جمهوری اسلامی یکی دیگر از فجایع هولناک دوران حیات ننگینش را در ایران آفرید. در فاصله سه روز از بامداد جمعه ۱۹ دیماه تا ۲۲ دی ، هزاران تن از مردم ایران را در خیابانها قتلعام کرد. گرچه این رژیم هار و وحشی در تمام دوران موجودیتش دهها هزار تن از مردم ایران را به قتل رسانده است، اما این کشتار بهکلی متفاوت است. چنین کشتار هولناکی که در طول دو، سه روز هزاران تن از مردم ایران قتلعام شده باشد، در تاریخ اخیر ایران سابقه نداشته است.
با رشد و گسترش سریع تظاهرات مردم ایران که از ۷ دی آغاز شد، جمهوری اسلامی که موجودیتش را درخطر میدید، به آخرین حربه برای نجات خود متوسل شد. تمام نیروهای مسلح دولت استبدادی و سرکوبگر، شامل پلیس، سپاه پاسداران، ارتش و بسیج را برای سرکوب و کشتار صدها هزار تن از مردمی که در شهرهای سراسر ایران به تظاهرات روی آورده بودند، به خیابانها گسیل کرد. بسیج اینهمه نیروی نظامی برای سرکوب و کشتار مردم یک کشور، اوج ورشکستگی و وحشت رژیمی را نشان میداد که هرگونه چشمانداز بقا را ازدستداده است.
هنوز آمار دقیقی از تعداد مردمی که توسط مزدوران مسلح رژیم به قتل رسیدند، مجروح و یا دستگیر شدند، انتشار نیافته است. سازمانهای حقوق بشری تعداد کشتهها را تاکنون دستکم ۳۴۲۸ نفر و هزاران تن را مجروح اعلام کردهاند. رویترز تعداد کشتهها را بیش از ۵ هزار اعلام کرد. آمار دستگیرشدگان نیز لااقل به ۲۰هزار رسیده است. وقتیکه رئیس پلیس گیلان ، تعداد مبارزان دستگیرشده این استان را ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد، روشن است که آمار دستگیرشدگان سراسر کشور میتواند از ۲۰ هزار نیز فراتر رود.
در لحظه کنونی، ظاهراً کشتار مردم در خیابانها متوقفشده است، اما اقدامات جنایتکارانه رژیم همچنان ادامه دارد. گروههای نظامی و امنیتی رژیم، خانه گردی و دستگیری مبارزان را در سراسر کشور آغاز کردهاند. دستگیرشدگان که عموماً مردم عادی و بیتجربه در مقابل بازجوها هستند، زیر شکنجههای وحشیانه وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و پلیس آگاهی قرار میگیرند و وادار به اعترافاتی میشوند که به دستگیری افراد دیگری منجر میشود. از همین روست که هرروز اخبار جدیدی از بازداشتها حتی توسط دستگاههای سرکوب خود رژیم انتشار مییابد. اینترنت سراسری همچنان قطع است و جنایات رژیم ادامه دارد. در طی چند روز گذشته عملاً نوعی حکومتنظامی در برخی شهرها برقرار بوده و نیروهای مسلح رژیم در خیابانها حضوری علنی دارند.
جمهوری اسلامی در ده روز نخست موج اعتراضات تودهای نشان داد بهرغم سرکوبهای وحشیانه در برخی شهرها ازجمله در آبدانان قادر به مهار جنبش نیست. مردم ایران از ۷ دیماه به مدت ده روز در شهرهای مختلف ایران به مبارزه خود ادامه دادند و جنبش آنها مدام گستردهتر و تعرضیتر میشد. این جنبش با بهکارگیری شیوههای مناسب مبارزه در هر مقطع، تا حد امکان تلاش میکرد که بهانه به دست سران مرتجع رژیم و مزدوران مسلح آدمکش آن ندهد. چراکه هنوز میلیونها تن از مردم ایران به جنبش نپیوسته بودند، هنوز تودههایی که به مبارزه خیابانی روی آورده بودند، آمادگی درگیری با نیروهای مسلح رژیم را نداشتند.این جنبش با شعار مرگ بر دیکتاتور، آزادی، آزادی در حال رشد و اعتلا بود. رژیم به دنبال بهانهای برای سرکوب گسترده جنبش بود. فراخوان ۱۷ دیماه رضا پهلوی سردسته گروه فاشیست سلطنتطلب به تعرض برای سرنگونی رژیم و همزمان دعوت ترامپ از مردم برای حمله به مراکز دولتی به همراه تبلیغات مسموم تلویزیون ایران اینترنشنال، بهانه را به دست سران رژیم داد که با ادعای مداخله آمریکا و اسرائیل، تمام نیروهای مسلحشان را برای سرکوب جنبش و کشتار مردم گسیل کنند. رضا پهلوی و ترامپ در شرایطی مردم را به تعرض برای تسخیر مراکز دولتی و سرنگونی جمهوری اسلامی سوق می دادند که هنوز شرایط برای سرنگونی رژیم فراهم نبود. مردمی که در خیابانها حضور داشتند تعدادشان محدود بود. هنوز میلیونها تن از مردم ایران به جنبش نپیوسته بودند. هنوز توازن قوا به نفع مردم تغییر نکرده بود و آمادگی برای رویآوری به درگیری با مزدوران مسلح رژیم شکل نگرفته بود. در چنین شرایطی سوق دادن مردم بیدفاع با دستخالی بهسوی درگیری با نیروهای مسلح رژیم و یورش برای گرفتن مراکز دولتی جنایتی بود که فقط میتوانست به کشتار گسترده مردم منجر شود.
بنابراین، اگر متهم اصلی جنایت کشتار مردم ایران جمهوری اسلامی است، متهمین بعدی آن رضا پهلوی، گردانندگان تلویزیون ایران اینترنشنال و ترامپ هستند که مردم بیدفاع را با دستخالی به سوی درگیری با نیروی مسلح مزدور رژیم سوق دادند. این جمعیت هنوز نه آمادگی درگیری داشت و نه قدرت مقابله با نیروی مسلح رژیم. این کشتار وحشتناک ضربه سنگینی به جنبش انقلابی مردم ایران وارد آورد. این تجربهای دردناک است برای مردمی که بهای آن را با خون خود پرداختند و آن گروه از مردم ناآگاهی که اسیر تبلیغات دروغین قدرتهای جهان میشوند و به نجاتبخشی از بیرون، خواه آمریکا و اسرائیل باشند یا بدیلهای سیاسی آنها امثال رضا پهلوی که در آرزوی استقرار یک دیکتاتوری موروثی در ایران است، امید میبندند. مردم ایران با این قتل عام وحشتناک دریافتند که جز خودشان و مبارزهشان کسی نجاتبخش آنها نیست.
آنچه در این چند روز در ایران رخداده، یادآور حضور نیروهای مسلح و حکومتنظامیها و دستگیریها در دوران سرنگونی رژیم سلطنتی پس از کشتار میدان ژاله در ۱۷ شهریور سال ۵۷ است.
در شرایطی که رژیم شاه تصور میکرد با این کشتار به اعتراضات پایان داده است، اما حوادث پسازآن نشان داد که برعکس، تودههای وسیعتری به میدان مبارزه وارد شدند. دقیقاً وضعیتی که جامعه ایران هماکنون با آن روبهروست. این کشتار، رژیم جمهوری اسلامی را نجات نخواهد داد. کشتار و حکومتنظامی ولو این که وقفهای کوتاه در مبارزات مردم ایجاد کند، مانع از ادامه مبارزات نخواهد شد، بلکه برعکس، تضاد میان تودههای مردم ایران با رژیم آدم کش حاکم تشدید خواهد شد و طولی نخواهد کشید که جنبش در ابعادی گستردهتر و شکلهای مبارزاتی جدیدی به صحنه خواهد آمد.
مردم ایران بهرغم لطمه سنگینی که در جریان این نبرد دیدهاند، از این مرحله عبور میکنند، همانگونه که سرکوبهای پیشین را پشت سر گذاشتند و بار دیگر به پا خاستند. تمام عوامل عینی، تضادها و بحرانهایی که تاکنون مکرر تودههای مردم را به رودرروئی مستقیم با رژیم ارتجاعی و ضد انسانی جمهوری اسلامی سوق داده است، نهفقط بهجای خود باقی است، بلکه مدام تشدید شدهاند. طبقه حاکم بر ایران با عمیقترین بحرانهایی که بازتاب ورشکستگی یک نظم اقتصادی-اجتماعی و سیاسی است، روبهروست. هیچ چشماندازی حتی برای تعدیل این بحرانها وجود ندارد. بحران اقتصادی رکود- تورمی در وخیمترین شرایط خود قرار دارد. تورم، افسارگسیخته است. ارزش پول ساعتبهساعت کاهش مییابد. خزانه تهی است و دولت ورشکسته با بحران مالی وخیمی رو به روست. میلیونها تن از جوانان کشور بیکارند و هیچ چشماندازی برای اشتغال آن ها وجود ندارد. شرایط مادی و معیشتی تودههای مردم روزبهروز وخیمتر شده و میشود. بحران کمبود ارزاق موردنیاز، بحران آب و سوخت، بحران آلودگی محیط زیست، بحران دارو و درمان، بحران فراگیر فساد در دستگاه دولتی، بحران بیاعتباری دولت در میان اکثریت بزرگ مردم، نمونههایی از بحرانهای یک نظم پوسیده است. رژیمی که تنها بحران به بار آورده است و هیچ راهحلی برای معضلات متعدد اجتماعی ندارد، مکرر به سرکوب و کشتار مردم معترض روی آورده است. اما هر آنچه که رژیم برای بقای خود به سرکوب، اختناق و کشتار بیشتری روی آورده، در میان تودههای مردم رسواتر و منزویتر شده است. بنابراین با تمام وحشیگری و سرکوب موج اخیر مبارزات، بیتردید موج جدیدی از اعتراضات شکل خواهد گرفت.
اما مردم ایران باید از رویدادهای جنبش اخیر درس بگیرند. به خودشان و مبارزاتشان اعتماد کنند. به تلاشهای ارتجاع بینالمللی برای بدیل سازی اعتنا نکنند. در جریان سرکوب و کشتار اخیر، رادیو، تلویزیون و صفحات اینترنتی قدرتهای جهانی کوشیدند برای مردم ایران رهبر تراشی کنند و یک فاشیست سلطنتطلب به نام رضا پهلوی را بهعنوان رهبر به مردم تحمیل کنند. آنها همچنین پیدرپی یاوهسرائی ترامپ را تکرار میکردند که کمک درراه است، حمله کنید، نهادها را تصرف کنید. اما آنها هدفی جز فرستادن مردم بیدفاع به قتلگاه نداشتند.
اکثریت بسیار بزرگ مردم ایران به این دوستان دروغین مردم ایران و وعدههای پوشالی امثال ترامپ و بدیلسازی آنها اعتنائی نکردند. بیانیههایی که تشکلهای مستقل کارگران، معلمان، بازنشستگان و غیره در دفاع از مبارزات اخیر مردم ایران و در همان حال محکومیت بدیل سازی قدرتهای امپریالیست و دخالت قدرت جهانی در مبارزات مردم ایران انتشار دادند، بازتاب نظر و مواضع اکثریت بزرگ مردم ایران بود. گروه کوچکی از مردم نیز که هنوز در این توهم بسر میبردند که قدرتهای خارجی و بدیلهای آنها میتواند کمکی به نجات آنها کنند، اکنون دیگر باید در عمل دریافته باشند که هدف این ناجیان دروغین، چیزی جز فرستادن مردم به قتلگاه و ساختوپاخت با رژیم حاکم نبود.
اکنون دیگر با این قتل عام، دریایی از خون میان تودههای مردم ایران و رژیم ستمگر و جنایتکار جمهوری اسلامی فاصله است. باید برای دور دیگری از مبارزات کارگران و زحمتکشان برای سرنگونی نظم ارتجاعی حاکم آماده شد و بر ویرانههای آن حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان را بنا نهاد.





نظرات شما