غزه، تحت قیمومیت بین‌المللی

حمله نظامی ۷ اکتبر گروه‌های اسلام‌گرای فلسطینی تحت رهبری حماس به اسرائیل و پی‌آمد آن، جنگ دوساله ای که رژیم نژادپرست اسرائیل علیه مردم غزه برپا کرد،  از هر جهت برای مردم غزه و مبارزه رهائی‌بخش مردم فلسطین برای کسب حق تعیین سرنوشت و تشکیل کشور فلسطینی یک فاجعه بود. آنچه که پس از دو سال با آتش‌بس یک ماه پیش، از این جنگ و تجاوزگری وحشیانه اسرائیل برجای ماند، غزه‌ای ویران و نزدیک به ۷۰ هزار کشته فلسطینی است. اما این هنوز پایان فاجعه نیست. نه از آن رو که درد و رنج مردم غزه در نتیجه کارشکنی‌های رژیم اسرائیل، نبود امکانات غذائی، دارو و درمان و مسکن همچنان ادامه دارد و کمک‌هائی که وارد غزه می شود با فرارسیدن سرمای زمستان و سیلاب‌های ناشی از باران برای مردم آواره‌ای که در چادر زندگی می‌کنند، بسیار ناچیز است، بلکه پس از سال ها مبارزه ، اداره امور روزمره فلسطینیان ساکن غزه نیز از آن‌ها سلب می‌شود و در دست گروهی خارج از مردم غزه قرار می‌گیرد .

طرح ۲۰ ماده‌ای صلح ترامپ که در نخستین مرحله به تبادل اسرا و زندانیان و برقراری آتش‌بس انجامید، زیر فشار افکار عمومی مردم جهان، عجالتاً نسل‌کشی فلسطینیان توسط رژیم آدم‌کش اسرائیل را متوقف کرد. به‌رغم ادامه اقدامات نظامی رژیم اسرائیل که در همین فاصله کوتاه پس از آتش‌بس به کشته شدن متجاوز از ۲۵۰ فلسطینی و صدها زخمی انجامیده است، بااین‌همه، توقف نسل‌کشی به مردم غزه امکان داد که از کشتارجمعی زیر بمباران‌های مداوم نجات پیدا کنند. طرح ترامپ، اما حاوی نکات دیگری بود که نه‌تنها خواست‌های اسرائیل را تأمین می‌کرد، بلکه مردم غزه را از حق اداره امور خود نیز محروم می‌کرد. پس از آتش‌بس، مذاکراتی میان دولت‌های عربی منطقه و ترامپ بر سر اصلاح برخی از بندهای طرح صورت گرفت و نتیجه نهائی آن قطعنامه‌ای شد که روز ۲۶ آبان ۱۴۰۴ در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید.

برطبق این مصوبه شورای امنیت، اداره امور غزه از مردم فلسطین سلب و ظاهراً تا پایان سال ۲۰۲۷ در دست نهادی به نام “شورای صلح” متشکل از کارشناسان بین‌المللی و تکنوکرات‌های فلسطینی، تحت ریاست ترامپ قرار خواهد گرفت.این مصوبه می‌گوید کشورهای شرکت کننده و شورای صلح می توانند نهادهای عملیاتی با اختیارات بین المللی برای اداره امور ایجاد کنند. ساختارهای اجرایی غزه زیر نظر و با نظارت شورای صلح فعالیت خواهند کرد. تأمین مالی آنها از طریق کمک‌های داوطلبانه کشورهای کمک‌کننده، سازوکارهای مالی شورای صلح و دولت‌ها انجام خواهد گرفت. در این قطعنامه از بانک جهانی و دیگر مؤسسات مالی بین‌المللی نیز خواسته شده از بازسازی غزه حمایت کنند و صندوقی برای این منظور ایجاد نمایند. شورای صلح برای نظارت بر بازسازی غزه تا زمان تکمیل اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین باقی خواهد ماند.

مصوبه شورای امنیت همچنین تصریح دارد که یک «نیروی بین‌المللی ثبات» در نوار غزه مستقر می‌شود که با همکاری اسرائیل، مصر و پلیس تازه‌ آموزش‌دیدۀ فلسطینی، امنیت مناطق مرزی را تأمین و از جمله اختیاراتش خلع سلاح دائمی گروه‌های مسلح غیر‌دولتی و جمع‌آوری تجهيزات نظامی حماس است. این نیرو حفاظت از غیرنظامیان و تأمین گذرگاه‌های کمک‌های بشردوستانه را نیز برعهده خواهد گرفت. با افزایش دامنه کنترل نیروی ثبات بر غزه، ارتش اسرائیل طبق ضوابط توافق‌شده و یک جدول زمانی، عقب‌نشینی خواهد کرد.

سفير آمريکا در سازمان ملل، روز دوشنبه در جلسه شورای امنیت گفت: نیروی بین‌المللی ثبات وظيفه خواهد داشت در این موارد فعالیت کند: تامين امنيت منطقه، پشتيبانی از خلع سلاح غزه، برچيدن زيرساخت‌های تروريستی، جمع‌آوری سلاح‌ها، و تضمين امنيت غيرنظاميان فلسطينی.

همانگونه که گفته شد، خروج اسرائیل زمانی آغاز خواهد شد که نیروی بین‌المللی، کنترل و ثبات را برقرار کرده باشد. اسرائیل اما گفته است: “تا زمانی که مطمئن نشویم حتی یک اسلحه هم نمی‌تواند دوباره به سوی اسرائیل نشانه رود، از غزه خارج نخواهیم شد.” سفیر اسرائیل در سازمان ملل، پیش از رأی‌گیری گفت: “این قطعنامه تضمین می‌کند که حماس دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد.”

نقش سازمان ملل در این قطعنامه، در محدوده ازسرگیری تحویل کمک‌های بشردوستانه از طریق صلیب سرخ و هلال احمر پذیرفته شده است.

در این قطعنامه، زیر فشار کشورهای عربی، به شکلی مبهم از تشکیل کشور فلسطینی نیز صحبت به میان آمده و تصریح شده که پس از انجام اصلاحات مورد درخواست توسط تشکیلات خودگردان فلسطین و پیشرفت در بازسازی غزه، “ممکن است بالاخره شرایط برای مسیر معتبر خودگردانی و تشکیل کشور فلسطین فراهم شود.” اسرائیل اما از هم اکنون مخالفت خود را با این بخش از مصوبه شورای امنیت اعلام کرده است.

با تصویب این قطعنامه، ترامپ در تروث‌سوشال نوشت: “این رأی که هیئت صلح، که خودم ریاست آن را بر عهده خواهم داشت، را به رسمیت شناخت و تأیید کرد، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تأییدها در تاریخ سازمان ملل متحد ثبت خواهد شد و به صلح بیشتر در سراسر جهان منجر می‌شود.”

گروه اسلام‌گرای حماس که پیش از این زیر فشار وضعیت فاجعه‌بار مردم غزه و متحدین منطقه‌ای خود، طرح صلح ترامپ را پذیرفته بود و اعلام کرد فقط ملاحظاتی در مورد برخی بندها دارد و این ملاحظات بیشتر بر خلع سلاح متمرکز بود، اکنون اعلام کرده است که این قطعنامه، حقوق و مطالبات فلسطینیان را “برآورده نمی‌کند و قصد دارد یک قیمومیت بین‌المللی را بر نوار غزه تحمیل کند که فلسطینیان و گروه‌های مقاومت با آن مخالف‌اند”. در حالی که از همان آغاز روشن بود، طرح ترامپ  شامل نوعی قیمومیت بر غزه است.

حماس اکنون می‌گوید ” اداره نوار غزه باید توسط یک نهاد تکنوکرات کاملاً فلسطینی و بدون هرگونه مداخله خارجی انجام شود، به‌طوری که رئیس این نهاد از داخل غزه یا از میان وزرای تشکیلات خودگردان فلسطین انتخاب شود و همه اعضای آن مورد اجماع ملی فلسطینی‌ها باشند.”

این در حالی است که نه فقط رژیم های عربی منطقه به همراه پاکستان، ترکیه، اندونزی حمایت  خود را از این مصوبه اعلام کرده، بلکه تشکیلات خودگردان فلسطینی نیزبا صدور بیانیه‌ای از قطعنامه شورای امنیت استقبال و اعلام کرده که آماده مشارکت در اجرای آن است. دقیقاً همین حمایت تشکیلات خودگران فلسطین و دولت‌های عربی منطقه از مصوبه شورای امنیت، باعث شد که روسیه و چین به قطعنامه آمریکا رای ممتنع دهند. مخالفت روسیه و چین با قطعنامه آمریکا در این بود که در قطعنامه به صراحت از تشکیل دولت فلسطینی صحبت نشده، علاوه بر این، نقش سازمان ملل به ویژه در نظارت بر آتش‌بس نادیده گرفته شده است.

نماینده روسیه در جلسه شورای امنیت گفت: این قطعنامه با راه حل دو کشور مغایرت دارد. هیچ گونه شفافیتی در مورد جدول زمانی انتقال کنترل غزه به تشکیلات خودگردان فلسطین ندارد.  هیچ قطعیتی در مورد شورای صلح و نیروی بین‌المللی حفظ ثبات وجود ندارد. این تصمیم می‌تواند جدایی نوار غزه از کرانه باختری را قطعی کند.

در واقعیت نیز از هم اکنون روشن است که برخلاف آنچه در مصوبه آمده، بعید است تا تاریخ تعیین شده یعنی پایان سال ۲۰۲۷، قیمومیت غزه به پایان برسد. چرا که هیچ جدول زمانی مشخصی برای انتقال آن به تشکیلات خود گردان وجود ندارد و  آن را موکول به شرایطی کرده که خود آن‌ها مبهم و نامعلوم اند. یعنی “شورای صلح برای نظارت بر بازسازی غزه تا زمان تکمیل اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین باقی خواهد ماند.” معلوم نیست که اصلاحات تشکیلات خودگردان تا کی عملی می‌شود و چه نهادی تعیین می کند که این اصلاحات انجام گرفته است یا نه. به سازمان ملل در این مورد نقش و وظیفه‌ای داده نشده، بلکه ترامپ و شورای صلح اوست که سرانجام تصمیم خواهند گرفت. وقتی که تکلیف وضعیت غزه تا به این حد در ابهام قرار داشته باشد، روشن است که بحثی از تشکیل کشور فلسطین و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان هم نمی تواند در میان باشد. نه صرفاً از آن رو که اسرائیل مانع از آن خواهد شد، بلکه خود قطعنامه نیز آن را در ابهام نگه‌داشته است. قطعنامه می‌گوید: “پس از انجام اصلاحات مورد درخواست توسط تشکیلات خودگردان فلسطین و پیشرفت در بازسازی غزه، ممکن است بالاخره شرایط برای مسیر معتبر خودگردانی و تشکیل کشور فلسطین فراهم شود.” یعنی نه فقط موکول به اصلاحات مبهم بدون زمان‌بندی تشکیلات خودگران فلسطینی و بازسازی غزه شده، بلکه حتی اگر اصلاحات هم عملی و تایید شود و بازسازی هم که معلوم نیست چند سال طول بکشد، انجام بگیرد، باز هم تشکیل کشور فلسطین قطعی نیست. فقط “ممکن است بالاخره شرایط برای مسیر معتبر خودگردانی و تشکیل کشور فلسطین فراهم شود.” که این هم وعده مبهمی است که زیر فشار متحدین عرب منطقه‌ای ترامپ در قطعنامه گنجانده شده است.

آنچه که در این قطعنامه به صراحت از آن صحبت شده است،قیمومیت بین‌المللی یا دقیق‌ترقیمومیت امپریالیسم آمریکا بر غزه است. این قطعنامه نه وسیله‌ای برای نجات مردم فلسطین و برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت و تشکیل کشور مستقل فلسطین، بلکه ابزاری برای تحکیم اسارت مردم فلسطین از طریق استقرار رژیم قیمومیت خواهد بود. در یک چنین شرایطی آنچه که می‌تواند به یاری مردم فلسطین برخیزد، فشار افکار عمومی جهان و ادامه همان مبارزات جهانی است که توانست نسل‌کشی فلسطینیان را متوقف سازد. ادامه این مبارزه اکنون می‌تواند قدرت‌های ستمگر را زیر فشار برای پذیرش حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین  و تشکیل کشور فلسطین قرار دهد.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۶ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.