نظر به اینکه:
– ستم و تبعیض جنسیتی که ریشه در مناسبات و ساختار طبقاتی جامعه دارد، زنان را در موقعیتی فرودست قرار داده است و از بدو پیدایش نظام سرمایهداری، زنان کارگر علاوه بر تبعیض بر پایه جنسیت و خشونت نهادینه جامعه طبقاتی، بار استثمار طبقاتی را نیز بر دوش میکشند و با ستمی مضاعف مواجهاند،
نظر به اینکه:
– بهرغم قرنها مبارزه زنان در سراسر جهان علیه این تبعیض، ستم ، نابرابری و استثمار که در اغلب کشورهای جهان دستآوردهایی نیز داشته و زنان به برابری حقوقی دستیافتهاند، اما این دستآوردها در جریان بحرانهای اقتصادی و سیاسی جهان سرمایهداری، مکرر مورد تعرض قرارگرفته و بهویژه تحولات چند دهه اخیر بهوضوح نشان داده است که نهفقط به برابری حقوق و آزادیهای فردی زنان، بلکه به شرایط زندگی و معیشت زنان آسیبهای جدی وارد آمده است،
لذا این حقیقت بیش از هر زمان دیگر عیان شده است که یگانه راه رهایی زنان از هرگونه، ستم، تبعیض، نابرابری و استثمار سوسیالیسم است.
نظر به اینکه :
– در ایران دولت مذهبی پاسدار نظم سرمایهداری، با قوانین و مقررات ارتجاعی زنستیز و دستگاههای سرکوب اجرای این قوانین، زنان را در معرض بیرحمانهترین ستم، تبعیض و نابرابری قرار داده و رسماً برابری حقوقی زن را نفی و انکار کرده است ، مبارزات زنان در ایران، ابعاد چندلایه و همهجانبهتری به خود گرفته است. زنان نهتنها علیه ستم و نابرابری طبقاتی و جنسیتی ، بلکه همزمان علیه دولت دینی و سلطه طبقاتی- مذهبی با تمام قوانین و مقررات مذهبی ارتجاعی مردسالارانه و قرونوسطایی به نبرد برخاستهاند.
– زنان از همان نخستین روزهای استقرار این دولت، مبارزهی خود را در اشکال گوناگون ادامه دادهاند. مبارزه و مقاومت زنان زندانی سیاسی از دهه خونین ۶۰ تا کنون یکی از برگ های درخشان جنبش زنان است. با وجوداین تنها با خیزش دیماه ۹۶ و قیام آبان ۹۸ -که تودههای کارگر و زحمتکش نقش برجستهای در آن داشتند-، بستری نوین برای مبارزات رادیکال زنان و جنبش آنها فراهم شد. بستری عاری از هرگونه اتکا و توهم به این یا آن جناح حکومتی. این مبارزات در سال ۱۴۰۱ در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی به نقطه اوج خود رسید. جنبشی با حضور گسترده زنان و مردان جوان و فعالان کوئیر که طی آن، سمبلهای ارتجاع اسلامی در خیابانها به آتش کشیده شد و زنان با شجاعت و جانفشانی، چون ستارگانی در شب تاریک تاریخ درخشیدند و چهرهی شهرها را دگرگون کردند.
– با اینکه مبارزات زنان در سالهای اخیر با تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی گرهخورده و دستاوردهای کمنظیری نیز کسب کرده است، اما فراتر از این محدوده، گسترش و تعمیق نیافت و درنتیجه سرکوبهای وحشیانه جمهوری اسلامی، فقدان تشکل و آگاهی لازم و نبود سازماندهی و افق سیاسی روشن، عجالتاً فروکش کرد و در مبارزات و مقاومت انفرادی زنان علیه نقض آزادیهای فردی ادامه یافت.
از همین رو:
– بررسی نقاط ضعف این جنبش، بخشی از مبارزه و از وظایف خطیر فعالان جنبش انقلابی زنان و کمونیستها است، چراکه غلبه بر این ضعفها و موانع، پتانسیل عظیم این جنبش را چند برابر خواهد کرد. غلبه بر ضعف آگاهی ـ چه ازنظر طبقاتی و چه آگاهی عمومی سیاسی ـ در میان بخشهایی از زنان جوانی که وسیعاً در خیابانها حضور داشتند، افق رهاییبخش سوسیالیستی را در سرلوحه مبارزات زنان قرار میدهد، افقی که مبارزه را از سطح واکنشهای شجاعانه اما فردی و ناپایدار، به نبردی آگاهانه، مستمر و سراسری و در پیوند با جنبشهای اجتماعی و طبقاتی کارگران بسط خواهد داد، مبارزات فردی زنان که نهایتاً شامل آزادیهای فردی، اما شکننده و کمدوام را ارتقاء خواهد داد و از آسیبپذیری بیشتر آن جلوگیری خواهد کرد.
– فائق آمدن بر ضعف آگاهی و تشکل، مبارزه همهجانبه با ستم جنسیتی و طبقاتی را تقویت میکند و قادر خواهد بود میلیونها زن کارگر، زحمتکش و سرپرست خانواده را با جنبش کارگران و زحمتکشان همبسته و همراه کند و با برانداختن سیستم مبتنی بر استثمار و فرهنگ پوسیده و در پیوندی ارگانیک با طبقه کارگر و سایر جنبشهای رادیکال و انقلابی، بساط ستم و تبعیض، تحقیر و بی حقوقی، خشونت علیه زنان را ریشهکن سازد.
جنبش زنان با این پیوند عمیقاً تقویت میشود و متقابلاً موجب تقویت سایر جنبشهای اجتماعی خواهد شد.
– سازمان فدائیان (اقلیت) – که همواره از پیگیرترین مدافعان برابری کامل و رهایی زن بوده و در برنامه خود راهکارهای ریشهای برای تحقق رهایی واقعی زنان را منظور کرده و برای تحقق آنها مبارزه میکند- بر ضرورت پیشبرد مبارزات متشکل تر و هدفمند تر زنان آگاه و کمونیست علیه کلیه اشکال ستم و استثمار و تبعیض بر پایه جنسیت تاکید می کند.





نظرات شما