در کشوری که اکثریت بزرگ مردم زیرخط فقر زندگی میکنند، میلیونها تن گرسنهاند و میلیونها تن از جوانان حتی با تحصیلات عالی بیکارند و بسیاری برای یافتن کار، روانه کشورهای دیگر میشوند، جمهوری اسلامی چند سالی است که شیوههای مختلف ازجمله ممنوع کردن روشها و امکانات پیشگیری از بارداری، محروم کردن زنان از دسترسی به روشهای مدرن و دائمی بارداری، از نمونه عقیمسازی در شبکههای بهداشتی، ممنوعیت سقط جنین، ممنوعیت توزیع داروها جهت جلوگیری از بارداری در داروخانهها ، تعیین مجازات برای متخلفین، تا وامهای موسوم به ازدواج و اخیراً وعده کمک ماهیانه دومیلیونی به مدت دو سال برای فرزندانی که تازه متولد میشوند، در تلاش برای افزایش جمعیت برآمده است. در مهرماه بود که دبیر ستاد ملی جمعیت برای جبران شکست روشهای جبری دولت دینی، خبر از ارائه کارت «امید مادر» با شارژ ماهیانه مبلغ دو میلیون تومان در سال آینده داد و گفت: همه مادرانی که از فروردینماه ۱۴۰۵ فرزندشان متولد میشود تا ۲۴ ماه، ماهیانه دو میلیون تومان کارتشان شارژ خواهد شد.
با تمام این اوصاف آمارهای مختلف نشان میدهد که تمام تلاشهای رژیم در طول چند سال اخیر بهمنظور اجرای خواست خامنهای برای افزایش جمعیت به ۱۵۰ میلیون که اساساً انگیزه سیاسی دارد و مقابله با بحران کاهش جمعیت به شکست انجامیده است.
فرزند آوری به مقیاس بیسابقهای کاهشیافته و فاصله بین فرزند اول و دوم پیوسته در حال افزایش است. ازدواجها برخلاف خواست رژیم شدیداً کاهشیافته و آمار زنان و مردان مجرد سالبهسال در حال افزایش است. آمار طلاق بر ازدواجها سبقتگرفته و جامعه ایران جدیتر از چند سال پیش با معضل کاهش نرخ رشد جمعیت روبهرو شده است، گرچه این کاهش هنوز نسبی است و نه مطلق.
اخیراً وحید دستجردی دبیر ستاد ملی جمعیت، در گفتگویی با خبرگزاری تسنیم گفت: نرخ تولد به پایینترین سطح در تاریخ معاصر رسیده است. سال گذشته برای اولین بار، تعداد موالید کشور، به زیر یکمیلیون نفر در سال رسید. وی درباره کاهش نرخ باروری در کشور گفت: “در دههی ۶۰ ، مثلاً در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶، بهطور متوسط ۸ / ۶ فرزند برای هر زن در سن باروری متولد میشد؛ اما اگر سال ۱۴۰۳ را نگاه کنیم، این عدد به کمتر از ۵/ ۱ فرزند رسیده است. همین شیب در ازدواج هم وجود دارد. مثلاً در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲، حدود ۸۰۰ هزار ازدواج ثبت میشد؛ اما این رقم در سال ۱۴۰۳ به ۴۸۰ هزار ازدواج رسید. وقتی ازدواج کاهش پیدا میکند، طبیعی است که فرزند آوری هم کاهش مییابد. طبق آمار، متوسط سن ازدواج زنان ایرانی ۵ / ۲۴ سال است، فاصلهی ازدواج تا فرزند اول حدود ۵ / ۴سال شده و فاصلهی فرزند اول تا دوم حدود ۶ سال است.
وی افزود: متوسط سن زنان در اولین فرزند آوری ۵ / ۲۷سال و متوسط سن اولین فرزند آوری در تهران حدود ۳۰ سال است. شهرهای بزرگ و پایتخت معمولاً با چالشهای جدیتری روبهرو هستند.
در سال ۱۳۶۵، حدود ۱ / ۱ درصد زنان ۵۰ ساله دچار تجرد قطعی بودند یعنی در ۵۰ سالگی هنوز ازدواجنکرده بودند اما در سال ۱۴۰۲، این رقم به ۷ / ۷درصد رسیده است یعنی ۷ برابر شده است.”
سال گذشته نیز معاونت امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفته بود: ۱۴ درصد زنان و ۴ درصد مردان بالای ۴۵ سال هرگز ازدواجنکردهاند. به گفته وی در گروه سنی زیر ۴۵ سال نیز حدود ۵/۹ میلیون مرد و ۵/۷میلیون زن هرگز ازدواجنکردهاند.
اما علاوه بر این در سالهای اخیر آمار طلاق افزایش بسیار شدیدی داشته و در سال ۱۴۰۲ به حدود ۲۰۲ هزار مورد رسید که نسبت به ۴۸۱ هزار ازدواج به حدود ۴۰ درصد میرسد. حتی در کرج ، تهران و مازندران از هر ۲ ازدواج یکی به طلاق انجامیده است. بالاترین آمار طلاق در تهران است که به ۵۲ درصد رسیده است.
آنچه برنامههای رژیم را برای افزایش جمعیت با شکست مواجه کرده است، مقدم بر هر چیز بحران اقتصادی عمیق، فقر و بیکاری گستردهای است که جامعه ایران با آن روبهروست و هرگونه چشمانداز بهبود اقتصادی را از مردم سلب کرده است. امروزه در ایران متجاوز از ۸۰ درصد مردم زیر خطر فقر زندگی میکنند. یک زن و شوهر که هر دوشاغل باشند بهزحمت میتوانند حداقل هزینههای زندگی روزمره خود را تأمین کنند. یک زوج جوان باید آنقدر درآمد داشته باشد که بتوانند فقط یکخانه دهها میلیون تومانی را اجاره کنند. این زوج اگر کارگر باشند اصلاً نمیتوانند خانهای پیدا کنند که قادر به پرداخت اجاره آن باشند. اگر این زوج، تحصیلکرده با درآمد نسبتاً بالایی هم باشند، باید بیشتر حقوق و درآمد خود را صرف پرداخت اجاره مسکن کنند. گرانی کالاها نیز که ساعت به ساعت افزایش مییابد، جای خود دارد. روشن است که فرزند آوری تحت چنین شرایطی هزینهای هنگفت دارد. یک زوج باید آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند از عهده آن برآیند. درعینحال پدر و مادر باید وقتی را به مراقبت از فرزند خود اختصاص دهند. این در شرایطی است که پدر و مادر این کودک باید صبح تا شب کار کنند تا بتوانند حداقل هزینه زندگی روزانه خود را تأمین کنند. بنابراین وقتی باقی نمیماند که صرف فرزند یا فرزندان خود کنند. در چنین وضعیتی روشن است که نمیتوانند هزینههای فرزندان آوری را تأمین کنند و ترجیح میدهند از بر عهده گرفتن هزینههای فرزند آوری خودداری نمایند. بنابراین یا از فرزند آوری خودداری میکنند و یا درنهایت آن را به یک فرزند محدود میکنند. اینکه رژیم پس از شکست تلاشهای جبری و دستوری، بخواهد کارت “امید مادر” را عملی کند، شاید در مناطق روستایی تأثیر اندکی داشته باشد که آنهم با سرعتی که رشد تورم به خود گرفته است تا سال دیگر که ظاهراً قرار است طرح کمک اجرائی شود، عملاً نیمی از ارزش خود را ازدستداده است. در شهرها نیز این مبلغ تأثیری بر هزینهها و فرزند آوری نخواهد داشت.
در همین حال میلیونها تن بیکار در ایران وجود دارد که قبل از هر چیز باید کاری پیدا کنند تا در پی ازدواج و فرزند آوری باشند. این مسئله در مورد زن و مرد هر دو صادق است.
برای زنانی که سالها از عمر خود را صرف تحصیلات کرده باشند، استقلال اقتصادی و اشتغال مهمتر از ازدواج و بچهدار شدن است. درحالیکه میدانیم پیدا کردن کار در شرایط بحرانی جامعه امروز ایران کار سادهای نیست و این خود، سن ازدواج را بالا میبرد. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، افزایش سطح آگاهی بهویژه در میان زنان است که با فرض داشتن کار، ترجیح میدهند یک فرزند یا درنهایت دو فرزند داشته باشند. زنان و مردان با تحصیلات عالی اغلب تلاش میکنند قبل از هر چیز موقعیت شغلی و درآمد خود را بهبود بخشند و نه فرزند آوری.
افزایش طلاقها و تجرد قطعی نیز که به آن اشاره شد، اساساً نتیجه افزایش آگاهی زنان است. یعنی زنان ایران دیگر حاضر نیستند تابع مرد و زورگویی آن در خانواده مردسالار باشند. بنابراین جای تعجب نیست که آمار طلاق مدام در حال افزایش است و در شهرهای بزرگ نظیر تهران آمار طلاق بر ازدواجها پیشی گرفته است. این را نیز باید افزود که در بسیاری موارد اساساً ازدواج به سبک گذشته در حال منسوخ شدن است . یک زن و مرد بدون اینکه تابع مقررات ازدواجهای رسمی و سنتی باشند، زندگی مشترک خود را به شکلهای جدید نظیر ازدواجهای سفید شکل میدهند.
بنابراین سیر نزولی میزان تولد در ایران و به شکست انجامیدن تلاشهای رژیم برای مقابله با آن، دلایل مشخص اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی دارد. تا وقتیکه جمهوری اسلامی باشد و اوضاع اقتصادی به روال کنونی ، هیچ راهحلی برای آن وجود نخواهد داشت. خواه با جبر و زور باشد یا تشویق.





نظرات شما