بحران خودکشی در ایران

بحران جامعه ایران، بحرانی عمیق و فراگیر است. پوسیدگی نظم اقتصادی- اجتماعی و سیاسی سرمایه‌داری حاکم بر ایران پی‌درپی بحران‌های جدیدی می‌آفریند که همگی ریشه در تضادهای لاینحل نظمی دارند که قادر به حل و غلبه بر آن‌ها نیست. خودکشی در ایران دیگر پدیده‌ای منحصر به کارگران و زنان، یا مناطق عقب‌افتاده کشور نیست، بلکه در گروه‌های اجتماعی مختلف رواج یافته و مدام در حال افزایش است. تنها در طول یک هفته گذشته سه مورد اقدام به خودکشی به سطح رسانه‌ها کشیده شد که دو مورد آن به مرگ انجامید و مورد سوم، ظاهراً جان به در برده است.

۱۱ آبان احمد بالدی، دانشجوی اهوازی که در اغذیه‌فروشی پدرش نیز کار می‌کرد، در اعتراض به تخریب اغذیه‌فروشی خانوادگی‌شان در پارک زیتون اهواز و برخورد ددمنشانه اوباش سرکوبگر شهرداری که معمولاً از میان لات‌ها و چاقوکش‌های شهرها گزین می‌شوند و نمونه‌های متعددی از وحشی‌گری آن‌ها را مکرر در برخورد با دست‌فروشان و تخریب مراکز مسکونی مردم دیده‌ایم، اقدام به خودسوزی کرد. او تهدید کرده بود اگر اوباش شهرداری به تخریب ادامه دهند، خودش را به آتش خواهد کشید. پاسخی که یکی از مزدوران شهرداری به تهدید او داد، چنین بود: “بسوزان ببینم چطوری می‌سوزی” و احمد که تمام منبع تأمین هزینه زندگی‌شان را نابودشده می‌دید، بی‌درنگ با بنزین خود را به آتش کشید. او سرانجام در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ جان باخت. در شامگاه چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

واکنش دستگاه ستمگر قضائی جمهوری اسلامی به این بیدادگری، رسوایی دیگری برای رژیم آدم‌کش بود.”دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان” با صدور بیانیه‌ای  به افراد و جریاناتی که بخواهند از این حادثه در راستای اهداف دشمنان برای ایجاد شکاف قومی یا برهم زدن آرامش عمومی استفاده کنند، هشدار داد و تهدید کرد” هر فرد یا جریان و با هر گرایشی، همگام با دشمنان مهین اسلامی، بخواهند از این حادثه برای ایجاد تفرقه قومیتی و برهم زدن آرامش و امنیت عمومی بهره‌برداری کنند، دستگاه قضایی استان با جدیت و اقتدار، قاطعانه، قانونی و بدون اغماض برخورد خواهد کرد.”

چند روز پس از خودکشی احمد، فؤاد شمس، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، به زندگی خود پایان داد.

روز چهارشنبه هفته گذشته نیزشاهو صفری، از نیروهای آتش‌نشانی شهرداری سنندج نیز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و معوقاتش خودسوزی کرد. گزارش‌ها حاکی است که او در بیمارستان بستری است.

در ایران، کشوری که غرق در بحران و مصائب اجتماعی متعدد است، در هرماه صدها تن از مردمی که زیر فشار بحران‌های جامعه له‌شده‌اند، از سر نومیدی اقدام به خودکشی می‌کنند. آنچه از این خودکشی‌ها به سطح رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی کشیده می‌شود، تنها نمونه‌های کوچکی از خودکشی‌ها در ابعاد گسترده در ایران است. روند افزایشی این خودکشی‌ها اکنون چنان بالاست که رژیم استبدادی حاکم بر ایران، از سال ۱۴۰۱ انتشار آمار سالانه خودکشی‌ها را محرمانه و ممنوع اعلام کرده است.این روند افزایش خودکشی‌ها از دهه ۹۰ سده گذشته، هم‌زمان با عمیق‌تر شدن بحران‌های نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران، سیر صعودی به خود گرفته است.

بر طبق آمار رسمی اعلام‌شده، روزانه بیش از ۱۵ نفر در نتیجه خودکشی جان می‌دهند.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، در تیر ۱۴۰۰،  در گفت‌وگو باخبر آنلاین، آمار خودکشی در ایران را در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بر پایهٔ گزارش‌های پزشکی قانونی ایران، ۴۱ هزار نفر اعلام کرد.

به گزارش آمارفاکت به نقل از سایت مرکز آمار ایران” در سال ۱۳۸۵، تعداد خودکشی‌های ثبت‌شده در کشور ۲۹۸۱ مورد بود. این رقم در سال ۱۳۹۰ به ۳۵۱۴ مورد رسید که نشان‌دهنده رشد حدود ۱۸ درصدی در طی پنج سال است. ادامه این روند افزایشی باعث شد تا در سال ۱۳۹۵ تعداد خودکشی‌ها به ۳۷۷۸ مورد برسد.

از سال ۱۳۹۷ که آمار ۴۲۴۰ مورد را نشان می‌دهد، روند افزایشی شدت بیشتری پیدا کرد. اگرچه در سال ۱۳۹۸ یک کاهش نسبی به ۴۱۵۶ مورد مشاهده شد، اما از سال ۱۳۹۹ با ۴۸۱۳ مورد، مجدداً شیب صعودی بازگشت.

در سال ۱۴۰۰ تعداد خودکشی‌ها به ۵۰۵۸ مورد رسید و در سال ۱۴۰۱ با ثبت ۵۲۰۵ مورد رکورد بالاترین آمار طی این دوره را ثبت کرد.”

روزنامه اعتماد در شهریور ماه طی گزارشی از خودکشی‌ها نوشت” در ایران، روزانه ۱۳ نفر اقدام به خودکشی می‌کنند که از سال ۹۹ تعداد اقدام به خودکشی به ۱۵ نفر در هرروز افزایش‌یافته است. در سال ۱۴۰۲ تعداد مرگ‌های براثر خودکشی ۷۶۰۳ مورد بوده که نسبت به آمار سال ۱۴۰۱ حدود ۶۸۵ مورد افزایش‌یافته است.

طی ۵ سال اخیر و در هرسال، مرگ براثر خودکشی حدود ۱۰ درصد افزایش داشته و در ۱۴۰۳ با همین افزایش ۱۰ درصدی نسبت به سال قبل، نرخ مرگ براثر خودکشی به حدود ۵ / ۹ نفر الی ۷ / ۹ نفر در ۱۰۰ هزار جمعیت خواهد رسید. ۳۲ درصد موارد خودکشی در سال ۱۴۰۱ (از جمع ۶۹۱۸ جان‌باخته) کارگران بوده‌اند، ۱۹ درصد مربوط به دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۱ درصد مربوط به زنان خانه‌دار و ۱۱ درصد مربوط به مشاغل آزاد بوده است. ۱۱ درصد موارد مرگ براثر خودکشی در سال ۱۴۰۱ مربوط به افراد بدون شغل بوده است.

اگر در سال ۱۴۰۲ در ایران ۷۶۰۳ مورد خودکشی منجر به مرگ اتفاق افتاده، در این سال بیش از ۱۵۰ هزار اقدام به خودکشی انجام‌شده است.”

به آنچه گفته شد، باید به رشد آمار خودکشی کادر درمان در سال‌های اخیر به‌ویژه در میان پرستاران و رزیدنت‌ها نیز اشاره کرد. بر طبق یکی از این آمار در سال ۱۴۰۲ ، ۱۳ مورد خودکشی رزیدنت‌ها صورت گرفت که ۱۱ نفر آن‌ها زن بودند.  اما آمار دیگری نشان می‌دهد که خودکشی پزشکان در چند سال اخیر ۵ برابر شده است. سید محمد میرخانی، مشاور اجتماعی سازمان نظام پزشکی در گفت‌وگو با “دنیای اقتصاد” آمار خودکشی قطعی سال ۱۴۰۲ را ۱۶  نفر اعلام و تأکید کرد که ممکن است آمارها از این عدد بیشتر باشد، اما سکوت خانواده‌ها و آبروداری مانع از اعلام خودکشی شود. او یکی دیگر از عوامل مؤثر بر حال کنونی پزشکان را محیط پادگانی بیمارستان‌ها عنوان کرد: “این موضوع به‌خصوص در مورد رزیدنت‌ها صدق می‌کند. آن‌ها گاهی ۷۲ ساعت نمی‌توانند بخوابند و این شرایط به‌شدت خطرناک است.”

به گزارش اعتماد از اواخر شهریور ۱۴۰۴ تاکنون نیز دست‌کم ۵ پزشک و رزیدنت پزشکی دست به خودکشی زده‌اند.  سخنگوی سازمان نظام پزشکی ایران می‌گوید “حجم کار داده‌شده به یک رزیدنت، بسیار بالا است و عدم تناسب دریافتی این افراد نسبت به فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، بسیار زیاد است. یک رزیدنت قادر نیست به‌تنهایی در شهر تهران خانه‌ای را اجاره کند و دیگر هزینه‌های زندگی ازجمله مایحتاج روزمره‌ خود را تهیه کند.”

هیچ منبع رسمی آمار خودکشی پرستاران را که زیر فشار کاری بالا، ساعات کاری طولانی، دستمزدهای ناچیز و تبعیض‌های مختلف قرار دارند ارائه نکرده است. تنها پاسخی که دبیر کل خانۀ پرستار به روزنامه‌ها داد این بود که این آمار محرمانه است.

با توجه به این‌که تعدادی از خودکشی‌ها حتی در پزشکی قانونی هم ثبت نمی‌شود، اما همین آمار که از سه سال پیش نیز متوقف‌شده است، به‌قدر کافی گویای سونامی خودکشی در ایران است. این خودکشی‌ها که در شرایط یاس و ناامیدی و از دست دادن هرگونه چشم‌انداز، تبدیل به یک اعتراض فردی شده، محصول ناگزیر جامعه‌ای است  که بر پایه استثمار، ستم، فقر، بیکاری، تبعیض و نابرابری، استبداد و بحران‌هایی بناشده که امروزه ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم ایران را به زیرخط فقر سوق داده است.

در چنین جامعه‌ای، کسی که خودکشی می‌کند هرگونه امید و چشم‌انداز به تغییر و بهبود اوضاع را از دست داده است. در ایران میلیون‌ها انسان بیکارند و بسیاری از آن‌ها از یافتن کار مأیوس و ناامید شده‌اند، کارگرانی که در شرایط بحرانی جامعه کار خود را از دست می‌دهند و چشم‌اندازی برای یافتن کار جدید ندارند، کارگرانی که حتی با ساعت‌ها اضافه‌کاری از تأمین هزینه‌های زندگی بازمی‌مانند، در شرایطی که رژیم دیکتاتوری راه هرگونه مبارزه متشکل را از آن‌ها گرفته، گاه دچار چنان ناامیدی و استیصال می‌شوند که اقدام به خودکشی می‌کنند. زنانی که در جامعه مردسالار تحت رژیم استبداد مذهبی محروم از حق‌وحقوق انسانی خود هستند، زیر فشار کار و سرکوب اعضای مرد خانواده و حتی محیط کار قرار می‌گیرند، به خودکشی متوسل می‌شوند. رزیدنت‌ها و پرستارانی که زیر فشار کار، ساعات طولانی، تبعیض و دستمزد و حقوق ناچیز کار می‌کنند، از فرط اضطراب، استرس، یاس و ناامیدی به خودکشی روی می‌آورند.

علت و مسبب تمام خودکشی‌ها در ایران نظم ارتجاعی سرمایه‌داری حاکم است که انسان‌ها را به نهایت استیصال، ناامیدی و درماندگی رسانده و هرگونه چشم‌انداز تغییر و بهبود اوضاع را از آن‌ها سلب کرده است. این خودکشی‌ها البته یک اقدام اعتراضی علیه نظم ارتجاعی حاکم بر کشوراند که انسان‌ها را در بن‌بست ناتوانی از روی‌آوری به اشکال مؤثر مبارزه قرار داده و هرگونه آینده امیدبخش و چشم‌انداز روشن را از آن‌ها سلب کرده است. اما این خشم و اعتراض، انفرادی است و مبارزه انفرادی هرآن چه هم که قهرمانانه به نظر آید، چیزی را تغییر نخواهد داد. ادامه حیات نظمی که انسان‌ها را به پوچی و ناامیدی سوق داده، اوضاع را پیوسته با بحران‌های عمیق، وخیم‌تر کرده و خواهد کرد. باید برای نجات، این خشم و اعتراض را در مبارزه‌ای جمعی به آتشی ویرانگر برای نابودی نظمی که عموم توده‌های زحمتکش و ستمدیده ایران را به‌روز سیاه نشانده، تبدیل کرد. مبارزه جمعی و متشکل کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان شیوه صحیح مبارزه علیه نظم ضد انسانی حاکم است و همین مبارزه است که سرانجام به مرحله‌ای اعتلا خواهد یافت که نظم فاجعه‌بارموجود را سرنگون خواهد کرد و نظمی سوسیالیستی و شورایی را مستقر خواهد ساخت که به تمام فجایع و بدبختی‌هایی که نظم سرمایه‌داری و دولت دینی پاسدار آن به بار آورده‌اند پایان خواهد داد.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۵ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.