فریاد فولاد درخشنده باردیگر طنین‌اندازشد

یکبار دیگر فولاد اهواز درخشید و فریاد خشم‌آگین کارگران در عرصه جامعه طنین‌اندازشد. اعتصاب و اعتراض پیگیرانه و مبارزه جویانه کارگران آگاه و متحد گروه ملی فولاد اهواز، کارفرمای این شرکت و حامیان دولتی آن را عقب راند. مبارزه‌ای بی امان و پیگیر، که بعد از حدود دوماه، قرین یک پیروزی شد.

کارگران مبارز فولاد از اوایل مرداد، آرام آرام مبارزه‌ای را تدارک دیده و آن را سازمان دادند که هشت مهر به بار نشست. هشدار‌های‌ اولیه پیرامون فقدان مواد اولیه، توقف برخی خطوط تولید، تعویق پرداخت حقوق، زیرسؤال رفتن ادامه کاری شرکت، رسیدگی به خواست‌های کارگران، جملگی مورد بی توجهی کامل کارفرما قرار گرفت. کارگران پیشرو فولاد ضمن تشریح وضعیت مبهم شرکت، بیان اجحافات و بی توجهی‌های مدیریت، با تقویت روحیه اعتراض در میان همکاران خود، زمینه را برای یک اقدام جمعی و بزرگ آماده ساختند. بیانیه های انتشاریافته در کانال تلگرامی کارگران گروه ملی، سرشار از افشاگری‌های روشنگرانه و درعین حال امید بخش و مبارزه جویانه است. مضمون اصلی بیشتر مطالب مندرج در این کانال دعوت به اتحاد و مبارزه است.

مدیریت شرکت و حامیان دولتی آن براین تصور بودند که با سرکوب کارگران بعد از اعتصاب آبان ۱۴۰۲، موضوع مبارزه را برای همیشه از فراز سر فولاد دور و کارگران را برای همیشه خاموش ساخته‌اند. در آن اعتصاب سه روزه نیز که با تجمع و راه پیمایی خیابانی همراه بود، گرچه مدیریت مجبور شد امتیازاتی به کارگران بدهد و قول هایی نیزدر زمینه اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل داد، اما به این وعده عمل نکرد و نه فقط این، بلکه با تشدید فشار و پرونده سازی‌های امنیتی، احضار و محاکمه کارگران توسط دستگاه قضایی و حتی اخراج چند تن از کارگران پیشرو، علناً به ارعاب حد اکثری و انتقام‌جویی از کارگران روی آورد و ازپی آن، به تعرض علیه معیشت و زدن از حق و حقوق کارگران پرداخت.

اما تجربه، یکبار دیگر نشان داد که با حذف و اخراج چند کارگر، آگاهی و تشکل و درنتیجه، مبارزه متشکل در فولاد اهواز را نمی‌توان ازمیان برداشت. فولاد در کوران مبارزه طبقاتی آبدیده شده است. فولاد جزء لاینفک بخش پیشرو طبقه کارگر است که از اتحاد، آگاهی و تشکل نسبی خوبی برخوردار است. فولاد می‌داند چگونه زمینه اعتصاب را فراهم سازد و چگونه آن را سازمان‌دهد. فولاد فرصت کافی به مدیریت داد تا به خواست‌ها رسیدگی کند. اما مدیریت شرکت گوش شنوایی نداشت.

در قبال بی‌توجهی مدیریت و مقامات دولتی و استانی حامی آن، فریاد خشم کارگران فولاد بلند تر وعزم آنان به ادامه اعتراض، راسخ‌ترشد. کارگران پیشرو به همکاران خود نوشتند: زمان تصمیم گیری فرارسیده است ” یا در تاریکی محو می‌شویم و یا باید همچون خورشید دوباره طلوع کنیم”. کارگران پیشرو فولاد با فراخوان تجمع مقابل دفتر مدیریت و جنب تالار اجتماعات ، گام دیگری به جلو برداشتند.  در فراخوانی که با عنوان “به‌پاخیز ای کارگر!” برای تجمع روز شنبه ۲۲ شهریور انتشار یافت چنین می خوانیم:

” به‌پا خیز ای کارگر!

ای انسان شریف، ای بازوی توانمند تولید، ای کارگری که با دستان پینه‌بسته‌ات چرخ‌های صنعت این سرزمین را به گردش درمی‌آوری؛ امروز زمان آن فرا رسیده که به پا خیزی، سکوت را بشکنی و فریاد حق‌خواهی‌ات را چون رعدی در آسمانِ بی‌عدالتی طنین‌انداز کنی. سال‌هاست که زحمت می‌کشیم، اما نانمان آلوده به وعده‌های بی‌سرانجام است. ماه‌هاست که حقوق‌هایمان پرداخت نشده، قراردادهایمان یک‌طرفه و امنیت شغلی‌مان در ابهام است. فرزندان‌مان در حسرتِ آینده‌ای روشن چشم‌به‌راه مانده‌اند، اما گوش مسئولان به این فریادها ناشنواست.اما دیگر بس است! زمان آن رسیده که از حاشیه‌ها به متن بیاییم. ما کارگران، ستون‌های استوار این جامعه‌ایم؛ و تا زمانی که ستون‌ها به لرزه درنیایند، سقف ظلم فرو نخواهد ریخت… ما کارگران فولاد علیه ظلم وبیداد می جنگیم میجنگیم”.

نخستین تجمع پرشکوه کارگران روز شنبه ۲۲ شهریور مقابل دفتر مدیریت برپاشد و در هرتجمع، ساعت و روز و مکان تجمع بعدی اعلام شد. این تجمعات که به‌طور عمده در جنب تالار اجتماعات و مقابل دفتر مدیریت برپا می‌شد و با راه‌پیمایی در محوطه شر کت همراه بود، تا پایان شهریور ادامه داشت. کارگران مصرانه خواهان پرداخت فوری تمام معوقات و همچنین برچیده شدن بساط مدیران فاسد شدند و دربرابر وعده‌های مدیریت و حامیان آن، معترضانه اعلام کردند” کارگران نان می‌خواهند نه وعده”. فولادگران مبارز یکبار دیگر هشدار دادند اگر به خواستهایشان رسیدگی نشود، اعتراضات خود را گسترش خواهند داد.

بانک ملی به عنوان سهام‌دار اصلی گروه ملی فولاد و رئیس آن نجارزاده باضافه استاندار و فرماندار ودیگر مقامات دولتی اما در قبال این هشدارها نیز از عقب نشینی و پذیرش خواستهای کارگران طفره می‌رفتند.هشدار کارگران جدی‌تر شد و فراخوان تجمع در روز چهارشنبه دوم مهر مقابل استانداری انتشار یافت و کار گران بر ادامه مبارزه تا تحقق خواستهای خود پافشاری کردند. با این التیماتوم، فرماندار اهواز سراسیمه در جمع کارگران حاضر شد. کارگران را به آرامش دعوت نمود و با چند وعده تکراری محل را ترک کرد. استانداری با دستپاچگی مشهودی سه شنبه اول مهر جلسه ای برگزار نمود و مقرر شد صبح روز چهارشنبه دوم مهر مسؤلان استانی و فرماندار در محل شرکت حضور یابند و به خواست ها و پرسش‌های کارگران پاسخ دهند. کارگران مبارز فولاد نیز در این روز یکبار دیگر در تالار اجتماعات، خواست های خود را مطرح کردند.سردواندن کارگران و وعده‌های پوچ و تکراری را پایانی نبود. در این نشست نیز قول دادند ظرف مدت سه روز نسبت به پرداخت حقوق‌های معوقه و حل مشکلات کارگران اقدام کنند. اما این بار نیز وعده‌ها عملی نشد.

بعد از دوهفته برپایی تجمع در جنب تالار اجتماعات و مقابل دفتر مدیریت و راه‌پیمایی روزانه در محوطه شرکت و خلف وعده مکرر کارفرما و مقامات دولتی شهر و استان، مطابق فراخوان قبلی روز دوشنبه ۷ مهر تجمع بزرگ کارگران مقابل استانداری برپاشد. اعتراض جمعی یکپارچه، از درون کارخانه، به کف خیابان منتقل شد. کارگران مبارز فولاد مانند اعتصابات و راه‌پیمایی‌های پیشین خود، با سردادن شعار ” کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد” بسوی فرمانداری اهواز دست به راه پیمایی زدند و افزون بر این، خیابان‌های مهم شهر اهواز را زیرگام‌های استوار خویش به لرزه درآوردند.

وحشت سرتاپای مقامات استانی و شهری را فراگرفت. مدیریت شرکت و حامیان دولتی‌اش بیمناک از تداوم و گسترش اعتراضات خیابانی کارگری، روز بعد از این راه‌پیمایی(۸ مهر) حقوق‌های عقب افتاده را به حساب کارگران واریز کردند. اتحاد و همبستگی کارگران فولاد در هماهنگی با شکل مؤثر مبارزه، کارفرمای گروه ملی فولاد اهواز و حامیان وی را وادار به عقب نشینی کرد و یک موفقیت نسبی برای فولاد گران مبارز به ارمغان آورد.

مبارزه کارگران گروه ملی فولاد اهواز پایان نیافته‌است. از سال ۸۸ که گروه ملی فولاد به شرکت توسعه سرمایه گذاری امیر منصورآریان( مه آفرید خسروی) واگذارشد، مشکلات این شرکت مهم و بزرگ فولاد نیز بزرگ‌تر و جدی‌تر شد. پس از اختلاس و دستگیری امیر منصورآریا، اداره شرکت به دادستانی و مدتی بعد( بهمن سال۹۵) رسماً به بانک ملی واگذارشد.تنها ۹ ماه بعد فولاد اهواز به سرمایه‌دار دیگری داده شد که این شرکت را تا آستانه تعطیلی کامل کشاند و لا جرم دوباره( اردیبهشت ۹۷) به بانک ملی برگردانده شد.وضعیت گروه ملی فولاد اهواز در تمام طول این سال‌ها بد‌تر و وخیم‌تر شده است. بی‌ثباتی شرکت، کمبود مواد اولیه، عدم پرداخت دستمزدها به ناامنی شغلی و اضطراب و نگرانی در میان کارگران دامن زده است. گرچه زیر فشار مبارزات و اعتراضات مکرر کارگران، چندین مدیر و مدیرعامل عوض و مالکیت شرکت دست به دست شده، اما این تغییرات حلاّل هیچ مشکلی از بی‌شمار مشکلات کارگران نبوده و از دامنه نگرانی‌ها و نیز اعتصابات و اعتراضات و راه پیمایی های خیابانی کارگران نکاسته است. در پی هر اعتصاب و اعتراض بزرگ، در حالیکه برخی از خواست‌های کارگران پذیرفته شده اما در همان حال بر اقدامات سرکوبگرانه و پلیسی و فشار علیه کارگران پیشرو افزوده و حق و حقوق کارگران مدام زیر گرفته شده است.

کارگران مبارز فولاد اما هیچگاه در برابر این اوضاع ساکت ننشسته و هربار که تشدید وخامت اوضاع، شرکت را به آستانه تعطیلی و اخراج دسته‌جمعی کشانده، فعالانه وارد صحنه شده‌اند و با پیکار و فداکاری‌، در عین تمرکز روی مطالبات مهم‌تر خود، گروه ملی فولاد را از خطر تعطیلی کامل نجات داده‌اند. بیش از یک دهه مبارزات متحدانه کارگران آگاه و مبارز فولاد اهواز و ده‌ها اعتصاب و راه‌پیمایی پرشور و بزرگ خیابانی همراه با موضعگیری‌ها و انتشار بیانیه‌های رادیکال و طرح شعارهای ضد استثماری و ضد سرمایه داری نیز گویای همین واقعیت است.

اعتصاب  و راه پیمایی بزرگ اخیر کارگران فولاد نیز نمونه دیگری از همین زنجیره پرافتخار مبارزات کارگری‌است که بانک ملی سهام‌دار اصلی گروه ملی فولاد و مقامات دولتی استان خوزستان و شهر اهواز را وادار به عقب نشینی کرد.

مبارزات اخیر کارگران فولاد اهواز نشان داد که با اتحاد و اتخاذ یک شیوه مؤثر مبارزه می‌توان کارفرما و سرمایه‌دار و حتی حامیان دولتی آن را عقب راند و به موفقیت نسبی دست یافت. راز موفقیت کارگران فولاد، در اتخاذ شیوه اصولی و مؤثر مبارزه، اعتصاب و راپیمایی خیابانی است. کارگران شاغل در سایر صنایع به‌ویژه کارگران صنعت نفت و گاز باید از کارگران فولاد اهواز بیاموزند و بجای تجمعات ساده کوتاه مدت و بالابردن چند شعار و کاغذ نوشته، به اعتصاب و اعتراض خیابانی روی آوَرَند.راز عدم موفقیت مبارزات درصنعت نفت و گاز، شکل مبارزه است که از محدوده برگزاری تجمع فراتر نرفته است چنانکه راز موفقیت فولاد نیز شکل مبارزه است که با اعتصاب و اعتراض خیابانی به مصاف سرمایه‌دار و دولت حامی آن شتافته است. کارگران صنعت نفت باید از تجربه رفقای کارگر خود در گروه ملی فولاد اهواز بیاموزند. تجربه مبارزات چند سال اخیر در صنعت نفت و گاز نیز باید به کارگران این صنعت بزرگ و کلیدی آموخته باشد که مبارزه در شکل تجمعات کوچک و بزرگ و تهیه و انتشار چند عکس و شعار، برای عقب راندن کارفرما و دولت کافی نیست و پاسخگوی شرایط کنونی هم نیست. کارگران ارکان ثالث دست کم در مجتمع گاز پارس جنوبی به این موضوع مهم پی برده‌ و بدین منظور به تلاش هایی نیز دست زده‌اند.گروهی از کارگران پارس جنوبی اخیراً در بیانیه ای خطاب به همکاران خود که روز دوشنبه هفتم مهر تجمع اعتراضی برپا کرده بودند چنین اعلام کردند” همکاران عزیز، گرفتن چند عکس نمادین دیگر کافی نیست، تجربه نشان داده است که تجمعات باید همراه با شعار کوبنده و راه پیمایی پرشور باشد” وما اضافه می‌کنیم باید همراه با اعتصاب و خواباند چرخ های تولید باشد تا مؤثر و نتیجه‌بخش باشد. این، آن درس بزرگی است که از مبارزه اخیر کارگران فولاد اهواز باید آموخت و آن را بکاربست.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۹ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.