حمایت از زندانیان سیاسی و مبارزه برای آزادی آنها یک ضرورت است. نمیتوان و نباید در این شرایط بسیار حساس، تنها به تشریح وضعیت هولناک زندانیان بسنده کرد. باید برای آزادی آنها و خطراتی که آنها را تهدید میکند، دست به اقدام زد. براساس اخبار منتشره تعداد دستگیرشدگان اعتراضات سراسری دیماه به دهها هزار نفر میرسد. فعالین حقوق بشری آمار زندانیان سیاسی را بین ۵۱ تا ۴۰ هزار نفر اعلام کردهاند. زندانیانی که بخشی از آنها با خطر اعدام روبرو هستند.
خبرگزاری هرانا که مجموعهای از فعالان حقوق بشر را دربرمیگیرد، تا روز شنبه تعداد دستگیرشدگان را ۵۱۴۶۵ نفر اعلام کرد. “هرانا” همچنین از احضار ۱۱۰۴۸ نفر توسط دستگاه “قضایی” جمهوری اسلامی خبر داد. سازمان حقوق بشر مستقر در نروژ نیز تعداد دستگیرشدگان را بیش از ۴۰ هزار نفر برآورد کرده است.
در آذربایجان غربی برای بیش از ۴۰ عضو کانون وکلا پرونده تشکیل شده و به حفاظت اطلاعات دادگستری استان احضار شدهاند. همچنین گزارشی از بازداشت ۲۶۵ نفر در بندرانزلی و لنگرود در قالب یک پرونده دسته جمعی منتشر شده است. روزانه اخباری از بازداشتهای جدید در شهرهای مختلف منتشر میگردد. این دستگیریها اغلب براساس اطلاعاتیست که دستگاه سرکوب رژیم با توسل به شکنجه از دستگیرشدگان بدست میآورد و یا با بررسی دوربینهای خیابانی. دیگر نکته بسیار مهم این است که بسیاری از خانوادهها همچنان از عزیزان خود بیخبر هستند و حتا نام بسیاری از دستگیرشدگان در هیچ بازداشتگاه رسمی ثبت نشده است.
به دلیل تعداد زیاد دستگیرشدگان، جمهوری اسلامی بسیاری را در مکانهایی بهغیر از بازداشتگاههای رسمی به بند کشیده است. اردوگاه دانشآموزی کمالوند در کیلومتر ۵ جاده خرمآباد به بروجرد یکی از این مکانهاست که به محل نگهداری بازداشتشدگان تبدیل شده و اطلاعات سپاه استان آن را اداره میکند. اسامی بسیاری از کسانی که در این اردوگاه به بند کشیده شدهاند، تاکنون در سامانههای رسمی دادگستری استان به ثبت نرسیده است.
حشمتالله طبرزدی زندانی سیاسی در پیامی از داخل زندان مرکزی اصفهان، میگوید: “در اینجا، بازداشتیهای اخیر که هنوز زخمی تیر جنگی و ترکش هستند، در سولهها نگهداری میشوند. هیچ درمانی برای زخمهایشان انجام نمیشود. عده زیادی نیز به اتهام محاربه از بقیه جدا شدهاند. جمهوری اسلامی با نگهداشتن زخمیها بدون درمان، عملاً سیاست مرگ تدریجی را اجرا میکند”.
یکی از مواردی که این روزها شاهد آن هستیم، نمایشهای تلویزیونی صداوسیما و دستگاه “قضایی” رژیم است که دستگیرشدگان را مجبور میکنند تا مسئولیت قتل کسانی را در برابر دوربینهای صداوسیما بپذیرند. تاکنون ۳۰۷ مورد از این به اصطلاح “اعترافات” پخش شده است. پذیرش سناریوی بازجویان توسط زندانیان خطر اعدام آنها را افزایش داده است، مقامات جمهوری اسلامی نیز بارها تهدید کردهاند کسانی که از نظر آنها “در خرابکاری نقش داشته و دستشان به خون آغشته هست” محارب بوده و مجازاتشان اعدام است.
در یکی از این نمایشهای تلویزیونی ۳ زندانی سیاسی بهایی با نامهای شایان شکیبایی، پیوند نعیمی و ونوس حسینینژاد که در بازه زمانی ۱۸ تا ۲۵ دیماه در کرمان بازداشت شدند، در برابر دوربین “صداوسیما” مجبور به بیان سناریوی بازجویان و شکنجهگران گردیدند. براساس سناریوی شکنجهگران که شایان به دلیل عدم تابآوری در برابر شکنجه، مجبور به تن دادن شده بود، آنها با راهاندازی شبکهی آنلاین “ما” بهعنوان شبکهای تحت نفوذ اسرائیل، ۵۰ تیم ۱۰ نفره را به منظور شرکت در اعتراضات با سلاح و تخریب اموال عمومی سازماندهی کرده بودند. سناریویی که میتواند حکم اعدام را برای آنها به دنبال داشته باشد.
دادگاه نمایشی محمد عباسی و دخترش به تاریخ ۷ بهمنماه یک نمونه دیگر است. محمد عباسی در دادگاه نمایشی که برای او و دخترش ترتیب داده شده بود، در برابر دوربین “صداوسیما” قتل سرهنگ شاهین دهقانی را با سلاح سرد در ملارد پذیرفت. تنها مدرک دادگاه نیز تصاویری از یک دوربین مداربسته بود، اما در این تصاویر هویت فردی که در دوربین دیده میشود، بههیچوجه قابل شناسایی نیست. او تحت شکنجه و تهدیدات دیگر مجبور به پذیرش قتل شده است. دیگر نکته مهم این دادگاه نمایشی محرومیت وی از حق داشتن وکیل بود. پذیرش قتل شاهین دهقانی سرهنگ نیروی انتظامی میتواند حکم اعدام را برای او به دنبال داشته باشد.
شروین باقریان نوجوان ۱۷ ساله اصفهانی یک نمونه دیگر است که پس از بازداشت و تحت شکنجه مجبور به شرکت در برنامه “شوک” شبکه ۳ “صداوسیما” به اتهام مشارکت در کشتن ۴ نفر از نیروهای امنیتی گردید. هدف از پخش این نمایشهای مبتدل و کثیف تلویزیونی توسط “صداوسیما”، چیزی جز درهمشکستن روحیه سایر زندانیان و بهرهگیری از آن برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه نیست.
تاکنون اسامی دهها زندانی سیاسی که با خطر اعدام روبرو هستند منتشر گردیده است. یکی از آنها جاوید خالص سرباز جوانیست که از شلیک به معترضان خوداری کرد و هم اکنون در زندان مرکزی اصفهان زندانی است.
اعدامهای مخفیانه یکی دیگر از خطراتیست که زندانیان سیاسی را تهدید میکند. اخبار متعددی از خانوادههایی منتشر شده که روزها بدنبال فرزندان خود در سردخانهها، بیمارستانها و بازداشتگاهها میگشتند، اما پس از چند روز به یکباره جسد عزیزشان را در سردخانه یافتند. یک نمونه زنده یاد علی رهبر ۳۳ ساله مربی بدنسازی است که در زندان وکیلآباد مشهد مخفیانه اعدام شد. وقتی اخباری از سوی خانواده مبنی بر صدور حکم اعدام او منتشر گردید، دستگاه “قضایی” جمهوری اسلامی اعلام کرد که چنین کسی در لیست بازداشتیها وجود ندارد. اما وقتی که دفتر “ریاستجمهوری” اسامی کشتهشدگان را اعلام نمود، نام علی رهبر در این فهرست رسمی قرار داشت. این در حالیست که علی رهبر روز ۱۸ دیماه در مشهد زنده دستگیر شده بود.
میلاد اطمانی یک نمونه دیگر است که در منطقه پونک تهران مورد اصابت گلوله قرار گرفت و دستگیر شد. اما ۱۲ روز پس از دستگیری، جسد وی به خانواده داده شد. اسامی متعدد دیگری در فضای مجازی منتشر شده است که ابتدا دستگیر و سپس توسط مزدوران رژیم به قتل رسیدهاند. همچنین به تعدادی از خانوادهها به صورت شفاهی درباره صدور حکم اعدام عزیزانشان خبر دادهاند، بدون اینکه حتا یک دادگاه نمایشی برگزار شده باشد.
مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از همین امروز
جمهوری اسلامی، از زندان و شکنجه و اعدام، بهعنوان بخشی از ماشین سرکوب برای ارعاب تودهها بهره میگیرد. هماکنون دهها هزار زندانی سیاسی در ایران تحت شکنجه و در شرایطی بسیار سخت و طاقتفرسا در زندانها به بند کشیده شدهاند. تعدادی از آنها نیز با خطر صدور و اجرای حکم اعدام روبرو هستند.
اول از هر چیز نباید تسلیم تلاش رژیم برای ارعاب جامعه شد، چه در زندانها و چه در بیرون از زندان. هم اکنون (تا تاریخ ۱۴ بهمن) ۱۰۶ هفته از آغاز کارزار سهشنبههای نه به اعدام میگذرد و با پیوستن زندان گرگان به این کارزار، تعداد زندانهایی که زندانیان در سهشنبههای هر هفته دست به اعتصاب غذا میزنند به ۵۶ زندان رسید. در بیانیهی منتشره از سوی کارزار در ۱۰۶مین هفتهی آن، با اشاره به محاکمات مخفیانه بدون دادرسی، خطر صدور احکام اعدام و تهدید وکلای مستقل برای پذیرفتن وکالت زندانیان اعتراضات سراسری دیماه، آمده است: “ما اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام، از تمام خانواده بازداشتیها و جانباختگان میخواهیم که صدایشان را بلند کرده و اسامی عزیزانشان را رسانهای و منتشر کنند و از تمامی مردم شرافتمند و فعالان حقوق بشر، صنفی، مدنی و سیاسی میخواهیم بیش از همیشه صدای زندانیان و بازداشتیهای اخیر باشند”. مبارزه و مقاومت در زندان اهمیت بسیاری دارد. به یاد داشته باشیم که مبارزه و مقاومت زندانیان سیاسی در دههی ۶۰ با وجود عدم امکانات خبری امروز، زندانهای ایران را فرا گرفته بود. امروز اما با امکانات گستردهی خبری، این مبارزه میتواند انعکاسی غیرقابل مقایسه با آن دهه داشته باشد و در نتیجه تاثیر بسیار مهمی در مبارزه برای لغو مجازات اعدام، آزادی زندانیان سیاسی و یا حداقل بهبود شرایط آنها در زندان داشته باشد.
خانوادههای زندانیان نیز نباید گول مقامات شیاد و جنایتکار حکومت را بخورند و فکر کنند که رسانهای نکردن دستگیری عزیزانشان به آنها کمک میکند، اتفاقاً برعکس با رسانهای کردن همه نامها میتوان به زندانیان سیاسی کمک کرد و رژیم را تحت فشار قرار داد.
مردم ما تجارب بسیاری در این سالها اندوختهاند. از جمله محاکمات نمایشی و اعدام چند زندانی سیاسی مبارز که در اعتراضات جنبش “زن، زندگی، آزادی” دستگیر شده بودند. یک نمونه برجسته در مقابله با این سیاست رژیم، تجمع مردم و خانوادهها در برابر زندان گوهردشت پس از پخش خبر اعدام احتمالی محمد قبادلو و محمد بروغنی از دستگیرشدگان آن سال بود. در طول این سالها تجمعات زیادی از سوی خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام برگزار شده است.
در شرایط کنونی نیز، خانوادههای دستگیرشدگان چه آنها که با خطر اعدام روبرو هستند و چه دیگران که با شرایط غیرانسانی در بند بوده و در خطر صدور احکام سنگین زندان قرار دارند، میتوانند با قرار گفتن در کنار هم جمعیت بزرگی را در حمایت از عزیزانشان تشکیل دهند و بدون تردید تلاشها و اعتراضاتشان تاثیرگذار خواهد بود.
باید به اشکال گوناگون از زندانیان سیاسی حمایت کرد که این روزها اهمیت بسیار فراوانی یافته است. چه با حضور در کنار خانوادههای زندانیان از جمله در اعتراضاتشان، چه در اعتصاب و اعتراضات (حتا با خواست صنفی) با طرح شعارهایی برای لغو مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، از دانشگاه تا مدرسه، کارخانه و خیابان (مانند بازنشستگان که هم اکنون نیز این شعارها را سر میدهند). باید تلاش کرد تا در تمامی تجمعات این شعارها سر داده شوند و پلاکاردهایی به همین منظور تهیه نمود. پخش تراکت، نصب پلاکارد و نوشتن شعار برای آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام یکی دیگر از کارهاییست که به زنده نگاه داشتن موضوع در افکار عمومی جامعه کمک میکند.
همچنین نقش و اهمیت حضور وکلایی را باید یادآوری کرد که در طول این سالها در کنار مردم ایران بودند و هزینههای بسیاری دادند. جدا از دستگیری تعدادی از وکلا در روزهای اخیر که وکالت تعدادی از زندانیان سیاسی را برعهده داشتند، ۱۶ بهمن، ۴۸ وکیل دادگستری با صدور بیانیهای به روند رسیدگی به اتهامات بازداشتشدگان اعتراضات دیماه اعتراض کردند. حضور آنها، خبررسانی از وضعیت زندانیان و دفاع از آنها اهمیت فراوانی دارد که البته برای آنها – برخلاف برخی دیگر از وکلا که نان را به نرخ روز میخورند – همواره هزینه داشته است، از قتل تا زندان و محرومیت از وکالت و بیکاری.
در خارج از کشور نیز خواست آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام باید یکی از شعارهای اصلی تجمعات نیروهای رادیکال، دموکرات و چپ باشد. باید هم چنین صدای بلند زندانیان سیاسی بود و صدای آنها را با استفاده از تمامی ابزارها از جمله رسانهها، شبکههای اجتماعی و غیره بازتاب داد تا رژیم تحتفشار قرار گیرد. عقبنشینی از حکم اعدام زندانیان سیاسی همچون شریفه محمدی توسط رژیم یک نمونه است که بازتاب صدور حکم اعدام او در جامعه از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی، اعتراضات خیابانی، بیانیههای تشکلات کارگری در سایر کشورها، همگی تاثیر خود را کموبیش داشتهاند.
گرچه ما بر این امر واقف هستیم که جمهوری اسلامی تنها با سرکوب به بقای خود ادامه میدهد و زندان و شکنجه و اعدام از جمله ابزارهای این رژیم هستند، اما مبارزه ما در تمامی اشکال آن میتواند تاثیرات خودش را داشته باشد. زندانیان سیاسی و خانوادههایشان را در این شرایط فراموش نکرده و تنها نگذاریم، این کمترین کاریست که میتوان انجام داد. باید در کنارشان ایستاد و از آنها با تمامی ابزارهایی که در دست داریم حمایت کنیم. فراموش نکنیم که یکی از شعارهای مهم مردم در سال ۵۷ آزادی زندانیان سیاسی بود، خواستی که در همان زمان و پیش از سرنگونی رژیم استبدادی سلطنتی تحقق یافت.





نظرات شما