میلیونها بازنشسته در سراسر کشور که در زمره فقیرترین اقشار جامعه هستند، در وخیمترین شرایط اقتصادی و معیشتی بهسر میبرند. زحمتکشانی که بهترین سالهای عمر خود را به کار مشغول بوده و از ناچیز بودن مزد و حقوق و معضلات معیشتی و اقتصادی در ر رنج بودهاند، در دوران بازنشستگی نیز از این معضلات و رنجها رها نمیشوند.آنانکه در دوران بازنشستگی دست کم باید از یک آرامش نسبی برخوردار شوند و دغدغه نان و معیشت نداشته باشند، ازاین معضلات و تنگناها رها نمیشوند و برای ادامه زندگی باید با نظم حاکم درگیر شوند. سال هاست که این قشر پر شمار و آسیبپذیر، برای تغییر شرایط و رسیدن به خواست های خود، مبارزات و اعتراضات خیابانی مستمری را سازمان داده و با حضور در “کف خیابان” حق و حقوق خود را مطالبه کردهاند. این مبارزات غیر از یک دوره چند ماهه در سال ۱۴۰۱ و داغ بودن جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی” و یک دوره کوتاه در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه،هر هفته و هرماه پیگیرانه ادامه یافته است.
اعتراضات خیابانی بازنشستگان که در آغاز عمدتاً به بازنشستگان تأمین اجتماعی، باز نشستگان فرهنگی و باز نشستگان مخابرات محدود میشد، در طول این سالها به بخشهای دیگری نیز تسری یافته و گروههای بزرگی را نیز به درون این مبارزات کشانده است.در حال حاضر بازنشستگان صنعت نفت، بازنشستگان فولاد و معدن نیز به ستونهای اصلی این مبارزات تبدیل شدهاند. افزون براین بازنشستگان بانکها، صداوسیما، بازنشستگان بهداشت و درمان و برخی بخشهای دیگر نیز به این اعتراضات پیوستهاند. جنبش اعتراضی بازنشستگان به رغم تمام موانع ، فشارها، تهدیدها و به رغم بازداشت و حبس برخی از فعالان آن، به مبارزه ادامه داده است. این مبارزات درهمان حال فرایندهای مثبت و پیشرونده ای را طی نموده و از جهات گوناگون گامهایی نیز به جلو برداشته است.
یکی از ویژگیهای مهم اعتراضات روتین و منظم بازنشستگان، سوای استمرار و تعمیم و گسترش دامنه شمول آن، سازماندهی و برپایی اعتراضات فرامحلی و سراسریست. اگر تا چندسال پیش بازنشستگان تأمین اجتماعی، فرهنگی و مخابرات در روزهای معین هر هفته تجمعات همزمانی را در شهرهای مختلف کشور برگزار میکردند، که این کماکان ادامه دارد و گاه تجمعات واحد و هماهنگ شده ای را در تهران برپا می کردند، که این نیز کماکان ادامه دارد، اکنون با تجمعات سراسری بازنشستگان دیگری نیز روبرو هستیم که از شهرهای مختلف راهی تهران میشوند و در یک روز و ساعت معین، تجمع بزرگ و واحدی را برپا میکنند.
مهم ترین تجمعات سراسری ازاین نمونه، تجمعات اعتراضی بازنشستگان فولاد و معدن و تجمعات اعتراضی بازنشستگان صنعت نفت است.
بازنشستگان فولاد و معدن که مدت هاست در شهرها و استانهای مختلف از جمله اصفهان،خوزستان(اهواز)، تهران، مازندران و برخی مناطق دیگر تجمعات اعتراضی منظم هفتگی برپا میکنند، برطبق فراخوان قبلی روز یکشنبه ۴ آبان راهی تهران شدند و تجمع واحد و هزار نفرهای مقابل مجلس برپا کردند. بازنشستگان با حمل پلاکاردها و دردست داشتن کاغذ نوشتهها و سردادن شعارهایی درمورد همسانسازی ، به مخالفت با ادغام صندوق بازنشستگی فولاد و معدن در صندوق بازنشستگی کشوری پرداختند. نیروهای سرکوب مصمم بودند از تجمع جلوگیری کنند و مانع تردد بازنشستگان شوند اما درآغاز موفق به این کار نشدند. سپس نیروی بیشتری برای سرکوب به محل اعزام شد. نیروهای انتظامی به اعتراض کنندگان وحشیانه یورش بردند و شماری را مورد ضرب وشتم قرار دادند. مزدوران اطلاعاتی موسوم به لباس شخصی نیز که حضور چشمگیری داشتند، برای ارعاب تجمع کنندگان مرتب عکس و فیلم میگرفتند. گرچه تعدادی از نمایندگان مجلس با حضور در میان بازنشستگان وعدههای به بازنشستگان دادند، اما در این تجمع تعدادی از معترضان و شعار دهندگان بازداشت شدند.
بازنشستگان صنعت نفت نیز روز ۲۷ مهر یک تجمع بزرگ و پرشور مقابل وزارت نفت برپاکردند. این بازنشستگان نیز همزمان با برملا شدن تصمیم دولت مبنی بر چنگ اندازی بر صندوق بازنشستگان کارکنان صنعت نفت، چند سالی است وارد میدان مبارزه علنی و گسترده شدهاند. بازنشستگان صنعت نفت افزون بر اینکه بارها و بارها در سطح شهراهواز و استان خوزستان تجمعات اعتراضی برپا نمودهاند، چند اعتراض و تجمع سراسری را نیز سازمان دادهاند و در فاصله کمتر از ۹ ماه (از ۲۷ بهمن ۱۴۰۳ تا ۲۷ مهر ۱۴۰۴ ) در سه نوبت در تهران، دست به تجمع و راه پیمایی زدهاند. صدها تن از بازنشستگان صنعت نفت از شهرها و مناطق مختلف راهی تهران شده و در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۳ ، ۲۷ فروردین ۱۴۰۴و ۲۷ مهرماه سال جاری مقابل وزارت نفت تجمعات اعتراضی پرشوربرپا نمودهاند.در تجمع سراسری ۲۷ مهر که با فراخوان تشکل سراسری بازنشستگان صنعت نفت (” کارگروه اتحاد سراسری باز نشستگان صنعت نفت”) برگزارشد، بازنشستگان ضمن اعتراض به سیاست و اقدامات دولت در زمینه دست اندازی بر صندوق بازنشستگان کارکنان صنعت نفت و اموال و داراییهای آن، ” همه بازنشستگان سراسر کشور” را به اتحاد و مبارزه دعوت نمودند.
مبارزه و تجمعات اعتراضی بازنشستگان، به موارد فوق محدود نمیشود. روزهای مختلف هفته شاهد اعتراض و مبارزه این یا آن گروه از بازنشستگان است. یک روز بازنشستگان تأمین اجتماعی و فولاد و معدن، روز دیگر بازنشستگان فرهنگی و مخابرات و روز بعد بازنشستگان صنعت نفت و صدا و سیما و بانک ملی. جریان اعتراض و مبارزه بازنشستگان همچنان ادامه دارد و رو به گسترش است که به چند نمونه دیگر اشاره میشود.
روز دوشنبه ۵ مهر صدهاتن از باز نشستگان بانک ملی دربرابر ساختمان مرکزی این بانک در تهران تجمع اعتراضی برپا کردند. تجمع کنندگان علاوه بر شعار “نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم” شعار ” آینده را رهاکن، فکری به حال ما کن” سر دادند که در اعتراض به تقبل تعهدات بانک ورشکسته آینده از سوی بانک ملی مطرح شد.
بازنشستگان صدا و سیما روز دوشنبه ۲۸ مهر روبروی ساختمان صدا و سیما در تهران در اعتراض به دریافتیهای زیرخط فقر تجمع کردند. بازنشستگان فرهنگی، مخابرات و تأمین اجتماعی نیز بهطور منظم تجمعات اعتراضی هفتگی درمقیاس چند شهر و استان برپا نمودهاند. این تجمعات در برخی استانها مانند کرمانشاه، خوزستان، گیلان و کردستان از انسجام بهتر و بیشتری برخوردار بوده و بخشاً با شعارهای ابتکاری جدیدی نیز همراه بوده اند. “همبستگی، اتحاد، چاره ظلم و بیداد”،” پرستار سلامت، حمایتت میکنیم” (درحمایت از پرستاران)، “درمان رایگان حق مسلم ماست”، ” لشگری، کشوری، تأمین اجتماعی، اتحاد، اتحاد!” از نمونه این شعارهاست. در کرمانشاه تجمعات بازنشستگان تأمین اجتماعی گاه بهطور مشترک با شاغلان و بازنشستگان بهداشت و درمان برپا میشود. در اهواز گاه در یک روز سه گروه مختلف همزمان تجمع برپا میکنند. برای نمونه ۲۸ مهر بازنشستگان صنعت نفت، مخابرات و پرستاران تجمع اعتراضی برپا کردند. در پارهای موارد، گروههایی از شاغلان نیز در تجمع بازنشستگان شر کت میکنند و برعکس. برای نمونه ۲۹ مهر فرهنگیان شاغل و بازنشسته در یزد، متحداً تجمع اعتراضی برپا کردند. صنعت نفت در برپایی تجمعات مشترک شاغلان و بازنشستگان پیشتاز است و تا کنون دهها تجمع مشترک بویژه در شهرهای خوزستان برپا شده است. شعار “شاغل و باز نشسته، اتحاد، اتحاد!” از شعارهای مهم تجمع سراسری اخیر بازنشستگان نفت بود و از شعارهای برجستهی این دوره مبارزات بازنشستگان است. مخابراتیها که در تمام تجمعات خود شعار ” شرکت پردرآمد، چه برسرتوآمد؟”را سرداده اند، اخیراً این شعار را با شعار دیگری تکمیل نمودهاند:” مخابراتو بردن، بدست گرگ سپردن” و شعارهای دیگری در رابطه با مالکین مخابرات یعنی سپاه و “ستاد اجرایی فرمان امام”. “ستاد اجرایی حق ماهاروخورده”، “بنیاد تعاون حق ماهارو خورده”. باز نشستگان تأمین اجتماعی نیز مبتکر شعار های جدیدی بودهاند و اخیراً شعارهایی مانند:” نان گران،دارو گران ،درحسرت یک لقمه نان”،” بانک رفاه مال ماست، حاصل دسترنج ماست” در تجمعات خویش سرداده اند. در تجمع ۲۸ مهر علاوه بر ” صندوق پردرآمد، چه برسر توآمد؟” شعار ” استوار و همپیمان، ایستادهایم تا پایان” سردادند. قابل ذکر است که بسیاری از تجمعات بازنشستگان، با راه پیمایی و حمل پلاکارد و بنرهای بزرگ و سخنرانیهای رادیکال همراه بوده است. این تجمعات در مواردی با پیوستن شماری از دیگر افراد زحمتکش جامعه همراه بوده و درمواردی با بوق زدن ماشین ها مورد حمایت قرار گرفتهاند. شعار قدیمی “فقط کف خیابون، بدست میاد حقمون” که از کف خیابان و از درون مبارزات بازنشستگان برخاست و همچنان بر پرچم مبارزات بازنشستگان نقش بسته است، از جایگاه ویژه و برجستهای در میان تمام شعارها و تمام بازنشستگان برخوردار شده است. نکته قابل ذکر دیگر اینکه پیگیری مبارزه و استمرار تجمعات اعتراضی بازنشستگان، شمار بیشتری از این زحمتکشان را به درون مبارزه کشانده و قدرت این مبارزه را تقویت نموده است.
ازدیگر ویژگیها و نکات بسیار مهم و برجسته این دورهی مبارزات و تجمعات اعتراضی بازنشستگان، پررنگتر شدن شعارها و خواستهای سیاسی و طرح مستقیم و بیواسطه چنین شعارها و خواستهاییست. خوزستان، کردستان، کرمانشاه و گیلان پرچمدار چنین شعارها و خواست هایی بودهاند.” کارگر زندانی آزاد باید گردد”،” زندانی سیاسی آزاد باید گردد” ،”شریفه محمدی آزاد باید گردد”،” معلم زندانی آزاد باید گردد”،” از خوزستان تا گیلان، مرگ بر مدیران”،”ایران پردرآمد، چه برسرتوآمد؟”،” نه تهدید، نه زندان، نه اعدام، نیست جلودارمان” و همچنین شعارهایی در مخالفت با مجازات اعدام” اعدام هر یک نفر، نقض حقوق بشر”،” نه به اعدام، نه به اعدام، نه! نه! نه!”.
این شعارها و خواست ها نشان دهنده رشد و ارتقای آگاهی سیاسی در میان بازنشستگان است. مبارزات بازنشستگان نه فقط به لحاظ کمّی و نیز از نظر تشکل و سازمانیابی، باپیشرفتهای محسوسی همراه بوده است، بلکه به لحاظ سیاسی نیز آشکارا گامهایی به جلو برداشته است.
باوجود این، جنبش اعتراضی باز نشستگان هنوز از کمبودهای مهمی در رنج است. بازنشستگان بخشهای مختلف هنوز پیوند یا اتحاد محکمی میان خود برقرار نساختهاند. پوشیده نیست که مبارزات مستمر و سراسری بازنشستگان، دلیل آشکاری بر رشد تشکل یابی در صفوف این زحمتکشان است. تشکلهای هماهنگ کننده و “کارگروه” های مختلفی که در میان بازنشستگان ایجاد شده و اعتراضات شهری، استانی و فرامحلی و سراسری بازنشستگان در صنعت نفت، بازنشستگان فولاد و معدن، باز نشستگان تأمین اجتماعی، بازنشستگان فرهنگی و باز نشستگان مخابرات را سازمان میدهند نیز بیانگر همین واقعیت است. این مبارزات اما جدا از هماند و اتحاد و پیوند و هماهنگی در میان بخشهای مختلف وجود ندارد و یا در بهترین حالت بسیار بسیار ضعیف است. برقراری ارتباط و هماهنگی میان تشکلهای موجود در این بخشها، میتواند سطح و حجم اجتماعات اعتراضی و مبارزه بازنشستگان را از این که هست فراتر برده و چندین گام به جلوسوق دهد.اتحاد در صفوف بازنشستگان، قطعا تأثیرات مثبتی نیز بر ارتقای کیفی مبارزات خواهد گذاشت.
نکته بعدی، اتحاد و مبارزه مشترک شاغلان و بازنشستگان است که هنوز درمراحل بسیار ابتدایی است. شاغلان میتوانند برحمایتهای خود از باز نشستگان بیفزایند. اگر به هر دلیل نمیتوانند در تجمعات بازنشستگان حضور فیزیکی داشته باشند، طبیعتاً میتوانند اشکال دیگری را برای حمایت از رفقای خود جستجو و اجرا کنند. نباید فراموش کرد که بازنشستگان نیز روز شاغل بودهاند و شاغلان کنونی نیز بیشک روزی بازنشست میشوند. بدین اعتبار، سرنوشت بازنشستگان، سرنوشت شاغلان نیز هست و هر بهبودی که امروز به فرض در وضعیت بازنشستگان حاصل شود، فردا مشمول شاغلانی که به صف بازنشستگان میپیوندند نیز خواهد شد. برعکس، تیره روزی امروز بازنشستگان نیز، معنایش چیز دیگری جز سیه روزی فردای شاغلان نیست.
صرف نظر از ضرورت تلاش برای به صحنه آوردن کمیت بیشتری از بازنشستگان که در جای خود بسیار مهم است، اتحاد شاغلان و بازنشستگان از جنبه دیگری نیز مهم و حیاتی است. این واقعیت غیر قابل انکار است که بازنشستگان چند سالیست خیابان را به تصرف خود درآوردهاند. این پدیده، ثمرهی استمرار مبارزات بازنشستگان و فینفسه نکته بسیار مثبت و مهمی است . اما هر بازنشسته آگاهی این موضوع را نیز می داند که با خیابان به تنهایی و بیآنکه پیوندی با کارخانه و اعتصابات کارگری داشته باشد، مبارزات ما نمی تواند قرین موفقیت شود. بنابراین مطلقاً ضروری است که با کارخانه ها و اعتصابات کارگری پیوند و ارتباط برقرار کنیم تا خیابان، از پشتوانه قدرتمندی به محکمی کارخانه برخوردار شود.
ارتجاع حاکم برای مرعوب ساختن بازنشستگان و بازگرداندن آنان از خیابان به خانه، به اعمال سرکوب در اشکال گوناگون علیه این گروه زحمتکش متوسل شده و حتی از حربه بازداشت و زندان نیز استفاده نمودهاست. اسماعیل گرامی کارگر بازنشسته تأمین اجتماعی و از فعالان جنبش اعتراضی بازنشستگان، چندین بار بازداشت و زندانی و به حبس محکوم شدهاست. روز شنبه ۱۹ مهر نیز “محمدزمان کامروا” بازنشسته تأمین اجتماعی در اهواز و از چهرههای ثابت و شناخته شده تجمعات اعتراضی این شهر، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد. جمعه ۲۵ مهر نیز نیروهای سرکوب بعد از یورش وحشیانه به محل مسکونی “جهانگیر رستمی” معلم بازنشسته در شهرستان هرسین، باضرب و شتم و اهانت به وی، این بازنشسته را دستگیر و به اطلاعات کرمانشاه و سپس زندان اوین منتقل کردند.
اینها فقط نمونههایی از اقدامات سرکوبگرانه ارتجاع حاکم علیه بازنشستگان است اما دامنه ارعاب و سرکوب، بسی فراتر از این است.
این اقدامات اما نمی تواند جریان مبارزه در صفوف بازنشستگان را تعطیل و خیابان را از حضور آنان خالی کند. این گروه پرشمار زحمتکشان به این درجه از تجربه، شناخت و آگاهی دست یافته است که بداند جز از طریق مبارزه متشکل و رو در رو با نظم حاکم نمیتواند به خواستهای خود برسد. چنین است که وارد خیابان شده و فریاد میزند:” فقط کف خیابون، بدست میاد حقمون”!





نظرات شما