بن‌بست منازعه جمهوری اسلامی با قدرت‌های غربی و رژیم اسرائیل

درحالی‌که قدرت‌های اروپائی و آمریکا با افزایش تحریم‌ها  بر دامنه فشار بر جمهوری اسلامی افزوده‌اند و رژیم اسرائیل بار دیگر به تهدید اقدامات  نظامی روی آورده است، اختلافات و جدال‌های لفظی  میان روسیه و چین با قدرت‌های غربی در اجلاس اخیر شورای امنیت، انعکاسی از بن‌بست منازعه‌ای بود که سال‌ها ادامه دارد.

روز دوم دی‌ماه با فراخوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل ظاهراً به‌منظور بررسی پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی پس از فعال شدن مکانیسم ماشه و سامان دادن به تحریم‌ها از طریق کمیسیون مرتبط با قطع‌نامه۲۲۳۱ که درگذشته نقش مهمی در پیشبرد و هماهنگی تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران بر عهده داشت، نشست این شورا برگزار شد. اما این اجلاس  از همان آغاز به عرصه جدال لفظی نمایندگان روسیه و چین با قدرت‌های غربی تبدیل شد. نمایندگان روسیه و چین اساساً فراخوان و تشکیل این اجلاس را زیر سؤال بردند و پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی را تا جایی که به شورای امنیت ربط پیدا می‌کند، پایان‌یافته و اقدام سه کشور اروپائی را برای برگرداندن تحریم‌ها، غیرقانونی اعلام کردند.

آن‌ها گفتند: با پایان رسمی قطع‌نامه ۲۲۳۱ در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵،( ۲۶ مهر امسال)  پرونده هسته‌ای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج‌شده و برگزاری چنین جلسه‌ای فاقد اعتبار حقوقی است. اما  آمریکا و قدرت‌های اروپائی  بر قانونی بودن این اجلاس تأکید نمودند و  افزودند که فعال‌سازی مکانیسم ماشه ‌و احیای تحریم‌های سازمان ملل اعتبار خود را حفظ کرده و با فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران احیاشده است. همین امر موجب بازگرداندن پرونده ایران به دستور کار شورای امنیت شده است.

این اجلاس بدون کمترین توافقی پایان یافت. اما نکته مهم فقط در بی‌نتیجه بودن این اجلاس نبود.  با توجه به اختلافات درون شورای امنیت، بازگشت تحریم‌ها در عمل با یک مانع روبه‌رو شده است. روشن است وقتی‌که اتوریته شورای امنیت پشت تحریم‌ها نباشد، کشورهای دیگر خود را ازنظر حقوقی موظف به رعایت بازگشت تحریم‌ها نمی‌دانند و مکانیسم کنترل اجرای تحریم‌ها، لااقل در محدوده‌ای بی‌اثر خواهد شد. از این گذشته در پی علنی شدن این اختلافات، شورای امنیت ازاین‌پس  مصوبه‌ای مرتبط با پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی نخواهد داشت. چراکه دو عضو دائمی شورای امنیت آن را وتو خواهند کرد. البته این بدانمعنا نیست که دست آمریکا و اروپا برای اعمال تحریم‌ها بسته است. این قدرت‌ها خودشان یا به همراه متحدانشان می‌توانند تحریم‌های جدیدی در خارج از شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی اعمال کنند و فشارها را از کانال‌های دیگر نیز افزایش دهند.

اما هم‌زمان با اجلاس شورای امنیت سازمان ملل بر سر تحریم‌های ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، فشارهای سیاسی بر جمهوری اسلامی و حتی تهدید‌های رژیم اسرائیل به آغاز جنگی جدید نیز تشدید شد.

در میانه جدال‌های درونی شورای امنیت سازمان ملل، خبرگزاری‌ها گزارشی از یک اندیشکده ایتالیایی را انتشار دادند که ظاهراً به نقل از منابع خود در تهران ادعا ‌کرده بود، خامنه‌ای در مهرماه دستور داده است تا کلاهک‌های کوچک هسته‌ای که قابلیت سوارشدن روی موشک‌های بالستیک خرمشهر را داشته باشند، ساخته شوند. بااین‌حال، به گفته همین منابع، او هنوز اجازه افزایش غنی‌سازی اورانیوم فراتر از ۶۰ درصد را صادر نکرده است.

توأم با آن، شایعاتی نیز درباره یک برنامه فوق محرمانه غنی‌سازی دریکی از سایت‌های پنهان جمهوری اسلامی نیز انتشار یافت ؛ سایتی که گویا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از آن بی‌اطلاع است.

در همین شرایط در پی انتشار خبر آزمایش‌های  موشکی جمهوری اسلامی، روزنامه‌ها و دیگر ابزارهای تبلیغاتی رژیم اسرائیل  خبر از آمادگی نظامیان این رژیم برای یک حمله نظامی جدید دادند و اجرای آن را موکول به ملاقات نتانیاهو با ترامپ کردند.

واقعیت اما این است که ماجرای نزاع جمهوری اسلامی با اسرائیل و قدرت‌های غربی با بن‌بست مواجه شده است. نه راه‌حل مسالمت‌آمیزی از طریق مذاکره و دیپلماسی دارد و نه جنگ. جمهوری اسلامی به‌رغم این‌که در خاورمیانه و در جریان رودرروئی مستقیم نظامی با اسرائیل، متحمل شکست‌های سنگینی شد ، اما همچنان به سیاست خارجی گذشته خود ادامه می‌دهد و در همان حال مشغول تجدید سازمان‌دهی و مسلح کردن گروه‌های اسلام‌گرای وابسته به خود در کشورهای دیگراست. در داخل ایران  نیز بر سر غنی‌سازی اورانیوم و کاهش برد موشک‌های بالستیک، کوتاه نیامده است، درحالی‌که طرف‌های مقابل آن بر توقف غنی‌سازی و کاهش برد موشک‌ها اصرار دارند. اما نه‌فقط راه‌حل‌های سیاسی برای این نزاع مسدود شده، بلکه راه‌حل نظامی نیز در بن‌بست قرار دارد.

جریان جنگ دوازده‌روزه نشان داد،حمله نظامی اسرائیل حتی با حمایت علنی و عملی آمریکا برای به تسلیم واداشتن جمهوری اسلامی کارساز نبوده است. البته عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در یک درگیری کوتاه‌مدت باهدف نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی یا بمباران برخی مراکز و مؤسسات ممکن است، اما معضل موشک‌ها و پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی  را حل نخواهد کرد

عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در جنگ دوازده‌روزه حتی مسئله هسته‌ای جمهوری اسلامی را نه‌فقط حل نکرد، بلکه بر پیچیدگی آن افزود و امروز برخلاف ادعای ترامپ، آمریکا هم  نمی‌داند سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی چه شد و تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده تا چه حد آسیب‌دیده‌اند.البته از این بابت نگرانی ندارند و می‌دانند بعید به نظر می‌رسد که در اوضاع  کنونی، جمهوری اسلامی قصد تولید سلاح هسته‌ای را داشته باشد. از همین روست که نگرانی کنونی رژیم اسرائیل نیز بیشتر از بابت موشک‌های جمهوری اسلامی است که می‌توانند در یک اقدام واکنشی ضربات جدی به اسرائیل وارد آورند. رژیم اسرائیل اکنون در تلاش است که با کمک آمریکا از طریق عملیات ضربتی برق‌آسا، مراکز تولید، نگهداری و پرتاب موشک‌های جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد. اما ایران غزه یا جنوب لبنان نیست. دست‌یابی به هدف در کشور پهناوری مثل ایران با مناطق کوهستانی گسترده کار ساده‌ای نیست. برعکس واکنش جمهوری اسلامی و پرتاب موشک به سوی اسرائیل می‌تواند در کشوری کوچک و هموار مثل اسرائیل، خسارت‌های بزرگی به بار آورد. اسرائیل راه دیگری هم ندارد. نه شرایطی است که قدرت‌های امپریالیست بزرگ جهان بتوانند دست به لشکرکشی نظامی به نفع اسرائیل بزنند و تغییری در این معادله به نفع اسرائیل بدهند و نه حتی نزدیک‌ترین متحد اسرائیل، از نمونه ترامپ تمایلی به وارد شدن در چنین ماجرایی دارد. بنابراین، اقدامات نظامی هم نمی‌تواند  معضل موشک‌های جمهوری اسلامی را حل کند. هیچ چشم‌انداز فوری برای حل‌وفصل مسائل مورد اختلاف قدرت‌های غربی و اسرائیل با جمهوری اسلامی وجود ندارد. بعید است لااقل مادام که سران دو رژیم ارتجاعی اسرائیل و جمهوری اسلامی ، خامنه‌ای و نتانیاهو، بر سرکارند راه‌حلی برای خروج از این بن‌بست یافت شود. تنها ابزاری که عجالتاً قدرت‌های غربی در اختیاردارند، تحریم‌هاست که بار آن نیز بر دوش مردم ایران قرارگرفته و روزبه‌روز زندگی فلاکت‌بار آن‌ها را وخیم‌تر کرده است. تجربه نیز به وضوح نشان داده است تا وقتی‌که  جمهوری اسلامی بر ایران حاکم باشد وضع بر همین منوال خواهد بود و مدام اوضاع وخیم‌تر خواهد شد. توده‌های کارگر و زحمتکش مردم ایران  زمانی از عواقب وخیم این نزاع میان دولت‌های ارتجاعی ازجمله تحریم و جنگ رها می‌شوند که خودشان ابتکار عمل را در دست بگیرند، به پا خیزند، به اقدام سیاسی مستقیم برای  سرنگونی جمهوری اسلامی روی‌آورند و به این نزاع و عواقب آن پایان دهند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۱ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.