پرواز شبح جنگ برفراز منطقه

اوضاع سیاسی منطقه و ایران به شدت بی‌ثبات است. مناقشات، تضاد‌ها و درگیری دو دولت آمریکا و جمهوری اسلامی، مسبب عمده‌ی این بی‌ثباتی و فضای سنگین جنگی‌است که هر لحظه ممکن است شعله‌ور شود.

خامنه‌ای جلاد با فرمان قتل‌عام توده‌های مردم به‌جان آمده ایران، نه فقط حکم مرگ خویش را امضا کرد بلکه بی‌ثباتی اوضاع سیاسی و موقعیت بی‌آینده حکومت را نیز وارد مرحله جدیدی ساخت. آدم‌کشان حرفه‌ای به فرمان قاتل بزرگ، تنها در ظرف دو روز، خون هزاران تن را بر زمین ریختند،ده‌ها هزارتن را مجروح و بازداشت و زندانی کردند، بدین خیال که با این جنایت دهشتناک، اوضاع سیاسی و بحرانی را مهار کنند و خود ونظام‌شان را از خطر سقوط برهانند. توده‌های مردمی که برای کار و نان و آزادی، برای تغییر وضعیت موجود و برای به زیر کشیدن نظم حاکم ، دی‌ماه سال جاری برای چندمین بار به خیابان آمده بودند، بار دیگر با رگبار مسلسل ارتجاع درو شدند و در خون خویش غلطیدند.خیابان‌ها، میادین، کوچه‌ها و گذرگاه‌ها از خون انبوه به جان آمدگان رنگین شد، ازکشته‌ها پشته ها برپا شد، گرهی اما از تضادها و بحران‌های حکومتی خاصّه بحران سیاسی حاکمیت گشوده نشد بلکه بر آن افزوده شد. وضعیت سیاسی حاکمیت همچنان پُرابهام و متزلزل و بی‌آینده و بی‌ثبات است. در میان اقشار و نیروهای گوناگون و در کل جامعه، این فرض بیش از پیش قوّت گرفته است که خامنه‌ای با تمام حشو و زوائد نظام‌اش رفتنی است و هرچه زود‌تر باید “گور خود را گم کند”.

موضوع اما به داخل کشور محدود نمی‌شود. بعد از کشتار و قتل‌عام فجیعی که وسعت ابعاد و دامنه آن هنوز به‌طور کامل روشن نشده است، در خارج کشور نیز گفتمان براندازی جمهوری اسلامی و دارودسته خامنه‌ای، هم در سطح افکار عمومی و هم حتی درمیان دولت‌ها پر رنگ‌تر شده و فشارهای گوناگون علیه رژیم نیز تشدید شده است.این تمایل به تغییر یا تعویض حکومت اسلامی در میان کشورهای اروپایی را ازجمله می‌توان در اقدام اتحادیه اروپا و قراردادن سپاه پاسداران در لیست جریان‌های “تروریستی” دید. این اقدام و موضع‌گیری، علاوه بر اینکه مجموعه‌ی فشارها علیه جمهوری اسلامی را تشدید می‌کند و تا اندازه‌ای با سیاست تشدید فشار ترامپ در لحظه حاضر همراه است، درعین حال تقابل اروپا با جمهوری اسلامی را نیز می‌تواند وارد مرحله جدیدی سازد.

طرف اصلی تقابل با جمهوری اسلامی اما نه اروپا که دولت آمریکا و رئیس جمهور آن ترامپ است. کشمکش ترامپ با جمهوری اسلامی به مرحله نهایی نزدیک شده و تهدیدات وی علیه رژیم در یک هفته اخیر نیز تشدید شده است. ترامپ البته در زمینه سیاست خارجی به‌ویژه در رابطه با جهموری اسلامی، پیوسته با کلمات بازی می‌کند. گرچه وزنه‌ی سخنان تهدید آمیز وی سنگین‌تر است اما در مجموع به گونه‌ای و گاه چنان متفاوت و حتی متناقض صحبت می‌کند که طرف مقابل نتواند به سیاست و برنامه عملی وی پی ببرد. در یک هفته اخیر، ترامپ از تأکید بر مذاکره به تأکید بر حمله نظامی و براندازی رژیم و دوباره تأکید بر مذاکره مانور داده است.

روزچهارشنبه ۸ بهمن (برابر با  ۲۸ ژانویه) ترامپ به جمهوری اسلامی اولتیماتوم داد اگر مذاکره را از سر نگیرد، باید درانتظار حمله نظامی باشد. وی گفت ” زمان درحال ازدست رفتن است” و هشدار گونه اعلام کرد ” یک‌بار به ایران گفتم توافق کنید، آن ها این کار را نکردند و عملیات چکش نیمه شب رخ داد” و بعد چنین افزود ” حمله بعدی بسیار بد خواهد بود، هرچه زودتر وارد مذاکره شوید و نگذارید این اتفاق بیفتد” (وال استریت ژورنال ).یک روز بعد، سی ان ان اعلام کرد پس از آنکه گفتگوهای مقدماتی میان واشنگنن و تهران درباره محدود کردن برنامه هسته ای و تولید موشک‌های بالستیک، به پیشرفتی نرسید، ترامپ در حال بررسی “حمله گسترده به ایران” است و این حمله شامل زدن “رهبران ایران و مقام‌های امنیتی خواهد بود”.

همین روز، رویترز نیز در گزارش مشابهی نوشت ترامپ درحال بررسی گزینه هایی علیه ایران است شامل” حملات هدفمند به نیروهای امنیتی و رهبران ایران”.ترامپ به سیاست بازی با کلمات که خود نوعی بازی روانی با جمهوری اسلامی‌ست ادامه داد. وی اعلام کرد یک ناوگان بسیار بزرگ به طرف ایران به راه افتاده است. گفت همه‌ی گزینه ها روی میز است و امیدوار است کار به جنگ کشیده نشود. ترامپ بعد از ماجرای ملاقات عراقچی با وزیر خارجه ترکیه که به میانجی‌گری میان آمریکا و جمهوری اسلامی برخاسته و در موافقت برای مذاکره گفت: دوچیز از ایران خواسته، توقف هسته‌ای و اعدام‌ها. ترامپ دیگر حرفی از موشک‌های بالستیک به میان نیاورد.صحبت های ترامپ و نحوه برخورد وی با ماجرا گرچه در اساس مبنی بر اعمال تهدید و فشار برای مذاکره است اما در عین حال به همان درجه  از اقدامات وی بوی جنگ و حمله نظامی-  مستقل از شکل و ابعاد آن- نیز به مشام می‌رسد.

در سمت جهوری اسلامی نیز از مذاکره، چندان استقبال نمی‌شود. عراقچی و برخی مقامات دیگر دولت، بارها مذاکره ” زیر سایه تهدید و فشار” را رد کرده اند. گرچه مذاکره به‌طور کلی منتفی نیست اما گرایش جنگ‌طلب که گرایش غالب حکومت است، هر تهدید لفظی ترامپ را با تهدیدی مشابه پاسخ داده است. همان روزی که ترامپ گفت ناو بزرگی به سمت ایران به‌راه افتاده است، روزنامه کیهان نیز باردیگر خواهان بستن تنگه هرمز شد. کیهان حتی از “انهدام” ناو آمریکا سخن گفت و نوشت” وقتی دشمن شمشیر ازروبسته است، قرار نیست ما با لبخند دیپلماتیک از او پذیرایی کنیم”.علی شمخانی نماینده‌ی خامنه‌ای در “شورای عالی دفاع” نیز هشدار داد”هرگونه اقدام نظامی آمریکا، “آغاز جنگ” تلقی می‌شود و پاسخ ایران فوری،همه جانبه وبی‌سابقه خواهد بود که تا قلب تل آویو هدف قرارگیرد.عراقچی نیز روز شنبه ۱۱ بهمن گفت؛ “اگر حمله ای صورت گیرد، قطعاً پاسخی شوک آور و بسیار قدرتمند خواهیم داد”. وی با گفتن اینکه ایران خواهان جنگ فراگیر در منطقه نیست” تلویحاً هشدار داد که هرگونه اقدام و حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی، جنگ بزرگی را در کل منطقه شعله‌ور خواهد ساخت.

بدین‌سان گرچه از هردو سو، گرایشات قوی و معینی بر گزینه جنگ می‌کوبند، اما واقعیت این است که گزینه مذاکره و بند و بست و عقب نشینی نسبی جمهوری اسلامی از طریق اعمال تهدید و فشار منتفی نیست. افزون بر این نمی‌توان انکار نمود که موانع معینی نیز در زمینه گزینش نظامی و پیامد‌های آن وجود دارد.

اولاً هیچ‌یک از طرفین، بطور کلی مذاکره را نفی نکرده اند. سوای ترامپ که مدام از مذاکره صحبت می‌کند،عراقچی نیز در دیدار با همتای ترکیه ای خود که در نقش میانجی میان ایران و آمریکا فعال شده است، در کنفرانس خبری روز ۱۰ بهمن مذاکره را نفی نکرد و مواضع نرم‌تری اتخاذ نمود. عراقچی گفت در این زمینه رایزنی‌ها با میانجی‌گری ترکیه ادامه دارد.

گرچه شواهد زیادی از نمونه اعزام ناو هواپیمابر و تجهیزات گسترده و ۹ ناو جنگی آمریکا، منطقه آرایش جنگی به خود گرفته و تهدیدات هر روزه ترامپ حاکی از آن است که در هر حال اقدامات و عملیات نظامی معینی در شرف انجام است، اما در عین حال این هم واقعیتی است که برخی موانع نیز برای اقدامات و حملات نظامی آمریکا و شعله‌ور ساختن جنگی جدید نیز وجود دارد.

صرف نظر از مخالفت و نگرانی کشورهایی مانند عربستان، امارات،مصر، قطر و کشورهای دیگری مانند آذربایجان و ترکیه با حمله نظامی آمریکا به ایران که اغلب آن‌ها اعلام کرده اند اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای اقدام نظامی علیه ایران نخواهند داد، سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج نیز بدون استثنا همه ظاهراً نگران وقوع جنگ و با آ ن مخالف‌اند. کل کشورهای عرب منطقه از تسری جنگ به کشورهای خویش به شدت نگران‌اند و به رغم تضادها و اختلافات معینی که  با جمهوری اسلامی دارند و از سیاست‌های مداخله جویانه رژیم و  نیز از ناحیه نیروهای نیابتی آن و همچنین از قدرت نظامی رژیم ناراضی و نگران‌اند، اما در کلیت، بقای نظام حاکم در ایران را به فرو غلطیدن آن در هرج و مرج و فروپاشی ترجیح می‌دهند و مخالف جنگ هستند. در خود آمریکا نیز مخالفت هایی با سیاست ترامپ وحمله نظامی دیده می‌شود. علاوه بر گروه‌های زیادی از مردم، حتی در حلقه سناتورها و نزدیکان ترامپ نیز می‌توان چنین مخالفت هایی را دید. نظر سنجی پولیتیکو نشان می‌دهد که فقط حدود نیمی از رأی دهندگان به ترامپ با حمله به ایران موافق‌اند.

موضوع مهم‌تر پیامد های حمله نظامی آمریکا و شعله‌ور شدن یک جنگ نامحدود است که کل منطقه را به آتش خواهد کشید و محتملاً اختلال های جدی در جریان انتقال انرژی از تنگه هرمز ایجاد خواهد کرد. نگرانی جدی و بزرگ، در واقع پیامدهای حمله ارتجاع امپریالیستی و واکنش ارتجاع اسلامی‌ست. این موضوع، برخود جنگ‌طلبان نیز پوشیده نیست. دولت آمریکا، ترامپ و وزیر خارجه او مارکو روبیو که از حمله نظامی برای کنارزدن رهبری و نهادهای امنیتی و کنار گذاشتن شخص خامنه‌ای از قدرت سخن می‌گویند، درهمان حال از ناروشنی جایگزینی و احتمال فروپاشی و هرج و مرج بعد از حذف خامنه‌ای از قدرت نیز سخن می‌گویند. مارکو روبیو می‌گوید:” هیچ‌کس نمی‌داند  اگر خامنه‌ای از قدرت کنار برود چه کسی جای اورا خواهد گرفت”. دولت آمریکا از ان‌جا که هنوز آلترناتیوی را در آستین خود نپرورانده است و می‌داند امثال رضا پهلوی و مریم رجوی نمی‌توانند چنین نقشی ایفا کنند، از  احتمال فروپاشی که عواقب ان نیز بسی تیره و تاراست سخن می‌گوید. روبیو چنین ادامه می‌دهد” درصورت کنار رفتن رهبر جمهوری اسلامی آینده ایران نامشخص و بسیار پیچیده است” وی ضمن اشاره به توانایی رژیم در انجام حمله، اعتراف می‌کند که سناریوی ایران بسیار پیچیده‌تر از وضعیت ونزوئلا ست.

مشکل دولت آمریکا فقط این نیست که اگر دست به حمله نظامی بزند و دارودسته خامنه‌ای را کنار بگذارد، ممکن است با واکنش جمهوری اسلامی کل منطقه وارد یک جنگ دراز مدت و غیر قابل مهار شود، مشکل آمریکا این هم هست که حتی اگر با دقت بسیار بالا و با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات جنگی عملیات نظامی خود را در شکل و محدوده‌ای کنترل شده به اجرا بگذارد و در همان حال به قول مارکو روبیو با اقدامات “پیش دستانه” مانع پاسخ و واکنش جمهوری اسلامی شود، بازهم کشور دچار خلأ جانشینی و  در معرض فروپاشی است. از اینجاست که دولت آمریکا سخت در تکاپوی سرهم بندی کردن جریانی از درون نظام و در چارچوب ساختار موجود است. وزیر خارجه آمریکا به چنین سناریویی دل و امید بسته و می‌گوید: ” در صورت فروپاشی این نظام، هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور قطعی بگوید چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت یا روند گذار چگونه پیش خواهد رفت.” به گفته او”  تنها امید این است که در صورت وقوع چنین سناریویی، امکان حرکت به سمت نوعی گذار از درون ساختارهای موجود فراهم شود.”

دولت آمریکا ( ونیز اسرائیل) به این موضوع پی برده‌اند که صرف حملات و بمباران هوایی و زدن چند نقطه منجر به سرنگونی رژیم نمی‌شود. جنگ ۱۲ روزه این را ثابت کرد. از همینجاست که در صدد عملیات نظامی متفاوت و بزرگ‌تر برآمده و تجهیزات جنگی وسیعی را وارد منطقه نموده است.

اما عملیات نظامی آمریکا در هر محدوده و اندازه به احتمال قریب به یقین واکنش شدید جمهوری اسلامی را در پی خواهد داشت. خامنه ای زمانی که ببیند رفتنش قطعی است و جمهوری اسلامی در شکل کنونی باید بساطش را جمع کند، به هر اقدامی ممکن است دست بزند و جنگ را به کل منطقه خواهد کشاند. خامنه‌ای در سخنان خود روز یکشنبه ۱۲ بهمن نیز به صراحت گفت:” آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیندازند، این بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود.” در چنین شرایطی نه فقط در ایران همه چیز از هم خواهد پاشید که درگیریها و جنگ‌های داخلی تنها یکی از عواقب آن است، بلکه کل منطقه نیز وارد جنگی غیر قابل کنترل و غیرقابل تصوری خواهد شد.

هم اکنون علاوه بر ترکیه، مصر و قطر نیز به میانجی‌گری مشغول‌اند تا از شدت گیری تنش و وقوع جنگ جلوگیری و مسیر مذاکره و معامله را هموار کنند. گزینه گفتگو هنوز منتفی نشده است. اوضاع اما به قدری متغیر و پیچیده و مواضع و اقدامات ترامپ چنان غیرقابل پیش بینی است که در اوج تنش میان دو طرف و در یک قدمی جنگ، گزینه مذاکره می‌تواند اولویت پیدا کند و برعکس.

جنگی اما اگر شعله‌ور شود، کل منطقه را در کام خود فرو خواهد برد. قربانیان بی‌شمار جنگی که شبح آن بر فراز ایران و کل منطقه در پرواز است، کسی جز توده‌های مردم بی‌دفاع نخواهند بود. از همین جاست که نه به جنگ میان ارتجاع امپریالیستی و ارتجاع اسلامی، شعار مشترک همه‌ی مردم ایران و منطقه است. شعار و خواست ویژه کارگران و توده های زحمتکش ایران اما؛ نه به جنگ ارتجاعی، نه به مداخله نظامی، نه به جمهوری اسلامی ، کار، نان، آزادی، حکومت شورایی و انقلاب اجتماعی است.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۶ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.