به رغم سکوت مرگبار خبری که رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی با اقداماتی همچون قطع اینترنت بر ایران حاکم کرد، اخبار و گزارشاتی از گوشه و کنار کشور توسط مردمی که مرگ را در برابر چشمان خود بارها و بارها دیدند، منتشر شده است. اخباری که گوشههایی از عمق فاجعه و قتلعام مردم به جان آمده از ظلم و ستم نظم حاکم را به تصویر میکشد. جنایاتی که به بیرحمانهترین شکلی که متصور است، توسط مزدوران جمهوری اسلامی و با حکم خامنهای به اجرا درآمد.
اخباری که به اعماق وجود ما رخنه میکند و با دردی جانکاه به میان مردمی میبرد که عزیزترینهای خود را به خاک میسپارند. در کنار آنها میایستیم، همراه آنها فریاد میزنیم و عهد میبندیم که برای آرزوهای زیبای آن در خاک خفتگان، آن گلهای سرخ زیبا، از هیچ تلاشی فروگذار نباشیم. عهد میبندیم که جلادان آنها را – تا آخرین نفر – به دادگاههایی بسپاریم با هیات منصفه منتخب مردمی که این در خاک خفتگان متعلق به آنها بودند. همان ۸۵ میلیون انسان معترض که به قتل رسیدگان این دیماه متعلق به همهی آنها بودند. عدالت برای همهی آنها، برای مادران و پدران داغدیده، برای همسران، فرزندان، برادران و خواهران عزیز از دست داده، و برای آن گلهای سرخ زیبا.
قتل عام مردم قهرمان ایران در دیماه ۱۴۰۴ هرگز فراموش نخواهد شد. مگر میشود فراموش کرد تصویر دختری را که جسد خواهر قهرمان خود را در آغوش گرفت، مگر میشود مادری را فراموش کرد که تا صبح جسد فائزه – دختر قهرمانش – را در آغوش خود فشُرد، مگر میشود فراموش کرد پدری را که نگین – دختر عزیزتر از جانش – در آغوش وی جان سپرد و او خال گوشهی لبش را بوسید و بوسید و بوسید، اشکهایی که پایانی نداشتند و فریادی که در هوا دردافشان شد. مگر میشود؟ روایتهایی که پایانی ندارند. روایتهای مردمی بزرگ که به مقابله با جلادان زمانه برخاستند.
اجسادی که بر روی هم تلبنار شده بودند، کامیونهای حامل جنازهها، بازاری که سوخت و بوی جسدهای سوخته شهر را فرا گرفت، از کجا باید شروع کنیم؟ از چه باید گفت؟ از کدام قهرمان، از کدام انسان، از کدامین؟ که هر کدامشان آرزوهایی در دل داشتند، برای آزادی و عدالت اجتماعی بپا خاستند و خون سرخشان بر سنگفرشها جاری گشت. از کهریزک تا باغ رضوان اصفهان، از ورزشگاهها تا مدارس، همه جا از این گلهای سرخ فراموش نشدنی پُر شده بودند.
گفته میشود در رشت بین ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر به قتل رسیدند. در مشهد ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۱۴۰۰ نفر، در کرج ۱۰۰۰۰ نفر، تنها در فردیس ۱۰۰۰ نفر، در تهران بیش از ۱۰۰۰۰ نفر، تنها در شهریار ۷۰۰ نفر، شاهین شهر ۶۰۰ نفر، بهارستان ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر، صبح شنبه در یزدانشهر پشت هر ماشین یک جسد بود، همچنین اخباری از قتلعام معترضان در اصفهان، جهرم، لردگان، فارسان، جونقان، هفشجان و ایذه منتشر گردیده است.
در بیمارستان البرز کرج به مجروحان تیر خلاص زدند و کادر درمانی که کنار مردم بودند به قتل رساندند، براساس ویدئوهای منتشره در خیابان به مجروحان تیرخلاص میزدند، با مسلسل و تیربار مردم را به قتل رساندند. پناه گرفتگان در بازار قدیم رشت وقتی در آتش گرفتار شدند با دستهای بالا به نشان تسلیم از بازار بیرون آمدند، اما همانجا توسط مزدوران تیرباران شدند.
در لاهیجان، مادری که نگران در جستجوی دخترش بود به سردخانهای هدایت گردید که انبوهی از پیکرهای کشتهشدگان بر روی هم تلنبار شده بودند، مردان و زنانی بدون لباس، بدون کفن و حتا بدون کاور، انباشته بر روی هم. او گفت: “برای پیدا کردن دخترم جسدها را ورق میزدم”. به دست برخی از اجساد هنوز لوله و کیسه سرم وصل بود.
هنوز آمار دقیقی از قتلعام مردم شجاع ایران وجود ندارد و تمام آمارهای بالا نیز برآوردهای شاهدان ماجراست، اما این روایتها یک واقعیت را به وضوح در برابر ما قرار میدهند و آن ابعاد هراسانگیز قتلعام و خشونت بیسابقهی جلادانی که برای بقای خود از هیچ جنایتی فروگذار نیستند. ابعاد قتلعام مردم آن چنان گسترده است که “مای ساتو” گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل گفت: “تعداد کشتهشدگان ممکن است از ۲۰ هزار تن هم بگذرد”.
هفتهنامه “تایم” نیز به نقل از دو مقام وزارت بهداشت، تعداد کشته شدگان روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را ۳۰ هزار نفر اعلام کرد. به نوشتهی تایم این با آماری که توسط پزشکان و نیروهای امدادی جمعآوری و به صورت محرمانه در اختیار تایم قرار گرفته است، همخوانی دارد. تایم همچنین نوشت: “تا روز شنبه، خبرگزاری فعالان حقوق بشر مستقر در آمریکا اعلام کرده بود که ۵۴۵۹ مورد مرگ را تأیید کرده و در حال بررسی ۱۷۰۳۱ مورد دیگر است”.
آمار مجروحان و بازداشتشدگان نیز بسیار بالاست. در برخی از اخبار آمار بازداشت شدگان بیش از ۲۶۰۰۰ هزار نفر اعلام شده و “دادستان” جنایتکار گیلان تعداد دستگیرشدگان استان را ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد. تعداد مجروحان چشمی نیز بسیار بالا گزارش شده است. براساس یکی از گزارشات منتشره هفت هزار مجروح از ناحیه چشم به کلینیک نور در تهران مراجعه کردهاند. گزارشی از بیمارستان پیوند شیراز نیز حاکی از تعداد زیاد مجروحان چشمی است که یک یا هر دو چشم خود را از دست دادهاند. در تنها یک بیمارستان بیش از سیصد مورد تخلیه چشم گزارش شده است.
براساس گزارش سازمان “عفو بینالملل” که روز جمعه سوم بهمن و در آستانه نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل منتشر شد، شمار بازداشت شدگان به “دهها هزار نفر میرسد”. براساس اعلام این سازمان بازداشت شدگان برخی در زندانهای رسمی و برخی دیگر در پادگانهای نظامی، انبارها یا مراکز موقت بدون ثبت رسمی زندانی شدهاند که امکان به قتل رساندن زندانیان را بالا میبرد. این سازمان در گزارش خود همچنین به پخش “اعترافهای اجباری”، برقراری حکومت نظامی اعلام نشده، فشار بیرحمانه بر خانواده به قتل رسیدگان برای پرداخت پول یا امضای ورقهای که فرزندشان بسیجی بوده، اشاره کرده است.
همانطور که در گزارش سازمان “عفو بینالملل” آمد، عدم ثبت رسمی دستگیرشدگان خطر اعدام آنها را افزایش داده است. در روزهای اخیر نیز اخباری منتشر گردید که حاکی از اعدام زندانیان است. یک نمونه بیخبری از وضعیت یکی از معترضان بازداشت شده در مشهد به نام علی رهبر است که اعلام بیاطلاعی دستگاه آدمکشی جمهوری اسلامی به نام “قوه قضاییه” از وضعیت وی، احتمال قتل و اعدام او را در زندان افزایش داده است.
بیتردید این جنایات نه تنها مردم شجاع و قهرمان ایران را به سکوت وادار نخواهد کرد، بلکه خشم و نفرتشان نسبت به این حکومت ددمنش دهها برابر شده است. جنایاتی که رژیم صهیونیستی در طول دو سال در غزه مرتکب شد، از حمله به بیمارستانها تا قتل کودکان و زنان و دیگر غیرنظامیان، جمهوری اسلامی در مدتی بسیار کوتاه با قتلعام معترضان و زدن تیرخلاص به مجروحان در بیمارستان انجام داد. جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل دو روی یک سکه هستند. جمهوری اسلامی با این جنایت ناقوس مرگ خود را به صدا درآورد. اما نکته بسیار مهم این است که چگونه باید به عمر این حکومت فاشیستی پایان داد؟ حکومتی که جنایتی بیسابقه در تاریخ ایران را رقم زد.
بدون تردید از دیماه ۹۶ تا دیماه ۱۴۰۴ کارگران و دیگر زحمتکشان ایران تجارب گرانبهایی در مبارزات خود کسب کردهاند. این تجارب به ما میآموزند که تنها با سلاح خیابان نمیتوان این حکومت استبدادی را به زیر کشید. باید از سایر اشکال مبارزه بهره جست که مهمترین آن در شرایط فعلی اعتصاب است. تشکیل کمیتههای اعتصاب برای شکل دادن به اعتصاب سراسری ضرورت مبرم امروز است.
دیگر درس مهم دیماه ۱۴۰۴ بیاعتنایی به ساختن چهره رهبر از رضا پهلوی است. چهرهای که یکی از تاثیرات آن تفرقه در میان مردم، به دلیل منفور بودن نظام سلطنتی در بخش بسیار بزرگی از مردم ایران است. رهبرتراشی از فردی که تنها هدف وی این است که بر کرسی خامنهای بنشیند، مانعی واقعی برای گسترش و تعمیق مبارزات کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه است. این واقعیتی است که در دیماه ۱۴۰۴ به وضوح خود را نشان داد.
باورداشتن به قدرت خود و نه گفتن به قدرتهای خارجی که تنها هدفشان تامین منافع کثیف امپریالیستیشان است یک درس مهم دیگر دیماه ۱۴۰۴ است. میتوان در شرایطی از تضاد بین دولتها بهره جست، میتوان در شرایطی از تضاد بین جناحهای حاکمیت بهره برد. اما این ربطی به سپردن سرنوشت مبارزات مردم به کمک خارجی و سخنان متناقض ترامپ ندارد. این کارگران و زحمتکشان ایران هستند که با قدرت خود، با اتحاد، با اعتصاب سراسری میتوانند رژیم را در مرحله اول فلج ساخته و در مرحله دوم با تغییر موازنه قوا، سرنگونی رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی را رقم بزنند. انقلاب کار تودههاست.
هرگز نبوده قلب من
این گونه گرم و سرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
میجوشد از یقین.
احساس میکنم
در هر کنار و گوشه این شورهزار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
میروید از زمین.
شعر از احمد شاملو





نظرات شما