جنگ درازمدت و چند ساله در اوکراین خسارتهای مالی و تلفات جانی زیادی ببار آورده است. تا کنون صدها شهر و روستا در اثر این جنگ، ویران شده اند. جنگ اوکراین صدهاهزار کشته و زخمی برجای گذاشته و میلیونها نفر را آواره و وادار به کوچ اجباری نمودهاست. اصرار بر ادامهی جنگ، جزکشتار بیشتر، ویرانی گسترده تر شهرها و روستاها، آوارگی تودههای مردم و فجایعی از این دست، معنای دیگری نخواهد داشت. پایان جنگ و کشتار و برقراری صلح در اوکراین، خواست توده مردم و تمام کسانیاست که عموماً از میان زحمتکشان گزین میشوند، رخت ارتشی میپوشند و در صف مقدم جنگ، روانه قربانگاه و گوشت دم توپ سرمایه میشوند.
جنگطلبان اروپایی که در تعقیب منافع و دستیابی به اهداف دولتها و طبقه حاکم در این کشورها تنور جنگ را داغ نگاهداشتهاند، برطبل جنگ میکوبند. جنگطلب بزرگی درآمریکا که خودرا صلحطلب میخواند و علاقهمند است “ناجی صلح” قلمداد شود درست در تعقیب منافع و اهداف دولت و طبقه حاکم در این کشور اما ندای “صلح” سرداده است.هرجا که منافع اقتصادی اقتضا کند،هرزمان که منافع سیاسی سرمایه ایجاب کند، همانجا باید اطراق کرد. در صلح یا در جنگ، فرقی به حال سرمایه نمیکند. هرجا که منفعت بزرگی مهیا شده یا قرار باشد سود بیشتری نصیب صاحبان سرمایه کند، ارجحیت با همان خواهد بود. چه جنگ چه صلح و چه جنگ و صلح با هم!
طرح ۲۸ ماده ای دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا پیرامون صلح اوکراین نیز از همین قاعده عمومی تبعیت میکند. این طرح که در اساس متمایل به مواضع روسیه بود، واکنش و نگرانی شدید اروپا و اوکراین را درپی داشت. اروپا این طرح را “مغایر منافع اوکراین” خواند. برطق این طرح اوکراین می بایست دونباس را به روسیه واگذار کند، ساختار ارتش خود را به ۶۰۰ هزار محدود کند، برد سلاحهای دوربرد خویش را کاهش دهد و بهصورت دائمی از عضویت ناتو چشم پوشی کند.
گرچه ترامپ هنگام ارائه این طرح هشدارهایی نیز به زلنسکی داده بود که اگر آن را نپذیرد، کمکهای خود را کاهش خواهد داد و حتی برای پذیرش و اجرای آن ضربالاجل تعیین کرده بود، اما دربرابر واکنش و مخالفت شدید اروپا و اوکراین، کوتاه آمد. بدنبال آن در جلساتی که روز یکشنبه دوم آذر (۲۳ نوامبر) در ژنو با حضور چندین نماینده از اوکراین، روبیو و ویتکاف از آمریکا، “مشاوران ملی” از کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه و برخی کشورهای دیگر مانند ایتالیا برگزارشد، پس از جرح و تعدیل طرح ترامپ، یک طرح ۱۹ ماده ای به تصویب رسید که همهی طرفها جز اروپا، البته با الحان گوناگون آن را تأیید کردهاند.موضع اروپا در قبال این طرح گرچه نرمتر و متفاوت است با موضع آن درقبال طرح پیشین، اما هنوز از مخالفتهای رسمی مبرّانیست.
هیئت اوکراینی که گزینه دیگری جز پذیرش خلاصه شدهی طرح و شرایط ترامپ ندارد که در طرح ۱۹ مادهای انعکاس یافته و آشکارا نزدیک به مواضع پوتین است، مذاکرات ژنو را “واقعبینانه” توصیف کرد. دربیانه مشترک آمریکا و اوکراین نیز گفته شد این مذاکرات به یک “چارچوب صلح به روز” منجرشده است. پوتین نیز در مورد طرح ۱۹ ماده ای گفت: طرح پیشنهادی ترامپ در این شکل میتواند مبنای مذاکرات صلح اوکراین باشد. وی گفت این طرح قابلیتهای تبدیل شدن به پایهای برای یک توافق سیاسی را دارد. “یوری اشکاف” مشاور ارشد سیاست خارجی روسیه نیز گفت:” بسیاری از مفاد” طرح قابل قبول است و برخی موارد نیز نیازمند بازنگری است.
اروپا که اساساً طرفدار ادامه جنگ اوکراین است، جنگی که البته فاقد تلفات جانی برای اروپاست و قربانیان آن مردم اوکراین هستند، اما در موقعیتی گرفتار آمده که نمیتواند سیاستهای خود را تمام و کمال پیش ببرد و از قبول “صلح” پیشنهادی، در دراز مدت طفره رود. بهویژه آنکه اولاً مردم اوکراین و مردم جهان خواهان پایان جنگ و خواهان صلحاند. ثانیاً اوکراین توانایی ادامه جنگ و مقابله با روسیه را ندارد وادامه جنگ به معنای شکستهای بیشتر اوکراین خواهد بود.ثالثاً اروپا میداند که یک قدرت تعیین کنندهی حامی اوکراین یعنی دولت آمریکا، فعلاً خواهان ادامه جنگ نیست و زلنسکی نمیتواند سیاست های دیکته شده ترامپ را نادیده گرفته و از فرامین عتابآلود وی سرپیچی کند.رابعاً اینکه در خود اروپا نیز بهخاطر فساد گسترده در دم ودستگاه زلنسکی، انگیزه حمایت از اوکراین تاحدی کاهش یافته و بسیاری از حامیان اروپایی زلنسکی دیگر نمیتوانند یا نمیخواهند مانند گذشته بر ادامه کمک به وی پافشاری کنند. فساد در دستگاه حکومت زلنسکی بسیار عمیق و گسترده است. اخیراً نیز به دنبال برملا شدن یک پرونده بزرگ فساد” آندری یرماک” رئیس دفتر زلنسکی، وی از مقام خود استعفا کرد( ۷ آذر) . آندری یرماک ریاست هیئت مذاکره با دولت آمریکا را برعهده داشت و مهمترین عضو این هیئت بود. پیش از آن نیز رسوایی و پرونده فساد و دزدی در بخشهای مختلف ازجمله در دستگاه قضایی و بخش انرژی برملا شده بود.
بهرغم این،اروپا بیش از آنکه به صلح در اوکراین بیندیشد، در فکر تشدید فشار بر روسیه و ادامه جنگ است. آلمان و فرانسه به ارسال تسلیحات و کمکهای نظامی به اوکراین ادامه دادهاند. انگلیس تجهیزات پیشرفته موشکی بیشتری به اوکراین فرستاده و موشک های کروز برای انجام عملیات در خاک روسیه در اختیار زلنسکی قرار داده است. فرانسه خواهان ایجاد یک “ارتش قوی” و بدون “محدودیت” برای اوکراین شده و مکرون از استقرار “نیروهای تضمین” مرکب از سربازان انگلیس، فرانسه و ترکیه بلافاصله بعد از امضای توافق صلح بین روسیه و اوکراین سخن گفته است. رئیس کمیسیون اروپا” اورسلا فون درلاین” میگوید، اروپا به تحریم و تشدید فشار علیه روسیه ادامه خواهد داد و اوکراین از محل “داراییهای مسدود شده روسیه” تأمین مالی خواهد شد.
مستقل از تمام این تحولات و موضعگیریها و مستقل از ادامه گفتگوهای چند جانبه میان طرفهای درگیر پیرامون “صلح” در اوکراین، جنگ در اوکراین با همان حدّت قبلی حتی شدیدتر از آن ادامه دارد و روسیه برحملات خود افزوده است. کمکهای نظامی، مالی و تسلیحاتی اروپا به اوکراین نیز ادامه دارد. سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه، افزون بر تقویت موقعیت نظامی اوکراین، به تقویت و تحکیم موقعیت و امکانات نظامی و جنگی خویش و میلیتاریسم بیشتر رویآوردهاند. بودجه و هزینه نظامی در این کشورها نیز به شدت افزایش یافته است.
در آلمان هزینه های نظامی در سه سال منتهی به اکتبر ۲۰۲۴، هرسال افزایش یافت و به ۵ / ۸۸ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل از آن ۲۸ درصد افزایش داشت. همین سال هزینههای نظامی در انگلستان با ۸ / ۲ درصد افزایش، به ۸ / ۸۱ میلیارد دلار و در فرانسه، هزینه نظامی با بیش از ۶ درصد افزایش به ۸ / ۶۴ میلیارد دلار رسید. تنها در سال ۲۰۲۴ آلمان ۷ / ۷ میلیارد دلار به اوکراین کمک مالی و نظامی ارائه کرد که پس از آمریکا مقام دوم را داشت.همین سال کمکهای انگلستان به ۳ / ۳ میلیارددلار رسید، در عین حال انگلستان متعهد شده است تا سال ۲۰۳۰ سالانه مبلغ ۸ / ۳ میلیارد دلار به اوکراین کمک کند. فرانسه نیز متعهد شده است سالانه تا سقف ۳ میلیارد دلار به اوکراین کمک کند. هزینه های نظامی کل اروپا در سال ۲۰۲۴ با رشد ۱۷ درصدی به ۶۹۳ میلیارد دلار رسید. در روسیه و اوکراین نیز اوضاع تقریباً بر همین منوال بود. هزینه های نظامی روسیه در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۴۹ میلیارد دلار برآورد میشود. در اوکراین این هزینه ها به ۷ / ۶۴ میلیارد دلار رسید و در همان حال دست کم ۶۰ میلیارد دلار کمک دریافت نمود.
تقویت میلیتاریسم در اروپا، حمایت همه جانبه قدرتهای اروپایی از اوکراین و تسلیح آن به انواع سلاحهای پیشرفته اما تغییری در مواضع و اهداف روسیه ایجاد نکرده است. پوتین مکرر اعلام نموده اگر اوکراین شرایط وی را نپذیرد، با زور و به وسیله جنگ شرایط خود را که فشرده آن در طرح ۱۹ مادهای “صلح” نیز بیان شده بر زلنسکی تحمیل خواهد کرد. ترامپ نیز در این موضوع و موضعگیری با پوتین همراه و همنظر است. بسیار بعید است که روسیه به کمتر از دنباس و منع قطعی عضویت اوکراین در ناتو رضایت دهد. صرف نظر از اینکه ممکن است در ازای تحقق خواستهای اصلی، از برخی مناطق کم اهمیتتر تحت تصرف خود عقب نشینی و آن را به اوکراین واگذارکند، اما از اهداف اصلی خود کوتاه نخواهد آمد. ترامپ نیز در قبال زیاده خواهیهای پوتین عجالتاً دست به اقدام خاصی نخواهد زد. پوتین به احتمال زیاد در توافقات پنهانی خود با ترامپ و اعطای برخی امتیازات، توافق و همراهی وی را بدست آورده است. بیهوده نیست که ترامپ مکرر از زلنسکی خواسته است شرایط پوتین را بپذیرد.
اروپا نیز گرچه دنبال اهداف و منافع خویش است و به میلیتاریسم بیشتر رویآورده است، اما در توازن قوا و شرایط موجود، به نظر نمیرسد راه دیگری جز پذیرش طرح “صلح” ۱۹ مادهای را داشته باشد و به احتمال زیاد آنرا خواهد پذیرفت. این موضوع اما نافی ادامه کمکهای اروپا به اوکراین و پایان کشمکش و تخاصم با روسیه نیست. رویکرد اروپا بهویژه سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه به میلیتاریسم بیشتر حاکی از آن است که جنگ، ولو در اوکراین متوقف و “صلح” برقرار شود، خطر آغاز مجدد آن و برافروخته شدن شعلههای جنگ وجود خواهد داشت.





نظرات شما