واکنش جهان و جهانیان به قتل‌عام دی‌ماه

دی‌ماه ۱۴۰۴ با اعتراض و خیزش توده‌های ستمدیده ایران آغاز شد و با گلوله و کشتار ادامه یافت. خیابان‌ها با خون و پیکرهای در خون خفته فرش شدند و برگ دیگری بر بی‌شمار جنایات هولناک جمهوری اسلامی افزوده گشت. رژیمی که هرگاه خود را در آستانه سقوط می‌یابد، دیوانه‌‌وار جان‌های شیفتهِ زندگی و آزادی را به گلوله بسته و قتل‌عام کرده است. دی‌ماه امسال، تکرار کشتار و قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین ۶۷ بود، جنایتی که طی آن و ظرف چند هفته هزاران تن از فعالین، کادرها، اعضا و هواداران سازمان‌ها و احزاب اپوزیسیون ـ به‌ویژه نیروهای چپ و کمونیست و مجاهد ـ در بی‌خبری جامعه و جهانیان و در خفا قتل‌عام شدند.

این بار موضوع از آن جهت متفاوت است که قتل‌عام نه در زندان، که در خیابان‌ها صورت گرفت: در معابر و میادین شهرها که به صحنه نبرد شجاعانه توده‌های مردم با نیروهای سرکوب و کشتار رژیم جنایتکار تبدیل شدند. با وجود این، ارتکاب چنین جنایت دهشتناکی تنها در خاموشی و بی‌خبری ممکن بود. صحنه‌ها چیده شدند. شاهراه‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی را از کار انداختند. با قطع اینترنت، چنان شرایطی مهیا شد که ظرف چند روز، خون هزاران تن از توده‌های جان‌به‌لب‌رسیده و به‌پا‌خاسته را به فجیع‌ترین شکل ممکن بر زمین بریزند.

اگر خبر کشتار و قتل‌عام تابستان ۶۷ ماه‌ها و حتی سال‌ها بعد به گوش جهان و جهانیان رسید، این بار اما، برغم مسدود بودن کانال‌های ارتباطی، خبر به‌سرعت پخش شد و به گوش جهانیان رسید.

واکنش اولیه افکار عمومی جهان، بهت و شوک بود، اما به‌سرعت به خشم و اعلام انزجار و محکومیت تبدیل شد. در این میان، اتحادیه‌های کارگری، نهادها و تشکل‌های دموکراتیک و مردمی جهان نقش عمده و فعالی در ابراز همبستگی و محکومیت جنایت دهشتناکی که در خیابان‌های ایران در شرف وقوع بود، داشتند.

انجمن قلم ـ سازمان جهانی نویسندگان و مدافعان آزادی بیان‌ـ  در بیانیه‌ای در همبستگی با مردم ایران چنین نوشت: ما با مردم ایران و حق بنیادین آزادی بیان اعلام همبستگی می‌کنیم و سرکوب مرگبار اعتراضات، بازداشت‌ها و استفاده از خشونت علیه معترضان را به‌شدت محکوم می‌کنیم. انجمن قلم قطع اینترنت و جلوگیری از دسترسی به اطلاعات را شدیداً محکوم کرد و خواهان پایان دادن به آن شد.

کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری جهان (آی‌تی‌یو‌سی) که بزرگ‌ترین کنفدراسیون کارگری جهان است و ۱۹۱ میلیون عضو در ۱۶۳ کشور جهان دارد، با انتشار اعلامیه‌ای، سرکوب فعالان کارگری در ایران را محکوم کرد و خواستار پایان دادن به خشونت و همچنین آزادی بازداشت‌شدگان شد.

فدراسیون جهانی معلمان و کارکنان آموزشی که ۴۳ میلیون عضو در ۱۸۹ کشور جهان دارد، سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات در ایران و تهدید امنیت دانش‌آموزان و معلمان را شدیداً محکوم کرد. این فدراسیون همچنین بر حق تجمع و آزادی بیان تأکید نمود و خواستار حفاظت از مراکز آموزشی و همچنین آزادی فعالان صنفی شد و از مجامع بین‌المللی خواست تا با فشار به جمهوری اسلامی، خشونت را پایان دهند.

اتحادیه بین‌المللی «آی‌یو‌اِف» که شامل شبکه‌های اتحادیه‌های کشاورزی، صنایع غذایی و خدمات است، با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف سرکوب و ایضاً آزادی فعالان بازداشت‌شده و رعایت استانداردهای بین‌المللی شد.

اتحادیه کارگری «اِف‌اِن‌اِف» هلند نیز با انتشار بیانیه‌ای، همبستگی خود را با کارگران، فعالان کارگری و جنبش‌های اجتماعی در ایران اعلام کرد و نوشت: از اواخر سال ۲۰۲۵، اعتراضات و اعتصابات در سراسر ایران در واکنش به تعمیق بحران اقتصادی و اجتماعی افزایش یافته و فروپاشی اقتصادی، میلیون‌ها نفر را به ورطه فقر سوق داده است. این اتحادیه گفته است احکام زندان، شکنجه و حتی اعدام مصداق نقض مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کارند.

کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (ث‌ژ‌ت) با انتشار قطعنامه‌ای، همبستگی کامل و بی‌قیدوشرط خود را با مردم مبارز ایران اعلام کرد و نوشت: این قطعنامه با تأکید بر خیزش‌های توده‌ای سال‌های اخیر، نقش محوری طبقه کارگر، جنبش انقلابی زن ـ زندگی ـ آزادی و نیز سرکوب‌های خونین معترضان، بازداشت‌های گسترده و اعدام‌ها، حمایت قاطع خود را از مبارزات مردم ایران ابراز می‌دارد. در بخش دیگری از این قطعنامه آمده است: این سندیکا هرگونه بدیل سیاسی جعلی، مداخله خارجی و تلاش برای بازتولید رژیم‌های گذشته ـ‌از جمله بازگشت سلطنت‌ـ را قاطعانه رد می‌کند و تأکید دارد که آینده ایران تنها باید از دل مبارزات مستقل، خودسازمان‌یافته و آگاهانه مردم ایران رقم بخورد. ما از مطالبات بنیادین نظیر پایان کامل رژیم استبدادی و سرکوبگر، آزادی تشکل‌یابی، اعتصاب، برابری کامل و بی‌قیدوشرط میان زنان و مردان و لغو همه اشکال ستم جنسیتی، دسترسی همگانی، برابر و بدون تبعیض به نیازهای اساسی زندگی حمایت می‌کنیم. و در پایان نیز تأکید شده است که پیروزی مردم ایران نیازمند همبستگی فعال بین‌المللی است و مسئولیت نیروهای مترقی و اتحادیه‌ها در سراسر جهان، حمایت از مبارزات واقعی کارگران و مردم ایران است.

اتحادیه‌ها و سندیکاهای فرانسوی اما به انتشار اعلامیه و اعلام موضع بسنده نکردند و فراخوان مشترکی برای شرکت در تظاهراتی در حمایت از مردم ایران دادند. در این فراخوان مشترک، سازمان‌های سندیکایی فرانسه متشکل از کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار، کنفدراسیون عمومی کار، کنفدراسیون متحده سندیکایی، اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) و اتحاد ملی سندیکاهای مستقل اعلام کردند در حمایت از مبارزات توده‌های مردم ایران و کارگران ایران در تجمع اعتراضی روز شنبه ۱۷ ژانویه در پاریس شرکت خواهند کرد. چنین نیز کردند. روز شنبه، خیابان‌های پاریس شاهد یکی از تجمعات گسترده در حمایت از مبارزات و مطالبات توده‌های مردم ایران بود.

برخلاف افکار عمومی جهان که مواضعشان بر پایه همبستگی و دوستی بدون مرز استوار است، اما اعلام موضع دولت‌ها درباره کشتار جنایت معمولاً سمبلیک و در اصل بر اساس منافع اقتصادی و سیاسی‌شان صورت می‌گیرد. از آنجا که ابعاد خشونت و قساوت جمهوری اسلامی علیه توده‌های به‌پا‌خاسته بی‌سابقه و گسترده بود، بسیاری از کشورها چاره‌ای جز محکومیت نداشتند. در این میان البته کشورهایی نظیر چین، روسیه و حوزه خلیج از این امر مستثنا بودند که حتی کلامی نیز در محکومیت این کشتار سبعانه و گسترده بر زبان نیاوردند.

ایالات متحده عجالتاً تحریم‌هایی علیه تنی چند از عوامل سرکوب اعمال کرده است. اقدامات بعدی این کشور ـ هرچه که باشد ـ برآمده از محاسباتی است که موجب تقویت نقش و جایگاه این کشور در جهان چندقطبی گردد. وگرنه حتی دریایی از خون‌های ریخته‌شده معترضینی که وعده «کمک» ترامپ را شنیدند نیز تأثیری در سیاست‌های امپریالیسم آمریکا ندارد. اگر سابق بر این جناح‌هایی از بورژوازی آمریکا برای حفظ ظاهر، وعده حقوق بشر می‌دادند، اما جناح نئوفاشیست بورژوازی به‌صراحت از منافع اقتصادی و سلطه بر نفت و گاز و ذخایر جهان می‌گوید.

برای چین، گسترش و تقویت سلطه اقتصادی در جهان چنان ارجح است که از مداخله و اعلام موضع سیاسی درباره جنگ‌ها و کشتارها در جهان خودداری می‌کند. در مورد ایران ـ که همکاری‌های گسترده اقتصادی و استراتژیک با چین دارد ـ نیز سیاست چین همین بود. این کشور هیچ واکنشی علیه سرکوب و کشتار خونین هزاران تن از توده‌های مردم ایران نشان نداد. تنها پس از گذشت چند روز سکوت، وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که حاضر است به‌عنوان «میانجی» و از طریق دیپلماسی ایفای نقش کند.

روسیه نیز پس از روزها سکوت، در نشست شورای امنیت سازمان ملل عملاً به حمایت از جمهوری اسلامی برخاست.

اتحادیه اروپا گرچه در بیانیه‌ای خشونت و سرکوب و کشتار معترضان و قطع اینترنت را محکوم کرد و خواهان آزادی بازداشت‌شدگان شد، وعده داد «در صورت ادامه سرکوب، تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد». گویی ابعاد فاجعه و کشتار وحشیانه در دی‌ماه سال جاری هنوز کاسه صبر این قطب درمانده امپریالیستی را لبریز نکرده است.

بی‌جهت نیست که همواره بین موضع دولت‌ها و افکار عمومی جهان و مردم آزادی‌خواه فرسنگ‌ها فاصله است. مبنای موضع‌گیری گروه اول بر پایه منافع اقتصادی، حمایت مشروط جهت تضمین چپاول و غارت است و مبنای موضع‌گیری گروه دوم بر همدلی و همبستگی بدون مرز و بی‌قیدوشرط است.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۴ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.