداد فریاد «زن» و با مقصد «آزادی».

ما «کرامت انسانی» را حق خود می‌دانیم و آن را در آزادیِ بی‌قیدوشرط سیاسی، رفاه همگانی و برابری در برابر قوانین انسان‌گرا معنا می‌کنیم. ما با مبارزات پیگیرمان، این «زندگی» انسانی را به دست می‌آوریم.”

با بازگشایی مجدد دانشگاه‌ها، از روز شنبه دوم اسفند ماه موج گسترده اعتراضات دانشجوئی با شعارهای رادیکال ضد حکومتی ،مهم‌ترین دانشگاه‌های تهران و برخی شهرها را فراگرفت که همچنان ادامه دارد.

به‌رغم وحشی‌گری رژیم ، مبارزات و اعتراضات اقشار دیگر مردم نیز از سر گرفته شد. اعتراضات بازنشستگان به روال گذشته ادامه یافت. در برخی کارخانه‌ها کارگران نیز به اعتصاب روی آوردند. فعالان جنبش کارگری و تشکل‌های مستقل با صدور بیانیه‌ وحشی‌گری حکومت در قتل‌عام مردم ایران را محکوم کردند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه در بیانیه خود قتل‌عام مردم معترض را محکوم کرد.

“حاکمیت بداند که حتی اعدام هزاران زندانی سیاسی در دهه‌ی ۶۰ نیز نتوانست مانع تداوم حق‌خواهی و مطالبات آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه مردم شود. کشتار جمعی و اعدام‌های امروز نیز، در جامعه‌ای به‌مراتب گسترده‌تر، آگاه‌تر و متکثرتر، نه‌تنها قادر به مهار اعتراضات و نارضایتی‌های عمیق اجتماعی نخواهد بود، بلکه بر دامنه‌ی خشم عمومی خواهد افزود.”

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز بیانیه‌ای “در محکومیت کشتار، سرکوب خونین و جنایت سازمان‌یافته علیه مردم معترض” صادر کرد و نوشت:

“ما در کنار مردم معترض ایستاده‌ایم و خود را جزئی جدایی‌ناپذیر از مبارزه‌ی جامعه برای آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر می‌دانیم. سکوت در برابر این حجم از خشونت، خیانت به مسئولیت تاریخی و مدنی ماست.”

یکی از مهم‌ترین رویداد‌های مبارزاتی این دوره،  فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به اعتصاب در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن بود.

در جریان قتل‌عام روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه لااقل ۲۳۰ کودک به دست جلادان حکومت به قتل رسیدند که اکثریت بزرگ آن‌ها دانش‌آموز بودند. تعدادی از معلمان نیز به قتل رسیدند یا بازداشت شدند.

فراخوان شورای هماهنگی  به‌رغم تهدیدات امنیتی رژیم با استقبال دانش‌آموزان و معلمان در تعدادی از مدارس کشور روبه‌رو گردید و ” سیل گسترده‌ای از پیام‌ها و گزارش‌های دانش‌آموزان و معلمان از سراسر کشور به شورای هماهنگی رسید.”

شورای هماهنگی  چندین گزارش از اعتصابات در تهران، خوزستان ، کردستان، کرمان، البرز، کرمانشاه، گرگان، بندرعباس،گیلان، کیش … را انتشار داد. فراخوان اعتصاب نه‌فقط اقدامی به‌موقع در شرایط بحرانی کنونی از سوی یکی از مهم‌ترین تشکل‌های مستقل بود،  بلکه دامنه نفوذ و اعتبار آن را در میان معلمان ، دانش آموزان و خانواده‌های دانش‌آموزان افزایش داد. ابتکار عمل شورای هم‌آهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران  با استقبال تشکل‌های بین‌المللی  معلمان و نیز سازمان‌های چپ ایرانی روبه‌رو گردید که از آن  حمایت کردند.

تحت یک چنین جو سیاسی و فراخوان‌هایی که صادر شد، مراسم چهلم جان‌باختگان در سراسر کشور با حضور گسترده مردم شهرها برگزار شد که در نوع خود ازنظر کمیت شرکت‌کنندگان ، شعارهای رادیکال و برگزاری مراسم  به شکل غیرمذهبی بی‌سابقه بود. ده‌ها هزار تن از مردم ایران در این مراسم‌ها  شرکت کردند. این مراسم‌ها در همان حال که پاسخی قاطع به رژیم ارتجاعی و سرکوبگر جمهوری اسلامی بود، یک مرزبندی روشن با سلطنت‌طلب‌های فاشیست نیز بود و مردم اجازه خرابکاری در این مراسم‌ها را به اندک طرفداران این جریان ندادند. شعارهای مردم مبارز، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای، آزادی، آزادی به همراه سخن‌رانی‌های پرشور ضد حکومتی بود. مردم یاد عزیزان خود را باشکوه هرچه‌تمام‌تر گرامی داشتند.

تمام رویدادهای سیاسی پس از قتل‌عام نشان داد که به‌رغم وحشیگری رژیم،  روحیه انقلابی مردم همچنان بالاست و فاجعه بزرگ کشتار بی‌رحمانه مردم  نیز نتوانسته و نمی‌تواند مانع از ادامه مبارزه برای سرنگونی رژیم ستمگر حاکم گردد. آخرین حربه رژیم که یک قتل‌عام بود، آن را نجات نداد و نتوانست سدی بر سر راه مبارزات مردم ایجاد کند. اکنون نوبت توده‌های مردم است که آخرین ضربه را به این رژیم ستمگر وارد آورند، آن را به زباله‌دانی تاریخ بسپارند و بر ویرانه‌های آن قدرت شورایی خود را بنا کنند.

برای تحقق این هدف، باید تظاهرات خیابانی با دیگر اشکال مبارزه تلفیق شود. باید به اشکال مؤثرتر مبارزه روی آورد.اعتصابات سیاسی به‌ویژه از نوع سراسری آن باید در دستور کار قرار گیرد.

رژیم تبهکار جمهوری اسلامی اکنون رسواتر از هر زمان دیگر با بحران‌های عمیق لاینحل داخلی و خارجی روبه‌روست. به‌ویژه بحران اقتصادی، شرایط مادی زندگی توده‌های کارگر و زحمتکش را به نحو غیرقابل‌تحملی دشوار ساخته است. لذا اکنون شرایط برای روی‌آوری به اعتصابات سراسری فراهم است. برای برپائی اعتصابات سیاسی سرتاسری به‌عنوان پیش‌شرط قیام مسلحانه و سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش کنیم.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۸ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.