جنگ ناتمام اسرائیل و جمهوری اسلامی در لبنان

رژیم‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی و اسرائیل در پی اهداف توسعه‌طلبانه و هژمونی‌طلبانه خود، آرامش را از مردم منطقه خاورمیانه گرفته‌اند. این دو رژیم از آنجائی که نمی‌توانند یکدیگر را در یک جنگ مستقیم شکست دهند و هیچ‌یک امکان پیروزی قطعی بر دیگری را ندارد، نزاع خود را با برافروختن جنگ‌ها به درون  کشورهای دیگر منطقه کشانده‌اند.

جمهوری اسلامی پس از شکست‌هایی که در طول دو سال گذشته در جریان جنگ اسرائیل در غزه، شکست حزب‌الله، از دست دادن سوریه و نیز جنگ دوازده روز متحمل شد، در طول چند ماه اخیر تلاش کرده است ضمن‌ترمیم صدمات نظامی داخلی،  به بازسازی نیابتی‌های خود بپردازد که در جریان جنگ‌های دو سال گذشته تضعیف‌شده‌اند. در این میان، تمرکز را بر تجدید سازمان‌دهی حزب‌الله لبنان قرار داده است که در استراتژی هژمونی‌طلبانه منطقه‌ای جمهوری اسلامی و محاصره اسرائیل، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حزب‌الله در جریان جنگ سال ۲۰۲۳ با اسرائیل متحمل صدمات و خسارات سنگینی شد. تعدادی از پایگاه‌های نظامی خود را به همراه مناطقی از لبنان از دست داد و ناگزیر به عقب‌نشینی شد. بسیاری از رهبران و فرماندهان نظامی این گروه درنتیجه بمباران‌ها و اقدامات تروریستی رژیم اسرائیل کشته شدند. حملات نظامی اسرائیل در لبنان به مرگ حدود ۵۰۰۰ نفر و هزاران تن زخمی‌ انجامید که تعداد زیادی از آن‌ها اعضا و طرفداران حزب‌الله بوده‌اند. حزب‌الله ناگزیر شد از جنوب رودخانه لیتانی به مناطق شمالی عقب‌نشینی کند. اما برای تجدید سازمان‌دهی خود با موانع و دشواری‌های جدی روبه‌رو شده است. پیش از سرنگونی بشار اسد تمام تجهیزات نظامی ، تدارکات جنگی و حتی مالی که اهمیت تعین کننده‌ای برای حزب‌الله دارند، به‌سادگی توسط جمهوری اسلامی از طریق سوریه تأمین می‌شد. اکنون اما این امکان ازدست‌رفته است. این در حالی است که حزب‌الله در مناطق شمال رودخانه لیتانی زیر حملات نظامی مداوم اسرائیل قرارگرفته که فرصت بازسازی را از آن سلب کرده است.

جمهوری اسلامی و حزب‌الله در داخل لبنان نیز با مشکلات جدی رو به رو شده‌اند. کابینه‌ای که در لبنان بر سر کار آمده است نه‌تنها مخالف حزب‌الله و دخالت‌های جمهوری اسلامی در لبنان است، بلکه زیر فشار دولت آمریکا و رژیم اسرائیل برای خلع سلاح این گروه قرار دارد. لذا برای مهار حزب‌الله و جلوگیری از ارسال کمک‌های نظامی و مالی جمهوری اسلامی، نظارت بر کانال‌های مالی و ورود محموله‌های نظامی را در بنادر، فرودگاه‌ها و مرزها تشدید کرده است. این اقدامات نه‌تنها حزب‌الله را ازنظر نظامی و تسلیحاتی تحت‌فشار قرار داده، بلکه توان مالی آن را به‌شدت محدود کرده است. البته دولت آمریکا مدعی است که به‌رغم این محدودیت‌ها، جمهوری اسلامی یک میلیارد دلار به حزب‌الله رسانده و محموله‌های تسلیحاتی نیز از طریق بندر طرابلس منتقل شده‌اند. هرچه باشد، این واقعیت برکسی پوشیده نیست که حزب‌الله نه‌فقط برای تأمین نیازهای تسلیحاتی و هزینه‌های نظامی خود به کمک‌های مالی جمهوری اسلامی وابسته است، بلکه تأمین هزینه شبکه‌های رفاهی مناطق تحت نفوذ خود را در میان شیعیان از طریق کمک‌های مالی جمهوری اسلامی تأمین می‌کند. بنابراین قبل از هر چیز نیاز به پول‌های هنگفت دارد.

جمهوری اسلامی تلاش کرده است از طریق مذاکره با دولت لبنان، موانع ارسال تجهیزات نظامی و کمک مالی به حزب‌الله را برطرف کند. اما نه‌تنها به نتیجه‌ای دست نیافته بلکه  بر سر همین مسئله با دولت لبنان نیز درگیری شدیدی پیداکرده است.

در مردادماه سال جاری، لاریجانی در جریان ملاقات با  رئیس‌جمهوری لبنان تلاش کرد به توافقاتی با این کشور دست یابد، اما این مذاکرات بدون نتیجه پایان یافت. آنچه مناسبات این دو دولت را به ویژه وخیم‌تر کرد، موضع‌گیری آشکارا مداخله‌جویانه ولایتی، مشاور خامنه‌ای در مورد لبنان بود.

وی در مصاحبه‌ای با سایت تسنیم،  با اشاره به ترور هیثم طباطبایی رئیس ستاد و از فرماندهان رده‌بالای حزب‌الله لبنان گفت: “رژیم صهیونیستی با نقض آتش‌بس به همگان ثابت کرد که خلع سلاح حزب‌الله چه تبعاتی برای لبنان خواهد داشت، رژیم صهیونیستی با ترور فرماندهان حزب‌الله لبنان سعی دارد اهداف نامشروع خود را با ایجاد رعب و وحشت در لبنان محقق کند. امروز وجود حزب‌الله از آب‌ونان برای لبنان ضروری‌تر است. ایران از حزب‌الله و جبهه مقاومت حمایت کرده و خواهد کرد.” موضع‌گیری ولایتی موجی از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی را  در پی داشت.

وزیر خارجه لبنان گفت:”آنچه برای ما مهم‌تر از آب‌ونان است، حاکمیت، آزادی و استقلال تصمیم‌گیری داخلی‌مان است، به‌دوراز شعارهای ایدئولوژیک و زمینه‌ها و بسترهای منطقه‌ای فرامرزی که کشور ما را ویران کرده و همچنان با سختگیری و لجاجت، ما را به‌سوی تباهی سوق می‌دهد. ”

در پی آن نخست‌وزیر لبنان نیز نه‌فقط به جمهوری اسلامی پاسخ داد بلکه در همان حال با به بهانه شکست‌ها و ناتوانی‌های حزب‌الله برای رودرروئی با اسرائیل، بر ضرورت خلع سلاح تأکید نمود.

به گزارش سایت العربیه، وی روز پنج‌شنبه ۶ آذر ماه گفت: “این حزب ادعا می‌کند که سلاح‌هایش مانع از تجاوز می‌شود و بازدارندگی به معنای جلوگیری از حمله دشمن است، اما حمله کرد و سلاح‌ها مانع آن نشد. افزون بر این، این سلاح‌ها از رهبران این گروه و مردم لبنان و دارایی‌های آن‌ها محافظت نکرد، همان‌طور که ده‌ها روستای ویران‌شده، گواه آن است.این سلاح‌ها نه‌تنها بازدارندگی و محافظت ایجاد نکرده‌اند بلکه پیروزی را برای غزه به ارمغان نیاورده‌اند. ” وی سپس بر خلع سلاح حزب‌الله تأکید کرد و گفت:

“ما مهلت‌هایی را برای فرآیند حصر سلاح تعیین کرده‌ایم. مرحله اول که قرار است تا پایان سال به پایان برسد، شامل منطقه جنوب رودخانه لیتانی می‌شود، جایی که سلاح‌ها و زیرساخت‌های نظامی باید ازآنجا برچیده شوند. در منطقه شمال لیتانی، اصل مهار سلاح و جلوگیری از انتقال و استفاده از آن‌ها، باید اجرا شود. سپس مراحل بعدی برای کنترل سلاح‌ها در مناطق مختلف دیگر اجرا خواهد شد.”

این اظهارنظر نخست‌وزیر لبنان در حالی است  که  نعیم قاسم، دبیر کل «حزب‌الله»، به‌صراحت اعلام کرده که حزب‌الله خلع سلاح را نمی‌پذیرد و آن را موکول به عقب‌نشینی اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان و بازگرداندن اسرای لبنانی کرده است.

در یک چنین شرایطی، حزب‌الله در وضعیت دشواری قرارگرفته است. توان نظامی پاسخ دادن به عملیات نظامی اسرائیل را به‌رغم وعده دبیر کل حزب‌الله برای گرفتن انتقام ندارد و در همان حال می‌داند که هرگونه پاسخ به اقدامات اسرائیل دقیقاً آن چیزی است که این رژیم  در پی آن است تا دامنه عملیات نظامی خود را در درون لبنان به‌ویژه پایگاه‌های مناطق شمالی حزب‌الله گسترش دهد. این را نیز می‌داند که خودداری از تحویل سلاح می‌تواند به جنگ داخلی منجر شود که تنها به نفع اسرائیل خواهد بود. علاوه بر این، جنگ داخلی در شرایطی که اکثریت مردم لبنان مخالف حزب‌الله هستند و این گروه دیگر یک پشت جبهه مستحکمی نیز برای تأمین تسلیحاتی و مالی ندارد، از داخل و خارج زیر ضربات ویرانگری قرار خواهد گرفت. از همین روست که اخیراً اخباری از اختلاف‌نظر بر سر خلع سلاح در درون خود حزب‌الله نیز انتشاریافته که می‌تواند در شرایط شکست و ضعف، واقعی باشد. بنابراین به‌رغم تمام تلاش‌های جمهوری اسلامی برای بازسازی حزب‌الله در شرایط دشوار کنونی، این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نینجامیده است.

در شرایطی که اختلافات درونی گروه‌بندی‌های لبنانی تشدید شده است،  رژیم اسرائیل  بر دامنه اقدامات نظامی خود در این کشور افزوده است. وزیر دفاع اسرائیل نیز اخیراً گفت تا زمانی که امنیت اسرائیل تضمین نشود و حزب‌الله خلع سلاح نشود، لبنان روی آرامش را نخواهد دید.  رژیم اسرائیل که خود را مقید به هیچ‌ توافق، مصوبه، آتش‌بس و قراردادی نمی‌داند، همچنان به مداخله نظامی در سرزمین‌ها و کشورهای هم‌جوار و ترور سران و فرماندهان نظامی گروه‌های مخالف ادامه می‌دهد. در غزه، ظاهراً آتش‌بس برقرار است، اما عملیات نظامی این رژیم نژادپرست در غزه و کرانه باختری ادامه دارد. همه‌روزه مناطقی از سوریه را بمباران می‌کند. در لبنان نیز به‌رغم آتش‌بس، به عملیات نظامی خود ازجمله ترور رهبران و فرماندهان حزب‌الله و بمباران مناطق شمال لیتانی ادامه می‌‌دهد. همچنین در مناطقی از خاک لبنان دیوار‌های امنیتی و دفاعی بتونی ایجاد کرده و بخشی از خاک این کشور را به تصرف خود درآورده است. گرچه بعید است حتی با خلع سلاح حزب‌الله، رژیم اسرائیل به تجاوزات نظامی خود در لبنان پایان دهد، همان‌گونه که امروز بدون هرگونه بهانه و تهدیدی از جانب رژیم سوریه به خاک این کشور حمله می‌کند، اما درهرحال، فشارهای داخلی و خارجی که حزب‌الله اکنون با آن روبه‌روست، چنان سنگین‌اند که مشکل بتواند در برابر خلع سلاح مقاومت کند. جمهوری اسلامی هم که نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری و حیات حزب‌الله داشته، در موقعیتی نیست که بتواند اوضاع را به نفع حزب‌الله تغییر دهد. با تمام این اوصاف، هر جهتی که تحولات لبنان به خود بگیرد، این واقعیت به‌جای خود باقی خواهد ماند که جنگ ناتمام اسرائیل و جمهوری اسلامی در اشکال مختلف ادامه خواهد یافت. عواقب آن نیز همچنان دامن‌گیر توده‌های مردم ایران خواهد بود.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۷ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.