پاییز بی صدا، سرگذشت یک جنبش در آستانه‌ی روز دانشجو

از دی ماه ۹۶ تا جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی” در سال ۱۴۰۱، دانشجویان نقش بارزی در مبارزات انقلابی توده‌های تحت‌ستم ایران ایفا کردند. اما  امروز دانشگاه‌ها به دلایلی چند به حاشیه رانده شده‌اند. روز دانشجو فرصتی است برای بازخوانی این مسیر پُرفرازونشیب. چگونه اوج گرفت، نقش آن چه بود و چرا اکنون از شعله فروزان آن دیگر خبری نیست؟

جنبش دانشجویی در دی‌ماه سال ۹۶ با شعار ماندگار “اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا”، به میدان آمد. شعار دانشجویان دانشگاه تهران به خیابان‌ها رسید و بر زبان توده‌های جان به لب آمده، جاری گردید.

در سال ۹۷ جنبش دانشجویی با شعار “فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم” جانانه در کنار طبقه کارگر قرار گرفت. دانشجویان نمایش‌های خیابانی با مضامین کارگری برپا کردند و هم صدا با کارگران هفت‌تپه فریاد برآوردند “نان، کار، آزادی، اداره شورایی”.

در ادامه‌ی مرزبندی با اپوزیسیون‌های رنگارنگ بورژوایی با شعارهایی هم‌چون “نه شاه می‌خوایم نه رهبر – نه بد می‌خوایم نه بدتر” که از دی ماه ۹۶ سر داده شده بود، در اردیبهشت ۹۸ و در اعتراض به حجاب اجباری، یکی با دوربین یکی با چماق، دو سوی یک ارتجاع، علیه زنان”، با اپوزیسیون‌های وابسته به دولت‌های امپریالیستی که تلاش می‌کردند، بدنه اصلی جنبش دانشجویی را سانسور کرده و با وارونه‌سازی حامی خود نشان دهند، مرزبندی قاطع کردند.

در آبان ۹۸ به قیام مردم پیوستند و دست به اعتراض زدند. در دانشگاه امیرکبیر درگیری شدیدی بین دانشجویان و مزدوران رژیم رخ داد. در حالی که سنگفرش خیابان‌ها هنوز از خون سرخ عزیزان سرفراز این مردم رنگین بود و هزاران نفر در بند و اسارت بودند، به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو، دانشجویان چندین روز از جمله در دانشگاه‌های تهران، علامه، امیرکبیر، هنر، نوشیروانی بابل، اصفهان و کردستان با شعارهایی هم‌چون “فقر، کشتار، گرانی – مردم شدن قربانی”، “ایستاده‌ایم در سنگر – دانشجو و کارگر”، “از هفت‌تپه تا تهران – زحمتکشان در زندان”، “دانشجو، کارگر، اتحاد اتحاد”، “ایران، لبنان، فرانسه – سرکوب و غارت بسه”، “ثروت که در جهان است – از رنج کارگران است”، “از هفت‌تپه تا پاریس – ای کارگر به‌پاخیز”، یک روز فراموش نشدنی را به نمایش گذاشتند. آن‌ها ضمن سر دادن شعارهای ضد سرمایه‌داری، هم‌چنین با تمامی جریانات رنگارنگ بورژوایی داخل و خارج از کشور مرزبندی کردند که موجب عصبانیت و واکنش آن‌ها گردید.

در پی سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی و قتل عامدانه‌ی تمامی مسافران و خدمه آن توسط جمهوری اسلامی، ۲۱ دی‌ماه (بعد از اعتراف رسمی جمهوری اسلامی به سرنگونی هواپیما) هزاران نفر در برابر دانشگاه امیرکبیر و زیر پل حافظ دست به تظاهرات زدند. “جمهوری اسلامی نابود باید گردد” شعاری بود که آن روز دانشجویان در میان مردم پراکندند و فراگیر شد، شعاری که بعدها نیز بارها تکرار گردید.

فراز بعدی بزرگ جنبش دانشجویی نقش و شرکت آن‌ها در جنبش انقلابی بزرگ “زن، زندگی، آزادی” بود. درست یک روز بعد از خاکسپاری ژینا، تظاهرات در دانشگاه‌ها با شعار “زن، زندگی، آزادی” آغاز گردید. ۹ مهرماه فراخوان اعتصاب از سوی دانشجویان دانشگاه تهران صادر شد. در مدتی کوتاه بیش از ۱۱۰ دانشگاه به اعتصاب سراسری پیوستند. دانشجویان تفکیک‌های جنسیتی در سلف‌های دانشگاه‌ها را با قدرت در هم کوبیدند. در چهلمین روز جان باختن ژینا بار دیگر حدود ۵۰ دانشگاه‌ با شعارهایی هم چون “زن، زندگی، آزادی” و “مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر” به اعتصاب روی آوردند. در جریان حمله وحشیانه به دانشجویان دانشگاه صنعتی تهران (شریف) در روز ۱۰ مهر، بسیاری از دانشجویان زخمی و دستگیر شدند.

به‌طور کلی، در جریان جنبش “زن، زندگی، آزادی”، تعدادی از دانشجویان به دست مزدوران رژیم به قتل رسیدند، تعداد بیشتری مجروح شدند و بسیارانی دستگیر و به بند کشیده شدند. تعداد زیادی نیز اخراج و تبعید و تعلیق شامل حال‌شان گردید. به‌رغم حضور وسیع گروه‌های مختلفی از جامعه، نقش زنان و دانشجویان در این جنبش انقلابی بزرگ بی‌همتا بود و به یاد داشته باشیم که در میان دانشجویان نیز نقش زنان بسیار پُررنگ بود.

 

افت جنبش دانشجویی بعد از ۱۴۰۱

پس از فروکش کردن جنبش “زن، زندگی، آزادی”، جمهوری اسلامی سرکوب و تشدید جو امنیتی در دانشگاه‌ها را در دستور کار قرار داد. نقش بارز دانشجویان از سال ۹۶ تا آن زمان، رژیم را بر آن داشت تا جو دانشگاه‌ها را با استفاده از ابزارهای گوناگون کنترل کند. صدور احکام سنگین قضایی، محرومیت از تحصیل، اخراج و تعلیق و از همه مهم‌تر کنترل حجاب و خوابگاه‌های دانشجویی در دستور کار رژیم قرار گرفت. رژیم “حجاب‌بانان” را وارد دانشگاه کرد و به حراست دانشگاه‌‌ها اختیارات گسترده‌ای داد. حضور دائمی “حجاب‌بانان” برای تحمیل حجاب اجباری و کنترل روابط دانشجویان دختر و پسر، هم‌چنین برای ایجاد تشدید جو خفقان در دانشگاه‌ها بود. از دیگر تاکتیک‌های رژیم وارد کردن عناصر خودی به دانشگاه تحت عنوان دانشجو بود، چه مزدوران داخلی و چه مزدورانی از کشور عراق تحت‌عنوان مضحک “بورسیه”.

کار به جایی رسیده بود که حراست شبانه به اتاق‌های خوابگاه‌های دخترانه وارد شده و دست به تفتیش وسایل دانشجویان حتا کیف آن‌ها می‌زد. پخش مداوم نوحه‌ها و سرودهای حکومتی در محوطه دانشگاه، نصب دوربین با حسگر چهره در محوطه‌ی دانشگاه‌ها از دیگر روش‌های رژیم برای کنترل سنگین فضای دانشگاه‌ها بود.

در سال تحصیلی ۱۴۰۳ – ۱۴۰۴ اعتراض‌های دانشجویی عمدتاً محدود به مسائلی هم‌چون کیفیت و قیمت غذای سلف و خدمات رفاهی بود. در این سال البته شاهد محدود مواردی هم‌چون تجمع دانشجویی دانشگاه تهران در مهرماه آن سال با شعارهایی هم‌چون “زن، زندگی، آزادی” و “نه پادگان، نه بنگاه؛ درود بر دانشگاه” بودیم. ماجرای دختر علوم تحقیقات که با درآوردن لباس تبدیل به نماد اعتراض به فشارهای حراست برای اعمال حجاب اجباری تبدیل شد، در همین سال رخ داد. یکی از نکات این سال تحصیلی البته افزایش فعالیت شوراهای صنفی دانشگاه بود که هدایت اعتراضات صنفی را برعهده داشتند.

سال تحصیلی جاری نیز تاکنون ادامه روند دو سال اخیر بوده است، اگرچه متاثر از شرایط جامعه تا حدودی شاهد جنب و جوش بیشتر در دانشگاه‌ها هستیم. برجسته‌ترین حرکت دانشجویی در سال تحصیلی اخیر نیز اعتراضات ادامه‌دار دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی است که از ۶ مهر با تجمع در پردیس ونک آغاز گردید. خواست‌های دانشجویان گرچه عموماً صنفی بودند (از وضعیت و بهای غذا و خوابگاه تا شهریه و دیگر خدمات رفاهی تا موضوع اخراج)، اما شعارها و بیانیه‌ها رنگ و بوی سیاسی داشتند. شعارهایی چون “دانشجو می‌میرد، ذلت نمی پذیرد” و یا “دانشگاه سنگره، اخراج اثر نداره”. عدم پاسخگویی مقامات دانشگاه به خواست‌های دانشجویان پس از دوره‌ای از اعتراضات در پردیس‌ها و خوابگاه دانش، در ۱۵ مهر به تجمع بزرگ دانشجویان در لابی دانشکده برق پردیس بدیل گردید. “نه پادگان، نه بنگاه ـ درود بر دانشگاه” از جمله شعارهای دانشجویان در این تجمع بود.

اعتراضات دانشجویان خواجه نصیر بعد از تحصن دانشجویان در لابی دانشکده ریاضی در ۲۹ مهر فروکش کرد. احضار دانشجویان، تماس با شماره‌های ناشناس، تشکیل پرونده انضباطی از جمله اقدامات رژیم برای پایان دادن به اعتراضات دانشجویان بود. از جمله اعتراضات دانشجویی در سه ماهه اخیر می‌توان به اعتراضات دانشجویان دانشگاه بوعلی‌سینای همدان، دانشکده پرستاری ایذه، دانشگاه فرهنگیان زنجان، دانشگاه تربیت مدرس، خوابگاه ولیعصر دانشگاه تبریز، اشاره داشت.

اگرچه در سال تحصیلی جاری نیروهای “حجاب‌بان” دیگر در دانشگاه‌ها حضور ندارند و در اغلب دانشگاه‌ها فشار در رابطه با حجاب از سوی حراست کاسته شده، اما واقعیت این است که دانشگاه‌ها در سکوت پاییزی بسر می‌برند.

 

امروز دانشجویان و دانشگاه‌ها در کجا ایستاده‌اند؟

سکوت کنونی دانشگاه‌ها نتیجه‌ی عواملی چند است. یکی از این عوامل جو سنگین امنیتی و سرکوب ا‌ست که رژیم بعد از جنبش انقلابی ۱۴۰۱ در دانشگاه‌ها حاکم کرد. چماق اخراج، تعلیق و زندان هم‌چنان بالای سر دانشجویان قرار دارد. برخی از دانشجویان در اثر ناامیدی و یا عواملی دیگر دست به مهاجرت زدند. واقعیت این است که ناامیدی در بخش‌هایی از جامعه تاثیر خود را گذاشته است، از جمله در میان دانشجویان.

تغییر ترکیب دانشجویان دانشگاه نیز یک عامل مهم دیگر است. جدا از مزدوران ایرانی و خارجی رژیم که به عنوان بورسیه و غیره وارد دانشگاه‌ها شدند تا جو دانشگاه‌ها را کنترل کنند، مشکلات اقتصادی فرزندان کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه به یک مانع بزرگ برای ورود آن‌ها به دانشگاه‌ها بدل گشته است. تاثیری که نباید از آن غافل شد. یک جنبش دانشجویی زنده و پویا وقتی می‌تواند اثرگذار باشد که ریشه در جامعه داشته و با جنبش‌های زحمتکشان جامعه هم‌چون کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان پیوند داشته باشد.

آمار قبول‌شدگان کنکور نشان می‌دهد که سیر جا ماندن فرزندان کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه از تحصیلات عالی به صورت تصاعدی در حال افزایش است و این به نوبه‌ی خود تاثیر خود را در خواست‌ها و نگرش دانشجویان ورودی سال‌های اخیر برجا می‌گذارد.

حتا آن گروه از دانشجویانی که از میان کارگران و زحمتکشان جامعه به دانشگاه می‌رسند، برای تامین هزینه‌های‌شان مجبور به کار در کنار تحصیل هستند که این نیز تاثیرات خاص خود را در میان این گروه از دانشجویان می‌گذارد که یکی از آن‌ها محدودیت در فعالیت‌های سیاسی است.

اما به رغم همه‌ی این عوامل تاثیرگذار نباید فراموش کرد که یک چیز دانشجویان را به جامعه پیوند می‌دهد و آن خواست آزادی است. این خواستی‌ست که عموم مردم ایران از کارگران تا دیگر گروه‌های جامعه در آن مشترک هستند. به این مساله این را نیز باید اضافه کرد که فضای سیاسی دانشگاه‌ها از جامعه تاثیر می‌پذیرد. در اغلب موج‌های قبلی هم‌چون دی‌ماه ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ جنبش از دانشگاه‌ها آغاز نشد، اما دانشگاه‌ها به سرعت به آن پیوستند. در یک کلام می‌توان گفت که اگرچه امروز نمی‌توان از یک جنبش دانشجویی واقعی و زنده در دانشگاه‌ها سخن گفت، اما این نیز واقعیت دارد که یک پتانسیل بزرگ در دانشگاه‌ها وجود دارد که در شرایطی متفاوت می‌تواند دانشگاه‌ها را به یک عرصه مهم نبرد برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل کند. بیانیه دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر در جریان تجمع ۲۹ آبان یک نمونه از این پتانسیل خفته است.

در بیانیه می‌خوانیم: “ما، فرزندان دانشگاه، وارثان نسلی هستیم که سال‌ها برای آگاهی و آزادی ایستاده‌اند. دانشگاه همیشه سنگر اندیشه و روشنگری بوده است؛ جایی که پرسیدن و اعتراض کردن جرم نیست، بلکه نشانه‌ی زیستن آگاهانه است.
دانشگاه را نمی‌توان با پول اداره کرد و با ترس ساکت نگه داشت. دانشگاه با آزادی زنده است؛ با حق انتقاد، با امید به تغییر، با صدای جمعی دانشجویان.
ما ادامه‌دهنده‌ی راه نسل‌هایی هستیم که دانشگاه را سنگر آگاهی ساختند و در سخت‌ترین سال‌ها چراغ آزادی را روشن نگه داشتند. امروز نیز همان صدا را تکرار می‌کنیم:
دانشگاه سکوت نخواهد کرد.
تا روزی که عدالت و آزادی در این سرزمین ریشه بدواند، ما ایستاده‌ایم — جمعی، آگاه و آزاد”.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۷ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.