برای ما، عموم مردم ایران، ماهیت وابسته و حقیر جریان سلطنتطلب آشکار بود، این واقعیت را از جمله در جریان جنبش انقلابی بزرگ “زن، زندگی، آزادی” به روشنی دیدیم. جریانی که کپی برابر اصل جمهوری اسلامی است. در این روزها اما اتفاق جالبی افتاد و آن انتشار تحقیقات موسسه پژوهشی “سیتیزن لب” و روزنامه “هاآرتص” بود که پرده دیگری از وابستگی این جریان به دولت فاشیست اسرائیل را آشکار ساخت. آفتاب آمد دلیل آفتاب.
بیهوده نیست که طرفداران لمپن سلطنت در بهاصطلاح تجمعاتشان با بلند کردن پرچم اسرائیل از کشتار مردم ایران توسط هواپیماهای اسرائیلی حمایت کرده و خواستار تشدید حملات اسرائیل و کشتار بیشتر مردم ایران بودند. آنها رؤیاهای تحققناپذیرشان در بازگشت به قدرت را با قدم گذاشتن بر روی خون مردم ایران آرزو میکنند. دعوای سلطنتطلبان با جمهوری اسلامی، دو گروه وابسته به اردوگاه دشمنان مردم ایران، تنها بر سر این است که چه کسی با نشستن بر صندلی قدرت، خون این مردم بزرگ را بمکد و اموالشان را به غارت برد. این تنها مشکل این دو جریان با یکدیگر است که در بسیاری جهات شبیه هم هستند. یک تفاوت دیگرشان نیز این است که یکی کراوات دارد و انگلیسی حرف میزند و دیگری عمامه بر سر دارد و به عربی میتواند سخن بگوید.
تحقیقات مؤسسه پژوهشی سیتیزن لب (Citizen Lab) که یکی از معتبرترین مؤسسات پژوهشی است و روزنامه اسرائیلی “هاآرتص” (Haaretz) در رابطه با کمپین دولت اسرائیل در دنیای مجازی برای تبلیغ رضا پهلوی، بازتاب گوناگونی در فضای مجازی و رسانهها داشت. جریانات حامی سلطنت چه در رسانههایشان و چه در فضای مجازی سعی کردند یا از کنار آن بگذرند و یا از سر ناچاری وارد گود شده و تلاش کردند این تحقیقات را بیاعتبار جلوه دهند. همانها که بارها فیلمهای مونتاژشدهای از اعتراضات مردمی به نفع رضا پهلوی را پخش و بازپخش کرده بودند. عوامل جمهوری اسلامی هم که تکلیفشان مشخص است. آنها هم تلاش کردند از این گزارش بهرهبرداری کرده، در مبارزات مردم ایران برای آزادی تفرقه انداخته و تئوری نخنما شدهی “کار دشمن است” را بار دیگر به جلوی صحنه بیاورند. نیروهای پیشرو و آگاه جامعه اما آن را سند دیگری از جنایات و خیانتهای سلطنتطلبان به تودههای تحت ستم ایران دانستند که تنها هدفشان سوار شدن بر موج جنبش انقلابی مردم برای مهار زدن و تصاحب آن است، همانکاری که خمینی با حمایت دولتهای امپریالیستی از ترس رادیکال شدن انقلاب مردم ایران و برانداختن نظم سرمایهداری با انقلاب ۵۷ کرد و آن را به شکست کشاند.
تحقیقات چه چیزهایی را بیان میکنند؟
مؤسسه پژوهشی سیتیزن لب (Citizen Lab) یک مرکز پژوهشی دانشگاهی متعلق به دانشگاه تورنتو و یکی از پیشگامان در تحقیقات علمی و فنی در باره بدافزارها و نقض حقوق مردم در فضای مجازی است. این موسسه نقشی محوری در تحقیقات علمی و فنی شبکهای جهانی از نهادهای مدافع آزادی دیجیتال همچون شاخه فنآوری عفو بینالملل دارد. به عبارت دیگر سیتیزن لب مرکز تحقیقاتی مهم این نهادها محسوب میگردد.
این موسسه در گزارشی به بررسی عملیاتی در رابطه با ایران با عنوان PRISONBREAK (فرار از زندان) در فضای مجازی (پلتفرم X) میپردازد که با بهرهگیری از هوش مصنوعی و حسابهای جعلی در این پلتفرم، ویدئوهای جعلی در رابطه با حمله ارتش اسرائیل به زندان اوین تولید و منتشر کرده است. براساس این گزارش ابعاد و هماهنگی این حسابهای جعلی در جریان جنگ ۱۲ روزه نشاندهندهی این است که دولت اسرائیل به طور مستقیم (و یا غیرمستقیم) پشت سر این عملیات قرار دارد. این گزارش همچنین آکانتها و کانالهایی در تلگرام را نیز بررسی کرده که با همین اهداف ایجاد شدهاند.
روزنامه هاآرتص (Haaretz) نیز که از منتقدان کابینه راست افراطی اسرائیل است، از راه حل دو کشوری دفاع میکند و از سوی جریانات راست افراطی در اسرائیل گاه “ضد صهیونیست” خوانده میشود، در گزارشی که با همکاری “دمارکر” (The Marker) روزنامه اقتصادی گروه رسانهای هاآرتص تهیه شده، به یک کارزار هماهنگ در فضای مجازی میپردازد که با استفاده از حسابهای جعلی و محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی تلاش کرده است تا تصویری دروغین از حمایت گسترده مردم ایران از رضا پهلوی ایجاد کند. استفاده از افراد فارسیزبان برای اداره این پروژه، به کارگیری هشتگهایی مانند #KingRezaPahlavi برای جهتدهی به افکار عمومی و انتشار فیلمهای جعلی از جمله اقدامات این گروه بوده است. هاآرتص به مانند سیتیزن لب به عملکرد این حسابهای جعلی در جریان حمله ارتش اسرائیل به زندان اوین و ساخت فیلم جعلی از بمباران زندان اوین میپردازد و تاکید میکند که تمام شواهد نشان دهنده یک عملیات سازمان یافته و نقش دولت اسرائیل در این کارزار جعلی است.
دربارهی نتایج انتشار این تحقیقات
کارزار دولت اسرائیل برای تبلیغ به نفع رضا پهلوی در فضای مجازی که در این تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است، پس از سفر وی به اسرائیل در فروردین ۱۴۰۲ و دیدار با گیلا گاملیل وزیر وقت اطلاعات کابینه نتانیاهو آغاز شد و در جریان جنگ ۱۲ روزه بهطور چشمگیری این کارزار فعالیت خود را تشدید کرد.
در واقع موضوع را باید اینگونه دید. در جریان جنبش انقلابی بزرگ مردم ایران “زن، زندگی، آزادی”، جریانات راست ضد انقلاب خارج از کشور تلاشهای متعددی برای سوار شدن بر موج این جنبش انقلابی بزرگ به راه انداختند و وقیحانه ادعای رهبری جنبش را داشتند. از تشکیل “منشور همبستگی و سازماندهی برای آزادی” تا راه انداختن کارزار دادن وکالت به رضا پهلوی که هر بار مفتضحانه شکست خورد و به غیر از معدود افراد عمدتاً ناآگاه و بیاطلاع در تور او نیفتادند.
مردم ایران نیز در جریان جنبش انقلابی بزرگ “زن، زندگی، آزادی” همراه با نه گفتن به جمهوری اسلامی به سلطنت نیز نه گفتند و هیچ نامی از سلطنت در شعارهای مردم نبود. تنها چند بار ویدئوهای جعلی از سوی رسانههای آنها منتشر گردید. در این میان شعارهای مردم از جمله تظاهرات هفتگی مردم زاهدان در نفی سلطنت در کنار نفی جمهوری اسلامی، خشم آنها را افزون کرد.
این شکستها بود که رضا پهلوی را به اسرائیل کشاند تا از حمایتهای دولت اسرائیل و کارزارهای جعلی این دولت فاشیست برای مطرح کردن رضا پهلوی به عنوان آلترناتیو بهرهمند گردد. البته این تنها دولت اسرائیل نبود که وارد این بازی شد، جمهوری اسلامی نیز به شکلی دیگر حتا از سال ۹۶ همین را دنبال میکرد. دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی نیز میخواست با مطرح کردن رضا پهلوی و چهره منفور سلطنت در میان مردم زحمتکش و ستمدیده ایران به ویژه بخشهایی که قدرت سازماندهی تودهای را دارند، در آنها تردید و دودلی ایجاد کند که اگر قرار است سلطنت به جای ولایت فقیه بنشیند، چه فایده که وارد مبارزه شد؟ و اینگونه در صفوف مردم انشقاق و تفرقه ایجاد کند.
امروز حتا آشکار شده است که شعار “رضا شاه روحت شاد” که در سال ۹۶ در چند تظاهرات سر داده شد نقشه عوامل نفوذی جمهوری اسلامی بود تا خوراک رسانههای مبلغ سلطنت را تهیه کند. جمهوری اسلامی به خوبی میداند که سلطنت تهدیدی برای موجودیت جمهوری اسلامی نیست، پس چه بهتر که یک دشمن نادان و ناتوان چهره شود تا دشمنان واقعی نظم موجود یعنی تودهی کارگر و ستمکشی که خواستار سرنگونی نظم موجود است و ابزار و قدرت این کار را نیز دارد.
امروز اما میتوان گفت که انتشار این تحقیقات نقطه پایانی بر این ماجرا گذاشت و سلطنتطلبان خزیده در آغوش نتانیاهو را در میان مردم ایران مفتضحتر از همیشه کرد. اگر هم تردید و دودلی و یا حتا توهم نسبت به وی در میان افرادی بود، این اسناد حقیقت ماجرا را در برابر چشمان آنها قرار داده است.
سلطنتطلبان با قرار گرفتن در آغوش دولت فاشیست و دست راستی نتانیاهو که مورد تنفر بخش بزرگی از مردم جهان و البته مردم ایران است، چه با بلند کردن پرچم اسرائیل در بهاصطلاح تظاهراتشان، چه با حمایت از حملات اسرائیل و کشتار مردم ایران، چه با حمایت از تحریمهای اقتصادی که بیش از همه مردم فقیر و ستمدیده ایران را نشانه رفته، نشان دادهاند که هرگز دغدغه مردم ستمدیده ایران را نداشتهاند. آنها فقط تشنه رسیدن به قدرت بودند تا مانند جمهوری اسلامی با جرثقیل طنابهای دار در خیابانها به راه اندازند. همانطور که در بهاصطلاح همایش “همکاری ملی برای نجات ایران” در شهر مونیخ آلمان به صراحت گفتند. همانطور که بارها آرزوی کشتار کمونیستها را کردهاند. سلطنتطلبان همچون جمهوری اسلامی بهخوبی میدانند که دشمن واقعی آنها کمونیستها هستند، کمونیستها، آن انسانهایی که برای پایان دادن به ظلم، برای رسیدن به آزادی، برای داشتن یک زندگی انسانی برای همگان مبارزه میکنند، برای پایان دادن به اعدام و شکنجه، برای کودک گرسنه، برای مادر از پا افتاده، برای پدری که نان ندارد، برای مادران و پدران و جوانان بیکار. آری کمونیستها دشمنان واقعی نمایندگان رنگارنگ بورژوازی هستند، چه سلطنتطلب و چه جمهوری اسلامی.





نظرات شما