کارگران و زحمتکشان! مردم ستمدیده ایران!
۱۹ بهمن سالگرد نبرد حماسی رزمندگان فدائی در سیاهکل فرارسیده است.۵۵ سال از روزی که قهرمانان فدائی با حمله به پاسگاه سیاهکل، نبرد مسلحانه و قهرآمیزی را با رژیم ستمگر و استبدادی محمدرضا شاه آغاز کردند، که به شکلگیری سازمان چریکهای فدائی خلق ایران و ادامه مبارزه مسلحانه در شهرهای ایران انجامید، سپری گردید.
مبارزه علیه ستمگران همواره جزئی از تاریخ جوامع طبقاتی بوده است. اما اشکال و روشهای مبارزهای که به کار گرفتهشده، وابسته به شرایط مشخص و تاریخی هرعصری بوده است. از همین رو، شکلگیری مبارزه مسلحانه در ایران نیز، محصول شرایطی است که رژیم سلطنتی اختناق و دیکتاتوری هولناکی را بر ایران حاکم کرده بود. نهفقط فعالیت سیاسی را ممنوع و راه بر تمام اشکال مبارزه بسته بود، بلکه حتی خواندن کتاب نیز ممنوع و مجازات آن شکنجههای ساواک و زندان بود.
در یک چنین شرایطی است که گروهی از کمونیستهای ایران که به روش احزاب و گروههای رفرمیستی پشت کرده بودند، با نقد شیوههای محافظهکارانه و رفرمیستی مبارزه، با تحلیل شرایط مشخص جامعه ایران، به این نتیجه دست یافتند که برای مقابله با رژیم شاه و درهم شکستن سد دیکتاتوری بهعنوان پیششرط ایجاد یک سازمان ادامه کار، ارتباط با طبقه کارگر و بسیج تودههای زحمتکش، باید به مبارزه مسلحانه روی آورد. تنها این شکل از مبارزه در آن شرایط مشخص میتوانست شالوده یک سازمان ادامه کار را بگذارد که بتواند در شرایط دیکتاتوری عریان رژیم شاه به مبارزه ادامه دهد. از همین روست که بهرغم تمام کشتار و سرکوب اعضای سازمان ما توسط ساواک رژیم شاه و علاوه بر این، اشتباهات نظری و عملی درروند مبارزه، سازمان ما توانست به حیات خود ادامه دهد و با انقلاب سال ۵۷ به بزرگترین سازمان کمونیست ایران تبدیل شود.
بهرغم شکست این انقلاب و تحولاتی که در درون سازمان چریکهای فدائی خلق ایران رخ داد، اما دوران جدیدی از مبارزات تودهای با متنوعترین اشکال، علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در شرایط جدید گشوده شد که تا به امروز ادامه دارد.
از همین روست که امسال در شرایطی به استقبال ۱۹ بهمن ،سالگرد نبرد حماسی سیاهکل و بنیانگذاری سازمان چریکهای خلق ایران میرویم که مبارزات بیامان تودههای مردم ایران، رژیم جمهوری اسلامی را تا آستانه سرنگونی پیش برده است. نظم حاکم با بحرانیترین شرایط سیاسی روبهروست. تظاهرات خیابانی که در دیماه علیه رژیم ستمگر جمهوری اسلامی شکل گرفت و لرزه بر اندام مرتجعین انداخت، با سرکوب وحشیانه رو به روبهرو شده است. رژیم ارتجاعی حاکم که در جریان این مبارزه تودهای، موقعیت خود را سخت متزلزل میدید، تمام نیروی نظامی خود، سپاه پاسداران، ارتش، پلیس و بسیج را برای سرکوب مردم انقلابی بسیج کرد. ابعاد این سرکوب چنان گسترده بود که هزاران تن از مردم ایران به قتل رسیدند، چندین هزار تن دچار آسیبهای جسمی شدند. دستگیریها همچنان ادامه دارد و دهها هزار تن به بند کشیده شدهاند. باوجوداین ، اوضاع جامعه شدیداً بحرانی است. همانگونه که کشتارهای وحشیانه رژیم در چند سال گذشته بهویژه در جریان قیام آبان ۹۸ و جنبش “زن، زندگی آزادی” نتوانست رژیم را نجات دهد، وحشیگری اخیر نیز قادر به نجات جمهوری اسلامی نبوده و نیست.
بحران سیاسی انقلابی که از سال ۹۶ شکل گرفت، مدام ابعاد وسیعتری به خود گرفته است. این بحران از همان آغاز اعلام میکرد که جامعه ایران نیازمند تغییرات ریشهای است و بدون این تغییر هیچ راهی برای غلبه بر تضادها و بحرانهای جامعه نیست. با این بحران و رشد و اعتلای پیوسته مبارزات تودهای برای سرنگونی نظم حاکم ، تودههای مردم ایران نشان دادند که دیگر نمیخواهند نظم ارتجاعی موجود را تحمل کنند. مقاومت و سرکوب طبقه ارتجاعی حاکم نهتنها معضلی از رژیم را حل نکرد، بلکه بحرانهای موجود را عمیقتر کرد. اکنون دیگر اوضاع اقتصادی به درجهای وخیم است که پیشازاین هرگز سابقه نداشته است. توأم با عمیقتر شدن بحران اقتصادی، مجموعهای از بحرانهای مرتبط با آن، که ابعاد پوسیدگی و ورشکستگی نظم سرمایهداری را برملا کردند، شکل گرفتند و تشدید شدند. تمام این بحرانها بر وخامت شرایط زندگی تودههای کارگر و زحمتکش و تحمل ناپذیر بودن وضع موجود افزودند و شرایط را برای مبارزات گستردهتر فراهم کردند.
رژیم ستمگر حاکم بر ایران، اما تنها در داخل کشور با بحرانهای لاینحل روبهرو نیست، بلکه با یک بحران وخیم در سیاست خارجی نیز روبهرو شده است.
جمهوری اسلامی در طول دو سال گذشته با شکستهای پیدرپی در خاورمیانه مواجه شده است. نیروهای نیابتی آن بهشدت تضعیفشدهاند.جنگ دوازدهروزه نیز که در ادامه شکستهای جمهوری اسلامی بر سر هژمونی منطقهای شکل گرفت، ضربه سنگین دیگری بر رژیم وارد آورد.این اما به معنای پایان نزاع و درگیریهای نظامی در شرایط پیشرویهای آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه نیست. بهویژه در پی سرکوب خونین مردم ایران، با تهدیدات اخیر ترامپ، احتمال ازسرگیری آن افزایشیافته است.
دولتهای رقیب جمهوری اسلامی ، رژیم اسرائیل و دولت امپریالیست آمریکا که آنها نیز همانند جمهوری اسلامی رژیمهای ارتجاعی جنگطلب و آدمکش هستند، برای غلبه بر جمهوری اسلامی کوشیدند در جریان جنبش اخیر، از طریق شبکههای تبلیغاتی و گماشته خود رضا پهلوی، سردسته گروه فاشیست سلطنتطلب، جنبش تودهای مردم ایران را به نفع خود مصادره کنند. لذا در شرایطی که این جنبش فاقد سازماندهی و رهبری بود و هنوز به آن درجه از رشد و آمادگی نرسیده بود که توان مقابله با نیروهای نظامی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی را داشته باشد، آن را به تعرض برای تسخیر نهادهای دولتی تشویق کردند. آنها با این اقدام، تودههای غیرمسلح و بیسازمان را با دستخالی به مصاف نیروهای مسلح بیرحم رژیم سوق دادند که حاصل آن قتلعام مردم بیدفاع بود. بنابراین علاوه بر رژیم جنایتکار حاکم بر ایران که مسئول اصلی این قتلعام است، آنهایی که فراخوان حمله را صادر کردند بهویژه رهبر سلطنتطلبها و ترامپ، در این کشتار مردم ایران نقش داشتند و شریک رژیم در جنایتاند. آنها اکنون نیز با ادعای نجات مردم ایران، برپائی جنگی را وعده میدهند که سرانجام آن نیز حتی با سرنگونی جمهوری اسلامی نتیجهای جز بر سر کار آمدن یک رژیم فاشیست دیگر یا جنگ داخلی فاجعهبار نخواهد بود.
جنبش دیماه درسهای بزرگی به مردم ایران داد. این جنبش آموخت که نباید به گروهها و بلندگوهای تبلیغاتی هوچی وبی مسئولیت ضدانقلاب که جان مردم ایران برای آنها هیچ ارزشی ندارد اعتماد کنند. مردم ایران باید دریافته باشند که کسی جز خودشان و مبارزاتشان نجاتبخش آنها نیست. تجربه جنبش اخیر همچنین یک بار دیگر نشان داد که تظاهرات خیابانی به تنهائی برای سرنگونی یک رژیم دیکتاتوری عریان بی رخم کافی نیست. باید به آن شکلهای مبارزاتی روی آورد که اولاً بتواند میلیونها تن از مردم ایران را به عرصه مبارزه سیاسی بکشانند، ثانیاً رژیم با نیروی مسلح خود قادر به مقابله با آن نباشد. این شکل از مبارزه، اعتصابات عمومی و سیاسی است که تمام شرایط را برای قیام مسلحانه و سرنگونی نظم موجود فراهم خواهد ساخت. باید بر همگان روشن باشد مادام که طبقه کارگر بهعنوان یک طبقه متشکل با اشکال مبارزاتی ویژه خود به عرصه مبارزه با طبقه حاکم روی نیاورده، انقلابی در ایران رخ نخواهد داد و نظم ستمگرانه حتی با تغییر رژیم سیاسی برنخواهد افتاد. لذا در شرایط حساس و بحرانی کنونی، باید تلاش را روی برپائی اعتصابات عمومی و سیاسی کارگری متمرکز کرد.
تنها از طریق یک انقلاب اجتماعی کارگری و استقرار حکومت شورایی است که تودههای کارگر و زحمتکش ایران میتوانند بر سرنوشت خود حاکم گردند، از ستم و استثمار رهایی یابند و به آزادی و برابری دست یابند.
سازمان فدائیان (اقلیت) که همواره از سنتهای انقلابی و کمونیستی بنیانگذاران سازمان پاسداری نموده و برای برپائی یک انقلاب اجتماعی کارگری و استقرار سوسیالیسم در ایران مبارزه کرده است، یکبار دیگر در پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل بر عهد و پیمان خود با رفقای کمونیستی که جانعزیزشان را درراه سوسیالیسم فدا کردند تأکید میکند که استوار و پیگیر به مبارزه برای برپائی انقلاب اجتماعی کارگری ، استقرار حکومت شورایی و سوسیالیسم ادامه خواهد داد.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایهداری
زندهباد آزادی- زندهباد سوسیالیسم
سازمان فدائیان(اقلیت)
بهمنماه ۱۴۰۴
کار نان آزادی- حکومت شورایی





نظرات شما