اوضاع اقتصادی و معیشتی کارگران و کارکنان شاغل در صنعت نفت طی چند سال اخیر بهشدت رو به وخامت گذاشته است. گرانیها ، تورم افسار گسیخته ، تنزّل ارزش پول و کاهش فاحش قدرت خرید، به تشدید فقر و نداری در صفوف این زحمتکشان دامن زده است تا آنجاکه وضعیت نیروی کار رسمی شاغل در صنعت نفت نیز درحال حاضر به لحاظ معیشتی و اقتصادی فرق چندانی با سایر کارگران و زحمتکشان ندارد.از امتیازات گوناگونی که کارکنان صنعت نفت درگذشته از آن برخوردار بودند، تقریباً چیزی باقی نمانده است.امروز حتی در سطح کارکنان رسمی صنعت نفت، دستمزد ماهانه هزینهها را نمیپوشاند. وضعیت کارگران غیررسمی ازنمونه کارگران ارکان ثالث و پیمانی، قرار دادی، قرارداد موقت و امثال آن که اکثریت بزرگ شاغلین صنعت نفت را تشکیل میدهند، به مراتب بدتر و وخیمتر است. نارضایتی شدیدی درفضای بس ملتهب نفت موج میزند . بهرغم اعمال کنترل شدید پلیسی، روحیه اعتراضی بسیار بالاست و غیر از قشر بسیار نازکی از مدیران رده بالا، نارضایتی در تمام سطوح شاغلین و حتی در میان بازنشستگان صنعت نفت بسیار افزایش یافته است.اعتراضات، تجمعات و اعتصابات مکرر شاغلان بخشهای مختلف و بازنشستگان صنعت نفت و گاز نیز گویای همین واقعیت است.
کمتر روزی است که در صنعت نفت و گاز اعتراض و تجمعی نباشد. صنعت نفت و گاز طی سه- چهار سال اخیر، به مهمترین مرکز تجمعات و اعتراضات کارگری تبدیل شده است. مبارزات چندساله اخیر نفتگران و استمرار آن گویای این واقعیت است که اززمانی که پرچم مبارزه در ۹ تیر سال ۱۳۹۹ با برپایی تجمع سراسری کارکنان رسمی مقابل وزارت نفت در تهران به اهتزاز درآمد، آتش این مبارزات تا همین امروز شعلهور بوده و خاموشی نداشته است. با آن تجمع بزرگ و یکپارچه، تمام تلاشهای رژیم و نهادهای امنیتی آن برای تحمیل سکوت و سکون و حصارکشی بر حریم نفت به منظور برکنار نگاه داشتن صنعت نفت از شعله اعتراضات و اعتصابات کارگری در صنایع دیگر، خنثی شد. سرکوب سیستماتیک، تقسیم نیروی کار به گروههای مختلف برای ایجاد شکاف در میان کارگران و جلوگیری از اتحاد آنها، برقراری فضای شبه نظامی در محیط کار، دربرابر شعلههای سرکش اعتراض و اعتصاب تاب نیاورد. اعتصاب و تجمع گسترده و علنی در صنعت نفت که از نیمه دوم دهه هفتاد سابقه نداشت، مبارزه کارگران و کارمندان این صنعت را بعد از یک ربع قرن وارد مرحله جدیدی ساخت. توسل طبقه حاکم به تشدید سرکوب و اعمال انواع محدودیت ها و فشارهای پلیسی، نه فقط مبارزه کارکنان رسمی را خاموش نساخت، بلکه این مبارزات بیش از پیش گسترش یافت و به سرعت به کارگران غیررسمی مانند کارگران پیمانی و پروژه ای، ارکان ثالث، قرارداد موقت و غیره نیز تسری یافت.
ارتجاع حاکم،نگران از بروز ” ناآرامی” در نفت و در وحشت از گسترش اعتراض و اعتصاب، به سرکوب شدید کارکنان معترض متوسل شد. در هر تجمع و اعتراضی، شماری از اعتراض کنندگان بازداشت و مورد تهدید و ارعاب قرار گرفتند.مبارزه مسالمت آمیز و صفوف منظم تجمع سراسری ۴ بهمن همان سال (۹۹) مورد یورش وحشیانه نیروهای سرکوب قرار گرفت و ۲۰ معترض بازداشت شدند.”شورای هماهنگی و همبستگی کارکنان رسمی صنعت نفت” که در جریان همین مبارزات اعلام موجودیت کرده و تجمعات اعتراضی بزرگی را سازمان داده بود، تجمع بزرگ دیگری را در ۱۲ شهریور سال ۱۴۰۱ سازمان داد. این اقدام اعتراضی نیز به شدت سرکوب شد. ۶۷ تن از فعالان و سازماندهندگان این تجمع بازداشت و زندانی شدند. از آن تاریخ به بعد، گرچه “شورای هماهنگی وهمبستگی کارکنان رسمی صنعت نفت” تجمعات سراسری هماهنگ دیگری را نیز در همان سال سازمان داد اما از اواخر این سال دیگر نتوانست مانند قبل به فعالیت و سازماندهی ادامه دهد. با وجود این، مبارزه کارکنان صنعت نفت متوقف نشد و در اشکال گوناگون ادامه یافت. خواست اولیه کارکنان رسمی نفت اجرای ماده ۱۰ “قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت” بود که در اردیبهشت سال ۹۱ به تصویب رسید و دستورالعمل اجرای آن نیز آذر سال ۹۳ صادر شد، اما وزارت نفت از اجرای آن سرباز زده است.
بعد از این سرکوب گسترده و اعمال کنترل پلیسی شدیدتر در صنعت نفت، اعتراض کارکنان رسمی نفت، به شکل تجمعهای جداجدا یا کم و بیش هماهنگ در چند واحد و گاه سراسری در این یا آن روز هفته تا اواسط سال ۱۴۰۲ ادامه یافت. از مهرماه همین سال کارکنان رسمی نفت بجای برپایی تجمعهای جدا در روزهای مختلف هفته، روز دوشنبه را روز اعتراض تعیین نمودند و از آن به بعد، هرهفته روز دوشنبه تجمع برپا کرده و به اعتراضات خود ادامه دادند. دوشنبه های اعتراضی کارکنان رسمی نفت تا آخر مهر سال ۱۴۰۳ مدت ۱۳ ماه پیگیرانه ادامه یافت. آخرین تجمع کارکنان رسمی در سال ۱۴۰۳ بجای دوشنبه، روز سه شنبه اول آبان که کارگران ارکان ثالث تجمعات هفتگی برپا می کردند، برگزارشد ونوعی اتحاد عمل نیروی کار شاغل در صنعت نفت در میدان مبارزه رقم خورد. این تجمع اعتراضی کارکنان رسمی در نوع خودش بسیار گسترده و با حضور شمار بیشتری از کارکنان رسمی شاغل در مراکز مختلف نفت و گاز همراه بود که از جمله می توان به کارکنان رسمی شاغل در شرکت مناطق نفت خیز جنوب، شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری، شرکت نفت فلات قاره،منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، سکو های ۴۰ گانه، شرکت نفت و گاز پارس-عسلویه، شرکت نفت و گازپارس – کنگان، پالایشگاه های ۱۳ گانه مجتمع گاز پارس جنوبی،پالایشگاه گازی فجرجم، شرکت نفت گچساران، مسجد سلیمان و…اشاره نمود.
این تجمعات بهویژه تجمع اخیر کارکنان رسمی افزون بر گستردگی درعین حال از ویژگیهای دیگری نیز برخوردار شده بود. اولاً این تجمعات منظم دراغلب موارد با راه پیمایی و سردادن شعار و حضور پررنگ خانوادهها همراه شده بود، ثانیاً اعتراضات روزهای دوشنبه به تدریج به سایر روزهای هفته نیز تعمیم یافت و ثالثاً و از همه مهمتر، این تجمعات با تعطیل و توقف برخی وظایف و کارها ( نیمه اعتصاب) همراه شده بود. آخرین تجمع از این نوع که اول آبان ۱۴۰۳ برگزارشد، کارکنان رسمی نفت بی آنکه نامی از اعتصاب بیاورند،هشدار دادند اگر به خواستهایشان رسیدگی نشود کارهارا تعطیل و تولید را متوقف خواهند کرد. عملیاتی های ۳۷ سکوی دریایی اعلام کردند:” هیچ گزارشی از وضعیت سکوها ثبت نخواهدشد، وضعیت تولید روزانه و لحظه ای گاز و میعانات گازی به اطلاع مانیتورینگ و پالایشگاههای متناظر اعلام نخواهدشد. هیچگونه گزارشی از وضعیت تعمیرات سکوها به مراجع مربوطه ارسال نخواهد شد، هیچگونه مکاتبهای در سامانه اتوماسیون اداری پاسخ داده نخواهد شد.”
تجمع وسیع و گسترده، توقف برخی کارها و هشدار به توقف تولید، ترس وزارت نفت و مدیران این وزارتخانه را در پی داشت. ازاینرو، وزیر نفت بیدرنگ راهی جنوب شد و با وعدههای رنگارنگی که به کارکنان رسمی داد، توانست آن ها را فریب دهد. این کارکنان اسیر پارهای توهمات دیرینه خود شدند و به تجمعات روتین روزهای دوشنبه پایان دادند و بدین ترتیب، خود، خویشتن را خلع سلاح کردند.
اما مدت زمان زیادی طول نکشید که وعدههای پوچ و دروغین و فریبآمیز وزیر نفت برملا شد. اعتراضات کارکنان رسمی گرچه بعد از آبان سال ۱۴۰۳ نیز بهطور محدود و پراکنده اینجا و آنجا ادامه داشت اما از اوایل سال جاری برابعاد آن افزوده شد. تا اینکه کارکنان رسمی نفت اعلام کردند دوشنبههای اعتراضی را از سر خواهند گرفت. روزدوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴ استارت مجدد دوشنبههای اعتراضی زده شد و از آن تاریخ تا همین لحظه دوشنبه هرهفته در دهها مرکز نفت و گاز تجمع اعتراضی برپا نمودهاند. اما اینبار نیز اعتراضات کارکنان رسمی نفت به روزهای دوشنبه خلاصه نشده و در واقع هرروزهفته، یک یا چند بخش در حال تجمع و اعتراضاند.
پیکار در صنعت نفت، هرگز در محدوده کارکنان رسمی باقی نمانده است. از همان سال ۹۹ کارگران پروژه ای و پیمانی با برپایی اعتصاب سراسری با شرکت هزاران و دهها هزار کارگر پا به میدان مبارزه گذاشتند. اعتصاب سراسری از این دست در سال های بعد از آن نیز تکرارشد. افزون بر کارگران پیمانی و پروژهای، سایر کارگران غیر رسمی مانند کارگران قرارداد موقت، قرارداد مدت معین و از همه بیشتر کارگران ارکان ثالث شاغل در صنعت نفت و گاز با نیروی کمّی عظیمی وارد عرصه مبارزه علنی و گسترده شده و از ۹۹ تا کنون صدها اعتراض و تجمع برپا نموده و یا دست به راهپیمایی زدهاند. نمیتوان انکار نمود که کارگران ارکان ثالث در محور مبارزات کارگران غیررسمی و کارگران ارکان ثالث مجتمع گاز پارس جنوبی در رأس این مبارزات قرار داشتهاند و با برپایی تجمعات پرشور و مستمرخود، انرژی مبارزاتی عظیمی را در صنعت نفت و گاز و کل جنبش طبقه کارگر پمپاژ کردهاند. سال ۱۴۰۳ اوج مبارزات کارگران ارکان ثالث بود. این کارگران نیز روزهای سه شنبه هر هفته را به عنوان روز اعتراض و تجمع برگزیدند. هر هفته روز سه شنبه دهها پالایشگاه، فازهای مختلف ، سکوها ، مراکز و شرکت های مختلف نفت و گاز بهصورت جداجدا تجمعات اعتراضی برگزار نمودند. تجارب مبارزه به کارگران آموخت که با تجمعات پراکنده و جداجدا نمیتوان سرمایه داران و کارفرمایان را عقبراند. این کارگران که ۱۶ هفته بطورمنظم و پیگیر روزهای سه شنبه هر هفته تجمعات اعتراضی برپا نموده بودند، از این مرحله عبور نموده و به سازماندهی و برپایی تجمعات واحد و سراسری روی آوردند. هفدهمین سه شنبه اعتراضی( سه شنبه ۶ آذر) به یک تجمع بزرگ و سراسری کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی تبدیل شد.کارگران ارکان ثالث شاغل از بخشهای مختلف و بعضاً با طی کردن مسافتی طولانی راهی عسلویه شدند و مقابل ” ستاد مجتمع گاز پارس جنوبی” تجمع واحد و بزرگی را برپا نمودند. برخی از کارگران ارکان ثالث شاغل در مراکز و نقاط دیگر مانند مناطق نفت خیز جنوب، شرکت نفت و گاز گچساران، پالایشگاه گازی فجرجم، شرکت نفت فلات قاره و سکوهای نفت و گاز نیز با برپایی تجمعات محلی، ازاین اقدام سراسری حمایت نموده و به آن پیوستند. کارگران ارکان ثالث شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی با این اقدام سراسری مرحله جدیدی را در مبارزات خود رقم زدند.این تجمعات واحد و سراسری با حضور ۳ تا ۵ هزار کارگر به نمایندگی از ده ها هزار کارگر ارکان ثالث، روزهای سهشنبه ۲۰ آذر و ۴ دی ماه ۱۴۰۳ نیز تکرار شد. کارگران ارکان ثالث در تجمعات و بیانیه های خود هشدار دادند چنانچه به خواستهایشان رسیدگی نشود اعتراضات خود را گسترش خواهند داد. این کار گران نیز گرچه از واژه اعتصاب استفاده نکردند اما صریح و روشن گفتند کار را متوقف خواهند کرد. کارگران به صراحت گفتند در صورت عدم پاسخگویی، “فرایند تولید”، “تعمیرات”، و ” امور عملیاتی” را متوقف خواهند کرد و آخرین پیام خویش را بدینگونه به آنها ابلاغ نمودند:”این آخرین پیام است، بدون ما کارشما تمام است”. هشدار کارگران ارکان ثالث به اعتصاب، بسیار روشنتر و مشخصتر از کارکنان رسمی بود. ارکان ثالث خود را آماده کرده بود شکل مبارزه خود را ار تقا بخشد و از تجمع سراسری به اعتصاب گذر کند.
این تجمعات سازمانیافته سراسری و مهمتر از آن، هشدار به خواباندن چرخ تولید و توسل به اعتصابی که می رفت دست کم ۱۸ هزار نیروی کار شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی را به درون خود بکشد، وحشت مدیران و کارفرمایان و فراتر ازآن بیم و هراس دولت حامی آنها را برانگیخت. بهدنبال آن تعرض به کارگران و سرکوب بیرحمانه فعالان اعتراضات مجتمع گازپارس جنوبی آغازشد. نهادهای امنیتی و قضایی طی یک رشته تعرضات پیدرپی در زمستان سال گذشته، یک سلسله احضارها و بازجوییها را آغاز کردند. در پارس جنوبی دهها کارگر پیشرو مورد تهدید قرار گرفتند. دست کم ۱۵ کارگر بازجویی شدند. ۷ تن به “هسته گزینش جنوب” احضار و حکم اخراج گرفتند و شماری از کارگان پیشرو اخراج شدند.
بدینسان در روند روبه تعمیق و تکامل مبارزه کارگران ارکان ثالث و گذار شکل مبارزه از تجمع سراسری به اعتصاب موقتاً وقفه افتاد.
اما این سرکوبها و فشارها نتوانست از ادامه مبارزه کارگران ارکان ثالث جلوگیری کند.تجمعات اعتراضی کارگران ارکان ثالث ولو در ابعاد کوچکتری ادامه یافت. افزون بر آن، این کارگران بهمن سال ۱۴۰۳ یک تجمع سراسری دوهزار نفره را با شعار” ارکان ثالث بیدار است، از استثمار بیزار است” مقابل وزارت نفت در تهران سازمان دادند.این اعتراضات در سال جاری نیز گسترش بیشتری یافته است. اردیبهشت سال جاری(۱۴۰۴ ) نیز تجمع سراسری دیگری تقریباً با همان تعداد در تهران مقابل وزارت نفت برپا نمودند.کارگران پارس جنوبی هشدار دادهاند از روز سه شنبه ۶ آبان تجمعات روتین سه شنبه های اعتراضی را از سر خواهند گرفت.افزون براین در نظر دارند دهم آبان یک تجمع سراسری در تهران مقابل دفتر ریاست جمهوری برپا کنند. اعتراضات رو به تزاید کارگران ارکان ثالث در چند ماه اخیر بهویژه مهرماه گسترش بیشتری یافته است.
مبارزه و اعتراض و تجمع در صنعت نفت در محدوده کارکنان و کارگران شاغل باقی نمانده است در برخی شهرکها از جمله شهرک نفت جم خانواده نفتگران و اولیای دانش آموزان دراعتراض به کیفیت پایین تحصیل، شهریه مدارس، تراکم بالای دانش آموز در کلاسها، کمبود مدارس دولتی و آموزش پولی به کرّات دست به اعتراض و راهپیمایی زده اند.بازنشستگان صنعت نفت نیز بارها و بارها چه در سطح شهر و استان و چه در مقیاس سراسری دست به تجمع و راه پیمایی زده و به اعتراضات سراسری روی آوردهاند. برای نمونه صدها تن از بازنشستگان صنعت نفت از شهرها و مناطق مختلف ۲۷ بهمن ۱۴۰۳ و در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۴ در تهران مقابل وزارت نفت تجمعات اعتراضی پرشوری برپا نمودند. ۲۷ مهرماه سال جاری نیز بر طبق فراخوان ” کارگروه اتحاد سراسری باز نشستگان صنعت نفت” تجمع بزرگ دیگری را مقابل وزارت نفت برپا کردند و ضمن اعتراض به دست اندازی دولت به صندوق بازنشستگان کارکنان صنعت نفت و اموال و داراییهای آن، ” همه بازنشستگان سراسر کشور” را به اتحاد و مبارزه دعوت نمودند.
در چند ماه اخیر مبارزه و اعتراض در صنعت نفت آشکارا تشدید گشته و شمار تجمعات اعتراضی فزونی یافته است. برای نمونه در تمام روزهای مهرماه از یکم تا سیام مهر، شاید فقط دو یا سه روز حرکت اعتراضی در نفت نبود اما در بقیه موارد هر روز در یک یا چند واحد و مرکز نفت و گاز و در اغلب مراکز بیش از یک بار در هفته و چندین بار در طول ماه، تجمعات اعتراضی و بعضاً راه پیمایی برگزارشد.(۱)
در تجمعات و اعتراضات اخیر کارگران رسمی و غیر رسمی صنعت نفت، پدیدهها و ویژگیهای نوینی بروز یافت که جادارد خلاصهوار به نمونه هایی از آن اشاره کنیم.
یک نمونه افزایش صدور و انتشار بیانیه و موضع گیری در موارد مختلف است از جمله می توان به ابتکار عمل کارکنان رسمی در زمینه اتحاد و اعلام همبستگی و حمایت از همکاران اشاره نمود. کارکنان رسمی شرکت نفت و گاز پارس شاغل در بخش خشکی پارس جنوبی، با صدور بیانیه ای مورخ ۱۹ مهر، ضمن اعلام “حمایت قاطع و بیقید و شرط” از همکاران خود در سکوهای دریایی نوشتند”صدای آنان صدای واحد تمامی کارکنان صنعت نفت است صدایی که سالهاست در میان بی توجهی و وعدههای بیثمر، خاموش مانده و اینبار با قدرت بیشتری شنیده می شود”. در این بیانه ضمن توضیح شرایط دشوار کار در سکوهای دریایی، از غیر قابل تحمل بودن شرایط فعلی سخن رفته وبر اتحاد کارکنان تأکید شده است :”امروز اتحاد میان خشکی و دریا، پیام روشنی دارد، ما کنار هم ایستاده ایم و تا تحقق عدالت، همراه و همصدا خواهیم ماند”.
کارکنان رسمی شرکت نفت فلات قاره شاغل در جزایر و سکوهای دریایی نیز با صدور بیانیه ای مورخ ۲۱ مهر، از همکاران خود در بخش خشکی و دریایی در پارس جنوبی حمایت و با آنان اعلام همبستگی نمودند. این کارکنان وضعیت در صنعت نفت را به “انبار باروت” تشبیه نموده و اعلام کردند “این شرایط دیگر قابل توجیه و تحمل نیست و درپایان اعلام کردند” تا تحقق کامل عدالت” همراه و همصدا خواهند ماند.
کارکنان رسمی و عملیاتی شاغل در برخی مراکز نفت و گاز، با انتشار بیانیهها و اطلاعیههای متعدد و گوناگونی، به وزارت نفت و مدیران و مقامات ذیربط، هشدار دادند اگر به خواستهایشان رسیدگی نشود،اعتراضات جدیدی را سازمان خواهند و یا کار را تعطیل خواهند کرد. برخی بیانیههای کارکنان رسمی نیز جنبه انتقادی نسبت به همکاران داشت مانند انتقاد از عدم حضور آنان در تجمعات اعتراضی و همچنین در مواردی انتقاد به شکل و شیوه اعتراض. برای مثال” گروه مطالبه گری پارس جنوبی” در اطلاعیهای مورخ ۷ مهر از برخی همکاران که دچار انفعال شده یا حالت”تماشاچی” به خود گرفته اند انتقاد نمود و کسانی را که “رخت عافیت پوشیده اند و نشستن توی سایه تا بقیه براشون باغچه بیل بزنن” مورد حمله قرار داد و حتی پا را ازاین هم فراتر گذاشت روی گردانی همکاران مطالبه گر را اقدامی “بزدلانه” توصیف نمود. همچنین پیرامون شکل اعتراض خطاب به همکاران خود نوشت” همکاران عزیز، گرفتن چندعکس نمادین دیگرکافی نیست تجربه نشان داده است که تجمعات باید همراه شعار کوبنده و راه پیمایی پرشورباشد…مشکلات را بیپرده باید فریاد زد و شجاعانه عمل نمود.” تجمعات ۲۰ الی ۳۰ نفره را بی احترامی به خود کارکنان و آن را بیفایده و ناکافی خواند و درپایان نوشت”امروز بیش ازهرزمان دیگری نیازمند اتحاد و همصدایی تمامی کارکنان عملیاتی نفت در سراسر کشور هستیم”.
جمعبندی
تردیدی در این مسئله وجود ندارد که مبارزه در صنعت نفت و گاز با پیشرویهای خوبی همراه بوده و دستاوردهای مهمی داشته است.تجمعات و مبارزات فراواحدی و سراسری حاکی از ایجاد تشکلهای فرا کارخانه ای و کمیتهها یا شوراهی هماهنگی است که در حال حاضر نیز به حیات خود ادامه می دهند.مبارزه در صنعت نفت آرام آرام از نظم و سازماندهی بهتری برخوردار شده، آگاهی، تشکل و سازمانیابی درصفوف نیروی کار شاغل در این صنعت ارتقا یافته است. گامهای بسیار اولیه در زمینه تغییر ریل شکل اعتراض نیز برداشته شده است. پیبردن به این موضوع بسیار مهم که برای دستیابی به خواست ها نباید صرفاً به تجمعات اعتراضی اکتفا کرد بلکه باید به تاکتیک مهم و مؤثر کارگری، اعتصاب و خواباندن چرخ تولید روی آورد، خود، دستاورد مهمی است.به ویژه آنکه کارگران اعم از رسمی یا غیر رسمی گام هایی نیز در این زمینه برداشتهاند.همبستگیها و نشانه اتحادهای مفیدی نیز در صنعت نفت پدیدار و تلاشهایی نیز در این زمینه انجام شده که باید ان را تقویت کرد.این تلاشها را سعی کنیم از حد انتشار بیانیه و اتحاد سکوهای دریایی و خشکی و یا اتحاد کارکنان رسمی و علیاتی فراتر بریم و تا مرحله اتحاد واقعی در عمل ارتقادهیم. مهمتر اینکه این اتحادها نباید در محدوده رسمیها باقی بماند بلکه باید به اتحاد کارگران رسمی و غیر رسمی گذرکند.حضور پر رنگ خانوادهها، طرح شعارها و راه پیماییهای کارگری نیز که شور و حال دیگری به مبارزه نیروی کار شاغل در صنعت نفت بخشیده است، خود نوعی پیشروی در مبارزات طبقه کارگر محسوب میشود.
اما کسروکمبودها و معضلات نیز کم نیستند. این واقعیتی است که به رغم اهمیت اعتصاب به عنوان یک شکل مؤثر مبارزه و پیبردن کارگران صنعت نفت به این موضوع و حتی هشدار به استفاده ازاین شکل مبارزه، اما تاکتیک اصلی مبارزه در صنعت نفت کماکان و به طورعمده برپایی تجمع اعتراضی است.نشانه هایی البته در سخنان، مواضع و مبارزات کارگران و کارکنان صنعت نفت دیده میشود که بیانگر تلاش و تمایل برای گذار از مبارزه در شکل تجمع به مبارزه در شکل اعتصاب است. باوجود این، حرف، ازعمل کماکان عقب مانده است. این نشان می دهد که پی بردن به اهمیت اعتصاب یا هشدار به استفاده از اعتصاب، هنوز کافی نیست و مادامکه هشدار به اعتصاب، یا ایدهی اعتصاب از حرف به عمل درنیاید هنوز هیچ مشکلی حل نشده است.
کارکنان رسمی صنعت نفت در بیانیه ها، اطلاعیهها، شعارها و موضعگیریهای خود رادیکال و گاه بسیار رادیکالاند. دست کم در دوسال اخیر مکرر از جانب کارکنان رسمی و عملیاتی هشدار به خواباندن چرخ تولید بعضاً حتی با لحنی تند عنوان شده است. اما این رادیکالیسم تا این لحظه از مرحله حرف فراتر نرفته است. گرایش محافظه کار درون کارکنان رسمی نفت همواره مراقب بوده و هست که اعتراضات کارکنان، خللی بر روند تولید وارد نسازد! بدتر از آن، با وجود آنکه چندین بار بیهوده بودن مماشات با مقامات و نهاد های دولتی را تجربه نمودهاند، هنوز که هنوزاست از توهمات و امیدهای واهی نسبت به این مقامات و نهادها دست برنداشتهاند و کماکان به عنوان یک نیروی ماند و بازدارنده عمل میکنند. درسطح کارگران غیررسمی شاغل در صنعت نفت نیز شکل اصلی مبارزه و اعتراض، برپایی تجمع است. انرژی بالقوه و پتانسیل بالای مبارزاتی نیروی کار شاغل در صنعت نفت و گاز متأسفانه هنوز نتوانسته است در کانال و شکل اصلی و مؤثر مبارزه و اعتراض کارگری یعنی اعتصاب جاری شود. از اینجاست که اعتراضات وسیع و گسترده و متعدد در نفت که از سال ۹۹ تا کنون ادامه یافته و عمدتاً به صورت تجمعات اعتراضی برگزارشده به نتیجه مطلوب و دلخواه منجر نشده است.
کار گر معترض و مبارز صنعت نفت امروز دربرابر این پرسشها قرار دارد، آیا همین شیوه اعتراض یعنی تجمع موقت در محل کار و درهمان حال ادامه کار بدون خواباندن چرخهای تولید را کافی میداند؟ آیا این شیوه اعتراض برای عقب راندن وزارت نفت و کارفرما تاکنون جواب داده و نتیجه ملموسی در بر داشته است؟آیا همین کافی است که چند تن از کارکنان با در دست گرفتن کاغذ نوشته و سر دادن چند شعار خواست هایشان را عنوان میکنند؟
تردیدی در این مسئله نیست که با توجه به شرایط و سنتهای مبارزاتی در هر مجتمعی میتوان از اشکال گوناگون مبارزه و اعتراض استفاده کرد. اشکال گوناگون مبارزه هرکدام در حدودی میتوانند مؤثر باشند. تمام مسئله اما بر سر این است که این اعتراضات کارآیی لازم را نداشتهاند و دولت و وزارت نفت آن را به عقبنشینی و پذیرش خواست کارگران اعم از رسمی یا غیررسمی وادار نساختهاند.
باید از تجارب مبارزه دست کم در این پنج سال درس بگیریم.ازیاد نبریم که قرار نیست در ادامه مبارزه، آنچه را در گذشته طی شده دوباره تکرار کنیم و آزمایش شده را بار دیگر بیازماییم. باید شجاعت به خرج داد و یک گام قطعی و بی تزلزل به جلو برداشت. همه چیز در دستان ماست. هرگونه بهبود شرایط کار در صنعت نفت وحد و حدود پذیرش خواست های نیروی کار شاغل در این صنعت به این بستگی دارد که کارگران صنعت نفت چه زمانی وارد اعتصاب خواهند شد.
زیر نویس
(۱) تجمعات اعتراضی برای نمونه در واحد های زیر برپاشد:
شرکت نفت فلات قاره، منطقه خارک، منطقه سیری و منطقه لاوان، منطقه نفتی بهرگان،شرکت نفت و گاز آغاجاری، منطقه ویژه عسلویه،شرکت نفت و گاز پارس( پارس۱- عسلویه)، شرکت نفت و گاز پارس(پارس۲- کنگان)، پالایشگاه آبادان،شرکت نفت مناطق مرکزی بوشهر،نفت و گاز پارس سکوهای ۴۰ گانه،مجتمع گاز پارس جنوبی پالایشگاه های ۲و۷،۹،۱۱و..شرکت نفت مناطق نفت خیز جنوب،کارکنان شاغل در صنعت نفت گچساران و مسجد سلیمان.





نظرات شما