درودهای گرم ما را پذیرا باشید!
شمایانی که نماد استقامت و پایداری در سرزمینی هستید که ظلم حاکمان فاسد و جنایتکار بیداد میکند.
شمایانی که فریاد آزادیخواهی و عدالتخواهیتان بهرغم تمامی فشارها و بیعدالتیها هرگز خاموش نشد و امروز این صدا در سراسر کشور، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، به گوش میرسد. تودههای جان به لب رسیده، زنان و جوانان، کارگران و معلمان، پرستاران و دیگر زحمتکشان آن را فریاد میزنند و دشمنان مردم، آن قاتلان گلهای سرخ انقلاب، از ترس بر خود میلرزند.
یاد همهی آنها که برای آزادی، سوسیالیسم و برابری مبارزه کردند و خون سرخشان توسط جلادان حاکم بر زمین جاری شد، گرامی باد.
خانواده جانفشاندگان فدایی!
بیش از ۵۴ سال از زمانی که رفقای سرخمان در سیاهکل، پرچم فدایی را برافراشتند و با خون خویش آن را آذین کردند، میگذرد. در دو رژیم سرمایهداری سلطنتی و اسلامی بیشمار انسانهایی تحتتاثیر آرمانهای این حرکت بزرگ و با باور به آنها، برای آزادی و برابری در زیر پرچم سرخ سیاهکل گرد آمدند. از میان آنها بسیارانی در زندانها حماسهها آفریدند و جان فشاندند، و بسیارانی نیز در سنگر سرخ مبارزه با دشمنان مردم جنگیدند و جنگیدند و رفتند. یاد همهی آن گلهای سرخ فدایی گرامی باد.
با گذشت تمام این سالها، سالهای خون و مبارزه، سالهایی شگفتانگیز از اراده و قدرت انسانی، پرچمی که رفقای ما در سیاهکل برافراشتند همچنان برافراشته است، و شما بدون تردید نقش مهمی در برافراشته ماندن این پرچم داشتهاید.
درود بیکران بر شما.
کنفرانس بیستم سازمان و شرکتکنندگان در آن بار دیگر بر پیمان ناگسستنی خود با رفقای جان فشانده و خانوادههایشان پای فشرده و با مشتهای گره کرده، همراه با سر دادن سرود انترناسیونال، با صدایی بلند اعلام میکنند که هماره در راه پُرافتخار آن گلهای سرخ فدایی گام بردارند.
خانوادههای دادخواه!
جمهوری اسلامی در طول تمامی این سالها، با تکیه بر دار و درفش به حیات ننگین خود ادامه داده است. از همان ابتدا خون بهترین فرزندان مردم را در کردستان و گنبد بر زمین ریخت و به سرعت این کشتار وحشیانه پهنای کشور بزرگی به نام ایران را در برگرفت. این ماشین کشتار آرام نمیگیرد و همچنان در پی گردن برای طناب دارش است.
از همینرو خانوادههای دادخواه نیز سال از پی سال بزرگتر شدند، از خانوادههای دادخواه دههی اول حاکمیت جمهوری اسلامی تا دادخواهان سالهای اخیر. از خانواده خاوران، تا خانوادههای دادخواه جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی”، از مادران خاوران تا دختران دادخواه، از خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادند تا خانوادههای زندانیانی که سالها برای برابری جنگیدند.
امروز اما روز دیگریست. امروز روزیست که مردم ایران به پهنای کشور بزرگی چون ایران، در کنار خانوادههای دادخواه و همراه آنها هستند. آن زنان، جوانان، کارگران و دیگر اقشار تهیدست و زحمتکشی که در این سالها بارها برای سرنگونی این حکومت فاسد و جنایتکار به خیابانها آمدند و لرزه بر اندام دشمنان انداختند و میرود تا بساط این حکومت ظلم و جور را برچینند.
شکی نیست که جمهوری اسلامی از بحرانی که امروز سرتاپای آن را دربرگرفته جان به در نخواهد برد. اما نکته بسیار مهم این است که چه چیزی باید جایگزین آن شود و چگونه؟ خون سرخ عزیزان شما بر زمین ریخت تا عدالت و آزادی جانشین ظلم و بیعدالتی شود. اعدام و شکنجه لغو شود. آنها برای این مبارزه کردند و باید برای تحقق آرزوها و رؤیاهایشان جنگید. نباید بگذاریم تا ارتجاعی دیگر از دل این ساختار ظالمانه، جایگزین جمهوری اسلامی شود. آن آرزوها و رؤیاهای زیبا برای مردمی که در این کشور پهناور زندگی میکنند، تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی و به همراه آن نظم ظالمانه سرمایهداری و با برقراری حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان امکانپذیر است. باید برای تحقق آن آرزوها و رویاهای زیبا و دستیافتنی متحد شد، مبارزه کرد، با اعتصاب سراسری رژیم را فلج و بالاخره با قدرت سلاح آن را سرنگون کرد.
زندانیان سیاسی!
جمهوری اسلامی را نمیتوان بدون شکنجه و اعدام تصور کرد، همانطور که نمیتوان بدون زندان تصور کرد. اینها از جمله ابزارهای مهم حکومت اسلامی برای ادامه حیات هستند. شبپرستان از زندانها برای ایجاد ارعاب و به بند کشیدن انسانهای آزاداندیش و عقایدشان بهره میبرند. اما مبارزه و مقاومت با زندگی زندانی سیاسی همزاد هستند.
حتا در سیاهترین سالهای حکومت اسلامی یعنی دههی ۶۰ که با کشتار دستهجمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به اوج خود رسید، مقاومت و مبارزه در زندان جریان داشت. اساساً همین مقاومت و مبارزه در زندان بود که رژیم را در پایان جنگ ارتجاعی هشت ساله و در هراس از زندانیان سیاسی بر آن داشت تا در خلوت زندانها چوبههای دار را برپا کند، و اینگونه چندین هزار تن از بهترین فرزندان کشور را به قتل برساند.
امروز هم زندانها به سنگر مبارزه و مقاومت تبدیل شدهاند، زندانهایی که در پی گسترش مبارزات قهرمانانه مردم بار دیگر پذیرای هزاران زندانی سیاسی هستند. از مقاومت قهرمانانه زنان زندانی سیاسی بهویژه در قتلگاه قرچک تا “سهشنبههای نه به اعدام” که هشتاد و هفتمین هفته خود را پشت سر گذاشت. سهشنبههایی که از زندان قزلحصار آغاز شد و اکنون به ۵۲ زندان رسیده است.
امروز زندانیان سیاسی پرچمدار مبارزه برای لغو اعدام هستند، پرچمی که خانوادههای دادخواه نیز در حمایت از “سهشنبههای نه به اعدام” در دست گرفتهاند. به همت مبارزه شما و خانوادههای دادخواه است که امروز شعار “نه به اعدام” به هر کوی و برزن راه یافته است.
درود ما بر شما، پیروز باد مبارزه و مقاومتتان.
شما به این دلیل در بند رژیم خونخوار جمهوری اسلامی هستید که به این نظم ظالمانه نه گفتید. اندیشههایتان را بیان کردید و نهراسیدید. اندیشههایتان را به خیابانها و کارخانهها و مدارس و دانشگاهها آوردید و نهراسیدید.
این را همگان میدانند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سریر قدرت است، سعی خواهد کرد بیان و اندیشه را در بند کند و این حق مسلم را از انسانها بگیرد. تنها با سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی است که آزادی بیان و اندیشه بیهیچ قید و شرطی در جامعه جاری خواهد شد و دیگر زندانی سیاسی معنایی نخواهد داشت. سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی نیز جز با قرار گرفتن قدرت سیاسی در دست مردم، در دست کارگران و دیگر زحمتکشان که به شیوهی شورایی اراده خود را اعمال کنند، ممکن نخواهد بود.
در پایان بار دیگر درودهای بیکران خود را نثار شما:
خانوادههای جانفشاندگان فدایی،
خانوادههای دادخواه،
و زندانیان سیاسی میکنیم.
شرکتکنندگان در کنفرانس بیستم سازمان فدائیان (اقلیت)
شهریور ۱۴۰۴





نظرات شما