سرمایه‌داری بی‌نقاب ترامپ !

اواسط ماه اکتبر (اواخر مهرماه) میلیون‌ها نفر در سراسر ایالات متحده آمریکا در تظاهراتی پیوسته و گسترده و با شعار «نه به شاه» به اعتراض علیه سیاست‌های ترامپ و کابینه او برخاستند. اتحادیه‌های کارگری، گروه‌ها و تشکل‌های زنان، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، وکلا، فعالان محیط زیست و ضد جنگ از جمله فراخوان‌دهندگان این اعتراضات بودند. اعتراضاتی که به لحاظ وسعت با تظاهرات‌های ضد جنگ ویتنام مقایسه شده است.

عنوان سراسری این اعتراضات، «پادشاهی نه»، اشاره به سیاست‌های مستبدانه ترامپ در زمینه‌های مختلف دارد؛ سیاست‌هایی که دستاوردهای دهه‌ها مبارزه جنبش‌های اجتماعی را نشانه گرفته‌اند.

این سیاست‌ها که زمینه‌ساز اعتراضات میلیونی در ایالات متحده شده‌اند، کدامند؟ ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود، سیاست‌های دور اول را با شتاب بیشتری به مرحله اجرا گذاشت.

در زمینه اقتصادی، پروتکسیونیسم اقتصادی و شعار «اول آمریکا» ، در عمل به معنای اولویت دادن به سرمایه‌داران آمریکایی است. نتیجه این سیاست‌ها از یک سو انجام تغییرات مالیاتی به نفع سرمایه‌داران و شرکت‌هاست و از سوی دیگر افزایش بیکاری و اخراج شاغلین و قطع یا کاهش خدمات رفاهی و ته‌مانده‌های تأمین اجتماعی است. اختصاص بودجه‌های کلان برای جنگ‌افروزی و گسترش میلیتاریسم و همچنین اعمال تعرفه‌های گمرکی نیز بار و فشار مضاعفی بر دوش کارگران و زحمتکشان این کشور قرار داده است.

موسسه آمار کارگری ایالات متحده، آمار اخراج در این کشور در ماه اوت سال جاری را یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر اعلام کرده است که شامل ۱۸۳ هزار تن در ساختمان‌سازی، ۱۲۱ هزار تن در کارخانه‌ها، ۲۹۰ هزار تن در حمل و نقل، ۲۲۴ هزار تن در بخش خدمات و ۸۱ هزار تن در بخش دولتی است.

کاهش و قطع بودجه مراکزی نظیر «بانک غذا» برای اقشار فقیر نیز زندگی میلیون‌ها تن را به فقر و فلاکت بیشتر کشانده است. طبق گزارش مرکز آمار ایالات متحده، ۵۰ میلیون تن وابسته به کمک‌های غذایی این مراکز هستند، با این وجود وزارت کشاورزی با قطع یک میلیارد دلار هزینه این مراکز، اقشار وسیع و میلیونی را به گرسنگی مزمن سوق داده است. این سیاست‌ها ضمناً به بروز کشمکش‌های سیاسی بین نهادهای استانی و شهری با مقامات فدرال و دولتی منجر شده است.

کاهش بودجه فدرال برای آموزش عالی، بهداشت و برنامه‌های اجتماعی به افزایش نابرابری و شکاف طبقاتی دامن زده است. سیاست‌های اقتصادی ترامپ و کاهش کمک‌های خارجی و توسعه، منجر به کاهش بودجه آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا و کمک‌های اقلیمی، کاهش حمایت از برنامه‌های آموزشی و بهداشتی در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا و همچنین پروژه‌های مرتبط با سلامت زنان و آموزش دختران در کشورهای در حال توسعه شده است.

کابینه ترامپ در عرصه سیاسی نیز مجموعه‌ای از اقدامات و قوانینی را به مرحله اجرا گذاشته است که موجب افزایش نارضایتی و گسترش اعتراضات شده است. در این حوزه، سیاست‌های ترامپ مبتنی بر تمرکز قدرت در دست خود و تضعیف نهادهای دموکراتیک بوده و ایضا استقلال سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه را به نفع خود تغییر داده است. این امر موجب افزایش کنترل مستقیم کاخ سفید بر نهادهای فدرال، از جمله وزارت دادگستری و وزارت خارجه شده است. نقش کنگره آمریکا و دستگاه قضائی در نظارت بر تصمیمات اجرایی کاهش یافته و حملات به رسانه‌های مستقل و دانشگاه‌ها و نهادهای علمی و تحقیقی افزایش یافته است. ترامپ حتی رویای تغییر قوانین برای دور سوم ریاست جمهوری خود را نیز در سر دارد.

در عرصه بین‌المللی، این سیاست‌ها و اقدامات موجب خروج ایالات متحده از چند معاهده اقلیمی و حقوق بشری شده و مشارکت در بهداشت جهانی و بخش زنان سازمان ملل کاهش یافته است. تمرکز بر جنگ‌افروزی و میلیتاریسم و فشار بر مخالفان و منتقدین این سیاست‌های جنگ‌افروزانه روزبه‌روز در حال گسترش است.

دانشگاه‌ها یکی از مراکزی هستند که در یک سال اول ریاست جمهوری ترامپ با محدودیت‌ها و موانع متعددی روبرو گشته‌اند. اساتید و دانشجویان از دخالت فدرال و نظارت ایدئولوژیک نام برده‌اند. حمله ترامپ به دانشگاه‌ها از طریق قطع بودجه‌ها، مداخله سیاسی در اعطای کمک‌های پژوهشی و تحقیق، فشار بر اساتیدی که درباره موضوعاتی چون نژادپرستی، تغییرات اقلیمی یا برابری جنسیتی تحقیق می‌کنند، صورت گرفته است. در چندین ایالت از جمله فلوریدا و تگزاس قوانینی برای محدودسازی تدریس «ایدئولوژی جنسیت» تصویب شده است. ضمناً دولت فدرال طرح‌هایی برای سنجش میزان «وفاداری» دانشگاه‌هایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند در دست اجرا دارد. تشکیل و حمایت گروه‌های فشار و خبرچین در میان دانشجویان برای جمع‌آوری و انتشار اسامی اساتید و دانشجویان منتقد و مخالف، بویژه مخالفین جنگ اسرائیل و غزه، بخشی از این اقدامات است. همچنین همکاری با دانشگاه‌ها و موسسات خارجی، بویژه چینی، محدود شده است. بودجه فدرال برای علوم انسانی و علوم اجتماعی کاهش یافته، اما در عوض بودجه برای تمرکز آکادمیک بر حوزه‌های فنی و نظامی و استفاده از انرژی فسیلی افزایش یافته است.

مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در ایالات متحده که نقش مهمی در سلامت و بهداشت کشور دارد، در سال جاری با بیشترین اخراج‌ها مواجه شد. این امر با فرمان وزارت بهداشت ایالات متحده صورت گرفت. اوایل سال جاری بیش از ۲۴۰۰ تن از متخصصین این نهاد و در اکتبر سال جاری ۱۳۰۰ تن دیگر اخراج شدند. در اعتراض به این امر صدها تن از نیروهای متخصص استعفا دادند و سیاست‌های علم‌ستیزانه را افشا کردند. رئیس مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها، رابرت اف کندی، از چهره‌های بغایت مذهبی و ارتجاعی جمهوری‌خواه است که با واکسن و واکسینه کردن عموم شدیداً مخالفت دارد.

در عرصه اجتماعی، سیاست‌های ترامپ مستقیماً دستاوردهای مبارزاتی جنبش‌های اجتماعی، از جمله جنبش زنان، را مورد حمله مستقیم قرار داده است. حق سقط جنین و باروری که در برخی ایالت‌ها تاکنون قانونی بود، با رشد نیروهای ارتجاعی و نئو‌فاشیست و زن‌ستیز، مورد تهدید جدید قرار گرفته است. بودجه مراکز حمایت از زنانی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، کاهش یافته است. از سوی دیگر زمینه و بستر برای رشد جریان‌ها و گرایش‌های زن‌ستیز و کمپین‌های ضد زن در شبکه‌های مجازی گسترش یافته است. فعالان محیط زیست، جنبش ضد نژادپرستی، گروه‌ها و سازمان‌های مدافع حقوق کوئیرها با محدودیت‌های فراوان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجهند.

مجموعه این سیاست‌های تبعیض‌آمیز، ارتجاعی، جنگ‌افروزانه و غارتگرانه هر روز طیف وسیعتری را به مبارزه می‌کشاند. امروزه اقشار مختلفی به اشکال متعدد به رویارویی برخاسته‌اند. بخشی از روشنفکران، اساتید و هنرمندان، همچون دوران مک‌کارتیسم (۱۹۴۶ تا ۱۹۵۷)، زیر فشار و سرکوب قرار گرفته‌اند. در آن دوران، ایالات متحده شاهد موجی از سرکوب کمونیست‌ها و نیروهای پیشرو بود و این فضا موجب مهاجرت هزاران تن از روشنفکران، منتقدین و هنرمندان، از جمله چهره‌های شناخته شده‌ای نظیر چارلی چاپلین، برتولت برشت و توماس مان شد. امروزه نیز چنین روندی علیه قشری از روشنفکران و هنرمندان دیده می‌شود. جامعه هنرمندان ایالات متحده اخیراً طی بیانیه‌ای که به امضای ۱۵۰ سازمان فرهنگی و صدها هنرمند رسیده است، اعلام کرده‌اند که در واکنش به سیاست‌های دولت در حوزه فرهنگ خواهند ایستاد.

گسترش مبارزات توده‌های کارگر و زحمتکش از یک سو و افزایش آگاهی سیاسی از سوی دیگر، روزبه‌روز بر ابعاد این اعتراضات و تعمیق و رشد آنها افزوده و موجب رادیکال شدن آنها شده است. طبق آمار روزنامه بریتانیائی تایمز -که به نیروهای راست گرایش دارد- ۶۳ درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله آمریکائی به نظرات و ایده‌های سوسالیستی گرایش دارند. همین منبع گروه  سنی ۱۸ تا ۳۴ ساله را نیز مورد بررسی قرار داده و نوشته است ۴۳ درصد این رده سنی طرفدار سرمایه‌داری‌اند و ۴۳ درصد دیگر طرفدار سوسیالیسم.

روشن است که ترامپ با سیاست‌هایش نقاب از چهره بزک شده ی سرمایه‌داری برداشت و چهره واقعی آن را در معرض نمایش قرار داد و از همینروست که میلیون‌ها تن از کارگران و زحمتکشان و اقشار مترقی و پیشرو در مقابل آن صف‌آرایی کرده‌اند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۳ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.