موقعیت جدید «روژاوا» به دنبال تغییر سیاست آمریکا

سرانجام پس از کشمکش‌هائی که در پی سرنگونی بشار اسد میان دولت مستقر در سوریه و کردهای این کشور ، به ویژه درگیری‌های مسلحانه هفته‌های گذشته رخ داد، آن‌ها به توافقی دست یافتند که قرار است از روز دوشنبه ۱۳ بهمن به مرحله اجرا در آید. زمینه‌های این توافق در پی تحولات ماه‌های اخیر، به ویژه تغییرسیاست دولت آمریکا در قبال نیروهای دموکراتیک سوریه و شکست‌های نظامی آن‌ها از پیش فراهم شده بود. قسد با انتشار بیانیه‌ای گفت: بر اساس توافق در مورد فرآیند ادغام مرحله‌ای نیروهای نظامی و اداری با دولت سوریه به تفاهم رسیده است.

ماجرا از این قرار بود که در پی حملات گستردۀ نیروهای مسلح دولت ارتجاعی سوریه علیه نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه، آینده‌ای نامعلوم، پرابهام و تا حد زیادی تاریک برای «روژاوا» پیش آمد. دولت موقت سوریه با حملات نظامی خود طی روزهای گذشته – که با چراغ سبز آمریکا همراه بود – نیروهای کُرد سوریه را در بسیاری از مناطق تحت کنترل‌اش به عقب‌نشینی وادار کرد. با عقب‌نشینی اجباری نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه، تعدادی از شهرهای تحت کنترل نیروهای «روژاوا» به تصرف دولت موقت سوریه درآمد.

با وقوع چنین تحولاتی، نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه (SDF) با دشوارترین شرایط سیاسی – نظامی قرار گرفتند. خصوصاً با بیانیه‌ای که «تام باراک» – فرستادۀ ویژۀ آمریکا در امور سوریه – انتشار داد و در آن به صراحت پایان حمایت‌های آمریکا از نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه را اعلام کرد ، شرایط برای کردهای سوریه بسیار پیچیده، خطرناک و نامعلوم شد. شکل گیری این وضعیت جدید به وضوح، موقعیت سیاسی – نظامی نیروهای «روژاوا» و حفظ دستاوردهای دموکراتیک و خودمدیریتی تاکنونی آن را در هاله‌ای از ابهام قرار داد.

پوشیده نیست، آنچه اکنون بر سر نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه آمده است، نه اتفاقی خلق‌الساعه و دور از انتظار، که امری کاملا قابل پیش‌بینی بود. بر خلاف همه آن دسته از جریاناتی که از دیرباز تا به امروز دل در گرو حمایت دولت آمریکا بسته‌اند و با خوش‌خیالی پیشبرد سیاست‌های‌شان را به کمک‌های مالی، سیاسی و نظامی دولت آمریکا گره زده‌اند، بسیاری از سازمان‌های چپ و کمونیست و انقلابی همواره نسبت به اینگونه توهمات نیروهای کُرد سوریه به آمریکا هشدارهای لازم را داده بودند. در تمامی این سال‌هایی که نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه چشمان خود را نسبت به سیاست‌های معامله‌گرانۀ آمریکا بسته بودند، همین سازمان‌های چپ و کمونیست بودند، که همزمان با دفاع و حمایت از دستاوردهای انقلابی و خود‌مدیریتی «روژاوا»، مسئولانه به نیروهای کُرد سوریه و مدافعان بی‌چون و چرای «روژاوا» هشدار می‌دادند که آمریکا پیش از آنکه مدافع حقوق دموکراتیک کُردها باشد، به منافع درازمدت خودش فکر می‌کند. در تمام ده سال گذشته، این نیروهای راستین مدافع «روژاوا» بودند که روز از پی روز و سال از پی سال به نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه هشدار می‌دادند که آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی حمایتشان از دولت‌ها و جریان‌های سیاسی از جمله نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه تا آنجا و تا آن زمان ادامه خواهد داشت که حمایت‌شان با منافع دراز مدت‌ آنان در تقابل قرار نگیرد.

هشداری که اکنون به صورت واقعیتی تلخ، دردناک و گزنده در «روژاوا» و کردستان سوریه به واقعیت پیوسته است.  اگر تا دیروز سیاست آمریکا به تأسی از پیشبرد اهدافش در مبارزه با داعش و دولت بشار اسد، در حمایت همه جانبه از نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه بود؛ امروز اما سیاست آمریکا در دفاع از دولت موقت احمدالشرع و در حمایت از حفظ «یکپارچگی» سوریه تغییر یافته است. تغییر سیاستی که تحقق آن به زعم دولت آمریکا تنها با خلع سلاح  نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه، امحاء کانتون‌های دموکراتیک «روژاوا» و ادغام کامل گردان های مسلح آن در ارتش سوریه تجلی خواهد یافت.

به واقع، حملات گسترده دولت سوریه به نیروهای «روژاوا»، دقیقاً بر منطق امپریالیستی مبتنی بر منافع دراز مدت دولت آمریکا استوار است که به حمایت از احمدالشرع – آنهم با توجیه حفظ «یکپارچگی» سوریه – تبدیل شده است. منطقی که در پشت و ورای آن، نابودی دستاوردهای تاکنونی نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه و به طریق اولی امحاء کانتون‌های انقلابی و دموکراتیک «روژاوا» قرار دارد. آنچه اکنون در کردستان سوریه می‌گذرد، اجرای سیاست جدید دولت آمریکاست که در تاریخ  ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶، با زبانی ساده توسط فرستادۀ ویژۀ آمریکا در امور سوریه به نیروهای دموکراتیک کردستان ابلاغ شده است.

تام باراک – فرستادۀ ویژۀ آمریکا در امور سوریه – به تأسی از همین سیاست استراتژیک دولت آمریکاست که روز سه شنبه بیستم ژانویه با انتشار بیانیه‌ای در حساب کاربری خود در شبکۀ اجتماعی «ایکس» پایان مأموریت «نیروهای دموکراتیک سوریه» را در این کشور اعلام کرد. او، با تأکید بر اهمیت دوران گذار و بیان اینکه «بزرگ‌ترین فرصتِ پیش روی کُردهای سوریه در مقطع کنونی، در دوران گذارِ پس از اسد و در چارچوب دولت جدید به رهبری رئیس‌جمهوری احمدالشرع نهفته است»؛ با زبانی ساده خطاب به نیروهای کُرد سوریه نوشت: «در آن زمان [زمان بشار اسد]، هیچ دولت مرکزی کارآمدی در سوریه وجود نداشت که بتوان با آن همکاری کرد؛ رژیم اسدِ تضعیف شده، مورد مناقشه و به دلیل اتحاد با ایران و روسیه، شریک قابل اتکایی برای مقابله با داعش به شمار نمی‌رفت. امروز اما شرایط به‌طور بنیادین تغییر کرده است. سوریه اکنون دارای دولتی مرکزی و مورد شناسایی است… این تحول، منطق همکاری آمریکا با «نیروهای دموکراتیک سوریه» را دگرگون کرده است؛ نقش اولیۀ «نیروهای دموکراتیک سوریه» به عنوان نیروی اصلی ضد داعش در میدان، تا حد زیادی پایان یافته است. چرا که دمشق اکنون هم آمادگی و هم توانایی برعهده گرفتن مسئولیت‌های امنیتی – از جمله کنترل زندان‌ها و اردوگاه‌های نگهداری اعضای داعش – را دارد». (تاکید از ماست).

فرستادۀ ویژۀ آمریکا در فراز دیگری از بیانیه خود با تأکید دوباره بر ادغام نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه در دولت جدید، اعلام کرد: «ایالات متحده هیج علاقه‌ای به حضور نظامی بلندمدت ندارد؛ اولویت آن نابودی بقایای داعش، حمایت از آشتی ملی و پیشبرد وحدت ملی است. بدون آن‌که از جدایی‌طلبی یا فدرالیسم حمایت کند».

حال با این اظهارنظر صریح و بی‌پردۀ فرستادۀ ویژۀ آمریکا، روشن بود که برای نیروهای دموکراتیک سوریه دیگر جایی برای چانه‌زنی با آمریکا و به طریق اولی جایی برای چانه زنی با دولت فعلی سوریه  دستکم برای رسیدن به توافقی برد – برد باقی نمانده است. با وضعیت پیش آماده و اعلام پایان حمایت دولت آمریکا از کُردهای سوریه، به نظر نمی‌رسد گزینه‌های سیاسی – نظامی قابل اتکایی برای نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه باقی مانده بود. با رویکرد جدیدی که دولت آمریکا در سوریه پیش گرفته است، نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه بجز تن دادن به سازشی سخت از جمله تن دادن به طرح آمریکا مبنی بر ادغام نیروهای مسلح «روژاوا» در ارتش سوریه، راه دیگری برایشان باقی نماند. در این میان آنچه فاجعه‌بارتر است و محتملاً با پیشبرد سیاست جدید آمریکا بر سر کُردهای سوریه آوار خواهد شد، امحاء تجربۀ ارزشمند مدل خودگردانی و خودمدیریتی دمکراتیک و نابودی دست‌آوردهای منحصر به فرد نیروهای دموکراتیک سوریه در ایجاد و سازماندهی کانتون‌های «روژاوا» در کردستان سوریه است. فروپاشی مدلی از خود‌مدیریتی شورایی و خود‌گردانی دموکراتیک که سال‌ها مورد توجه نیروهای چپ و کمونیست و آزادی‌خواه، و فراتر از آن، مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی بود. دستاوردی بزرگ و انقلابی که با رویکرد جدید دولت آمریکا یکسره در حال از دست رفتن است.

اگرچه نماینده ویژۀ آمریکا در همین بیانیۀ خود بر «تضمین امنیت تأسیساتی که زندانیان داعش در آن‌ها نگهداری می‌شوند و در حال حاضر تحت حفاظت نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه (SDF) هستند»، تأکید کرده است؛ و باز اگرچه تام باراک بر «تسهیل گفت‌و‌گوها میان «نیروهای دموکراتیک سوریه» و دولت سوریه به منظور ادغام مسالمت‌آمیز «نیروهای دموکراتیک سوریه» و فراهم‌سازی زمینه‌های مشارکت سیاسی و اعطای کامل شهروندی سوری به جمعیت کُرد این کشور در مقطعی تاریخی» پای فشرده است، اما به دلیل رویکرد جدید آمریکا و همچنین بنابه ماهیت ارتجاعی احمدالشرع و منویات دولت اسلامی حاکم بر سوریه بعید است چرخشی واقعی به نفع نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه صورت گیرد. شکل‌گیری این موقعیت جدید برای کُردهای سوریه که به دنبال تغییر سیاست آمریکا رخ داده است، از هم اکنون نگرانی‌های شدیدی را در بارۀ وضعیت انسانی، حقوقی و امنیتی کُردها و دیگر گروه‌های محلی موجود در سوریه ایجاد کرده است.

در این جهان وارونه، در این جهان سراپا ستم و سرکوب و استثمار، آن مدل و الگوی دموکراسی مستقیم، مشارکتی و شورایی را که نیروهای دموکراتیک کردستان سوریه در «روژاوا» پایه‌گذاری کردند، اتفاقی ساده نبود که از چشم آمریکا و جهان سرمایه‌داری دور مانده باشد. کانتون‌هایی را که کُردهای سوریه در «جزیره»، «کوبانی»، «عفرین»، «رقه» و «دیرالزور» پایه‌گذاری کردند – کانتون‌هایی که هر کدام مجلس قانون‌گذاری، دولت اجرایی و سیستم قضایی مستقل خود را داشت – الگویی نبود که با ذائقه آمریکای امپریالیستی و دنیای سرمایه‌داری سازگار بوده باشد. کانتون‌هایی که قدرت سیاسی‌شان از پایین به بالا و با رأی مستقیم مردم تأمین می‌شد. به طوریکه شوراهای محلی – کمون‌ها، شهرها و روستاها – نمایندگان منتخب خود را به شیوۀ مستقیم و شورایی از پایین به سطوح بالاتر می‌فرستادند. کانتون‌هایی که نفی تبعیضات جنسیتی، برابری زن و مرد یکی از اصول پایه‌ای آن‌هاست. تا جاییکه در همۀ ساختارهای آن، حداقل ۴۰ درصد حضور زنان الزامی و اجباری است. برابری حقوقی، آموزش به زبان مادری، به رسمیت شناختن چند زبانی در سیستم آموزشی و اداری، مشارکت سیاسی برای همه گروه‌های قومی و مذهبی نظیر کُرد، سریانی/ آشوری، ارمنی، چچن، ایزدی و غیره برای همه فراهم بود. برای امنیت داخلی نیز، هر کانتون نیروهای پلیس خود موسوم به «آسایش» را داشت و دارد که از طریق شوراها انتخاب می‌شوند. روشن است ایجاد چنین سیستمی و ادامه‌کاری آن برای دولت آمریکا و جهان سرمایه‌داری به منزلۀ سمی مهلک بود. نیاز به گفتن نیست که برپایی یک الگوی خود‌مدیریتی شورایی – آنهم در گوشه‌ای از سوریه – هرگز برای آمریکا پذیرفتنی نبود. الگویی که «تام باراک» – فرستادۀ ویژۀ آمریکا – با تمسخر،‌ از آن به عنوان «خودمختاری نیم‌بند» یاد کرده است. در عوض بجای این الگوی خود‌مدیریتی کانتون‌های «روژاوا»، در بیانیۀ خود از طرح آمریکا به عنوان « پنجره‌ای کم‌نظیر» نام برده که در شرایط کنونی به روی کُردها باز شده است. سیاستی که فشرده آن در پاراگراف زیر خلاصه شده است: «ادغام در دولت جدید سوریه می‌تواند حقوق کامل شهروندی (از جمله برای افراد پیش‌تر بی‌تابعیت)، به رسمیت شناخته‌شدن به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از سوریه، تضمین‌های قانون اساسی برای زبان و فرهنگ کُردی(ازجمله آموزش به زبان کُردی و به رسمیت شناختن نوروز به عنوان یک تعطیل ملی) و مشارکت در حکمرانی را به همراه داشته باشد. امتیازاتی به مراتب فراتر از خود‌مختاری نیم‌بندی که «نیروهای دموکراتیک سوریه» در شرایط آشوب‌زدۀ جنگ داخلی در اختیار داشتند». به واقع فرستاده ویژۀ آمریکا، با «گشاده دستی» امپریالیستی با دادن یک «آب‌نبات» می‌خواهد دُر گران‌بهای کانتون‌های انقلابی و خودمدیریتی شورایی را از«روژاوا» باز پس بگیرد.

اما گرچه هنوز روشن نیست که دولت ارتجاعی سوریه تا چه حد حتی به توافق کنونی پایبند خواهد ماند، در این توافق آمده است که کارکنان «اداره خودگردان» در مناطق کردنشین در سمت‌های خود باقی می‌مانند و در عین حال، در وزارتخانه‌های دولتی مرتبط ادغام خواهند شد. فرمانده قسد افزود یک «نیروی امنیتی محدود» وارد حسکه و قامشلی خواهد شد و تأکید کرد که هیچ نیروی نظامی به شهرها یا روستاهای کردنشین وارد نخواهد شد. همچنین قرار است سه تیپ در مناطق کردنشین تشکیل شود که نیروهایی از قسد در آن‌ها حضور خواهند داشت و فرماندهان این تیپ‌ها نیز از میان کردها انتخاب می‌شوند؛ اما نظارت کلی بر این واحدها بر عهده وزارت دفاع سوریه خواهد بود. دولت سوریه کنترل همه نهادهای مدنی و دولتی، گذرگاه‌ها و مبادی مرزی را در دست خواهد گرفت.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۶ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.