برمتن شرایط انقلابی و انفجاری جامعه و بر زمینهی یک رشته اعتصابات و اعتراضات رو به گسترش کارگران و زحمتکشان، بار دیگر شعلهی مبارزات گسترده تودهای از درون تشدید تضادهای لاینحل جامعه سر برافراشت و دهها شهر را در سراسر کشور به درون خود کشید. بعد از فروکش جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی، اکنون موج جدیدی از جنبشهای سیاسی سراسر کشور را در برگرفته و به رغم توسل رژیم به قهر و سرکوب و بازداشت و خشونت، بیش از یک هفته ادامه یافته است. جنبش سیاسی و اعتراضی جاری یک بار دیگر نشان داد که جامعه نیازمند تغییر و دگرگونی است و تا این دگرگونی بنیادی رخ ندهد، جامعه نیز آرام نخواهد گرفت. جنبش تودهای اخیر گرچه توسط جمعی از کسبه و در ارتباط با معضلات و فشارهای اقتصادی و معیشتی تلمبارشده بر دوش تودههای زحمتکش مردم آغاز شد، اما از همان لحظات اول یک جنبش سیاسی بود و درشعارهایی چون مرگ بر دیکتاتور و مرگ برجمهوری اسلامی، نوک تیز حمله خود را متوجه رژیم سیاسی حاکم نمود و آشکارا نشان داد که طرف حساب آن، تمام نظم موجود است.
جنبش سیاسی و اعتراضی تودهای زمانی کلید خورد که اعتصابات متعدد کارگری و تجمعات اعتراضی اقشار گوناگون جامعه نیز جریان داشت. نه فقط در روزهای قبل ازآغاز جنبش تودهای در ۷ دی، بلکه در همان روز ۷دی و نیز در روزهای بعد که جنبش تودهای ابعاد وسیعتری به خود گرفت چنین اعتصابات و تجمعاتی جاری بود.اشاره به این واقعیت از آنرو مهم است که ما پیش ازاین در اوج گیری جنبشهای تودهای و سراسری، شاهد افت و تنزل اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگران و زحمتکشان بودیم. اما شواهد عینی تا این لحظه نشانمیدهد که این معادله تا حدودی برهم خورده است.
در روزهای هفته اول دی ماه و قبل ازآغاز جنبش وسیع تودهای ما شاهد اعتصابات و تجمعات اعتراضی متعدد کارگران و زحمتکشان بودیم که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ اعتصاب و تجمع کارگران ابنیه فنی راه آهن، کارگران شرکت پارامیس طراحان پتروپالایش کنگان، کارگران وکارکنان پتروشیمی تختجمشید، نفت و گاز اروندان، پرسنل رسمی شرکت نفت فلات قاره،لاوان،خارک، سیری، کارگران پروژهای قطار شهری اسلام آباد، کامیون داران و رانندگان ساوه، کادر درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و برخی واحد های دیگر. در همان روزی که جنبش اعتراضی وسیع تودهای آغازشد، کارکنان بهزیستی در چند شهر از جمله بهبهان، شیراز و رشت، کارگران پتروپالایش کنگان، کارگران جدید استخدامی در پالایشگاه هفتم پارس جنوبی و بازنشستگان مخابرات در چندین شهر دست به اعتراض و اعتصاب زده بودند.اعتصاب ۳۵۰ کارگر کارخانه قند خاورمیانه شوش، هشتمین روز خود را پشت سر میگذاشت و به رغم احضار و بازداشت چند تن از فعالان، اعتصاب ادامه داشت. ۴۰۰ کارگر معدن طلای زرشوران که بزرگترین معدن طلای کشور است در پانزدهمین روز اعتصاب خود بودند و با شعار” تولید طلا عالیه، سفره ما خالیه” و” کارگر بیدار است، از تبعیض بیزار است”، بعد ازآغاز امواج توفنده مبارزات تودهای نیز به اعتصاب ادامه دادند. افزون بر این، کارگران در برخی واحدهای دیگر از نمونه کارگران ارکان ثالث پالایشگاه گاز فجرجم،کارگران کارخانجات تراورس اندیمشک در چهارمین روز اعتراضات وسیع تودهای (دهم دیماه) دست به اعتصاب و تجمع زدند. درتمام این دوره، تجمعات اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی، فرهنگی، مخابرات، نفت، فولاد و معدن نیز عمدتاً به صورت روتین و هفتگی ادامه داشته است.صرف نظر از اعتصابات و تجمعات اعتراضی فزاینده از اول سال جاری تا کنون، موضوع مهم و قابل توجه این است که این اعتصابات و اعتراضات چه در ۷ دی آغاز انفجار اجتماعی، چه قبل و چه بعد از آن ادامه یافته است. به عبارت دیگر، دست کم تا این لحظه، آن معادله قبلی که با اوج یکی، دیگری فروکش می کرد تا حدودی به هم خورده است.
نکته بسیار مهم دیگری که درجنبش سیاسی اخیر از برجستگی خاصی برخوردار شده، حمایت سریع و گسترده دانشجویان و حضور پررنگ آنان در عرصه مبارزه سیاسی ، در کنار مردم و اتحاد و همبستگی با جنبش سیاسی سراسری است. تقریباً تمام دانشگاههای بزرگ و مهم تهران و برخی استانها از همان لحظه و روز اول، با تجمع و راه پیمایی و سردادن شعارهای بی استثنا سیاسی، در کنار جنبش تودهای سراسری قرار گرفته و از آن حمایت کردند. صدای اعتراض جنبش دانشجویی علیه ظلم و استبداد و نابرابری در امتزاج با شعار های تودهای، یکبار دیگر در گستره تمام کشور طنین اندازشد. دانشجو بار دیگر با شعارهایی چون “مرگ بر دیکتاتور” و” نه پهلوی، نه رهبری، آزادی و برابری” در میدان عمل با جنبش سیاسی وسیع تودهای پیوند خورد.
این اما هنوز تمام ماجرا نیست. نقاط قوت جنبش سیاسی اخیر به این خلاصه نمیشود. در جنبش تودهای اخیر ما شاهد صدور و انتشار گسترده بیانیههای حمایتی هستیم. حامیان جنبش در برخی موارد صرفاً به انتشار بیانیه اکتفا نکرده، بلکه تا مرحله فراخوان برای همراهی عملی با اعتراضات گسترده تودهای نیز جلو آمدهاند که در جنبشهای قبلی اگر نگوییم بی سابقه، کم سابقه است. در این جا برای جلوگیری از بلند شدن مطلب، تنها به ذکر اسامی تشکلهای صادر کننده بیانیه حمایتی اکتفا میشود. از جمله تشکل هایی که با صدور و انتشار بیانیه از جنبش سیاسی وسیع تودهای حمایت کردهاند میتوان به موارد زیر اشاره نمود:سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران، بیانیه مشترک چهار تشکل شامل ” سندیکای کارگران هف تپه،کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های مستقل کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان، گروه اتحاد بازنشستگان”، بیانیه مشترک فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم و صنعت، تربیت مدرس، بیانیه معلمان خوزستان، بازنشستگان متحد تهرانی، باز نشستگان مطالبه گر کرمانشاه، انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه، کانون فرهنگیان اسلامشهر، انجمن صنفی معلمان فارس، کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران، کانون صنفی معلمان استان بوشهر و …
صرف نظر از انتشار گسترده بیانیههای حمایتی، برخی از این بیانیهها، خود، شکل فراخوان برای ورود به صحنه مبارزه گرفتهاند بیانیه معلمان خوزستان که به امضای بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است با عنوان ” فراخوان برای همراهی با اعتراضات مردمی” انتشار یافت و فرهنگیان را به “برخاستن” علیه وضع موجود دعوت نمود” امروز لحظه برخاستن است، من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند”.
دربیانیه مشترک فعالان دانشجویی نیز که بسیار بهموقع و بجا انتشاریافت و قطعاً در خنثی سازی دروغ بافیها و تبلیغات اپوزیسیون بورژوایی نقش مهمی دارد، ضمن اعتراض شدید نسبت به سیاستهای وزارت علوم ، پولی سازی آموزش و حذف خدمات رفاهی ، چنین قید شده است که جنبش دانشجویی دربرابر استبداد ایستاده و ” چه در پهلوی چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابری طلبی سربلند بیرون آمده است.” بیانیه بر شعار مرگ بر دیکتاتور، ” نه پهلوی نه رهبری، آزادی و برابری” و نیز بر ” همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوری اسلامی، سلطنت پهلوی و مجاهدین خلق” تأکید نموده و نوشته است؛ هنگام عمل است، باید بپا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم”.
اینکه در جنبش دانشجویی چنین شفاف و صریح با اپوزیسیون بورژوایی مرزبندی شده است، اینکه این جنبش بلادرنگ به حمایت همه جانبه از جنبش سیاسی تودهای برخاسته و در عمل با آن پیوند خورده است، نکته بسیار مثبتی است.
حمایت گسترده اقشار و تشکلهای گوناگون از جنبش تودهای و انتشار بیانیه های متعدد در حمایت و همبستگی با این جنبش، گاه حتی فراخوان به اعتراض میدانی در همراهی با آن، این نیز قطعاً نکته مثبت و از نقاط قوت جنبش اخیر است.
اینکه اعتصابات کارگری و تجمعات اعتراضی اقشار زحمتکش جامعه قبل از آغاز جنبش اخیر و درجریان آن نیز همچنان برقرار بوده و ادامه یافته این نیز مثبت است.
تمام این رخدادها و فاکتورها گرچه بسیار مثبت و تقویت کننده جنبش سیاسی تودهای است، اما برای سرنگونی و دگرگونی بنیادی نظم موجود و استقرار یک حکومت شورایی و رهاییبخش کافی نیست. دامنه اعتراضات هنوز نه به قدر کافی، حتی به قدر لازم گسترش نیافته است. میلیونها کارگر و زحمتکش هنوز وارد صحنه مبارزه سیاسی نشدهاند. مبارزات و اعتصابات کارگری نیز هنوز از مرحله صنفی و اقتصادی فراتر نرفته و این مبارزات در کلیت خود از شرایط سیاسی جامعه عقبتر است. به رغم اینکه وظایف سنگینی بردوش طبقه کارگر قرار گرفته است، اما سطح مبارزه این طبقه هنوز با موقعیتی که طبقه کارگر بتواند این وظیفه را عملی سازد، فاصله دارد.
در همین حال، جامعه درشرایط حساس و لحظات سرنوشتسازی قرار گرفته و به صد زبان طبقه کارگر را به حضور سیاسی و متشکل در صحنه فرا میخواند تا گره بزرگ چند ده ساله را به دست خود باز کند و جامعه را از سلطه استبداد و نابرابری، ازفقر، بدبختی، تنگدستی و تباهی برهاند. طبقه کارگر نمیتواند در قبال تحولات جاری جامعه بیتفاوت باشد و حضور مؤثر آن در گرو تعویض ریل مبارزه صنفی به سیاسی است. بهویژه اینکه تمامی تجارب و واقعیتهای مبارزه در چهاردهه گذشته حاکی است که حتی مطالبات صنفی و اقتصادی کارگران نیز محقق نشده و اوضاع اقتصادی و معیشتی کارگران مدام بدتر و وخیمتر شده است. شواهد همچنین گویای این واقعیت است که مبارزه صرفاً صنفی که امروز دولت حاکم و تشکلهای دستساز آن سعی دارند مبارزات و مطالبات طبقه کارگر را در همین چارچوبها محدود و مقیّدسازند، به جایی نمی رسد. باید این چارچوبها و محدودیتهای تحمیلی را درهم شکست. ضرورت مبارزه سیاسی و متشکل که در موضعگیریها و بیانیه های مهم تشکلهای کارگری از نخستین ماه های سال جاری مدام بر آن تأکید شده، بسیار مهم است، اما این نیز به تنهایی کافی نیست. بسیار مهم است از این بابت که رشد نسبی آگاهی سیاسی را در درون طبقه کارگر به نمایش میگذارد و ناکافی است، از این جهت که این موضع گیریها و آگاهی سیاسی نسبی هنوز به یک مبارزه سیاسی منجر نشده است.
اکنون وقت آن است که نیروی عظیم کارگران و پتانسیل بالای طبقه کارگر درعرصه مبارزه سیاسی از قوه به فعل درآید. باید چرخهای تولید را متوقف کرد و به اعتصاب های سیاسی و سراسری روی آورد. کارگران آگاه و پیشرو، نیروها و دانشجویان آگاه و کمونیست باید در میان کارگران آگاهی رسانی کنند، شرایط سرنوشتساز کنونی و ضرورت فراتر رفتن از چارچوبها و اعتصابهای اقتصادی را توضیح دهند و کارگران را به برپایی اعتصاب سیاسی و پیوستن به اعتراضات سیاسی سراسری تشویق کنند. جنبش طبقه کار گر زمانی میتواند به یک جنبش سیاسی سازمانیافته و سراسری تبدیل شود که حصارها و محدودههای اقتصادی محلی و کارخانه را کنارزند و طناب چندین ساله مبارزه صرفاً صنفی را که بر دست و پایش پیچانده شده وارهاند و یک گام اساسی و کیفی به جلو بردارد.جنگ ما در سنگر تولید، اکنون به نحو انکار ناپذیری با جنگ در سنگر جامعه پیوند خورده و به هم آمیخته است. اعتصاب و خواباندن چرخ تولید را با اعتراضات سیاسی و توده ای گره بزنیم. موقعیت حساس و در همان حال مناسب کنونی را غنیمت شمریم . اعتصابات گسترده سیاسی را سازمان دهیم و در ادامه با قیام مسلحانه، نظم موجود و ارتجاع حاکم را برای همیشه از اریکه قدرت به زیرکشیم و حکومت شوراها را جایگزین آن سازیم.





نظرات شما