مرگ‌آفرینی آلودگی هوا

زنگ خطر آلودگی هوا که مدتهاست در ایران به صدا در آمده، دیگر جنبه هشدار ندارد، چرا که به بحرانی ساختاری و مرگبار تبدیل شده که زندگی و جان میلیونها تن را نشانه گرفته و هر روز نیز بر ابعادش افزوده می‌شود.

طبق آمار وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۹ هزار نفر جان خود را بر اثر آلودگی هوا در ایران از دست داده‌اند. به عبارت دیگر در هر ۹ دقیقه، یک نفر. باید در نظر داشت که این، تنها آمار رسمی است و نه واقعی!

طی هفته‌های اخیر بار دیگر بحران آلودگی هوا به اوج رسید و تهران روزها در صدر آلوده‌ترین شهرهای جهان قرار گرفت. در بسیاری از دیگر مناطق کشور نیز وضعیت «ناسالم» برای تمامی گروه‌های سنی اعلام شد.  طبق استانداردهای بین‌المللی هر چه شاخص آلودگی به صفر نزدیک‌تر باشد، هوا سالم‌تر و پاک‌تر است، اما در روزهای اخیر شاخص آلودگی هوای تهران در سایت‌های معتبر جهانی بین ۱۹۶ و ۲۳۳ اما در سایت‌ها و منابع داخلی عمدتا پائین‌تر گزارش شده است.

به گفته عباس شاهسونی عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی بهشتی، آلودگی تهران در ۶ ماه اول سال جاری نسبت به بازه زمانی مشابه در ۱۴۰۳ تغییرات قابل توجهی کرده و تعداد روزهایی با شاخص آلودگی «قابل قبول»‌ آن کاهش و تعداد روزهای «ناسالم» برای گروه‌های حساس سنی نظیر سالمندان و کودکان ۴۰ درصد افزایش یافته و برای همه گروه‌های سنی ۳ برابر شده است.  وی مرگ‌های ناشی از آلودگی هوا را به چند دسته تقسیم می کند:‌ مرگ های ناشی از آلودگی هوا در منازل، صنایع، تولید انرژی‌ها(مانند نیروگاه‌ها)، کشاورزی و منابع انسانی. بیشترین ‌آمار مرگ و میر، ناشی از آلودگی صنایع و تولید انرژی‌اند.

از سوی دیگر، صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی وضع هوا تأکید کرده است که پایداری هوا و غلظت آلاینده‌ها در شهرهای بزرگ و صنعتی طی روزها و هفته‌های آینده ادامه می‌یابد، یعنی حتی بارش باران نیز تغییری در وضعیت موجود به وجود نخواهد آورد. موسسه کنترل کیفیت هوای تهران نیز روزهای وخیم‌تری را در دی ماه پیش‌بینی کرده است.

وسعت ابعاد و دامنه این بحران در تهران، استان خوزستان و ۲۲ شهر دیگر نظیر مشهد، کرج، اصفهان، ارومیه و تبریز منجر به تعطیلی مهد کودکها و مراکز پیش دبستانی، فعالیت آنلاین مدارس و دانشگاه‌ها و تعطیل یا دورکاری برخی ادارات گشت. این بود مجموعه اقدامات حکومت برای مقابله با این بحران مرگبار: تعطیلی و دورکاری. نه از اطلاع رسانی و توصیه‌های لازم خبری هست، نه از کنترل و نظارت بر تردد وسایل نقلیه شخصی آلوده کننده و حمل و نقل عمومی، نه از تعطیل صنایعی که خودعامل بزرگ آلودگی‌اند و نه توقف استفاده از آلاینده‌ها.  برعکس! جمهوری اسلامی عملاً و با (افزایش) استفاده از آلاینده‌هائی چون مازوت- یکی از آلاینده‌ترین سوخت‌های فسیلی جهان- موجبات مرگ بیشتر توده‌های مردم را فراهم می‌کند و آگاهانه آنها را در معرض خطر جانی قرار می‌دهد. به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری فارس، «مصرف مازوت در نیروگاه‌های ایران شروع شده و در روز ۲۳ آبان سال جاری به بیش از ۲۱ میلیون لیتر در روز رسیده است. این حجم، نیاز به قطار کردن نفتکش‌هایی به طول ۱۴ کیلومتر را دارد. سال گذشته به دلیل بحران گاز، رکورد مصرف مازوت در ایران شکسته شد. نیروگاه مفتح، سلیمی و شازند، رکوردداران مصرف مازوت در کشور هستند».

طی سال‌های گذشته استفاده از مازوت نقش بسزائی در آلودگی هوا به ویژه در ماه‌های سردتر سال داشته است. تراکم ذرات ناشی از سوخت مازوت و معلق ماندن آنها، لایه‌ای ایجاد می‌کند که از یک سو موجب غلظت آلاینده‌ها و از سوی دیگر مانع از گردش و جریان هوا می‌شود و دیگر حتی بارش باران نیز چاره ساز نیست چرا که آلاینده‌ها را دگربار به زمین باز می‌گرداند. مازوت علاوه بر آلودگی شدید هوا،  موجب بیماری‌هایی نظیر سرطان، سکته قلبی، مشکل ریوی و تنفسی و همچنین سقط جنین می‌شود. میلیونها تن از توده‌های  کارگر و زحمتکشی که در کارخانه‌ها و یا در جوار مراکز تولیدی و صنعتی زندگی می‌کنند، بطور مضاعف در معرض خطر جانی قرار دارند: هم در معرض مستقیم آلودگی هوا و عواقب بیشمار و مرگبار آن بر جسم و جانشان هستند و هم از داشتن امکانات اولیه و رفاهی، بهداشتی، پزشکی و درمانی محروم‌اند. کار و تردد مداوم در چنین محیط‌هایی به کاهش طول عمر آنها منجر می‌شود. پژوهش‌های علمی آژانس مراقبت سلامت بریتانیا حاکی از آن است که چنانچه فردی در روزهایی که شاخص آلودگی هوا حدود ۱۷۰ – و بالاتر از آن- است روزانه ۱۰ ساعت تردد داشته باشد، به دلیل ورود نامرئی این ذرات به ریه و خون  در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد و تداوم این وضعیت، به طور متوسط ۳ تا ۶ سال از طول عمر مفید فرد کم می‌کند.ریزذرات به محض ورود به بدن،  بدون ایجاد علائم فوری، ریه، قلب و مغز را فرسوده می‌کنند و قدرت دفاعی سیستم ایمنی را کاهش می‌دهند و به این ترتیب ذرّه ذرّه و تدریجی مقدمات مرگ زود رس فراهم می‌شود.

بحران آلودگی هوا، آئینه تمام نمایی از وضعیت جامعه‌ای است که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی قرار دارد. حکومتی که با چپاول و غارت ثروت کشور، مردم را به فقر و فلاکت و نیستی کشانده، حق حیات و حق تنفس در هوای سالم را نیز از آنها سلب کرده است. جمهوری اسلامی با این که ناقوس مرگ ناشی از آلودگی هوا مدتهاست  به صدا در آمده، استفاده از مازوت و سایر آلاینده‌های کُشنده را گسترش می‌دهد و بار جانی و مالی آن را بر دوش میلیونها تن از توده‌های کارگر و زحمتکش قرار می‌دهد. جمهوری اسلامی نه می‌خواهد و نه می‌تواند راه حلی برای حوادث و فجایع زیست محیطی چون نابودی جنگل های هیرکانی ، یا خشک شدن رودها و سدها و کم آبی داشته باشد. حکومت ورشکسته مرگ‌آفرین جمهوری اسلامی نه تنها راه حلی برای بحران ها ندارد بلکه خود بر ابعاد، دامنه و عمق فجایع و بحرانها می‌افزاید.

مقابله با معضلاتی چون آلودگی هوا که به عوامل و فاکتورهای متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی مرتبط اند، راه‌حلی ریشه‌ای، مستمر و مسئولانه‌ای را می‌طلبد. تعهد به سلامت، رفاه و بهداشت عمومی جامعه و تعهد به تامین و تضمین منافع توده های زحمت و کار و برخورداری آنها از حق حیات و زندگی سالم و با نشاط .

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۷ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.