بازگشت اعتصابات عمومی به اروپا، این بار در پرتغال!

روز ۱۱ دسامبر ـ برابر با ۲۰ آذر ـ اعتصاب عمومی گسترده‌ای پرتغال را فرا گرفت. در این روز در اقصی نقاط این کشور کارگران و کارکنان هر دو بخش دولتی و خصوصی دست از کار کشیدند. حمل‌ونقل عمومی متوقف شد. پروازها کنسل و مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شدند. کادر و پرسنل بهداشت و درمان، به استثنای بخش اورژانس و جراحی‌های ضروری ، در سایر بخش‌ها دست از کار کشیدند و به این اعتصاب عمومی پیوستند. این اعتصاب، صنعت خودروسازی این کشور و واحدهای وابسته به آن در چند کشور اروپایی را نیز به تعطیلی کشاند.

اعتصاب عمومی که با فراخوان کارگران و اتحادیه عمومی کارگران برپا شد، در اعتراض به لایحه پیشنهادی دولت جهت تغییر ۱۰۰ ماده از قانون کار این کشور بود. در این لایحه پیشنهادی که خشم عمومی را برانگیخت، اخراج کارگران بیش از پیش تسهیل شده و هرگونه محدودیت برای اخراج کارگران، به‌ویژه در مراکز تولیدی کوچک و متوسط، برداشته شده است. قراردادهای موقت و کوتاه‌مدت بیش از پیش رایج می‌گردد. علاوه بر این، مدت برخورداری از «ساعات کار انعطاف‌پذیر» برای زنان کارگر که برای شیردهی به نوزادان خود در قانون کار منظور شده بود، کاهش یافته است. همچنین بر اساس این لایحه، کارفرمایان مجازند که کارگران را وادار کنند بعضی روزها بین دو تا سه ساعت بدون حقوق و مزایا اضافه‌کاری کنند و در روزهای دیگر ماه و با خواست و تشخیص کارفرما ساعات کمتری کار کنند تا اضافه‌کاری جبران شود. این پدیده ضدکارگری که «بانک زمان فردی» نامیده شده است، دست کارفرمایان را باز می‌گذارد که برای هر کارگر ساعات کاری جداگانه‌ای تعیین و تحمیل کند، امری که علاوه بر بلاتکلیف ماندن کارگران،  به تضعیف اتحاد بین آنها نیز خواهد انجامید.

مجموعه تغییرات پیشنهادی خشم عمومی را برانگیخت و صدها هزار تن از جمله کارگران، زنان و جوانان به دعوت دو اتحادیه بزرگ این کشور دست از کار کشیدند و بزرگ‌ترین اعتصاب عمومی طی ۱۲ سال گذشته در این کشور را رقم زدند. اعتصاب‌کنندگان در لیسبن، پورتو و ده‌ها شهر دیگر با راه‌پیمایی و تجمع در مقابل پارلمان و سایر ارگان‌های دولتی، اعتراض خود را به حمله آشکار به دستاوردهای مبارزاتی طبقه کارگر به نمایش گذاردند.

این لایحه که امنیت شغلی کارگران و کارکنان دو بخش دولتی و خصوصی را تهدید می‌کند، به اقدام و همکاری مشترک دو اتحادیه کارگری انجامید. کنفدراسیون عمومی کارگران پرتغال ـ که به حزب کمونیست سابق این کشور وابسته است ـ با داشتن ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار عضو، به بسیج و سازمان‌دهی اعضای خود که عمدتاً در بخش حمل‌ونقل عمومی، بهداشت و آموزش‌وپرورش شاغل‌اند، پرداخت. اتحادیه عمومی کارگران پرتغال ـ که به سوسیال‌دموکرات‌ها نزدیکی دارد ـ با داشتن ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار عضو که عمدتاً در بخش خصوصی شاغل‌اند، توانست بخش دیگری از کارگران و توده‌های زحمتکش را بسیج کند. لازم به ذکر است که ۸۵ درصد جمعیت شاغل در پرتغال در بخش خصوصی و مابقی در بخش دولتی شاغل‌اند. ۲۵ درصد کل شاغلین عضو یکی از دو اتحادیه بزرگ این کشورند.

این دو اتحادیه پیش‌تر نیز در فراخوان اعتصاب عمومی دیگری همکاری داشتند، زمانی که پرتغال با تأثیرات بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸، از جمله افزایش بدهی‌های دولتی و همچنین کسری بودجه مزمن روبه‌رو بود. وخامت اوضاع به‌حدی بود که دولت وقت دیگر حتی اعتباری برای دریافت وام بیشتر نداشت. این ورشکستگی، مخاطرات جدی نیز برای از هم پاشیدگی (بیشتر) اتحادیه اروپا در برداشت. از همین رو پرتغال یک کمک ۷۸ میلیارد یورویی از اتحادیه اروپا و صندوق بین‌المللی پول و بانک مرکزی اروپا دریافت کرد و در مقابل متعهد شد مجموعه سیاست‌های ریاضتی را به مورد اجرا بگذارد. سیاست‌هایی که بار آن مستقیماً بر دوش توده‌های کارگر و زحمتکش این کشور قرار گرفت. این سیاست‌ها عبارت بودند از: کاهش حقوق کارکنان بخش دولتی، کاهش و یا انجماد حقوق بازنشستگی، اخراج کارگران و یا عدم تمدید قرارداد در بخش دولتی، افزایش مالیات‌ها، تسهیل اخراج، کاهش میزان غرامت پایان کار و واگذاری انرژی و حمل‌ونقل به بخش خصوصی. پیامد این سیاست‌ها به افزایش بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان، و گسترش قراردادهای موقت و کوتاه‌مدت کار و کاهش روزافزون قدرت خرید توده‌های کارگر و زحمتکش بود، وضعیتی که در ژوئن سال ۲۰۱۳ نیز به یک اعتصاب عمومی منجر شد.

برپائی اعتصاب عمومی در پرتغال و در اروپا قدمتی طولانی دارد. پس از جنگ جهانی اول و دوم، به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ قرن گذشته، اروپا با موجی از اعتصابات عمومی روبه‌رو بود که نظم سرمایه‌داری در این قاره را لرزاند. در فرانسه، ایتالیا، بریتانیا، بلژیک و هلند، کشورهایی با سنت قوی اتحادیه‌ای و دارای احزاب چپ و کمونیستی نیرومند، با بسیج و سازمان‌دهی طبقه کارگر، این اعتصابات عمومی قدرتمند و تاریخی را علیه فاشیسم، جنگ و علیه نظام سرمایه‌داری برپا کردند. این اعتصابات عمومی عمدتاً در کشورهایی پا گرفت که دارای سنت قوی اتحادیه‌ای و جنبش توده‌ای و سوسیالیستی بودند. اما با کاهش دامنه نفوذ اتحادیه‌های کارگری و تضعیف جنبش کارگری و کمونیستی در سطح جهان، از شمار اعتصابات عمومی در اروپا هم کاسته شد و مبارزات طبقه کارگر عمدتاً در قالب اعتراضات و اعتصابات موردی و پراکنده تداوم یافت. اما چند سالی است که اروپا دوباره شاهد بازگشت اعتصاب عمومی، به‌عنوان یکی از عالی‌ترین اشکال مبارزه طبقاتی کارگران علیه نظام سرمایه‌داری،است:‌ از اعتصاب عمومی در ایتالیا علیه جنگ غزه و میلیتاریسم تا اعتصاب‌های عمومی ماه‌های اخیر علیه سیاست‌های نئولیبرالی وعلیه نظم موجود در یونان و فرانسه و پرتغال.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۰ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.