خبرگزاری دولتی ایلنا روز پنجم شهریور از اخراج ۴۵ تن از کارگران کارخانه ماشین سازی لرستان خبرداد. چندی قبلتر نیز ۵۸ کارگر این کارخانه اخراج شده بودند. شواهد حاکی است که لیست سوم اخراجی در این واحد نیز در راه است. همین خبرگزاری روز ۸ شهریور از اخراج ۱۵۰ کارگر کارخانه فروآلیاژ ازنا واقع در لرستان خبر داد.
روزی نیست که خبر اخراج و بیکارسازی کارگران انتشارنیابد. کمبود برق و قطع مکرر و تأثیرات مستقیم آن بر چگونگی گردش چرخ تولید، دامنه اخراجها و بیکارسازی کارگران را بیشازپیش وسعت بخشیده است.بحرانهای عمیق چندین ساله اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، بی آنکه راه و روزنهای برای حل آن پیداشود یا دست کم از دامنه و ابعاد آن اندکی کاسته شود، مدام تشدید شدهاند.این بحرانها، تمام رشتهها و تاروپود شالوده نظم موجود را فراگرفته اند.محیط زیست، بحرانی است، مسکن بحرانی است، وضعیت انرژی بحرانیست،آب و نان و گاز و دارو و درمان در بحران است. بحران ناشی از کمبود و قطع برق به یکی از معضلات اساسی و جدی صنایع تبدیل شده و اخراج و بیکارسازی وسیع کارگران را در دستور کار طبقه سرمایهدار قرار داده است.
اخراج بیش از ۱۰۰ کارگر از ۳۰۰ کارگر شاغل در ماشین سازی لرستان و ۱۵۰ کارگر از حدود ۷۰۰ شاغل کارخانه فروآلیاژازنا در این استان حاکی از دامنه گسترده اخراجهاست. اخراج کارگران البته به لرستان و دو کارخانه این استان خلاصه و محدود نمیشود. سایر کارخانهها و صنایع از فولاد و سیمان گرفته تا آلومینیوم و پتروشیمی و دیگر رشتهها، هم دراین استان و هم در سرتاسرکشور غرق در بحران ناشی ازقطع برقاند. هزاران کارگر اخراج شده و دهها هزار کارگر دیگر در یک قدمی اخراج قرارگرفتهاند. بحران به حدی حاد و اوضاع به قدری بههم ریخته و ازهمگسیخته است که پزشکیان رئیس جمهور حکومت اسلامی نیز در توضیح وضعیت جاری، از واژه هایی چون لبه پرتگاه سقوط استفاده کرد.
قطع برق و پیامدهای ناشی از آن حتی صدای صاحبان صنایع را نیز درآورده است. به گفته مهدی بستانچی رئیس شورای هماهنگی شهرکهای صنعتی کشور، دربسیاری از مناطق، واحدهای صنعتی به دلیل قطع برق دست کم یک سوم و در برخی نقاط، نصف روزهای کاری خود را ازدست دادهاند. وی ضمن اشاره به افت ۴۰ درصدی ظرفیت تولید میگوید: بنگاههای اقتصادی دیگر قادر به مقاومت دربرابر قطع برق و ادامه کاری نیستند و “ظرفیت تابآوری صنایع رو به پایان است”.
عبدالوهاب سهلآبادی رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیز در گفتوگو با مهر میگوید: ۵۰ درصد واحدهای تولیدی و کارخانههای کشور با قطعی برق مواجه شدهاند و اغلب صنایع ۱۴ تا ۱۷ روز در ماه و تنها ۲ تا ۳ روز در هفته امکان فعالیت دارند. وی میگوید، کمبود و قطع برق ” نیمی از ظرفیت تولید کشور را از مدار خارج کرده است”. اصغر آهنیها نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار نیز میگوید: تنها ۵۰ درصد شهرکهای صنعتی فعالاند و مدیران برخی از واحدهای تولیدی بنگاههای خود را تعطیل کردهاند.
کمبود و قطع مکرر و مداوم برق، تعطیل کارخانهها و توقف خطوط تولید، نه فقط کاهش تولید و بهرهوری و افزایش قیمت کالاهارا از جمله بهخاطر افزایش وابستگی کارخانهها به ژنراتورهای دیزلی، درپی داشته و تأثیرات مخربی بر روند کار صنایع، تولیدات و اشتغال داشته است، بلکه قطع برق در مواردی که کارها پرریسک و حساس است، منجر به بروز حوادث شغلی و آسیبرسانی به کارگران شده و در همان حال موجب افزایش هزینههای درمان و بیمه شده است. قطع برق در موارد زیادی نیز منجر به خرابی دستگاههایی میشود که به سادگی قابل جایگزینی نیستند. تمام این فاکتورها نه فقط موجب افزایش هزینههای تمام شده و افزایش قیمت تولیدات شده بلکه نارضایتی آشکار صاحبان خصوصی صنایع را نیز درپی داشته است.
زیان اصلی ناشی از قطع برق و تأثیرات مخرب آن بر تولید اما قبل از هرجا و هرکس، متوجه کارگران است. بار اصلی این بحران نیز بردوش طبقه کارگر آوار شده است. سرمایهداران و صاحبان صنایع مطابق معمول بار اصلی این بحران را نیز بردوش طبقه کارگر انداختهاند. قطع برق به نحو بیواسطهای ادامه کاری کارگر را به خطر افکنده ، اخراجهای گستردهای را درپی داشته و به قطع معیشت کارگری منجر شده است.افزون برآن، این بحران زمینه های تعرض جدید علیه دستمزد و مزایای ناچیز کارگران را نیز فراهم ساخته است.
طبقه سرمایهدار هرجا خواسته و اراده نموده، دست به اخراج و بیکارسازی کارگران زده است. اخراج ۲۵۰ کارگر فقط از دوکارخانه در استان لرستان، تنها مشتی نمونه خروار است. درکنار این شیوه اصلی برای انتقال بار بحران بردوش کارگران، سرمایهداران از روشهای متعدد دیگری نیز سود جستهاند. کارگران را برای مدتهای نسبتاً طولانی بدون پرداخت مزد به مرخصی اجباری فرستادهاند، از دستمزد کارگران زدهاند و ازپرداخت برخی مزایا مانند نوبت کاری، بهره وری، آکورد و امثال آن به کلی خود داری نمودهاند. دربسیاری از واحدهای تولیدی که کارگران بادستمزدهای ناچیز قادرنبودهاند حداقل هزینههای زندگی خود را تأمین کنند، به ناچار به اضافه کاری روآورده و تا ۱۲ ساعت در روز کار میکردند بلکه از طریق اضافه کاری بتوانند معیشت خود را تأمین کنند. اکنون اضافهکاریها حذف شده، دریافتیها کاهش یافته و فشارهای معیشتی بردوش کارگران و خانوادههای کارگری به شدت افزایش یافته است.
هیچ چشماندازی پیرامون توقف این روند و بهبود شرایط وجود ندارد. اخراجها و بیکارسازی کارگران همچنان ادامه خواهد یافت. به گفته مهدی بستانچی رئیس شورای هماهنگی شهرکهای صنعتی کشور، قطع برق، تنها در بخش صنعت بیکاری ۲۰۰ هزارکارگر را در پی خواهد داشت.
درشرایطی که صاحبان صنایع انتظار دارند دولت خسارات وارده به صنایع را جبران کند و ظاهراً مصوبهای نیز در مورد جبران خسارات ناشی از قطع گاز و برق وجود دارد، اما دولت عجالتاً سرگرم باجگیری و چپاول و اخاذی است و بر سر هرموضوع به جیب کارگران و زحمتکشان دستبرد میزند. البته برخی از صاحبان صنایع و کارخانهها نیز ممکن است از شرایط موجود به سود خود سوءاستفاده کنند و با اعلام ناتوانی اداره کارخانه و اخراج کارگران، بخواهند تسهیلات دولتی دریافت کنند. در این حالت نیز بازهم کارگران هستند که قربانی مطامع سرمایهداران میشوند. به قول کارگران ماشینسازی لرستان” ما کارگران گروگان گرفته شدیم تامدیران به خواست خود برسند”.
رژیم جمهوری اسلامی بعد از ۴۷ سال حاکمیت خود نه فقط کوچکترین گامی در راستای منافع کارگران و منافع عمومی مردم برنداشته، بلکه جامعه را در عمق بحرانهای چندجانبه فروبرده و از همه جهت به قهقرا سوق داده است.ارتجاع اسلامی زندگی کارگران و عموم زحمتکشان را به فقر و فلاکت و تباهی کشانده و میلیونها تن رابدون کار و اشتغال و آینده روشن به حال خود رها کرده است. افلاس و ورشکستگی و ازهم گسیختگی همه جا به چشم میخورد. رژیم حاکم در روزهای پایانی عمر خویش، حد اکثر ناامنی و نا ایمنی، فقدان آب، برق،گاز، بهداشت ودارو و درمان، فقر، بیکاری و تنگناهای دهشتناک معیشتی را بر مردم تحمیل نموده است. این رژیم فاسد و سرکوبگر، حتی از تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی همچون آب، برق، گاز، مسکن و امثال آن نیز ناتوان بوده است. طبقه حاکم و مشتی دزد و جانی و جنایتکار در هیئت رژیم سیاسی، جز دزدی و غارت و چپاول، جز استثمار و ظلم و سرکوب و جز خالی کردن جیب مردم هیچ هنر دیگری نداشتهاند. رژیم ارتجاعی حاکم با وجود آنکه سالهاست بر ثروتهای بیکران اجتماعی چنگ انداخته و بر سرهرپیچ یا موضوع، آشکارا دست در جیب مردم کرده است، اما بازهم حاضر نشده بخشی از آن را صرف امور اجتماعی و هزینههای رفاه عمومی مردم کند. این روزها در حالیکه برق منازل مکرر و ساعتها قطع میشود، اما مبالغ مندرج در قبوض پرداخت هزینه مصرف برق، به شدت افزایش یافته و در مواردی چند برابرشده است. اخاذی و غارت و چپاول به هرطریق ممکن، به یکی از خصوصیات مهم و بارز رژیم دزد و جنایتکار تبدیل شده و به امری عادی وروزمره تبدیل شده است.
خصوصیت رژیم مرتجعین حاکم فقط به ضدیت با کارگران و پروارشدن به قیمت فقر و تباهی طبقه کارگر خلاصه نمیشود. میلیونها تن از زنان، جوانان و جویندگان کار همهجا در معرض ظلم و ستم و سیاستهای ضد مردمی آن قرار داشتهاند. اخیراً حکم اخراج ۳ هزار نفر که در دوره ابراهیم رئیسی استخدام شده بودند صادر شده است. در پیگیری موضوع توسط قالیباف رئیس مجلس از طریق رئیس دیوان عدالت اداری پاسخ این بوده که این اقدام و استخدام ۳ هزار نفر، غیر قانونی بوده است.
کسی در فکر این ۳ هزار نفر و خانواده آن ها نیست، چنانکه در فکر ۲۵۰ کارگر اخراجی کارخانه ماشین سازی و کارخانه فروآلیاژ ازنا در لرستان و در فکر آن ۲۰۰ هزار کارگری که در صف اخراج و بیکارسازی ایستادهاند نیست. در عموم کشورهای سرمایهداری قاعده بر این است که به کارگر بیکار مادامکه کاری پیدا نکرده است باید بیمه بیکاری پرداخت شود. در برنامه فوری سازمان ما نیز بر بیمه اجتماعی کامل کارگران از جمله بیمه بیکاری و همچنین ایجاد کار برای بیکاران تأکید و حکومت شورایی موظف شده است برای تمام افراد جامعه از جمله میلیونها تن که هم اکنون بیکارند و صدها هزار نفری که به صف بیکاران میپیوندند، کار ایجاد کند. مادام که این خواست بهطور کامل تحقق نیافته است دولت باید به بیکاران حق بیمه بیکاری معادل مخارج یک خانوار ۴ نفره کارگری در هر ماه پرداخت کند.
نیازی به گفتن نیست که کارگران و بیکاران در تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از این حقوق محروماند و مادام که جمهوری اسلامی بر سر کارباشد، اخراج و بیکارسازی و محرومیت از هرگونه حقوق اجتماعی و پایه ای کارگری نیز محروم خواهند بود.مادامکه رژیم حاکم در قدرت و نظم موجود پابرجا باشد، وضعیت طبقه کارگر در هیچ زمینهای بهبود نخواهد یافت. تمام نابسامانیهای اجتماعی از فقر و بیکاری گرفته تا اخراج و بی آیندگی و معضلات عدیده معیشتی، با موجودیت نظم ارتجاعی حاکم درهم تنیده شده است. زندگی در زیر ساطور استبداد وارتجاع و در فقر و فلاکت و بیحقوقی و بیآیندگی کافیست. روزگار وخامتبار و ناانسانی را بیش ازاین نباید تحمل نمود. ما میتوانیم و باید با یک تکان بزرگ، اوضاع را عوض کنیم. برای رهایی از وضعیت نکبتبار موجود هیچ راهی دربرابر ما کارگران و زحمتکشان وجود ندارد جز آنکه رژیم جمهوری اسلامی و تمام نظم موجود را به زیر کشیم، حکومت شورایی خود را مستقر سازیم .آنگاه قادریم خواست های خود را عملی سازیم و برای همیشه از شر مصائب موجود رهاشویم.





نظرات شما