شاهد کشتارم

به رفیق سلطانپور بگویید برگردد

انقلاب ما را دوباره بنویسد

به گوش‌های کر

تا مست شود

گذشته‌ای که از آن ما نبود

مغزهای پوچی که جنازه‌های بادکرده حمل

می‌کردند

رفیق به‌جای تو در دفتر شعرهایت می‌نویسم

اگر شعرهایم را گلوله کنید

تاریخم را بسوزانید

یا از گرسنگی بمیرم

من سازش نخواهم کرد

تا سر حد مرگ می‌ستیزم

به رفیق صمد بگویید

مسلسل پشت ویترین را بردارد

هنوز ماهی سیاه به دریا نرسیده

در حلق مرغ ماهی‌خوار گرفتار است

کلاغ پیر مدیون بچه‌هایی است که برایشان صابون کپک‌زده می‌برد

آگاه باشید

من شاهد کشتارم

سازش نخواهم کرد

کینه‌هایم را در کشوهای فلزی نگه نخواهم داشت

برای گرسنگان بیشمار دنیا

برای فصول دیگر

نه

این فصل، فصل مبارزه است

دستت را به من ده

نترس

ما ریشه آن درخت کهن‌سالیم

روئیده بر سنگ

 

سیاهکوه

POST A COMMENT.