پیام سازمان همکاری شانگهای: پایان هژمونی امپریالیسم آمریکا!

تشدید بحران‌های اقتصادی و سیاسی در جهان سرمایه‌داری و بالاگرفتن رقابت بین کشورهای امپریالیست برای حفظ یا دست‌یافتن به هژمونی وارد فاز جدیدی شده است. تضادهای فزاینده میان کشورهای امپریالیست و لبحران‌های لاینحل موجود، موجب تضعیف هرچه بیشتر نقش هژمونیک ایالات متحده در سطح جهان شده و در عوض موجب خیز برداشتن قدرت‌های دیگر جهان سرمایه‌داری – از جمله چین، هند و روسیه – برای کسب هژمونی شده است.

برگزاری اجلاس سالانه «سازمان همکاری شانگهای» – که در سال ۱۹۹۶ به منظور همکاری بین چین و کشورهای آسیای مرکزی تشکیل شد – در اولین روزهای ماه سپتامبر (اواسط شهریور) در شهر «تیانجین» چین، صحنه‌ای برای نمایش قدرت سیاسی و نظامی و عرض‌اندام قطبی جدید شامل چین، روسیه و هند بود. اهداف سیاسی این نشست با نزدیکی بیشتر این سه کشور و دستیابی به توافقاتی در زمینه اقتصادی و سیاسی همراه بود.

توافقات اقتصادی – که بخشا واکنشی است به سیاست افزایش تعرفه‌های ترامپ- عبارتند از: توافقاتی برای کاهش وابستگی به دلار و یورو از طریق راه‌اندازی سازوکارهای تسویه مالی به صورت ارزهای محلی، انتشار اوراق قرضه مشترک و ایجاد یک سیستم تسویه مالی در بین اعضا. همکاری ۱۰ ساله در حوزه فناوری، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال یکی دیگر از مفاد بیانیه پایانی «سازمان همکاری شانگهای» بود.

اجلاس همکاری شانگهای در زمینه سیاسی نیز ضمن تأکید بر چندقطبی شدن جهان (منظور جهان سرمایه‌داری است) بر ضرورت اصلاحاتی در سازوکار سازمان ملل تأکید کرد و از جمله خواهان محدود کردن اهرم‌های اعمال تحریم‌های اقتصادی در جهان شد. به رخ کشیدن پیشرفت‌های چین در زمینه بیوتکنولوژی و به‌طور مثال استفاده از تکنولوژی در افزایش طول عمر و حتی «جاودان کردن انسان» – که ظاهراً در نتیجه باز بودن میکروفون و لو رفتن مکالمه غیررسمی چین و روسیه علنی شد – یکی دیگر از موضوعات بود.

چین، میزبان این اجلاس،  در بیانیه‌های مقدماتی که از سوی شورای دولتی این کشور منتشر شده بود، کشورش را «حافظ صلح و امنیت» خوانده و از ایالات متحده خواسته بود شعار «اول آمریکا» را تحقق بخشد و به جای هزینه کردن برای زرادخانه‌های خود، بودجه نظامی‌اش را کاهش دهد و در عوض به سروسامان دادن به اوضاع داخلی و پایان دادن به جنگ‌ها بپردازد!

اما چین در عین طرح این ادعاهای صلح‌طلبانه، همزمان با اجلاس «همکاری شانگهای» خود بزرگ‌ترین رژه نظامی تاریخ این کشور را به نمایش گذاشت. در این رژه نظامی، ۱۰ هزار سرباز، ۱۰۰ فروند هواپیما و تجهیزات پیشرفته مانند موشک‌های مافوق صوت، پهپادهای هوشمند زیردریایی، واحدهای تخصصی در حوزه‌های فضایی و سایبری از جمله «گرگ‌های رباتی» با شعار و ادعای «صلح در برابر جنگ» به نمایش درآمدند.

انتخاب شهر «تیانجین» برای میزبانی این اجلاس نیز اتفاقی نبود. این شهر از مهم‌ترین مراکز تولید صنایع بزرگ نظامی است که به واسطه نزدیکی‌اش به پکن، از مراکز مهم نظامی نیز محسوب می‌شود. در عین حال، شورای دولتی چین در آمار منتشره مربوط به سرمایه‌گذاری‌های نظامی خود نوشته است که این هزینه‌ها در سال ۲۰۲۴، رشد ۷/۲ درصدی داشته و رقمی معادل یک تریلیون و ۷۸ میلیارد دلار در سال جاری میلادی بوده است.

بازتاب این اجلاس درمقیاس جهانی که با بزرگ‌ترین نمایش و رژه نظامی چین همراه بود، حاوی این پیام مهم بود که قدرقدرتی امپریالیسم آمریکا در جهان سرمایه‌داری رو به افول است و تشدید تضادها و بحران‌های لاینحل جهان سرمایه‌داری، بلوک‌بندی‌های جدیدی را به همراه داشته است. ترامپ دو روز پس از اجلاس فوق، در واکنش به توافقات حاصله در این اجلاس و نمایش نظامی که چاشنی آن شده بود، اعتراف کرد که ایالات متحده هند و روسیه را به چین باخته است.

رسانه‌های جهانی نیز واکنش‌ها و ارزیابی‌های متعددی نسبت به این اجلاس منتشر کرده‌اند:‌ روزنامه لوموند این اجلاس را نقطه عطفی برای کشورهای جنوب (در حال توسعه) معرفی کرده و نوشته است که اجلاس فوق نشان داد که هند برغم فشارهای واشنگتن – اعمال تعرفه‌های ۵۰ درصدی ایالات متحده بر واردات هند – نمی‌خواهد صرفاً در مدار غرب قرار داشته باشد. این سیاست هند به این کشور امکان می‌دهد استراتژی سیال و چندگانه‌ای اتخاذ کند. این روزنامه در پایان نوشته است که نظم جهانی چندقطبی دیگر صرفاً یک نظریه نیست بلکه در حال نهادینه شدن است.

اشپیگل این اجلاس را یک نمایش رسانه‌ای و «دیپلماسی صحنه‌سازی شده» می‌داند که در یک طرف آن فرش قرمز دیپلماسی است و در سوی دیگر نمایش بزرگ نظامی. در عین حال از این طریق چین روایت جدیدی از نظم جهانی ارائه می‌دهد و این روایت قادر است کشورهای در حال توسعه را به سمت خود جلب کند؛ روایتی که غرب در آن گرفتار اختلافات داخلی و بی‌ثباتی است ولی در طرف مقابل، قدرتی قد علم می‌کند که نماد ثبات و پیشرفت است. اشپیگل نتیجه‌گیری می‌کند که این روایت، گرچه روایتی متفاوت و جذاب‌تر است اما هنوز به معنای وجود یک بلوک منسجم نیست.

وال استریت ژورنال نیز اتحاد نمادین و سه‌گانه چین، روسیه و هند را ناشی از ناکامی سیاست ایالات متحده برای ایجاد شکاف بین این سه کشور می‌داند.

واقعیت این است که تشدید بحران‌های همه‌جانبه سیاسی، اقتصادی و لاینحل جهان سرمایه‌داری که در افزایش شکاف طبقاتی، جنگ‌ها و روی کار آمدن قدرت‌های نئوفاشیست نمود پیدا کرده‌اند، تضاد و رقابت بین کشورها و بلوک‌بندی‌های امپریالیستی را به دنبال داشته و سرکردگی امپریالیسم آمریکا در دهه‌های اخیر را روز به روز بیشتر تضعیف کرده است.

تضاد امپریالیسم آمریکا با قدرت‌های امپریالیستی اروپا از یک سو و تضاد این دو قطب با قدرت‌هایی که برای هژمونی خیز برداشته‌اند، از سوی دیگر، بیانگر موقعیت فعلی جهان سرمایه‌داری است که در آن  این رقابت‌ها برای کسب بازارهای بیشتر با جنگ‌افروزی و میلیتاریسم و نسل کشی و کشتار و فقر فزاینده همراه است. گسترش زرادخانه‌ها در جهان تنها در سال ۲۰۲۴ هزینه‌ای برابر با ۲ تریلیون و ۴۳ میلیارد دلار در بر داشته است که ۴۰ درصد آن از سوی ایالات متحده هزینه شده و مابقی از سوی بلوک‌ها و کشورهایی است که گرچه داعیه صلح‌طلبی دارند، اما در واقع با تغذیه صنایع نظامی برای کسب هژمونی هزینه می‌کنند و بار آن را بر دوش میلیاردها تن از  کارگران  و توده های  زحمتکش جهان قرار می‌دهند. روایت امپریالیستها هر چه که باشد- چه دفاع آشکار از جنگ و کشتار و چه ادعای صلح و امنیت-،‌با روایت توده های به جان آمده از فقر و تباهی یکی نیست. صلح مدنظر امپریالیستها، تنفسی بین دو جنگ است . در حالی که تودههای مردم خواهان صلحی پایدار ند که  درجامعه ای عاری از فقر، تبعیض، استثمار و کشتار میسر است.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۶ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.