تجربه ۴۶ سال گذشته بهوضوح این واقعیت را در برابر همگان قرار داده است که جمهوری اسلامی ، قادر به پاسخگویی هیچیک از مطالبات مردم ایران نیست. کابینههای دولت دینی یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، اما بهرغم وعدههای پوشالیشان، آنچه برجای گذاشتند، وضعیتی وخیمتر و شرایطی دشوارتر برای تودههای مردم ایران بود. مسعود پزشکیان نیز که اکنون بیش از یک سال در جایگاه اسلاف خود، در رأس دستگاه اجرائی رژیم قرا گرفته، وظیفهای جز این ندارد که در نطقهای تکراریاش به ذکر مصیبت بپردازد و جار بزند که اوضاع وخیمتر از آن است که بتوان پنهانش ساخت.
“ما روی طلا خوابیدهایم اما گرسنهایم؛ مقصر ما مدیران، مسئولان، سیاستمداران و قانونگذران هستیم، مقصر آمریکا نیست. ”
این پاسخی بود که وی در دیدار با مدیران آموزشوپرورش سراسر کشور در قبال بحران نظام آموزشی داد. چاره چیست؟ تا اطلاع ثانوی هیچ معضلی از معضلات و مطالبات مردم حل نخواهد شد. باید همه منتظر بمانند تا مدیرانی که خود ویرانی به بار آوردهاند، بحران را حل کنند! اما معضل جامعه ایران فقط بحران نظام آموزشی کشور نیست، معضل، کلیت نظام است. معضل، تمام نظم اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ارتجاعی حاکم است که پوسیدگی آن به درجهای رسیده که در تمام عرصهها، بحرانهای علاج ناپذیر به بار آورده است.
وی، همان حرفهایی را که پیشازاین در اجلاس مدیران آموزشوپرورش زده بود، به شکل دیگری، روز چهارشنبه ۷ آبان در جلسهای که با تعدادی پرستار دستچین شده داشت، تکرار کرد.
او برای اینکه از همان آغاز بحث مطالبات پرستاران را متوقف سازد،گفت: “امروز بهجایی رسیدهایم که حتی در پرداخت حقوق افراد مشکلداریم.” اما، چاره چیست و تکلیف مطالبات پرستاران چه میشود؟ فرمودند، باید نخست ساختار اداری را اصلاح کرد. اما “اصلاح ساختار اداری بهسادگی اتفاق نمیافتد. زمان میبرد.” همه فهمیدند. کسی صحبت از مطالبات و تحقق آنها نکند. پرستاران باید منتظر اصلاح ساختار تا آیندهای نامعلوم، بمانند.
پزشکیان در این سخنرانیها نقش یک آخوند شیاد را بازی میکند که در یک مسجد پس از ذکر مصیبت برای مستمعین ناآگاه، وعده نجات را پس از مرگ ، در بهشت میدهد. قرار بود رئیسجمهوری دولت دینی پاسخی به مطالبات پرستاران و بحران سیستم بهداشت و درمان بدهد، اما او نخست مرثیهخوانی خود را از جنگ دوازدهروزه و ذکر مصائب آن آغاز کرد تا رسید به داستان تکراری و همیشگی دولت دینی برای سرکوب هر اعتراض و اینکه همه ” این را بدانید که دشمن به دنبال برهم زدن وحدت و انسجام ماست.” یعنی اینکه اعتراض و مبارزه برای تحقق مطالبات، کار دشمن خارجی است که میخواهد وحدت و انسجام را بر هم بزند. اما بالاخره تکلیف بحران سیستم درمان و مطالبات سرکوبشده پرستاران چه میشود؟ پاسخ میدهد:
” ما وارث روندی هستیم که اصلاح آن زمانبر و دشوار است. در همه زمینهها بدون آنکه به محدودیتهای منابع توجه داشته باشیم، ساختار را گسترش و توسعه دادیم و کارهایی کردیم که نباید انجام میشد. امروز بهجایی رسیدهایم که حتی در پرداخت حقوق افراد مشکلداریم.”روشن است. بهجایی رسیدهایم که حتی در پرداخت حقوق افراد مشکلداریم، تا چه رسد به مطالبات آنها.
کلام آخر وی نیز این بود “با تمام وجود برای رفع هرگونه مصداق بیعدالتی و تبعیض تلاش میکنم، اما تحقق این هدف نیاز به تغییرات رفتاری گسترده و عمیقی دارد که ساده و سهلالوصول نیست.”
این است تمام پاسخ پزشکیان به پرستاران با انبوه مطالبات، در کشوری که بر طبق گزارشهای رسمی ، درآمد سال گذشته جمهوری اسلامی فقط از فروش نفت، رقمی حدود ۶۷ میلیارد دلار بود، بدون اینکه حتی یک سنت آن صرف رفاه و مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگانی شود که متجاوز از ۹۰درصد آنها زیرخط فقر زندگی میکنند.
پرستاران سالهاست که برای تحقق مطالبات خود مبارزه کردهاند، دولت جمهوری اسلامی اما پاسخی به این مطالبات نداده است.
ساعات کار پرستاران طولانی است. دستمزد ناچیزی که به آنها پرداخت میشود کفاف هزینههای زندگی روزمره آنها را نمیدهد. میانگین حقوق ماهانه پرستاران ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان است. این دستمزد ناچیز، پرستاران را ناگزیر به اضافه کاری کرده، اما مبلغی که در ازای این اضافهکاری پرداخت میشود، آنقدر کم است که پرستاران ترجیح میدهند کار دیگری در خارج از بیمارستان پیدا کنند. مدیران بیمارستانها اما پرستاران را وادار بهاضافه کاری اجباری میکنند. بیمارستانهای دولتی با کمبود ۳۰۰ هزار پرستار مواجهاند، رؤسا و مدیران بیمارستانهای خودگردان، پرستاران را مجبور کردهاند که بار این کمبود را بر دوش بکشند، در دو و گاه سه نوبت، کار کنند و مراقبت از ده تا بیست بیمار را بر عهده بگیرند تا سود بیشتری عاید آنها شود. پرستاران با تبعیض رو به هستند و درازای کاری که در یک گروه انجام میدهند، مبلغ ناچیزی سهم آنها میشود. پرستاران هیچ نقشی در تصمیمگیری بیمارستانها ندارند. پرستاران، درنتیجه فشار کار طاقتفرسا ، دچار خستگی مفرط و فرسودگی شدید، استرس مداوم هستند و سلامتی خود را از دست میدهند. دبیر کل دولتی خانه پرستار میگوید: “در کشورهای اروپایی به ازای هر ۱۰۰۰نفر جمعیت، بیش از ۱۰ پرستار وجود دارد، حداقل قابلقبول سه پرستار است. اما در ایران این رقم تنها حدود ۱.۶ تا ۱.۷ است. به همین ترتیب، به ازای هر تخت بیمارستانی نیز باید کادر پرستاری۲.۳ و ۱.۸ پرستار وجود داشته باشد، درحالیکه این عدد در کشور ما حدود یک نفر است.”
درنتیجه این فشارها ست که در سال ۱۴۰۳، بیش از ۲۵۰۰ پرستار از وزارت بهداشت خارجشدهاند و در “دو سال گذشته بیش از ده هزار پرستار برای مجوز خروج از کشور اقدام کردهاند.”
آنچه بهویژه نظام درمانی کشور را در بحرانی گرفتار کرده است که نه بیمار از آن رضایت دارد و نه پرستار، خصوصیسازی بخش درمان و تبدیل کردن آن به یک بنگاه سود سازی است. جمهوری اسلامی با خصوصیسازی بخش درمان، زندگی مردم ایران و پرستاران را تباه کرده است. هدف جمهوری اسلامی از خصوصیسازی این بوده است که هزینههای درمان را از دوش خود بردارد و آن را بر دوش مردم بیندازد. اما این اقدام در همان حال پرستاران را به کارگرانی بی حقوحقوق تبدیل کرده که با استثمار وحشیانه روبهرو هستند.
از همان روزی که بخش درمان کشور به کلی خصوصیسازی شد و علاوه بر ایجاد مراکز درمانی خصوصی، بیمارستانهای دولتی نیز زیر عنوان خودگردانی تابع اصل کسب سود شدند، نه تودههای مردم از درمان مناسب برخوردار شدند و نه پرستارانی که در این مؤسسات بهعنوان کارگر وادار به کار شدند، آسایش داشتهاند. فقط مدیران و روسای بیمارستانها، پزشکان و شرکتهای دلال، سودهای هنگفت از این خصوصیسازی به جیب زدهاند. آنچه برای پرستار باقی ماند، ساعات طولانی کار، “نوبتهای دوازدهساعته هرروزه در تعطیلات و آخر هفته و نیمهشبها” ،دستمزد ناچیز، کار شاق، اضافهکاری اجباری ، فرسودگی و درنهایت کنارهگیری هزاران پرستارهرسال، از چرخه خدمت و چنانچه امکانش فراهم باشد، مهاجرت به کشورهای دیگری که لااقل قدر کار ارزشمند پرستار را میشناسند.
بیمارستانهای کشور را ظاهراً تحت عناوین خصوصی، هیئت امنائی، شرکتی و دولتی تقسیمبندی کردهاند. دو سال پیش معاون وزیر بهداشت اعلام کرد از ۱۰۴۴ بیمارستان کشور حدود ۷۰ درصد متعلق به وزارت بهداشت است و بقیه بیمارستانها در اختیار سازمان تأمین اجتماعی، نیروهای مسلح، خیریهها و بخش خصوصی قرار دارد. حدود ۷۵ درصد پرستاران را زنان تشکیل میدهند. کلیه این بیمارستانها مستثنا از تقسیمبندی فوق، به شیوه سرمایهداری اداره میشوند . بیمارستانهایی که ظاهراً دولتیاند، به شیوه خودگردانی اداره میشوند و عملکرد یک بیمارستان خصوصی رادارند. یعنی بر مبنای سود عمل میکنند. بیمارستانهای خودگردان، باید خود را از طریق درآمد اداره کنند، تصمیمگیریهای مالی و عملیاتی دارند. هزینههای خود را از مردم، خواه مستقیم یا از طریق بیمهها تأمین میکنند. نیروی کار این بیمارستانها نیز از طریق شرکتهای پیمانکاری واسطه و با قراردادهای کوتاهمدت رنگارنگ، بدون امنیت شغلی و با حداقل دستمزد تأمین میشود.
در چنین نظامی، هم مراکز درمانی خصوصی و هم بیمارستانهای خودگردان، تلاش میکنند با استثمار وحشیانه پرستاران، حداکثر سود را به دست آورند. دستمزد را هر طوری که خودشان میخواهند تعیین میکنند. استخدام رسمی در کار نیست. تنها تعداد محدودی پرستار در بیمارستانهای دولتی با مجوز سازمان امور اداری و استخدامی، رسمی شدهاند. در این سیستم، سرمایهدار و مدیر بیمارستان بار کمبود نیروی انسانی را بر دوش تعداد محدودی پرستار قرار میدهند که حقوقشان ناچیز است و سود کلانی از بابت آن به جیب میزنند. پرستار باید بیچونوچرا در ازای مبلغ ناچیز ساعتی ۵۰ هزار تومان، بار اضافهکاری اجباری را بر دوش بکشد. این سیستم باعث ایجاد تبعیض آشکار در بیمارستانها شده است. گروهی از مزایای مالی چشمگیر برخوردار شدهاند اما سهم پرستاران ناچیز مانده است. پرستاران مکرر به بیعدالتی، در پرداخت کارانهها اعتراض کردهاند.
برای یک دولت دینی استبدادی که تمام موجودیتش بر نیروهای مسلح نظامی و پلیسی و دستگاه جاسوسی و سانسور و تحمیق قرارگرفته که بخش اعظم بودجه سالانه کشور را میبلعند، بخش درمان و مطالبات پرستاران، همانند بخش آموزش کشور، در اولویت نیست . پزشکیان در سخنرانی خود که به آن اشاره شد، همین پاسخ را بهصراحت داد و گفت که عجالتاً برنامهای برای بحران نظام درمان و تحقق مطالبات پرستاران ندارد. حال بر عهده خود پرستاران است که بازور مبارزه، رژیم را وادار به پذیرش مطالبات خود کنند. گرچه تا روزی که جمهوری اسلامی بر ایران حاکم است، پرستاران از شرایط فاجعهباری که جمهوری اسلامی بر آنها تحمیل کرده نجات نخواهند یافت، اما برای تحقق مطالبات فوری خود، سلاح قدرتمند اعتصاب را در اختیاردارند که چنانچه به آن متوسل شوند، همین پزشکیانی که امروز با قلدری، تحقق مطالبات پرستاران را به آیندهای نامعلوم موکول میکند، وادار خواهد کرد به دست و پای پرستاران بیفتد. راه دیگری جز توسل به اعتصاب در برابر پرستاران قرار ندارد. سلاح قدرتمند اعتصاب را بهکارگیرید.





نظرات شما