” نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه “

موج سرکوب و اعمال فشار و محدودیت علیه دانشجویان در اشکال گوناگون، به‌ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه گسترش یافته و تشدید شده است. دستگاه امنیتی، کنترل پلیسی شدیدی را به مرحله اجرا گذاشته است. حراست و کمیته‌های انضباطی، بازوهای مهم پیشبرنده سیاستهای سرکوبگرانه دولت در دانشگاه، سیستم های کنترل پلیسی- جاسوسی و دخالت‌گرانه خود را وسعت بخشیده‌اند. دوربین های مداربسته همه جا، در سالن‌ها، بوفه، کتابخانه، سلف سرویس غذاخوری و حتی توالت‌ها نصب شده‌اند. ورود و خروج دانشجویان در دانشگاه و خوابگاه کنترل می‌شود. اخراج، محرومیت از تحصیل، تعلیق، محرومیت از خوابگاه و خدمات رفاهی و امثال آن درحال افزایش است. تنها در دانشگاه خواجه نصیرطوسی، شش دانشجو محرومیت از تحصیل گرفته و سه تن از آن‌ها اخراج شده اند. در دانشگاه امیر کبیر ۱۵ دانشجو به سرنوشت مشابهی دچارشده و اغلب از تحصیل محروم یا اخراج شده‌اند. در دانشگاه علامه طباطبایی ۲۴ دانشجو در آستانه اخراج‌اند. دانشگاه خوارزمی و سایر دانشگاه‌ها نیز وضعیت مشابهی دارند.

نیازی به توضیح نیست که دانشجویان دختر در معرض فشارهای بیشتری هستند و به خاطر پوشش مدام مورد پیگرد و جاسوسی  و آزار‌های مضاعفی قراردارند. در دانشگاه “الزهرا” ورود و خروج با چهره نگاری صورت میگیرد و علاوه بر حراست، زنان سرکوبگر مأمور کنترل حجاب، به آزار های کلامی علیه دانشجویان می‌پردازند و حتی استفاده از شال نیز با تذکر و گاه فحش‌های رکیک همراه است. این وضعیت به نحوی در داخل دانشگاه و سلف سرویس نیز برقرار است. کیفیت غذا نیز بسیار پایین است. دربرخی گروه‌های درسی نیز، دانشجویان به اجبار باید چادر داشته باشند. در رابطه با خوابگاه نیز محدودیت ها و فشارهای زیادی اعمال می‌شود و ورود به خوابگاه بعد از ساعت ده ممنوع است.

ارتجاع حاکم در راستای انتقام‌جویی و مرعوب سازی دانشجویان به اقدامات دیگری نیز متوسل شده است. اخیراً اعلام شد حکم اعدام یک دانشجوی ۲۲ ساله رشته مهندسی دانشگان تبریز در دیوان عدالت اداری نیز تأیید شده است. یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشگاه علمی کاربردی اصفهان نیز روی ۲۵ خرداد در ایست بازرسی با شلیک مستقیم نیروهای بسیج در مرداویج اصفهان به قتل رسید.

افزون بر فشارهای مستقیم پلیسی – امنیتی، ارتجاع حاکم ازطریق اهرم‌های اقتصادی و معیشتی و محروم‌سازی دانشجویان از امکانات رفاهی معمول دانشجویی نیز اعمال فشار علیه دانشجویان را تشدید نموده است. البته تمام این اقدامات مورد اعتراض شدید دانشجویان واقع شده و دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف، علیه این سیاست‌ها و اقدامات دست به اعتصاب و اعتراض زده و تجمعات اعتراضی برپا کرده‌اند. برای نمونه می‌توان به دانشگاه خواجه نصیر طوسی تهران اشاره نمود. اخیراً هیئت رئیسه این دانشگاه، شهریه از جمله شهریه خوابگاه را افزایش داد . یارانه غذای دانشجویان را کاهش داد و سرویس ایاب و ذهاب رایگان دانشجویان را برداشت و محدودیت‌های رفاهی مشابه آن برقرار ساخت.

به دنبال این اقدام، دانشجویان این دانشگاه نیز در اعتراض به تشدید فضای سرکوب و تصمیمات مدیریت دانشگاه در زمینه افزایش نرخ غذا و هزینه خوابگاه و حذف سرویس‌ ایاب و ذهاب و موارد مشابه آن وسیعاً دست به اعتراض زدند. این اعتراضات روز یکشنبه ۶ مهر ابتدا در پردیس ونک و سپس در ساختمان مرکزی دانشگاه با سردادن شعارهایی چون” دانشگاه پولکی، شهریه زورکی” و ” دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد” آغاز شد و با تجمع دانشجویان در “خوابگاه دانش” در روز ۷ مهر که چند روز ادامه یافت گسترش بیشتری یافت و شعار “دانشگاه سنگره، اخراج اثر نداره” طنین افکن شد. اعتراضات، با تجمع بزرگ روز سه شنبه ۱۵ مهر دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، علی رغم جو شدید امنیتی و حضور عناصری از وزارت اطلاعات و کنترل کارت دانشجویان، در دانشکده مهندسی برق پردیس سید خندان این دانشگاه که از لحاظ گستردگی در دو سال اخیر کم سابقه بود،ادامه یافت. دانشجویان تجمع بزرگی را در حیاط پردیس سیدخندان برپا کردند و سپس در محوطه دانشگاه با دردست داشتن کاغذ نوشته‌ها و سردادن شعار‌هایی چون”نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه”، اعتراض خود را نسبت به اخراج‌ها و محرومیت های تحصیلی و رفاهی، گران شدن غذا و حذف سرویس ایاب و ذهاب، با صدای بلند اعلام کردند. در این اعتراضات، دانشجویان دانشکده عمران و نقشه برداری، برق و کامپیوتر، صنایع و مواد، علوم و فضا و مکانیک دانشگاه خواجه نصیرطوسی شرکت فعال داشتند.

همین‌جا بد نیست به اعتراضات و تجمع دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان در روز دوشنبه ۱۴ مهر نیز اشاره‌ای داشته باشیم. دانشجویان این دانشگاه نیز مدت‌هاست نسبت به سیاست‌های حاکم بر این دانشگاه به شدت معترض‌اند و در قبال فشارهای پلیسی – امنیتی و گسترش دامنه دخالت حراستی‌ها و کمیته انضباطی، به اشکال مختلف نارضایتی و اعتراض خود را نشان داده‌اند. محدودیت‌های مختلفی که در قبال فعالیت‌ها و تشکل مستقل دانشجویی در این دانشگاه اعمال شده و چماق سرکوب و تعلیق و اخراج که همواره بالای سر دانشجویان بوده است، مورد اعتراض شدید دانشجویان بوده است. افزون بر این، پولی شدن و کالایی شدن آموزش دانشگاهی، دانشجوی سهمیه‌ای و بورسیه “مقاومتی”، حجاب اجباری و موارد مشابه آن نیز از علت‌های اصلی اعتراضات اخیر دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان بود. برخی رسانه های حکومتی سعی کردند با تحریک احساس ناسیونالیستی کل ماجرا را به یک موضوع “اخلاقی” که جرقه‌ای براعتراض بود، تقلیل دهند. دیگرانی سعی کردند با دمیدن بر شیپور ناسیونال- شوونیسم، ماهیت آزادی‌خواهانه، ضد استبدادی اعتراض دانشجویان و ضدیت آن با سیاست‌های حکومتی را مخدوش سازند. مبارزه و خواست‌های بوعلی سینای همدان جدا از مبارزات و خواست‌های خواجه نصیر طوسی نبود و نیست، جدا از خواست‌ها و مبارزات دانشجویان امیر کبیر، الزهرا، علامه طباطبایی، خوارزمی و غیره نیست. کوتاه شدن دست حراستی‌ها، کمیته‌ انضباطی، پایان دادن به روند اخراج‌ها، تعلیق‌ها، محرومیت‌ها، تهدیدها و فشارهای امنیتی و همچنین بهبود شرایط آموزش و تحصیلات دانشگاهی و برچیده شدن بساط دانشجویان سهمیه‌ای خواست عموم دانشجویان است.

پوشیده نیست که تشدید فشار و سرکوب از طریق محروم سازی دانشجویان از خدمات رفاهی، در درجه اول به زیان دانشجویان متعلق به خانواده‌های کم درآمد‌تر است. افزایش نرخ شهریه از جمله شهریه خوابگاه یا محروم سازی دانشجویان از خوابگاه، تمام دانشجویان شهرستانی را زیر فشار های شدید قرار می‌دهد تا آنجا که ممکن است حتی ترک تحصیل دانشجو را درپی داشته باشد. این فشارها روی دختران دانشجو به مراتب بیشتر است و احتمال ترک تحصیل درمیان دانشجویان دختر را نیز افزایش می‌دهد. در مورد حذف سرویس‌های ایاب و ذهاب نیز چه به لحاظ نبود وسیله و یا گران بودن کرایه، چه از نظر ناهنجاری اجتماعی جاری در جامعه، مشکل بزرگ دیگری است که در مرحله نخست می‌تواند جان و سلامت و زندگی دانشجویان به‌ویژه دانشجویان دختر را به خطر اندازد. از یاد نبریم که حدود دوهفته پیش ( ۸ مهر) اتوبوس دانشجویان دختر دانشکده پیرا پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سمنان در شهرستان سرخه، به علت سهل انگاری و اعتیاد راننده، دچار تصادف شد که دو دختر دانشجو کشته و ۱۰ دانشجوی دیگر به سختی مصدوم شدند.دانشجویان این دانشگاه پیش از این رویداد، بارها نسبت به وضعیت نامناسب سرویس ایاب و ذهاب و عدم نظارت بر رانندگان، اعتراض کرده بودند که کسی به آن توجه نکرده بود.

رژیم جمهوری اسلامی و وزارت علوم آن اما نه فقط هیچ توجهی به این معضلات و مشکلات دانشجویان به‌ویژه مشکلات دانشجویان متعلق به خانواده‌های کم درآمد‌ ندارند و حتی در فکر اینکه گامی برای بهبود اوضاع بردارند، نیستند، بلکه اساساً جانبدار پولی کردن و طبقاتی کردن آموزش عالی، حذف فرزندان خانواده‌های کم درآمد از تحصیلات دانشگاهی‌اند و چندین سال است که با جدیت هرچه تمام‌تر همین سیاست را اجرا نموده‌اند. افزون براین، ارتجاع حاکم می‌خواهد هرگونه صدای اعتراض و مخالفی را در دانشگاه خفه کند، دانشجو را خاموش سازد تا هیچ صدایی از دانشجو و دانشگاه برنخیزد. ازیاد نبریم که ارتجاع حاکم کینه عمیقی نسبت به جنبش دانشجویی و نقشی که دانشجویان در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی ایفا نمودند، به دل دارد.

رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در جریان جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی، ۵۰۰ نفر را کشت و ۲۰ هزار نفر را بازداشت کرد. انتقام‌جویی از زنان، جوانان و دانشجویان از همان لحظات اولیه فروکش این جنبش آغاز شد. دانشگاه چه به‌عنوان یکی از مراکز اصلی و بسیار مهمی که از آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی و نبردهای خیابانی که با آن همراه شد و از این جنبش حمایت کرد و در آن نقش داشت، چه در جایگاه برافراشته نگاه داشتن پرچم ادامه مبارزه، زمانی که از کم و کیف اعتراضات خیابانی کاسته شد، در معرض شدید ترین سرکوب‌ها و انتقا‌م‌جویی دولت حاکم و نهادهای امنیتی و سرکوب آن قرار گرفت.دانشجویان در متجاوز از ۱۵۰ دانشگاه به اعتصاب و اعتراض و تظاهرات روی آوردند. ” مرگ بر دیکتاتور”،” می‌کشم، می‌کشم هرآنکه خواهرم کشت”،” فقر و فساد و بیداد، مرگ بر استبداد”،”مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر” همه در درون دانشگاه نطفه بست، ازدانشگاه برخاست و در تظاهرات توده‌ای خیابانی شکفته شد.

درجریان رویدادهای سال ۱۴۰۱ و بعد از آن، بیش از ۵ هزار پرونده انضباطی در دانشگاه‌های سراسر کشور، برای دانشجویان تشکیل شد. این پرونده‌ها با احکام سنگینی مانند یک تا دوسال محرومیت از تحصیل، محرومیت از امکانات رفاهی و بعضاً اخراج منجر شده است. کمتر از سه ماه بعد از آغاز جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی، آئین نامه جدیدی پیرامون “انضباط”، در ” شورای انقلاب فرهنگی” به تصویب رسید که در آن ۲۰ تنبیه انضباطی برای دانشجویان معترض پیش‌بینی شده بود. نصب گسترده دوربین‌های مدار بسته، مداخلات حراست و کمیته انضباطی برای کنترل و سرکوب دانشجویان ابعاد بسیار وسیعی به خود گرفت. محرومیت از تحصیل، ممنوع الورود شدن بسیاری از دانشجویان به اجرا درآمد. تنها تا پایان آذر سال ۱۴۰۱ ، ۶۳۷ دانشجو در سراسر کشور بازداشت شدند. انتقام‌جویی از دانشجویان بلافاصله بعد از فروکش آن جنبش آغاز شد. دست کم ۱۲ هزار دانشجو بازداشت، تعلیق، اخراج، تبعید تحصیلی و لغو اسکان شدند و ۴۰۰ استاد دانشگاه صرفاً به دلیل حمایت از دانشجویان، حکم اخراج، تعلیق و بازنشستگی اجباری گرفتند.

همین سیاست، یعنی سرکوب دانشگاه و دانشجو ولو با افت و خیزهایی تا به امروز ادامه یافته است. بسیاری از دانشجویانی که در رابطه با جنبش زن، زندگی، آزادی، مشمول پرونده سازی‌های قضایی و امنیتی شده‌اند، تا همین امروز مورد پی‌گرد، تهدید و مشمول احکام نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی بوده‌اند. سیاست‌های رژیم ارتجاعی حاکم، مبتنی بر سرکوب دانشگاه و دانشجو و اقدامات سرکوبگرانه آن بعد از جنگ ۱۲ روزه، ادامه داشته و بازداشت‌ها، تهدیدها و فشارهای گوناگون برای خاموش سازی دانشگا و دانشجو نیز آشکارا تشدید شده است.

با اینهمه و به رغم تمام این اقدامات سرکوب‌گرانه، ارتجاع اسلامی قادر به خاموش ساختن دانشگاه و تسلیم دانشجویان نیست. دانشجویان دربرابر سیاست‌های حکومتی فعالانه مقاومت نموده و در مخالفت با آن به اعتراض برخاسته و دست به اعتصاب و تجمع و راه پیمایی می‌زنند. دانشگاه پادگان نیست! دانشگاه بنگاه تجاری و اقتصادی نیست. دانشگاه زنده است. “دانشگاه سنگره” و “سرکوب” و “اخراج اثر نداره”. دانشجو به شدت مخالف خصوصی‌سازی دانشگاه و تحصیلات طبقاتی دانشگاهی‌ست،دانشجو مخالف دانشگاه پولکی و شهریه زورکی است. دانشگاه و دانشجو خاموش شدنی نیست. اعتراضات و مبارزات اخیر دانشجویان نیز بار دیگر همین واقعیت را اثبات نمود.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۴۰ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.