طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ و شکست جدید جمهوری اسلامی

بیداری جهانی علیه سیاست‌های جنایت‌کارانه رژیم نژادپرست و فاشیست اسرائیل علیه مردم بی‌دفاع فلسطین در غزه که پیامد آن زیر فشار قرار گرفتن دولت‌های حتی متحد اسرائیل برای متوقف کردن نسل‌کشی در فلسطین بود، در همان حال ناتوانی اسرائیل در آزادسازی گروگان‌ها و خلع سلاح حماس، هزینه‌های سنگین نظامی دولت آمریکا در اسرائیل و بالاخره قراردادها و سرمایه‌گذاری کلان دولت‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس در آمریکا، سرانجام ترامپ را واداشت که یاوه‌سرائی گذشته خود را در مورد کوچ اجباری مردم غزه کنار بگذارد و سیاست جدیدی را در جهت اهداف و منافع دولت آمریکا در غزه در پیش ‌گیرد.

پس از مذاکرات پشت پرده چند ماه گذشته میان نمایندگان ترامپ با تعدادی از کشورهای عربی منطقه، اسرائیل  و نیز قدرت‌های اروپائی، ترامپ  در پی ملاقات با تعدادی از سران کشورهای عربی منطقه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، مصر، اردن به همراه ترکیه، اندونزی و پاکستان در حاشیه  نشست مجمع عمومی سازمان ملل در ۲ مهرماه و نیز ملاقات جداگانه با نتانیاهو، طرح ۲۰ ماده‌ای خود را برای توقف جنگ و آدم‌کشی رژیم اسرائیل در غزه انتشار داد. وی گفت که طرح او «به‌خوبی مورد استقبال قرارگرفته»، آن را «نقطه شروعی برای صلح» معرفی و ابراز امیدواری کرد که با حمایت کشورهای منطقه بتوان زمینه توقف جنگ و آغاز روند بازسازی در غزه را فراهم کرد.

با انتشار طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ، تعریف و تمجید از وی آغاز شد. وزرای امور خارجه ۸ کشور و نیز اتحادیه عرب،  با صدور بیانیه مشترکی حمایت دولت‌های خود را از این طرح اعلام کردند.

هم‌زمان کشورهای اروپائی، این طرح را فرصتی بی‌سابقه برای توقف خونریزی و رهایی گروگان‌ها دانستند.

سخنگوی روسیه هم ، با اعلام حمایت روسیه از طرح ترامپ گفت : روسیه همواره از هرگونه تلاش رئیس‌جمهور ترامپ که باهدف پایان دادن به این تراژدی جاری صورت گیرد، حمایت و استقبال می‌کند.

سخنگوی وزارت خارجه چین در واکنش به این طرح گفت: «پکن از تمامی تلاش‌ها برای کاهش تنش در نوار غزه حمایت می‌کند.»

نتانیاهو نیز در دیدار با ترامپ ظاهراً ادعا کرد طرح وی را می‌پذیرد و این طرح را «گامی قاطع» برای پایان جنگ و بازگرداندن همه گروگان‌ها توصیف کرد.

اما  هم‌زمان با ترک آمریکا، به خبرنگاران گفت: پذیرش طرح از سوی اسرائیل به مفهوم قبول تشکیل کشور فلسطین نیست.

وی همچنین در کانال تلگرامی خود نوشت: ارتش اسرائیل در بیشتر مناطق باقی خواهد ماند و به‌هیچ‌وجه با تشکیل کشور فلسطین موافقت نکرده است. بنابراین به روال گذشته، اولین کسی بود که بر سر طرحی که اساساً منافع اسرائیل را در نظر گرفته، بازهم دبه درآورد. اما او اکنون با ترامپ طرف است که مثل خودش یک قلدر است. از همین رو به‌محض این‌که حماس آمادگی خود را برای آزادی گروگان‌ها اعلام کرد، به وی دستور داد، به‌فوریت عملیات نظامی و بمباران‌ها را متوقف کند.

این طرح که اکنون ظاهراً با استقبال عموم کشورهای جهان روبه‌رو شده است، چیست و چه نتایجی را در پی خواهد داشت؟ نخست باید اشاره کرد که برخلاف ادعای خود ترامپ یا طرفداران او که می‌کوشند این طرح را ناشی  از تمایلات صلح‌طلبانه وی معرفی کنند، ترامپ یک نژادپرست جنگ‌طلب است، اما برای تحقق منافع و اهداف امپریالیسم آمریکا از جنگ و”صلح” هر دو استفاده می‌کند. این را هم در مورد همکاری با نتانیاهو در جنگ وکشتار مردم غزه و هم در مورد ایران نشان داده است. او خواهان ثبات در منطقه خاورمیانه در جهت حفظ و بسط منافع اقتصادی و سیاسی انحصارات اقتصادی آمریکاست. این را گاه از طریق صلح ابراهیم و گاه جنگ مستقیم یا غیرمستقیم از طریق نیابتی‌اش، اسرائیل  پیش برده و می‌برد.

طرح ترامپ شامل موضوعات متعددی برسر توقف جنگ در غزه، بازسازی ویرانه برجای مانده از این منطقه، حتی صلح و مسئله فلسطین است، اما به‌جز موارد مشخص و قابل‌اجرای فوری،  بدون این‌که راهکار مشخصی برای تحقق مهم‌ترین بندهای آن ارائه‌شده باشد. به مهم‌ترین بندهای این طرح نگاه کنیم.

“بازگرداندن تمام اسرای اسرائیلی چه زنده و چه مرده و در ازای آن آزادی تعدادی از اسرای فلسطینی، خلع سلاح گروه‌های مسلح. آن بخش از عناصر حماس که به همزیستی مسالمت‌آمیز و خلع سلاح متعهد هستند، عفو خواهند شد و گذرگاه امنی برای عناصر حماس که مایل به ترک غزه هستند، فراهم خواهد شد. حماس هیچ نقشی در اداره غزه، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، نخواهد داشت. تمام زیرساخت‌های نظامی و تهاجمی ازجمله تونل‌ها و تأسیسات تولید سلاح تخریب خواهند شد. توقف تمام عملیات نظامی، عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی به خطوط توافق شده، بازسازی غزه، از موارد دیگراست.

همچنین، به‌محض پذیرش این توافق، کمک‌های کامل، فوراً به نوار غزه ارسال خواهد شد. ورود و توزیع کمک‌ها در نوار غزه بدون دخالت هیچ‌یک از طرفین و تنها از طریق سازمان ملل و آژانس‌های آن صورت خواهد گرفت. برنامه توسعه اقتصادی ترامپ برای بازسازی و احیای غزه به مرحله اجرا درخواهد آمد. اداره غزه زیر نظر یک حکومت انتقالی موقت توسط یک کمیته تکنوکراتیک غیرسیاسی فلسطینی ، تحت نظارت و سرپرستی یک‌نهاد انتقالی بین‌المللی جدید، به نام «شورای صلح»، انجام خواهد گرفت که ریاست آن را ترامپ بر عهده خواهد داشت. آمریکا با شرکای عرب و بین‌المللی برای ایجاد یک نیروی ثبات بین‌المللی موقت (ISF) برای استقرار فوری در غزه، همکاری خواهد کرد.

نیروی بین‌المللی حافظ ثبات که با مشارکت آمریکا و کشورهای عربی تشکیل می‌شود، مسئولیت تأمین امنیت در غزه را بر عهده خواهد گرفت و خلع سلاح گروه‌های مسلح فلسطینی را تضمین خواهد کرد.

اسرائیل غزه را اشغال یا ضمیمه خود نخواهد کرد، بلکه نیروهای اسرائیلی طبق معیارها و زمان‌بندی‌های مرتبط با خلع سلاح که بین ارتش اسرائیل، طرف‌های تضمین‌کننده و ایالات‌متحده باهدف تضمین امنیت غزه و عدم تهدید آن برای اسرائیل یا مصر توافق شده است، عقب‌نشینی خواهند کرد. به‌این‌ترتیب ارتش اسرائیل به‌تدریج اراضی غزه را که اشغال کرده، طبق توافقی که با دولت انتقالی منعقد می‌کند، تحویل خواهد داد. این اصل به‌استثناء یک منطقه امن خواهد بود که اسرائیلی‌ها تا زمانی که غزه به‌طور کامل از هرگونه تهدید تروریستی جدید ایمن شود، باقی خواهد ماند.

با پیشرفت بازسازی غزه و اجرای صادقانه برنامه اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین، ممکن است سرانجام شرایط برای رسیدن به راهکاری جهت تشکیل دولت فلسطینی و تعیین سرنوشت مردم توسط خود آن‌ها ایجاد شود.”

این طرح چنانچه دیده می‌شود شامل مواد پر ابهامی است که معلوم نیست کی و چگونه اجرائی می‌شوند و در اجرا چه بر سر آن‌ها خواهد آمد. از عقب‌نشینی تدریجی اسرائیل بدون زمان‌بندی و تعیین دقیق مرزهای جغرافیائی، تا وعده مبهم کشور و دولت فلسطینی.

آنچه با اجرای این طرح در بهترین حالت و به‌نقد می‌تواند نصیب مردم غره شود، نجات از گرسنگی و کشتار وحشیانه رژیم فاشیست اسرائیل خواهد بود. موارد متعددی از این طرح ازجمله حق تعیین سرنوشت فلسطینیان نسیه است و وعده‌هایی است که از نمونه آن درگذشته نیز داده‌شده، اما هیچگاه عملی و اجرا نشده است. عجالتاً غزه همچنان تحت اشغال ، البته نه تحت اشغال کامل اسرائیل، بلکه درواقع در اشغال “شورای صلح” تحت رهبری آمریکا باقی می‌ماند. تازه این موارد نیز مشروط است به عملی شدن طرح. این‌که حاکمیت فلسطینیان بر سرنوشت خود کی و چگونه محقق خواهد شد موکول به آینده‌ای نامعلوم است. حتی واگذاری قدرت به تشکیلات خودگردان فلسطین نیز در ابهام کامل قرار دارد.

این طرح در کلیت آن برای حماس چیزی جز تسلیم کامل نیست. چاره‌ای هم جز پذیرش آن ندارد. چراکه نه‌تنها در عرصه نظامی شکست‌خورده است، بلکه اکنون نمی‌تواند در مقابل تمام کشورهایی که بر این طرح مهر تائید زده‌اند، به‌ویژه دو کشور متحد مسلکی خود، قطر و ترکیه مقاومت و مخالفت کند. ازاین‌رو در بیانیه‌ای که انتشار داد، ضمن” قدردانی از تلاش‌های ترامپ برای توقف جنگ و ورود کمک‌های بشردوستانه به غزه” آمادگی خود را برای آزادی تمام گروگان‌های زنده و مرده، واگذاری اداره نوار غزه به یک‌نهاد فلسطینی از افراد مستقل (تکنوکرات‌ها) ،اعلام کرد و در مورد خلع سلاح و نیروی نظامی بین‌المللی نیز که در غزه مستقر خواهد شد، سکوت کرد. گرچه موسی ابومرزوق، عضو دفتر سیاسی حماس اعلام کرد که تنها ۹ بند طرح از سوی حماس پذیرفته‌شده است، اما درواقع با دیگر بندهای طرح، مخالفتی هم نشده بلکه گفته شده نیاز به گفتگوی بیشتر دارد. علاوه بر این، وقتی‌که حماس پذیرفته یک‌نهاد فلسطینی ظاهراً مستقل، مطابق طرح ترامپ زیر چتر “شورای صلح” تحت رهبری ترامپ، اداره غزه را بر عهده داشته باشد، این را عملاً پذیرفته است که دیگر در غزه حکومت نخواهد کرد.

دربند ۹ این طرح که موردپذیرش حماس قرارگرفته، آمده است: ” غزه زیر نظر یک حکومت انتقالی موقت توسط یک کمیته تکنوکراتیک غیرسیاسی فلسطینی اداره خواهد شد که مسئول ارائه خدمات عمومی روزانه به ساکنان غزه است. این کمیته متشکل از فلسطینیان واجد شرایط و کارشناسان بین‌المللی، تحت نظارت و سرپرستی یک‌نهاد انتقالی بین‌المللی جدید، به نام «شورای صلح»، خواهد بود که ریاست آن را دونالد ترامپ بر عهده خواهد داشت.

تونی بلر، نخست‌وزیر اسبق انگلیس نیز در این شورا عضویت خواهند داشت و سایر اعضا و سران کشورها بعداً اعلام خواهند شد. این نهاد تعیین چارچوب تأمین مالی بازسازی غزه را تا زمان ارائه برنامه اصلاحی تشکیلات خودگردان بر عهده خواهد داشت. ”

در مورد اسرائیل اما مسئله متفاوت است. گرچه در طرح ترامپ دو خواست اعلام‌شده نتانیاهو، آزادی گروگان‌ها و خلع سلاح حماس و غیرنظامی سازی غزه پذیرفته‌شده و هنوز راه برای نگه‌داشتن نیروهای نظامی‌اش در برخی مناطق باز گذاشته‌شده، اما نتانیاهو و کابینه‌اش با طرح ترامپ توافق کامل ندارند. کابینه نتانیاهو در کلیتش چیزی به نام مردم فلسطین را به رسمیت نمی‌شناسد، خواهان انضمام باقی‌مانده فلسطین به خاک اسرائیل است و با هرگونه تشکیل کشور و دولت فلسطینی مخالف است. بنابراین، با توجه به موانعی که کابینه نتانیاهو بر سر راه پیشرفت طرح ایجاد خواهد کرد، چنانچه این طرح بخواهد پیشرفتی داشته باشد، لازمه‌اش تغییراتی در هیئت حاکمه اسرائیل است. از این رو، این احتمال هست که نتانیاهو و کابینه‌اش با توجه به نارضایتی داخلی در خود اسرائیل، سقوط کنند و جناح دیگری از طبقه حاکم اسرائیل بر سرکار آید تا سیاستی هم آهنگ‌تر با ترامپ در مرحله کنونی داشته باشد.

درهرحال بعید است مادام که نتانیاهو و کابینه نژادپرست و فاشیست آن بر سرکارند، طرح ترامپ تا همان‌جایی که امکان عملی شدن آن وجود دارد، بتواند به‌سادگی پیشرفت کند.

اما در این میان تنها دولتی که در خاورمیانه و شاید در تمام جهان باکلیت طرح ترامپ مخالف است، جمهوری اسلامی ایران است. دلیل آن‌هم پوشیده نیست. اجرائی شدن این طرح و پذیرفته شدن آن از سوی حماس ، به‌ویژه که پای خلع سلاح در میان باشد، به معنای پایان قطعی هرگونه نقش و نفوذ سیاسی جمهوری اسلامی در جنبش مردم فلسطین و یک شکست سیاسی منطقه‌ای دیگر برای رژیم است. همان‌گونه که پیش‌ازاین اشاره شد، طرح ترامپ در مورد غزه، صرفاً یک طرح محدود فلسطینی-اسرائیلی  نیست، بلکه دارای اهداف وسیع منطقه‌ای است و ترامپ هم‌اکنون توانسته در جهت پیشبرد این سیاست، تمام دولت‌های منطقه را زیر فرمان خود بسیج کند. بنابراین یکی از اهداف طرح ترامپ دقیقاً همین است که جمهوری اسلامی را نه‌فقط در فلسطین، بلکه تمام منطقه منفرد و زیر فشار سیاسی قرار دهد. این فشار سیاسی اکنون به حدی است که جمهوری اسلامی حتی از اتخاذ موضع رسمی بر سر طرح ترامپ نیز بازمانده است. چراکه می‌داند چنانچه بخواهد موضعی را که واقعاً دارد اعلام کند، رودرروی تمام دولت‌های منطقه و فراتر از آن، حتی روسیه و چین قرار خواهد گرفت که این طرح را تائید کرده‌اند.

ترامپ نه‌فقط هم‌زمان با تشدید تحریم‌های اقتصادی، فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده، بلکه تهدیدات نظامی را نیز چاشنی آن کرده است.

فرمان اجرائی ترامپ در هفتم مهرماه که امنیت و تمامیت ارضی قطر را در برابر حملهٔ خارجی تضمین کرد و هرگونه حملهٔ مسلحانه به قلمرو، حاکمیت یا زیرساخت‌های حیاتی کشور قطر را تهدیدی علیه صلح و امنیت ایالات‌متحده اعلام کرد، نمونه‌ای از این تهدیدات علیه جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی در شرایط بین‌المللی دشواری قرارگرفته است. شکست پشت شکست فرامی‌رسد. با اجرای طرح ترامپ، بساط جمهوری اسلامی و گروه‌های حامی آن،  یکسره از غزه نیز جمع می‌شود.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۹ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.